متن پیام | تصاویر اجتماع مردم در سراسر کشور | سخننگاشت | نماهنگ
https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62341
۱۴۰۴/۱۰/۲۲
پیام تجلیل از ملت عظیمالشأن ایران در پی اجتماعات گسترده امروز ۲۲ دیماه
حضرت آیتالله خامنهای رهبر انقلاب اسلامی در پیامی ضمن تجلیل از کار بزرگ ملّت عظیمالشأن ایران در اجتماعات گسترده امروز و روز تاریخیای که آفریده شد، تأکید کردند: ملّت ایران، خود را و همّت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید و این هشداری به سیاستمداران آمریکا بود که فریبکاری خود را متوقف کنند و به مزدوران خائن تکیه نکنند.
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی خطاب به ملّت ایران به این شرح است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
ملّت عظیمالشأن ایران!
امروز کار بزرگی انجام دادید و روزی تاریخی آفریدید. این اجتماعات عظیم و سرشار از عزم راسخ، نقشهی دشمنان خارجی را که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شود، باطل کرد.
ملّت بزرگ ایران، خود را و همّت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید. این هشداری به سیاستمداران آمریکا بود که فریبکاری خود را متوقف کنند و به مزدوران خائن تکیه نکنند.
ملّت ایران، قوی و مقتدر است، آگاه و دشمنشناس است، و در همه حال در صحنه حضور دارد.
خداوند رحمت خود را بر همهی شما نازل کند.
سیّدعلی خامنهای
۲۲ دیماه ۱۴۰۴
https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=62324
- ۰۴/۱۰/۲۴




بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ ﴿1﴾
هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِن کَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ ﴿2﴾
مَّا کَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِکُمْ وَلَکِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِیِّینَ وَکَانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمًا ﴿الاحزاب: 40﴾
مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا ﴿الفتح: 29﴾
وَتَرَى الْمَلَائِکَةَ حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَقُضِیَ بَیْنَهُم بِالْحَقِّ وَقِیلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿الزمر: 75﴾
اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
عید مبعث حضرت رسول اکرم محمد مصطفی صل الله علیه و آله و سلم بر عموم مسلمانان جهان و خصوصاً شیعیان آن حضرت مبارک باد!
امتیاز ایران!حضرت آیتالله خامنهای: بر خلاف دروغگوییهای دشمن، یکی از مهمترین امتیازات ما جوانهایمانند. جوان ایرانی در جنگ سلحشور، در سیاست، روشنبین و دشمنشناس، و در امور دینی دارای تقیّد است. تحقیقات دقیق علمی در زمینه هستهای، سلولهای بنیادی، نانو، دارو و غیره را جوانها انجام میدهند. جوان ما اینجور است. ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
رسانه KHAMENEI.IR براساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب، لوح «امتیاز ایران!» را منتشر میکند.
https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62350
ملت بزرگ ایران، خود را و همت و هویت خود را به رخ دشمنان کشیدحضرت آیتالله خامنهای در پیام تجلیل از ملت عظیمالشأن ایران در پی اجتماعات گسترده ۲۲ دیماه ۱۴۰۴: ملّت بزرگ ایران، خود را و همّت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید. ۱۴۰۴/۱۰/۲۲
رسانه KHAMENEI.IR بر همین اساس، لوح زیر را منتشر میکند.
https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62350
طلیعه پیروزیپایگاه اطلاع رسانی KHAMENEI.IR به مناسبت سالگرد فرار شاه از ایران در ۲۶ دیماه سال ۱۳۵۷ کلیپ صوتی «طلیعه پیروزی» را منتشر میکند. حضرت آیتالله خامنهای در این کلیپ صوتی با نگاهی گذرا به دوران پادشاهی محمدرضا پهلوی، مقاطعی ذلتبار از حکومت پهلوی را برمیشمارند.
سخنان حضرت آیتالله خامنهای که در این صوت میشنوید:
[در شهریور ۱۳۲۰] رضا خان به وسیلهی حامیان قبلی خود از سلطنت عزل شد و از ایران بیرون رفت. محمد رضا را بر سر کار آوردند؛ با قرار تسلیم محض در مقابل انگلیسیها! هر کاری آنها میخواستند، انجام میداد؛ دیگر احتیاج به استعمار نبود! وقتیکه یک خائن ایرانی حاضر است در مقابل کمک بیگانه، بر ملت ایران سلطنت و حکومت کند و خواستهی آن بیگانه را در ایران اعمال نماید، دیگر چه لزومی دارد زحمت استعمار را به خودشان بدهند!؟ این کار را کردند.
