الغدیر

سید حمید بنی هاشمی- ریاضی فیزیکِ حکمت متعالیه نظریه های حمیدی مجیدی فقهی

الغدیر

سید حمید بنی هاشمی- ریاضی فیزیکِ حکمت متعالیه نظریه های حمیدی مجیدی فقهی

الغدیر

ریاضی فیزیک، هندسه، مدل استاندارد فیزیک، ابرتقارن، همراه با طلبگی

بایگانی
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه
  • ۰
  • ۰


 

‌‌متن پیام | تصاویر اجتماع مردم در سراسر کشور | سخن‌نگاشت | نماهنگ

https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62341


۱۴۰۴/۱۰/۲۲

پیام تجلیل از ملت عظیم‌الشأن ایران در پی اجتماعات گسترده امروز ۲۲ دی‌ماه

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در پیامی ضمن تجلیل از کار بزرگ ملّت عظیم‌الشأن ایران در اجتماعات گسترده امروز و روز تاریخی‌ای که آفریده شد، تأکید کردند: ملّت ایران، خود را و همّت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید و این هشداری به سیاستمداران آمریکا بود که فریبکاری خود را متوقف کنند و به مزدوران خائن تکیه نکنند.
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی خطاب به ملّت ایران به این شرح‌ است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

ملّت عظیم‌الشأن ایران!

امروز کار بزرگی انجام دادید و روزی تاریخی آفریدید. این اجتماعات عظیم و سرشار از عزم راسخ، نقشه‌ی دشمنان خارجی را که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شود، باطل کرد.

ملّت بزرگ ایران، خود را و همّت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید. این هشداری به سیاستمداران آمریکا بود که فریبکاری خود را متوقف کنند و به مزدوران خائن تکیه نکنند.

ملّت ایران، قوی و مقتدر است، آگاه و دشمن‌شناس است، و در همه حال در صحنه حضور دارد.

خداوند رحمت خود را بر همه‌ی شما نازل کند.

سیّدعلی خامنه‌ای
۲۲ دی‌ماه ۱۴۰۴ 

https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=62324

  • ۰۴/۱۰/۲۴
  • سید حمید بنی هاشمی

نظرات (۶)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ ﴿1﴾
هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِن کَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ ﴿2﴾

 

مَّا کَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِکُمْ وَلَکِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِیِّینَ وَکَانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمًا ﴿الاحزاب: 40﴾

 

مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا ﴿الفتح: 29﴾

 

وَتَرَى الْمَلَائِکَةَ حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَقُضِیَ بَیْنَهُم بِالْحَقِّ وَقِیلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿الزمر: 75﴾

 

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

 

عید مبعث حضرت رسول اکرم محمد مصطفی صل الله علیه و آله و سلم بر عموم مسلمانان جهان و خصوصاً شیعیان آن حضرت مبارک باد!

 

امتیاز ایران!

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: بر خلاف دروغ‌گویی‌های دشمن، یکی از مهم‌ترین امتیازات ما جوانهایمانند. جوان ایرانی در جنگ سلحشور، در سیاست، روشن‌بین و دشمن‌شناس، و در امور دینی دارای تقیّد است. تحقیقات دقیق علمی در زمینه هسته‌ای، سلول‌های بنیادی، نانو، دارو و غیره را جوانها انجام می‌دهند. جوان ما اینجور است. ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
رسانه KHAMENEI.IR براساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب، لوح «امتیاز ایران!» را منتشر میکند.

https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62350

 

ملت بزرگ ایران، خود را و همت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیام تجلیل از ملت عظیم‌الشأن ایران در پی اجتماعات گسترده ۲۲ دی‌ماه ۱۴۰۴: ملّت بزرگ ایران، خود را و همّت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید. ۱۴۰۴/۱۰/۲۲
رسانه KHAMENEI.IR بر همین اساس، لوح زیر را منتشر میکند.

https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62350

 

طلیعه پیروزی

 

پایگاه اطلاع رسانی KHAMENEI.IR به مناسبت سالگرد فرار شاه از ایران در ۲۶ دی‌ماه سال ۱۳۵۷ کلیپ صوتی «طلیعه پیروزی» را منتشر می‌کند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این کلیپ صوتی با نگاهی گذرا به دوران پادشاهی محمدرضا پهلوی، مقاطعی ذلت‌بار از حکومت پهلوی را برمی‌شمارند.


 سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در این صوت می‌شنوید:
 
 [در شهریور ۱۳۲۰] رضا خان به وسیله‌ی حامیان قبلی خود از سلطنت عزل شد و از ایران بیرون رفت. محمد رضا را بر سر کار آوردند؛ با قرار تسلیم محض در مقابل انگلیسی‌ها! هر کاری آن‌ها می‌خواستند، انجام می‌داد؛ دیگر احتیاج به استعمار نبود! وقتی‌که یک خائن ایرانی حاضر است در مقابل کمک بیگانه، بر ملت ایران سلطنت و حکومت کند و خواسته‌ی آن بیگانه را در ایران اعمال نماید، دیگر چه لزومی دارد زحمت استعمار را به خودشان بدهند!؟ این کار را کردند.
دیدار مردم قم‌ ۱۳۷۹/۰۷/۱۴ 
 
 در اوایل رفتن رضاخان که هنوز تکلیف سلطنت در ایران درست معلوم نشده بود، سفیر انگلیس در تهران به کسی که از طرف محمدرضا به او مراجعه کرده بود که تکلیف خودش را بداند، می‌گوید که چون بر طبق اطلاعات ما، محمدرضا به رادیو برلین گوش می‌کند و پیشرفتهای آلمان را روی نقشه پی می‌گیرد، پس مورد اعتماد ما نیست. آن شخص، خبر را به محمدرضا می‌دهد. او هم گوش کردن به رادیو برلین را ترک می‌کند و کنار می‌گذارد! آن وقت سفیر انگلیس می‌گوید: «حالا دیگر عیبی ندارد؛ می‌شود او را به سلطنت انتخاب کرد.» رژیم و دولتی که در راس آن کسی قرار دارد که تا این حد به یک سفارت بیگانه وابسته است که آنها برای سلطنت او شرطهای حقیر و ذلت‌آوری از این قبیل معین می‌کنند و او هم آن شرطها را می‌پذیرد و عمل می‌کند تا آنها او را به سلطنت برسانند، معلوم است که چقدر به بیرون از این مرزها و به قدرتهای خارجی وابسته است.
سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) ۱۳۷۴/۰۳/۱۴
 
 بعد از آنکه حکومت مصدق را [در مرداد سال ۱۳۳۲] سرنگون کردند البته قبلا مرحوم آیت‌الله کاشانی را با ترفندهای خودشان منزوی کردند، کنار زدند و با بی‌تدبیری‌هایی که انجام گرفت کنار گذاشتند باز سر کار آمدند و وارد ایران شدند و توانستند با نفوذ خود، با ایادی خود، با فعالیت خود، کودتای ۲۸ مرداد را به وجود آورند و محمد رضا را که از ایران فرار کرده بود، به ایران برگردانند. بیست و پنج سال بعد از آن، حکومت دیکتاتوری سیاه پهلوی ادامه پیدا کرد.
دیدار مردم قم‌ ۱۳۷۹/۰۷/۱۴
 
 [یک خصوصیّت] این رژیم خبیث، فساد بود. انواع فساد، از فسادهاى جنسى بگیرید که مبتلابه تقریباً همه‌ى دربارى‌ها و دوروبرى‌ها و مانند اینها بود که دیگر حالا داستانهایش شرم‌آور است. آن روز خیلى از آحاد مردم هم میدانستند، اگرچه جرأت نمیکردند بر زبان بیاورند. گاهى از قلم خارجى‌ها درمیرفت، چیزهایى را میگفتند فساد جنسى، فساد مالى، نه فقط در سطوح متوسّط که هر وقتى ممکن است پیش بیاید؛ نخیر، در عالى‌ترین سطوح کشور. از طرف شخص محمّدرضا و دوروبرى‌هایش، بالاترین فسادهاى مالى، بزرگ‌ترین رشوه‌ها، بدترین دست‌اندازى‌ها، خباثت‌آلودترین فشارها بر منابع مالى ملّت به‌وجود مى‌آمد. براى خودشان ثروت درست میکردند به قیمت فقیر کردن مردم و بیچاره کردن مردم. فساد، فساد جنسى، فساد مالى، اعتیاد، ترویج اعتیاد و ترویج موادّ مخدّر صنعتى به‌وسیله‌ى عناصر اصلى حکومت آن روز در ایران به‌وجود آمد و اتّفاق افتاد.
بیانات در دیدار مردم قم ۱۳۹۳/۱۰/۱۷
 