دیدار مردم قم ۱۳۷۹/۰۷/۱۴
در اوایل رفتن رضاخان که هنوز تکلیف سلطنت در ایران درست معلوم نشده بود، سفیر انگلیس در تهران به کسی که از طرف محمدرضا به او مراجعه کرده بود که تکلیف خودش را بداند، میگوید که چون بر طبق اطلاعات ما، محمدرضا به رادیو برلین گوش میکند و پیشرفتهای آلمان را روی نقشه پی میگیرد، پس مورد اعتماد ما نیست. آن شخص، خبر را به محمدرضا میدهد. او هم گوش کردن به رادیو برلین را ترک میکند و کنار میگذارد! آن وقت سفیر انگلیس میگوید: «حالا دیگر عیبی ندارد؛ میشود او را به سلطنت انتخاب کرد.» رژیم و دولتی که در راس آن کسی قرار دارد که تا این حد به یک سفارت بیگانه وابسته است که آنها برای سلطنت او شرطهای حقیر و ذلتآوری از این قبیل معین میکنند و او هم آن شرطها را میپذیرد و عمل میکند تا آنها او را به سلطنت برسانند، معلوم است که چقدر به بیرون از این مرزها و به قدرتهای خارجی وابسته است.
سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) ۱۳۷۴/۰۳/۱۴
بعد از آنکه حکومت مصدق را [در مرداد سال ۱۳۳۲] سرنگون کردند البته قبلا مرحوم آیتالله کاشانی را با ترفندهای خودشان منزوی کردند، کنار زدند و با بیتدبیریهایی که انجام گرفت کنار گذاشتند باز سر کار آمدند و وارد ایران شدند و توانستند با نفوذ خود، با ایادی خود، با فعالیت خود، کودتای ۲۸ مرداد را به وجود آورند و محمد رضا را که از ایران فرار کرده بود، به ایران برگردانند. بیست و پنج سال بعد از آن، حکومت دیکتاتوری سیاه پهلوی ادامه پیدا کرد.
دیدار مردم قم ۱۳۷۹/۰۷/۱۴
[یک خصوصیّت] این رژیم خبیث، فساد بود. انواع فساد، از فسادهاى جنسى بگیرید که مبتلابه تقریباً همهى دربارىها و دوروبرىها و مانند اینها بود که دیگر حالا داستانهایش شرمآور است. آن روز خیلى از آحاد مردم هم میدانستند، اگرچه جرأت نمیکردند بر زبان بیاورند. گاهى از قلم خارجىها درمیرفت، چیزهایى را میگفتند فساد جنسى، فساد مالى، نه فقط در سطوح متوسّط که هر وقتى ممکن است پیش بیاید؛ نخیر، در عالىترین سطوح کشور. از طرف شخص محمّدرضا و دوروبرىهایش، بالاترین فسادهاى مالى، بزرگترین رشوهها، بدترین دستاندازىها، خباثتآلودترین فشارها بر منابع مالى ملّت بهوجود مىآمد. براى خودشان ثروت درست میکردند به قیمت فقیر کردن مردم و بیچاره کردن مردم. فساد، فساد جنسى، فساد مالى، اعتیاد، ترویج اعتیاد و ترویج موادّ مخدّر صنعتى بهوسیلهى عناصر اصلى حکومت آن روز در ایران بهوجود آمد و اتّفاق افتاد.
بیانات در دیدار مردم قم ۱۳۹۳/۱۰/۱۷
استعمارگران از قرنهای شانزده و هفده که وارد سرزمینهای شرق - از جمله سرزمینهای اسلامی - شدند، برای اینکه بتوانند کاملاً کمند اسارت را به دست و پای این ملتها ببندند و آنها را اسیر خود بکنند، شروع کردند آنها را نسبت به گذشتهی خود، نسبت به داشتههای خود، نسبت به مذهب خود، نسبت به آداب خود و نسبت به لباس خود بدبین کردن. اینها عبرتآموز است؛ کار به جائی رسید که در زمان اوائل مشروطیت در این کشور، یک روشنفکر گفت: ایرانی باید از سر تا به پا فرنگی بشود! یعنی دینش را، اخلاقش را، لباسش را، خطش را، گذشتهاش را و مفاخرش را کنار بگذارد و فراموش بکند، اما فرهنگ غربی، آداب غربی، رسوم غربی، تفکر غربی و روش و منش غربی را بپذیرد! اینجور اعلان کردند. این فریاد مذلتبار را در کشور ما آن کسانی که به دین پشت کرده بودند، سر دادند. معلوم است؛ وقتی یک کشوری همه چیز خود را از دست داد و از درون تهی شد، استعمار انگلیس براحتی میتواند بر همه چیز او - نفت او، ارتش او، دارائی او، دستگاه سیاسی او - تسلط پیدا کند؛ کار در دوران پهلوی به جائی رسیده بود که شاه خائن برای اینکه فلان کس را بعنوان نخستوزیر معین بکند، مجبور بود با سفیر انگلیس - و بعدها با سفیر آمریکا - در میان بگذارد و در واقع از او استجازه کند و اجازه بگیرد. این تاریخ دردبار گذشتهی ماست. این ضد عزت ملی است. حکومتهای دیکتاتوری وابسته و فاسد، ملت ایران را از اریکهی عزت فرود آوردند؛ نه علم او را توسعه دادند، نه دنیای او را درست کردند، بلکه آخرتش را هم از او گرفتند و لباس اسارت بر او پوشاندند. انقلاب اسلامی در مقابل یک چنین وضعیتی قیام کرد. در مقابل یک چنین مصیبت بزرگی انقلاب اسلامی و امام بزرگوار ایستاد و ملت ایران خون خود را در این راه نثار کرد و به پیروزی رسید.
وقتی یک چنین روحیهای در میان مردمی حاکم شد، دستگاه سیاسی آن کشور و آن ملت هم به طور طبیعی نوکرمآب میشود: در مقابل مردم خود مثل سگ درنده و گرگ خونخوار، اما در مقابل دشمنان مثل برهی رام؛ «اسد علىّ و فی الحروب نعامة». همان رضاخانی که بخصوص در نیمهی دوم سلطنتش آنجور با مردم خود با خشونت رفتار کرده بود - که مردم جرئت نفس کشیدن نداشتند؛ توی خانههای خودشان پدر به فرزند و فرزند به پدر اعتماد نمیکرد - در مقابل یک پیغام سادهی انگلیسیها که گفتند «باید از سلطنت کناره بگیری»، مثل موشِ مرده از سلطنت کناره گرفت و از کشور خارج شد! همین طور محمد رضای پهلوی؛ محمد رضای پهلوی در سالهای دههی چهل و دههی پنجاه شدیدترین فشارها را بر این ملت و بر مبارزان و بر آزادیخواهان - خشن؛ بدون اندک ملاحظهای از مردم - وارد کرد؛ اما همین آدم در مقابل سفیر آمریکا و سفیر انگلیس خشوع و خضوع میکرد و از آنها حرف میشنفت! ناراحت هم بود، اما مجبور بود. این حکومت یک ملتی است که از عزت ملی محروم است.
دیدار مردم کردستان ۱۳۸۸/۰۲/۲۲
روزی که محمّدرضا از ایران فرار کرد، در واقع رژیم پادشاهی از بین رفته بود. او دید ماندنش دیگر فایدهای ندارد. لذا مجسّمهای از فرد بیچاره بدبختِ بدنامی که بدنامتر هم شد، درست کردند تا چند روزی رژیمِ در آستانه انحلالِ کامل را نگه دارند. او سی، چهل روز بر سرِ کار ماند، تا اینکه امام آمد و با یک اشاره دستِ ایشان، همه چیز روی هم ریخت. نظام پادشاهی در ایران پوک شده بود. به خاطرِ چه؟ به خاطرِ حضور مردم. مردم به چه خاطر به میدان آمدند؟ به خاطر دین. چون شعار، شعارِ اسلامی بود؛ چون پیشوایان، پیشوایانِ اسلامی و روحانیونِ مورد اعتمادِ مردم بودند.
خطبههای نماز جمعه ۱۳۷۳/۱۱/۱۴
https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=28699
چه تعبیر رسا و گویایى! مىفرماید: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ»، او کسى است که در میان جمعیّت درس نخوانده، رسولى از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها مىخواند و آنها را تزکیه مىکند و به آنان کتاب و حکمت مىآموزد و به یقین، پیش از آن در گمراهى آشکار بودند». [2] آرى این بود سرگذشت عرب جاهلى- و همین است ویژگیهاى اصلى جاهلیتهاى قرون و اعصار که در اشکال مختلف و محتواى واحد ظاهر مىشود- و از همین جاست که به عظمت و بزرگى کار پیامبر اسلام و قرآن مجید مىتوان پى برد و چه خوب مىگوید یکى از فرزانگان غرب به نام «توماس کارل» که مىگوید:
«خداوند عرب را به وسیله اسلام از تاریکیها به سوى روشناییها هدایت فرمود، از ملّت خموش و راکدى که نه صدایى از آن مىآمد و نه حرکتى محسوس بود، ملّتى به وجود آورد که از گمنامى به سوى شهرت، از سستى به سوى بیدارى، از پستى به سوى فراز و از عجز و ناتوانى به سوى نیرومندى سوق داده شد. نورشان از
چهار سوى جهان مىتابید از اعلان اسلام، یک قرن بیشتر نگذشته بود که مسلمانان یک پا در هندوستان و پاى دیگر در اندلس نهادند و بالاخره در همین مدّت کوتاه، اسلام بر نصف دنیا نورافشانى مىکرد. [1]
[1] عذر تقصیر به پیشگاه محمّد و قرآن، صفحه 77 (به نقل از تفسیر نمونه، جلد 3، صفحه 31).
پیام امام امیر المومنین علیه السلام، حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مد ظله العالی، جلد 1، ص 294- 295
https://lib.eshia.ir/27571/1/295
چگونه ممکن است امام علیه السّلام تن به چنین پیشنهادهایى بدهد در حالى که به گفته خودش، دنیا در نظر او از آب بینى یک بز، یا از برگ نیم جویده درختى در دهان ملخ، کمتر و بىارزشتر بود.
و در ادامه این سخن، اهداف چهارگانه خودش را براى پذیرش حکومت بیان مىدارد که سرمشق و درس بزرگى است براى همه حاکمان آزاده و با ایمان و حقپرست، عرضه مىدارد « (پروردگارا! تو مىدانى) اگر حکومت را پذیرفتیم به خاطر این بود که نشانههاى محو شده دینت را باز گردانیم و بر پا سازیم، و اصلاحات را در شهرهاى تو آشکار کنیم، تا بندگان ستم دیدهات (از ظلم ظالمان) ایمن گردند و حدود و قوانین تعطیل شدهات اقامه و اجرا شود» (و لکن لنرد [1] المعالم من دینک، و نظهر الإصلاح فی بلادک، فیأمن المظلومون من عبادک، و تقام المعطّلة من حدودک).