 استعمارگران از قرنهای شانزده و هفده که وارد سرزمینهای شرق - از جمله سرزمینهای اسلامی - شدند، برای اینکه بتوانند کاملاً کمند اسارت را به دست و پای این ملتها ببندند و آنها را اسیر خود بکنند، شروع کردند آنها را نسبت به گذشته‌ی خود، نسبت به داشته‌های خود، نسبت به مذهب خود، نسبت به آداب خود و نسبت به لباس خود بدبین کردن. اینها عبرت‌آموز است؛ کار به جائی رسید که در زمان اوائل مشروطیت در این کشور، یک روشنفکر گفت: ایرانی باید از سر تا به پا فرنگی بشود! یعنی دینش را، اخلاقش را، لباسش را، خطش را، گذشته‌اش را و مفاخرش را کنار بگذارد و فراموش بکند، اما فرهنگ غربی، آداب غربی، رسوم غربی، تفکر غربی و روش و منش غربی را بپذیرد! اینجور اعلان کردند. این فریاد مذلت‌بار را در کشور ما آن کسانی که به دین پشت کرده بودند، سر دادند. معلوم است؛ وقتی یک کشوری همه چیز خود را از دست داد و از درون تهی شد، استعمار انگلیس براحتی میتواند بر همه چیز او - نفت او، ارتش او، دارائی او، دستگاه سیاسی او - تسلط پیدا کند؛ کار در دوران پهلوی به جائی رسیده بود که شاه خائن برای اینکه فلان کس را بعنوان نخست‌وزیر معین بکند، مجبور بود با سفیر انگلیس - و بعدها با سفیر آمریکا - در میان بگذارد و در واقع از او استجازه کند و اجازه بگیرد. این تاریخ دردبار گذشته‌ی ماست. این ضد عزت ملی است. حکومتهای دیکتاتوری وابسته و فاسد، ملت ایران را از اریکه‌ی عزت فرود آوردند؛ نه علم او را توسعه دادند، نه دنیای او را درست کردند، بلکه آخرتش را هم از او گرفتند و لباس اسارت بر او پوشاندند. انقلاب اسلامی در مقابل یک چنین وضعیتی قیام کرد. در مقابل یک چنین مصیبت بزرگی انقلاب اسلامی و امام بزرگوار ایستاد و ملت ایران خون خود را در این راه نثار کرد و به پیروزی رسید.
 وقتی یک چنین روحیه‌ای در میان مردمی حاکم شد، دستگاه سیاسی آن کشور و آن ملت هم به طور طبیعی نوکرمآب میشود: در مقابل مردم خود مثل سگ درنده و گرگ خونخوار، اما در مقابل دشمنان مثل بره‌ی رام؛ «اسد علىّ و فی الحروب نعامة». همان رضاخانی که بخصوص در نیمه‌ی دوم سلطنتش آنجور با مردم خود با خشونت رفتار کرده بود - که مردم جرئت نفس کشیدن نداشتند؛ توی خانه‌های خودشان پدر به فرزند و فرزند به پدر اعتماد نمیکرد - در مقابل یک پیغام ساده‌ی انگلیسیها که گفتند «باید از سلطنت کناره بگیری»، مثل موشِ مرده از سلطنت کناره گرفت و از کشور خارج شد! همین طور محمد رضای پهلوی؛ محمد رضای پهلوی در سالهای دهه‌ی چهل و دهه‌ی پنجاه شدیدترین فشارها را بر این ملت و بر مبارزان و بر آزادیخواهان - خشن؛ بدون اندک ملاحظه‌ای از مردم - وارد کرد؛ اما همین آدم در مقابل سفیر آمریکا و سفیر انگلیس خشوع و خضوع میکرد و از آنها حرف میشنفت! ناراحت هم بود، اما مجبور بود. این حکومت یک ملتی است که از عزت ملی محروم است.
دیدار مردم کردستان ۱۳۸۸/۰۲/۲۲
 
 روزی که محمّدرضا از ایران فرار کرد، در واقع رژیم پادشاهی از بین رفته بود. او دید ماندنش دیگر فایده‌ای ندارد. لذا مجسّمه‌ای از فرد بیچاره بدبختِ بدنامی که بدنامتر هم شد، درست کردند تا چند روزی رژیمِ در آستانه انحلالِ کامل را نگه دارند. او سی، چهل روز بر سرِ کار ماند، تا این‌که امام آمد و با یک اشاره دستِ ایشان، همه چیز روی هم ریخت. نظام پادشاهی در ایران پوک شده بود. به خاطرِ چه؟ به خاطرِ حضور مردم. مردم به چه خاطر به میدان آمدند؟ به خاطر دین. چون شعار، شعارِ اسلامی بود؛ چون پیشوایان، پیشوایانِ اسلامی و روحانیونِ مورد اعتمادِ مردم بودند.
خطبه‌های نماز جمعه ۱۳۷۳/۱۱/۱۴

https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=28699

 

چه تعبیر رسا و گویایى! مى‌فرماید: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ»، او کسى است که در میان جمعیّت درس نخوانده، رسولى از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها مى‌خواند و آنها را تزکیه مى‌کند و به آنان کتاب و حکمت مى‌آموزد و به یقین، پیش از آن در گمراهى آشکار بودند». [2] آرى این بود سرگذشت عرب جاهلى- و همین است ویژگیهاى اصلى جاهلیتهاى قرون و اعصار که در اشکال مختلف و محتواى واحد ظاهر مى‌شود- و از همین جاست که به عظمت و بزرگى کار پیامبر اسلام و قرآن مجید مى‌توان پى برد و چه خوب مى‌گوید یکى از فرزانگان غرب به نام «توماس کارل» که مى‌گوید:

«خداوند عرب را به وسیله اسلام از تاریکیها به سوى روشناییها هدایت فرمود، از ملّت خموش و راکدى که نه صدایى از آن مى‌آمد و نه حرکتى محسوس بود، ملّتى به وجود آورد که از گمنامى به سوى شهرت، از سستى به سوى بیدارى، از پستى به سوى فراز و از عجز و ناتوانى به سوى نیرومندى سوق داده شد. نورشان از

چهار سوى جهان مى‌تابید از اعلان اسلام، یک قرن بیشتر نگذشته بود که مسلمانان یک پا در هندوستان و پاى دیگر در اندلس نهادند و بالاخره در همین مدّت کوتاه، اسلام بر نصف دنیا نورافشانى مى‌کرد. [1]


[1] عذر تقصیر به پیشگاه محمّد و قرآن، صفحه 77 (به نقل از تفسیر نمونه، جلد 3، صفحه 31).