در واقع امام علیه السّلام در این چهار جمله، که به پیشگاه خداوند به عنوان انگیزههاى اصلى پذیرش بیعت، عرضه مىدارد، هم اشاره به برنامههاى معنوى و ارزشى حکومت مىنماید و هم برنامههاى مادى و ظاهرى.
در درجه اوّل باید نشانههاى دین که مسیر راه مردم را به سوى خدا مشخص مىکند و بر اثر حکومتهاى خودکامه محو شده است به جاى خود باز گردد آنگاه اصلاحات در تمام شؤون اجتماعى اعم از سیاسى و اقتصادى و اخلاقى آشکار شود و چنگال ظالمان از گریبان مظلومان جدا شود و حدود الهى اجرا گردد به گونهاى که ستم دیدگان احساس امنیّت و آرامش کنند.
[1] گر چه در نسخه نهج البلاغه صبحى صالح این جمله به صورت «لنرد» (از مادّه ورود) آمده، ولى ظاهرا غلط و اشتباه است و باید «لنردّ» (از مادّه زدّ به معنى بازگرداندن) باشد همان گونه که در غالب نسخ نهج البلاغه دیده مىشود.
به یقین اگر هدف حکومتها انجام این امور چهارگانه باشد سعادت معنوى و مادى بر سر جامعه سایه خواهد افکند و اگر هدف آنها بدست آوردن مقام و اموال و ثروتها باشد جز فساد و ظلم و تعطیل حدود الهى و محو اخلاق و دین نتیجهاى نخواهد داشت و این درسى است براى همه مسلمین در تمام قرون و اعصار.
این امور همان است که قرآن مجید به عنوان اهداف بعثت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و تشکیل حکومت اسلامى بیان فرموده، در یکجا تعلیم و تهذیب و نجات از گمراهى آشکار را هدف بعثت مىشمارد «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ» [1] و در جاى دیگر اقامه قسط و عدالت نتیجه قیام انبیا ذکر مىکند «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» [2] و نیز در آیه دیگر مىفرماید:
« «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ»؛ همان کسانى که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم نماز را بر پا مىدارند و زکات مىدهند و امر به معروف و نهى از منکر مىکنند و پایان همه کارها از آن خداست» [3].
سپس در پایان این فراز امام علیه السّلام گواه روشنى بر صدق گفتار خود در زمینه انگیزههاى او نسبت به پذیرش بیعت، ذکر مىکند، عرضه مىدارد:
«خداوندا! من نخستین کسى بودم که به سوى تو بازگشتم و دعوت تو را
[1] جمعه، آیه 2.
[2] حدید، آیه 25.
[3] حجّ، آیه 41.
شنیدم و اجابت کردم، هیچ کس جز رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله پیش از من نماز نخواند» (اللّهمّ إنی أوّل من أناب، و سمع و أجاب، لم یسبقنی إلّا رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله بالصّلاة).
اشاره به این که در آن روزى که اسلام غریب بود و پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله یکّه و تنها، و فقط «خدیجه» همسر با وفایش به او ایمان آورده بود، و اظهار اسلام در برابر مشرکان متعصّب بسیار خطرناک بود، من دست بیعت به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله دادم و سر تسلیم در برابر او خم کردم و نخستین مردى بودم که به او پیوستم، چیزى را جز خدا و اطاعت فرمان او و احیاى حق و توحید و عدالت در نظر نداشتم و هم اکنون نیز انگیزه من در پذیرش بیعت همان است که در آغاز بعثت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله بود.
در میان دانشمندان اسلام، اعم از شیعه و اهل سنت در این مسأله اختلافى نیست که «خدیجه» نخستین زنى بود که به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله ایمان آورد و على علیه السّلام نخستین مرد، هر چند گروهى از علماى اهل سنت به خاطر کمى سنّ و سال على علیه السّلام در لحظه ایمان آوردن، بهانهجویىهایى در پذیرش ایمان او دارند تا بدین وسیله این فضیلت را از آن حضرت بگیرند و به دیگران بسپارند ولى با توجه به این که پیامبر صلّى اللّه علیه و آله، اسلام حضرت را پذیرفت و حتى در جریان «یوم الدار» او را به عنوان وصىّ خود معرفى فرمود، روشن مىشود که این بهانهجویىها بىاساس است [1].
[1] شرح بیشتر و مدارک و روایات فراوانى که در زمینه اسلام على علیه السّلام به عنوان اوّلین مسلمان از مردان در منابع مختلف آمده و پاسخ به بهانهجویىها را در جلد سوّم همین کتاب صفحه 169 به بعد و در جلد نهم پیام قرآن صفحه 326 مطالعه فرمایید.
همان، جلد 5، ص 421- 423
https://lib.eshia.ir/27571/5/422
قوانینى که حمایت از محرومان و مستضعفان، اساس آن را تشکیل مىداد و پدید آورنده نظم و عدالت بود بیان گردید و پیامبر اسلام به تعبیر خود قرآن، آنها را از «ضلال مبین» رهایى بخشید و با تعلیم قرآن و معارف اسلام به تهذیب نفوس پرداخت «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ». [1] آرى با ظهور این پیامبر بزرگ چهره دین الهى، آشکار گشت و خرافات زدوده شد و فصل تازهاى در تاریخ بشریّت گشوده گردید. این حقیقتى است که حتّى دورافتادگان از کانون اسلام نیز به آن معترفند.
«برنارد شاو» نویسنده و فیلسوف معروف انگلیسى مىگوید: دین محمّد، تنها دینى است که به نظر مىرسد شایستگى دارد که با تمام اشکال زندگى انسانها در طول تاریخ بسازد (و آنها را رهبرى کند) به گونهاى که براى تمام اقوام، جاذبه داشته باشد ... محمد را باید نجات دهنده انسانیّت خواند و من معتقدم اگر مردى همانند او زعامت و سرپرستى جهان امروز را بر عهده بگیرد در حل مشکلات پیروز مىشود و جهان را به سوى سعادت و صلح مىبرد. محمّد کاملترین انسان از گذشتگان و انسانهاى امروز بود و مانند او در آینده نیز تصوّر نمىشود! [2]
نکتهها
1- ادیان و مذاهب قبل از بعثت پیامبر اسلام (ص)
در عبارات فوق، اشارات کوتاه و بسیار پر معنى در باره ادیان و مذاهب عرب و غیر عرب در عصر جاهلیّت و قبل از بعثت پیامبر اسلام (ص) شده است و به
[1] «همل» از ماده «همل» (بر وزن حمل) به معنى رها کردن چیزى توأم با بىاعتنایى است.
[2] براى آگاهى بیشتر از اسناد حدیث ثقلین و تواتر آن نزد علماى اهل سنّت و دانشمندان شیعه به کتاب «پیام قرآن»، جلد 9 مراجعه فرمایید.
طورى که مورّخان و محقّقان نوشتهاند نه تنها در دنیا مذاهب و ادیان بىشمارى بود و انحرافات فراوان، بلکه در میان عرب نیز عقاید گوناگون بسیارى بود.
ابن ابى الحدید مفسّر معروف نهج البلاغه در باره ادیان عرب جاهلى مىگوید: آنها نخست به دو گروه تقسیم شدند معطّله و غیر معطّله.
گروهى از معطّله اصلا اعتقادى به خدا نداشتند و همان گونه که قرآن مىگوید، مىگفتند: «ما هِیَ إِلَّا حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیا وَ ما یُهْلِکُنا إِلَّا الدَّهْرُ»، چیزى جز زندگانى دنیا وجود ندارد، گروهى مىمیرند و گروهى دیگرى به جاى آنها مىآیند و تنها طبیعت است که ما را مىمیراند». [1] گروه دیگرى از آنان خدا را قبول داشتند ولى منکر معاد و رستاخیز بودند و مىگفتند: «مَنْ یُحْیِ الْعِظامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ»، چه کسى مىتواند استخوانهاى پوسیده را زنده کند»؟ [2] گروه سوّمى، خداوند و رستاخیز را قبول داشتند ولى منکر بعثت پیامبران بودند و تنها به سراغ پرستش بتها مىرفتند.
بتپرستان نیز مختلف بودند بعضى بتها را شریک خداوند مىدانستند و همین واژه (شریک) را بر آنها اطلاق مىکردند و به هنگام حج مىگفتند: «لبّیک اللّهمّ لبّیک لا شریک لک الّا شریکا هو لک».
امّا گروهى دیگرى بتها را شفیعان درگاه خدا مىدانستند و مىگفتند: «ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى»، اینها را پرستش نمىکنیم مگر براى این که ما را به پیشگاه خدا نزدیک کنند»! [3] گروه دیگرى قائل به تشبیه و تجسّم بودند و براى خدا جسم و اعضا و صفاتى
[1] سوره جاثیه، آیه 24.
[2] سوره یس، آیه 78.
[3] سوره زمر، آیه 3.
شبیه انسانها قائل بودند.
بعضى از آنها مانند امیة بن ابى الصّلت مىگوید: خداوند بر فراز عرش نشسته و پاهاى خود را به سوى کرسى دراز کرده است! (آثار این افکار و رسوبات آن متأسفانه در بعضى از افراد عقب مانده و ناآگاه از اسلام نیز، بعد از اسلام وجود داشت تا آنجا که بعضى بر این باور بودند که خداوند از آسمان نازل مىشود بر مرکبى سوار است و به صورت جوان امردى است، در پاى او کفشهایى از طلا وجود دارد و برگرد صورتش پروانهاى طلایى حرکت مىکند و امثال این خرافات و موهومات). [1] امّا غیر معطّله، گروه اندکى بودند که اعتقاد به خداوند داشتند و پارسایى و پرهیزکارى را پیشه خود نموده بودند مانند عبد المطلب و فرزندش عبد اللّه و فرزند دیگرش ابو طالب و قسّ بن ساعده و بعضى دیگر. [2] بعضى دیگر از شارحان نهج البلاغه، دانشمندان عرب را نیز به گروههاى زیر تقسیم کردهاند: آنهایى که تنها در علم انساب آگاهى داشتند، گروه دیگرى تعبیر رؤیا مىکردند و بعضى داراى علم «انواء» بودند (نوعى ستارهشناسى آمیخته با خرافات) و گروهى کاهنان بودند که به کمان خود از امور پنهانى و حوادث آینده خبر مىدادند.