پیام امام امیر المومنین علیه السلام، حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مد ظله العالی، جلد 1، ص 294- 295

https://lib.eshia.ir/27571/1/295

 

چگونه ممکن است امام علیه السّلام تن به چنین پیشنهادهایى بدهد در حالى که به گفته خودش، دنیا در نظر او از آب بینى یک بز، یا از برگ نیم جویده درختى در دهان ملخ، کمتر و بى‌ارزش‌تر بود.

و در ادامه این سخن، اهداف چهارگانه خودش را براى پذیرش حکومت بیان مى‌دارد که سرمشق و درس بزرگى است براى همه حاکمان آزاده و با ایمان و حق‌پرست، عرضه مى‌دارد « (پروردگارا! تو مى‌دانى) اگر حکومت را پذیرفتیم به خاطر این بود که نشانه‌هاى محو شده دینت را باز گردانیم و بر پا سازیم، و اصلاحات را در شهرهاى تو آشکار کنیم، تا بندگان ستم دیده‌ات (از ظلم ظالمان) ایمن گردند و حدود و قوانین تعطیل شده‌ات اقامه و اجرا شود» (و لکن لنرد [1] المعالم من دینک، و نظهر الإصلاح فی بلادک، فیأمن المظلومون من عبادک، و تقام المعطّلة من حدودک).

در واقع امام علیه السّلام در این چهار جمله، که به پیشگاه خداوند به عنوان انگیزه‌هاى اصلى پذیرش بیعت، عرضه مى‌دارد، هم اشاره به برنامه‌هاى معنوى و ارزشى حکومت مى‌نماید و هم برنامه‌هاى مادى و ظاهرى.

در درجه اوّل باید نشانه‌هاى دین که مسیر راه مردم را به سوى خدا مشخص مى‌کند و بر اثر حکومتهاى خودکامه محو شده است به جاى خود باز گردد آن‌گاه اصلاحات در تمام شؤون اجتماعى اعم از سیاسى و اقتصادى و اخلاقى آشکار شود و چنگال ظالمان از گریبان مظلومان جدا شود و حدود الهى اجرا گردد به گونه‌اى که ستم دیدگان احساس امنیّت و آرامش کنند.


[1] گر چه در نسخه نهج البلاغه صبحى صالح این جمله به صورت «لنرد» (از مادّه ورود) آمده، ولى ظاهرا غلط و اشتباه است و باید «لنردّ» (از مادّه زدّ به معنى بازگرداندن) باشد همان گونه که در غالب نسخ نهج البلاغه دیده مى‌شود.

 

به یقین اگر هدف حکومتها انجام این امور چهارگانه باشد سعادت معنوى و مادى بر سر جامعه سایه خواهد افکند و اگر هدف آنها بدست آوردن مقام و اموال و ثروتها باشد جز فساد و ظلم و تعطیل حدود الهى و محو اخلاق و دین نتیجه‌اى نخواهد داشت و این درسى است براى همه مسلمین در تمام قرون و اعصار.

این امور همان است که قرآن مجید به عنوان اهداف بعثت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و تشکیل حکومت اسلامى بیان فرموده، در یکجا تعلیم و تهذیب و نجات از گمراهى آشکار را هدف بعثت مى‌شمارد «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ» [1] و در جاى دیگر اقامه قسط و عدالت نتیجه قیام انبیا ذکر مى‌کند «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» [2] و نیز در آیه دیگر مى‌فرماید:

« «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ»؛ همان کسانى که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم نماز را بر پا مى‌دارند و زکات مى‌دهند و امر به معروف و نهى از منکر مى‌کنند و پایان همه کارها از آن خداست» [3].

سپس در پایان این فراز امام علیه السّلام گواه روشنى بر صدق گفتار خود در زمینه انگیزه‌هاى او نسبت به پذیرش بیعت، ذکر مى‌کند، عرضه مى‌دارد:

«خداوندا! من نخستین کسى بودم که به سوى تو بازگشتم و دعوت تو را


[1] جمعه، آیه 2.

[2] حدید، آیه 25.

[3] حجّ، آیه 41.

 

شنیدم و اجابت کردم، هیچ کس جز رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله پیش از من نماز نخواند» (اللّهمّ إنی أوّل من أناب، و سمع و أجاب، لم یسبقنی إلّا رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله بالصّلاة).

اشاره به این که در آن روزى که اسلام غریب بود و پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله یکّه و تنها، و فقط «خدیجه» همسر با وفایش به او ایمان آورده بود، و اظهار اسلام در برابر مشرکان متعصّب بسیار خطرناک بود، من دست بیعت به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله دادم و سر تسلیم در برابر او خم کردم و نخستین مردى بودم که به او پیوستم، چیزى را جز خدا و اطاعت فرمان او و احیاى حق و توحید و عدالت در نظر نداشتم و هم اکنون نیز انگیزه من در پذیرش بیعت همان است که در آغاز بعثت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله بود.