در میان غیر عرب نیز «برهماییها» در هند زندگى مىکردند که جز احکام عقلیه چیزى را قائل نبودند و تمام ادیان را انکار مىکردند.
گروهى دیگر ستارهپرستان بودند و خورشیدپرستان و ماهپرستان که اشکال دیگرى از بتپرستى بود. [3]
[1] ابن ابى الحدید، این مطلب را در جلد سوّم، صفحه 227 نقل مىکند.
[2] شرح ابن ابى الحدید، جلد 1، صفحه 117 به بعد.
[3] شرح نهج البلاغه ابن میثم، جلد 1، صفحه 205.
علاوه بر اینها یهود و نصارا و مجوس بودند که هر کدام گرفتار نوعى انحراف شده بودند. مذهب مجوس سر از دوگانهپرستى و خداى خیر و خداى شر در آورده بود. این مذهب- که شاید در آغاز از سوى بعضى انبیاى الهى عرضه شده بود- چنان با خرافات آمیخته شده بود که به گفته بعضى از محقّقان، آنها معتقد بودند خداى خیر و خداى شر- جنگ سختى با هم داشتند تا این که فرشتگان میانجگرى کردند و اصلاح ذات البین حاصل شد به این شرط که عالم پایین، هفت هزار سال در اختیار خداى شر باشد (و عالم بالا در اختیار خداى خیر). [1] مسیحیان در چنگال تثلیث (خدایان سه گانه) گرفتار شده بودند و یهود، با تحریفات عجیبى که در تورات واقع شده بود گرفتار خرافات زیادى شد که شرح آن در این مختصر نمىگنجد.
امام (ع) در عبارت فوق، تمام این گروهها را در سه طایفه جاى داده است:
گروه اوّل آنهایى که قائل به تشبیهند و براى خدا شریک قائلند مانند مجوس و مسیحیان، یا براى خداوند صفات مخلوقات را قائلند مانند بسیارى از یهود. گروه دوّم کسانى که نام او را بر غیر او مىنهند مانند بسیارى از بتپرستان که نام خدا را بر بتها مىنهادند و آنها را واسطه میان خود و خدا مىپنداشتند و گروه سوّم کسانى که به غیر خدا اشاره مىکردند مانند دهریه که طبیعت را خالق هستى مىپنداشتند و یا بتپرستان و ماهپرستان و ستارهپرستان که براى بتها و کواکب آسمان، اصالت قائل بودند یعنى همانها را خداى خود مىدانستند.
آرى در چنین اوضاع و احوالى پیامبر اسلام ظهور کرد و آفتاب قرآن درخشیدن گرفت. عالیترین مفاهیم توحید و دقیقترین معارف مربوط به خدا و صفات او، به وسیله آن حضرت تعلیم داده شد، تاریخ انبیا که با خرافات وحشتناکى آمیخته شده بود به صورت پاک و خالى از هر گونه خرافه بر مردمان عرضه شد.
[1] همان مدرک، صفحه 206.
قوانینى که حمایت از محرومان و مستضعفان، اساس آن را تشکیل مىداد و پدید آورنده نظم و عدالت بود بیان گردید و پیامبر اسلام به تعبیر خود قرآن، آنها را از «ضلال مبین» رهایى بخشید و با تعلیم قرآن و معارف اسلام به تهذیب نفوس پرداخت «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ». [1] آرى با ظهور این پیامبر بزرگ چهره دین الهى، آشکار گشت و خرافات زدوده شد و فصل تازهاى در تاریخ بشریّت گشوده گردید. این حقیقتى است که حتّى دورافتادگان از کانون اسلام نیز به آن معترفند.
«برنارد شاو» نویسنده و فیلسوف معروف انگلیسى مىگوید: دین محمّد، تنها دینى است که به نظر مىرسد شایستگى دارد که با تمام اشکال زندگى انسانها در طول تاریخ بسازد (و آنها را رهبرى کند) به گونهاى که براى تمام اقوام، جاذبه داشته باشد ... محمد را باید نجات دهنده انسانیّت خواند و من معتقدم اگر مردى همانند او زعامت و سرپرستى جهان امروز را بر عهده بگیرد در حل مشکلات پیروز مىشود و جهان را به سوى سعادت و صلح مىبرد. محمّد کاملترین انسان از گذشتگان و انسانهاى امروز بود و مانند او در آینده نیز تصوّر نمىشود! [2]
همان، جلد 1، ص 231- 235
https://lib.eshia.ir/27571/1/231
یک مسئله ای که در منزلت عقل در هندسه ی معرفت دینی نهفته است، همین توپولوسیسیها هستند دیگر؛ و این صرفاً منحصر به مسائل اقتصادی هم نمی شود که حالا فرض بفرمائید که داد و ستدهایی و بلکه انواع تجارتهای محلی و جهانی را هم داریم که آیا چقدر از آنها هم شامل همین توپولوسیسیها می شوند! و اما اینجا یک نکته ی عظیمی هم نهفته است که مسئله ی وحیانیت قرآن کریم است که در یک لایه هایی از هندسه ی محلی-جهانی و کیهانی یک حمینه ای آیا چطور هم منزلت عقل در هندسه ی معرفت دینی بر مبنای وحی الهی و قرآن کریم و اهل بیت عصمت و طهارت و امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم رخ می دهد و صورت می پذیرد! البته مبنای وحیانی الهی قرآن کریم خیلی هم روشن می شود وقتی امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم خود ظهور می فرمایند، ولی نکته ی عظیمی هم که اینجا نهفته است همین الان هم روشن می شود که چطور بعضی بنظرشان می رسد که با زور هم می شود علمای السلام را واداشت که این مبنای وحیانی الهی قرآنی هندسه را در اختیارشان نیز بگذارند و چرا که زورشان خیلی هم زیاد است؛ و لذا مسئله هم حل است دیگر! همین را شما در غزه و لبنان هم مشاهده می فرمائید که بعد از طوفان الاقصی هم مسئله به کدام سمتها رفت و صهیون با کمک آمریکا هم چه ها که نکرد و بلکه چه ها که کرد آنچنان که چقدرها از خانه ها و ساختمانهای نوار غزه را هم بمباران و صاف و با خاک یکسان کرد؟! تو را به علی علیه السلام، این جماعت اصلا هندسه و فیزیک انرژی بالا هم سر در می آورند، و آنگاه آیا قرار هم هست که علوم وحیانی را هم درک کنند؟ البته این دیدگاه هم هست که اینها چنین هم می کنند، ولی بعد حاشایش هم می کنند و بعد از اینکه علم را کسب کردند، به اختلاف افتاده و دیوار حاشا هم که بلند است:
کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ یَهْدِی مَن یَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ ﴿البقرة: 213﴾
و لذا، بعضی خیال هم می کنند که اصلا مسئله ی وحیانیت از کجا آغاز هم می شود که در توپولوژی و هندسه هم می تواند حتی بر اقتصاد هم اثر بگذارد؟ البته وقتی امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم با بالا رفتن سطوح الفهای بینهایت آیات اللهی مراتب ودرجات متعالیه و اجتهاد و حضرات آیات عظام تقلید و حضرت ولی فقیه مد ظلهم العالی که از جهات حالات خلاء به این سمتها رو آورده اند و از طرقی مثل ایالات متحده چند جهانی استکان نلبکیهای توپولوژیک ابرتقارنی و ابرریسمانی ... ربع و ینم و تمام ... چرخشی قلوب آسمانی و زمینی هم تاثیرپذیر شدند و بلکه با جهاد تبیین نیز جهاد فی سبیل الله را هم دریافتند، آیا بالاخره عظمت قرآن کریم و علوم وحیانی را در منزلت عقل در هندسه ی معرفت دینی باز هم نمی توانند دریابند و ...؟ به عبارتی یحتمل بعضی اشکال هم بفرمایند که اصلا کی گفته است که ما یک ربع پهلوی هم داریم که غیر از این ربعی است که ما در آن مسکونیم آنطوری که آیا چطور هم کره ی زمین و بلکه کره ی سماوی را هم می توان به دو بطن و دو دهلیز هم مثلاً تقسیم کرد که مثلاً ربع پهلوی ما هم همانا بطنی است که آیا چقدر خون را از قلب به ریه ها می رساند، یا بلکه هم بطنی باشد که خون تصفیه شده را از ریه ها به دهلیز چپ هم برده تا به همه ی بدن هم برساند و ...! و آنگاه آیا زمین و آسمان هم بدین صورت به چه معنا می شوند؟