در میان دانشمندان اسلام، اعم از شیعه و اهل سنت در این مسأله اختلافى نیست که «خدیجه» نخستین زنى بود که به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله ایمان آورد و على علیه السّلام نخستین مرد، هر چند گروهى از علماى اهل سنت به خاطر کمى سنّ و سال على علیه السّلام در لحظه ایمان آوردن، بهانه‌جویى‌هایى در پذیرش ایمان او دارند تا بدین وسیله این فضیلت را از آن حضرت بگیرند و به دیگران بسپارند ولى با توجه به این که پیامبر صلّى اللّه علیه و آله، اسلام حضرت را پذیرفت و حتى در جریان «یوم الدار» او را به عنوان وصىّ خود معرفى فرمود، روشن مى‌شود که این بهانه‌جویى‌ها بى‌اساس است‌ [1].


[1] شرح بیشتر و مدارک و روایات فراوانى که در زمینه اسلام على علیه السّلام به عنوان اوّلین مسلمان از مردان در منابع مختلف آمده و پاسخ به بهانه‌جویى‌ها را در جلد سوّم همین کتاب صفحه 169 به بعد و در جلد نهم پیام قرآن صفحه 326 مطالعه فرمایید.

همان، جلد 5، ص 421- 423

https://lib.eshia.ir/27571/5/422

 

قوانینى که حمایت از محرومان و مستضعفان، اساس آن را تشکیل مى‌داد و پدید آورنده نظم و عدالت بود بیان گردید و پیامبر اسلام به تعبیر خود قرآن، آنها را از «ضلال مبین» رهایى بخشید و با تعلیم قرآن و معارف اسلام به تهذیب نفوس پرداخت‌ «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ». [1] آرى با ظهور این پیامبر بزرگ چهره دین الهى، آشکار گشت و خرافات زدوده شد و فصل تازه‌اى در تاریخ بشریّت گشوده گردید. این حقیقتى است که حتّى دورافتادگان از کانون اسلام نیز به آن معترفند.

«برنارد شاو» نویسنده و فیلسوف معروف انگلیسى مى‌گوید: دین محمّد، تنها دینى است که به نظر مى‌رسد شایستگى دارد که با تمام اشکال زندگى انسانها در طول تاریخ بسازد (و آنها را رهبرى کند) به گونه‌اى که براى تمام اقوام، جاذبه داشته باشد ... محمد را باید نجات دهنده انسانیّت خواند و من معتقدم اگر مردى همانند او زعامت و سرپرستى جهان امروز را بر عهده بگیرد در حل مشکلات پیروز مى‌شود و جهان را به سوى سعادت و صلح مى‌برد. محمّد کاملترین انسان از گذشتگان و انسانهاى امروز بود و مانند او در آینده نیز تصوّر نمى‌شود! [2]

 

نکته‌ها

1- ادیان و مذاهب قبل از بعثت پیامبر اسلام (ص)

در عبارات فوق، اشارات کوتاه و بسیار پر معنى در باره ادیان و مذاهب عرب و غیر عرب در عصر جاهلیّت و قبل از بعثت پیامبر اسلام (ص) شده است و به‌


[1] «همل» از ماده «همل» (بر وزن حمل) به معنى رها کردن چیزى توأم با بى‌اعتنایى است.

[2] براى آگاهى بیشتر از اسناد حدیث ثقلین و تواتر آن نزد علماى اهل سنّت و دانشمندان شیعه به کتاب «پیام قرآن»، جلد 9 مراجعه فرمایید.

 

طورى که مورّخان و محقّقان نوشته‌اند نه تنها در دنیا مذاهب و ادیان بى‌شمارى بود و انحرافات فراوان، بلکه در میان عرب نیز عقاید گوناگون بسیارى بود.

ابن ابى الحدید مفسّر معروف نهج البلاغه در باره ادیان عرب جاهلى مى‌گوید: آنها نخست به دو گروه تقسیم شدند معطّله و غیر معطّله.

گروهى از معطّله اصلا اعتقادى به خدا نداشتند و همان گونه که قرآن مى‌گوید، مى‌گفتند: «ما هِیَ إِلَّا حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیا وَ ما یُهْلِکُنا إِلَّا الدَّهْرُ»، چیزى جز زندگانى دنیا وجود ندارد، گروهى مى‌میرند و گروهى دیگرى به جاى آنها مى‌آیند و تنها طبیعت است که ما را مى‌میراند». [1] گروه دیگرى از آنان خدا را قبول داشتند ولى منکر معاد و رستاخیز بودند و مى‌گفتند: «مَنْ یُحْیِ الْعِظامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ»، چه کسى مى‌تواند استخوانهاى پوسیده را زنده کند»؟ [2] گروه سوّمى، خداوند و رستاخیز را قبول داشتند ولى منکر بعثت پیامبران بودند و تنها به سراغ پرستش بتها مى‌رفتند.

بت‌پرستان نیز مختلف بودند بعضى بتها را شریک خداوند مى‌دانستند و همین واژه (شریک) را بر آنها اطلاق مى‌کردند و به هنگام حج مى‌گفتند: «لبّیک اللّهمّ لبّیک لا شریک لک الّا شریکا هو لک».

امّا گروهى دیگرى بتها را شفیعان درگاه خدا مى‌دانستند و مى‌گفتند: «ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى‌»، اینها را پرستش نمى‌کنیم مگر براى این که ما را به پیشگاه خدا نزدیک کنند»! [3] گروه دیگرى قائل به تشبیه و تجسّم بودند و براى خدا جسم و اعضا و صفاتى‌


[1] سوره جاثیه، آیه 24.

[2] سوره یس، آیه 78.

[3] سوره زمر، آیه 3.

 

شبیه انسانها قائل بودند.

بعضى از آنها مانند امیة بن ابى الصّلت مى‌گوید: خداوند بر فراز عرش نشسته و پاهاى خود را به سوى کرسى دراز کرده است! (آثار این افکار و رسوبات آن متأسفانه در بعضى از افراد عقب مانده و ناآگاه از اسلام نیز، بعد از اسلام وجود داشت تا آنجا که بعضى بر این باور بودند که خداوند از آسمان نازل مى‌شود بر مرکبى سوار است و به صورت جوان امردى است، در پاى او کفشهایى از طلا وجود دارد و برگرد صورتش پروانه‌اى طلایى حرکت مى‌کند و امثال این خرافات و موهومات). [1] امّا غیر معطّله، گروه اندکى بودند که اعتقاد به خداوند داشتند و پارسایى و پرهیزکارى را پیشه خود نموده بودند مانند عبد المطلب و فرزندش عبد اللّه و فرزند دیگرش ابو طالب و قسّ بن ساعده و بعضى دیگر. [2] بعضى دیگر از شارحان نهج البلاغه، دانشمندان عرب را نیز به گروههاى زیر تقسیم کرده‌اند: آنهایى که تنها در علم انساب آگاهى داشتند، گروه دیگرى تعبیر رؤیا مى‌کردند و بعضى داراى علم «انواء» بودند (نوعى ستاره‌شناسى آمیخته با خرافات) و گروهى کاهنان بودند که به کمان خود از امور پنهانى و حوادث آینده خبر مى‌دادند.

در میان غیر عرب نیز «برهماییها» در هند زندگى مى‌کردند که جز احکام عقلیه چیزى را قائل نبودند و تمام ادیان را انکار مى‌کردند.

گروهى دیگر ستاره‌پرستان بودند و خورشیدپرستان و ماه‌پرستان که اشکال دیگرى از بت‌پرستى بود. [3]


[1] ابن ابى الحدید، این مطلب را در جلد سوّم، صفحه 227 نقل مى‌کند.

[2] شرح ابن ابى الحدید، جلد 1، صفحه 117 به بعد.

[3] شرح نهج البلاغه ابن میثم، جلد 1، صفحه 205.

 

علاوه بر اینها یهود و نصارا و مجوس بودند که هر کدام گرفتار نوعى انحراف شده بودند. مذهب مجوس سر از دوگانه‌پرستى و خداى خیر و خداى شر در آورده بود. این مذهب- که شاید در آغاز از سوى بعضى انبیاى الهى عرضه شده بود- چنان با خرافات آمیخته شده بود که به گفته بعضى از محقّقان، آنها معتقد بودند خداى خیر و خداى شر- جنگ سختى با هم داشتند تا این که فرشتگان میانجگرى کردند و اصلاح ذات البین حاصل شد به این شرط که عالم پایین، هفت هزار سال در اختیار خداى شر باشد (و عالم بالا در اختیار خداى خیر). [1] مسیحیان در چنگال تثلیث (خدایان سه گانه) گرفتار شده بودند و یهود، با تحریفات عجیبى که در تورات واقع شده بود گرفتار خرافات زیادى شد که شرح آن در این مختصر نمى‌گنجد.

امام (ع) در عبارت فوق، تمام این گروهها را در سه طایفه جاى داده است:

گروه اوّل آنهایى که قائل به تشبیهند و براى خدا شریک قائلند مانند مجوس و مسیحیان، یا براى خداوند صفات مخلوقات را قائلند مانند بسیارى از یهود. گروه دوّم کسانى که نام او را بر غیر او مى‌نهند مانند بسیارى از بت‌پرستان که نام خدا را بر بتها مى‌نهادند و آنها را واسطه میان خود و خدا مى‌پنداشتند و گروه سوّم کسانى که به غیر خدا اشاره مى‌کردند مانند دهریه که طبیعت را خالق هستى مى‌پنداشتند و یا بت‌پرستان و ماه‌پرستان و ستاره‌پرستان که براى بتها و کواکب آسمان، اصالت قائل بودند یعنى همانها را خداى خود مى‌دانستند.

آرى در چنین اوضاع و احوالى پیامبر اسلام ظهور کرد و آفتاب قرآن درخشیدن گرفت. عالیترین مفاهیم توحید و دقیق‌ترین معارف مربوط به خدا و صفات او، به وسیله آن حضرت تعلیم داده شد، تاریخ انبیا که با خرافات وحشتناکى آمیخته شده بود به صورت پاک و خالى از هر گونه خرافه بر مردمان عرضه شد.


[1] همان مدرک، صفحه 206.