عرض بنده ی حقیر این است که در تعبیری دیگر نیز ما یک ربع مسکونی روی زمین داریم که سه ربع دیگرش هم دریاها و اقیانوسها هستند دیگر. و لذا، مسئله هم از این قرار است که حالا آن ربع پهلویی این ربع مسکونی هم کدام است که قرین این ربع مسکونی می شود و همچون خورشیدی تابان هم همه ی عالم کره ی زمین مسکونی را درخشان می فرمایند؟! یعنی فرمانده ی این خورشید هم حتی کدام است و ...؟! و به عبارت دیگر، فرمانده ای هم این خورشید دارد، یا اینکه همینطوری هر کسی هم هر کاری دلش خواست، جایز است که انجام دهد و به کسی هم مربوط نیست. علمای اسلام از قبیل مفسرین و اساتید حکمت متعالیه و حکمت الهی و فقهاء و اساتید حدیث و دروس اصول فقه و رجال و امثالهم، یک جهد و جهادت دیگری را هم دارند، یا همینها هم با علوم ریاضی و فیزیک حکمت متعالیه نظریه های حمیدی مجیدی فقهی و علوم طبیعی و انسانی و حتی علوم دانشگاهی نیز هماهنگی ای داریم و .... و لذا، اختلاف قضایا و مسائل هم آنگاه کجا است؟! یحتمل بنده ی حقیر بیش از حد هم کله ام داغ شده است چرا که قدری هم سرما خوردگی داشته ام و هنوز کاملاً خوب نشده ام! ولی بنده هنوز هم فکر می کنم این مسئله ای را که اوایل کتاب استاد جاودان هم آمدهاست را خوب است تکمیلش کنیم که می فرمایند نگاهت را هم مواظبت کن، مخصوصاً که برنامه ی "شواهد عینی" شبکه خبر مسائل حولناکی را هم نشان می داد که ببینید گناهان می توانند انسان را به چه وادیهایی هم بکشانند؛ و لذا خدایا از گناهان ما نیز بگذر و این بنده ی سر تا پا گناهت را که همچون یک گناه عظیم است را نیز بیامرز:
سوال: نماز به معنای حقیقی و توجه بیشتر در هنگام نماز چگونه حاصل می شود؟ در صورت اعتیاد به گناه، چگونه دست به دامان خداوند و امام زمان علیه السلام شویم؟ راه علم به اینکه گناهان گذشته آمرزیده شده است یا نه چیست؟
جواب: اولین عامل عدم حضور قلب، چشم ماست. کسی که چشمش هر زن و مرد، هر منظره، هر عکس و فیلمی را مشاهده می کند، نمی تواند نماز خوبی بخواند. اگر بتوانید به طور جدی به چیزهایی که خدای متعال راضی نیست نگاه نکنید، می توانید نماز بهتری داشته باشید. نماز، عصاره و خلاصه شده ی رفتار و اعمال ما در طول روز است. اگر تمام رفتار و اعمال آدمی با حساب و کتاب باشد، نماز او درست خواهد شد.
استجابت دعا تماماً به توسل کننده بستگی دارد. در روایات فرموده اند: "کسی که حلال می خورد و مظلمه ی خلق را بر عهده ندارد، دعایش مستجاب خواهد شد." اگر در خاطر کسی جز رضای خدای متعال بگذرد، دعای او از جانب خداوند شنیده نمی شود؛ چه برسد به استجابت. در وقت دعا کردن نیز آن طور با یقین دعا کنید که گویی اجابت، در پشت درب خانه است و می خواهد وارد خانه شود. پیس اگر دعا کننده، آدم درستی است، هر توسلی بکند به نتیجه خواهد رسید و اگر آدم درستی نیست، باید زحمت بیشتری را متحمل شود و به خصوص بکوشد که معصیت نکند تا دعایش استجابت شود.
توسل به امام زمان علیه السلام به هر روشی ممکن است. به عنوان مثال:
...
که در کامنتی قبلاً از این به بعد جواب سوال را گفتیم!
احادیث مربوطه از نهج الفصاحه: 711 و بحار الانوار: 81: 258و 90: 321 از این قرارند:
2695-: ما من مسلم ینظر إلی امرأة أوّل رمقة ثمّ یغضّ بصره إلاّ أحدث اللّٰه تعالى له عبادة یجد حلاوتها فی قلبه.
هر مسلمانى که یک بار به زنى بنگرد آنگاه چشم از او باز دارد خداى والایش با عبادتى انس دهد که لذت آن را در قلب خویش احساس کند.
https://lib.eshia.ir/10374/1/711
وعن النبی صلى الله علیه وآله قال: لو صلیتم حتى تکونوا کالأوتار، وصمتم حتى تکونوا کالحنایا [1] لم یقبل الله منکم إلا بورع.
https://lib.eshia.ir/71860/81/258
ورویناه باسنادنا إلى ابن عقدة باسناده عن جعفر بن محمد علیهما السلام قال: إذا أراد أحدکم أن یستجاب له فلیطیب کسبه، ولیخرج من مظالم الناس، وإن الله لا یرفع إلیه دعاء عبد وفی بطنه حرام، أو عنده مظلمة لاحد من خلقه.
https://lib.eshia.ir/71860/90/321
نهم: آنکه ده مرتبه بگوید [یَا دَائِمَ اَلْفَضْلِ عَلَى اَلْبَرِیَّةِ]
یَا دَائِمَ اَلْفَضْلِ عَلَى اَلْبَرِیَّةِ یَا بَاسِطَ اَلْیَدَیْنِ بِالْعَطِیَّةِ یَا صَاحِبَ اَلْمَوَاهِبِ اَلسَّنِیَّةِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ خَیْرِ اَلْوَرَى سَجِیَّةً وَ اِغْفِرْ لَنَا یَا ذَا اَلْعُلَى فِی هَذِهِ اَلْعَشِیَّةِ و این ذکر شریف در شب عید فطر نیز خوانده مىشود
لا اله الا الله اللهم صل علی محمد وآل محمد و تقبل شفاعته وارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره واعوانه والمستشهدین بین یدیه