 

قوانینى که حمایت از محرومان و مستضعفان، اساس آن را تشکیل مى‌داد و پدید آورنده نظم و عدالت بود بیان گردید و پیامبر اسلام به تعبیر خود قرآن، آنها را از «ضلال مبین» رهایى بخشید و با تعلیم قرآن و معارف اسلام به تهذیب نفوس پرداخت‌ «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ». [1] آرى با ظهور این پیامبر بزرگ چهره دین الهى، آشکار گشت و خرافات زدوده شد و فصل تازه‌اى در تاریخ بشریّت گشوده گردید. این حقیقتى است که حتّى دورافتادگان از کانون اسلام نیز به آن معترفند.

«برنارد شاو» نویسنده و فیلسوف معروف انگلیسى مى‌گوید: دین محمّد، تنها دینى است که به نظر مى‌رسد شایستگى دارد که با تمام اشکال زندگى انسانها در طول تاریخ بسازد (و آنها را رهبرى کند) به گونه‌اى که براى تمام اقوام، جاذبه داشته باشد ... محمد را باید نجات دهنده انسانیّت خواند و من معتقدم اگر مردى همانند او زعامت و سرپرستى جهان امروز را بر عهده بگیرد در حل مشکلات پیروز مى‌شود و جهان را به سوى سعادت و صلح مى‌برد. محمّد کاملترین انسان از گذشتگان و انسانهاى امروز بود و مانند او در آینده نیز تصوّر نمى‌شود! [2]

همان، جلد 1، ص 231- 235

https://lib.eshia.ir/27571/1/231

 

یک مسئله ای که در منزلت عقل در هندسه ی معرفت دینی نهفته است، همین توپولوسیسیها هستند دیگر؛ و این صرفاً منحصر به مسائل اقتصادی هم نمی شود که حالا فرض بفرمائید که داد و ستدهایی و بلکه انواع تجارتهای محلی و جهانی را هم داریم که آیا چقدر از آنها هم شامل همین توپولوسیسیها می شوند! و اما اینجا یک نکته ی عظیمی هم نهفته است که مسئله ی وحیانیت قرآن کریم است که در یک لایه هایی از هندسه ی محلی-جهانی و کیهانی یک حمینه ای آیا چطور هم منزلت عقل در هندسه ی معرفت دینی بر مبنای وحی الهی و قرآن کریم و اهل بیت عصمت و طهارت و امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم رخ می دهد و صورت می پذیرد! البته مبنای وحیانی الهی قرآن کریم خیلی هم روشن می شود وقتی امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم خود ظهور می فرمایند، ولی نکته ی عظیمی هم که اینجا نهفته است همین الان هم روشن می شود که چطور بعضی بنظرشان می رسد که با زور هم می شود علمای السلام را واداشت که این مبنای وحیانی الهی قرآنی هندسه را در اختیارشان نیز بگذارند و چرا که زورشان خیلی هم زیاد است؛ و لذا مسئله هم حل است دیگر! همین را شما در غزه و لبنان هم مشاهده می فرمائید که بعد از طوفان الاقصی هم مسئله به کدام سمتها رفت و صهیون با کمک آمریکا هم چه ها که نکرد و بلکه چه ها که کرد آنچنان که چقدرها از خانه ها و ساختمانهای نوار غزه را هم بمباران و صاف و با خاک یکسان کرد؟! تو را به علی علیه السلام، این جماعت اصلا هندسه و فیزیک انرژی بالا هم سر در می آورند، و آنگاه آیا قرار هم هست که علوم وحیانی را هم درک کنند؟ البته این دیدگاه هم هست که اینها چنین هم می کنند، ولی بعد حاشایش هم می کنند و بعد از اینکه علم را کسب کردند، به اختلاف افتاده و دیوار حاشا هم که بلند است:

 

کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ یَهْدِی مَن یَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ ﴿البقرة: 213﴾

 

و لذا، بعضی خیال هم می کنند که اصلا مسئله ی وحیانیت از کجا آغاز هم می شود که در توپولوژی و هندسه هم می تواند حتی بر اقتصاد هم اثر بگذارد؟ البته وقتی امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم با بالا رفتن سطوح الفهای بینهایت آیات اللهی مراتب ودرجات متعالیه و اجتهاد و حضرات آیات عظام تقلید و حضرت ولی فقیه مد ظلهم العالی که از جهات حالات خلاء به این سمتها رو آورده اند و از طرقی مثل ایالات متحده چند جهانی استکان نلبکیهای توپولوژیک ابرتقارنی و ابرریسمانی ... ربع و ینم و تمام ... چرخشی قلوب آسمانی و زمینی هم تاثیرپذیر شدند و بلکه با جهاد تبیین نیز جهاد فی سبیل الله را هم دریافتند، آیا بالاخره عظمت قرآن کریم و علوم وحیانی را در منزلت عقل در هندسه ی معرفت دینی باز هم نمی توانند دریابند و ...؟ به عبارتی یحتمل بعضی اشکال هم بفرمایند که اصلا کی گفته است که ما یک ربع پهلوی هم داریم که غیر از این ربعی است که ما در آن مسکونیم آنطوری که آیا چطور هم کره ی زمین و بلکه کره ی سماوی را هم می توان به دو بطن و دو دهلیز هم مثلاً تقسیم کرد که مثلاً ربع پهلوی ما هم همانا بطنی است که آیا چقدر خون را از قلب به ریه ها می رساند، یا بلکه هم بطنی باشد که خون تصفیه شده را از ریه ها به دهلیز چپ هم برده تا به همه ی بدن هم برساند و ...! و آنگاه آیا زمین و آسمان هم بدین صورت به چه معنا می شوند؟

عرض بنده ی حقیر این است که در تعبیری دیگر نیز ما یک ربع مسکونی روی زمین داریم که سه ربع دیگرش هم دریاها و اقیانوسها هستند دیگر. و لذا، مسئله هم از این قرار است که حالا آن ربع پهلویی این ربع مسکونی هم کدام است که قرین این ربع مسکونی می شود و همچون خورشیدی تابان هم همه ی عالم کره ی زمین مسکونی را درخشان می فرمایند؟! یعنی فرمانده ی این خورشید هم حتی کدام است و ...؟! و به عبارت دیگر، فرمانده ای هم این خورشید دارد، یا اینکه همینطوری هر کسی هم هر کاری دلش خواست، جایز است که انجام دهد و به کسی هم مربوط نیست. علمای اسلام از قبیل مفسرین و اساتید حکمت متعالیه و حکمت الهی و فقهاء و اساتید حدیث و دروس اصول فقه و رجال و امثالهم، یک جهد و جهادت دیگری را هم دارند، یا همینها هم با علوم ریاضی و فیزیک حکمت متعالیه نظریه های حمیدی مجیدی فقهی و علوم طبیعی و انسانی و حتی علوم دانشگاهی نیز هماهنگی ای داریم و .... و لذا، اختلاف قضایا و مسائل هم آنگاه کجا است؟! یحتمل بنده ی حقیر بیش از حد هم کله ام داغ شده است چرا که قدری هم سرما خوردگی داشته ام و هنوز کاملاً خوب نشده ام! ولی بنده هنوز هم فکر می کنم این مسئله ای را  که اوایل کتاب استاد جاودان هم آمدهاست را خوب است تکمیلش کنیم که می فرمایند نگاهت را هم مواظبت کن، مخصوصاً که برنامه ی "شواهد عینی"  شبکه خبر مسائل حولناکی را هم نشان می داد که ببینید گناهان می توانند انسان را به چه وادیهایی هم بکشانند؛ و لذا خدایا از گناهان ما نیز بگذر و این بنده ی سر تا پا گناهت را که همچون یک گناه عظیم است را نیز بیامرز:

سوال: نماز به معنای حقیقی و توجه بیشتر در هنگام نماز چگونه حاصل می شود؟ در صورت اعتیاد به گناه، چگونه دست به دامان خداوند و امام زمان علیه السلام شویم؟ راه علم به اینکه گناهان گذشته آمرزیده شده است یا نه چیست؟

جواب: اولین عامل عدم حضور قلب، چشم ماست. کسی که چشمش هر زن و مرد، هر منظره، هر عکس و فیلمی را مشاهده می کند، نمی تواند نماز خوبی بخواند. اگر بتوانید به طور جدی به چیزهایی که خدای متعال راضی نیست نگاه نکنید، می توانید نماز بهتری داشته باشید. نماز، عصاره و خلاصه شده ی رفتار و اعمال ما در طول روز است. اگر تمام رفتار و اعمال آدمی با حساب و کتاب باشد، نماز او درست خواهد شد.

استجابت دعا تماماً به توسل کننده بستگی دارد. در روایات فرموده اند: "کسی که حلال می خورد و مظلمه ی خلق را بر عهده ندارد، دعایش مستجاب خواهد شد." اگر در خاطر کسی جز رضای خدای متعال بگذرد، دعای او از جانب خداوند شنیده نمی شود؛ چه برسد به استجابت. در وقت دعا کردن نیز آن طور با یقین دعا کنید که گویی اجابت، در پشت درب خانه است و می خواهد وارد خانه شود. پیس اگر دعا کننده، آدم درستی است، هر توسلی بکند به نتیجه خواهد رسید و اگر آدم درستی نیست، باید زحمت بیشتری را متحمل شود و به خصوص بکوشد که معصیت نکند تا دعایش استجابت شود.

توسل به امام زمان علیه السلام به هر روشی ممکن است. به عنوان مثال:

...

که در کامنتی قبلاً از این به بعد جواب سوال را گفتیم! 

احادیث مربوطه از نهج الفصاحه: 711 و بحار الانوار: 81: 258و 90: 321 از این قرارند:

 

2695-: ما من مسلم ینظر إلی امرأة أوّل رمقة ثمّ یغضّ بصره إلاّ أحدث اللّٰه تعالى له عبادة یجد حلاوتها فی قلبه.

هر مسلمانى که یک بار به زنى بنگرد آنگاه چشم از او باز دارد خداى والایش با عبادتى انس دهد که لذت آن را در قلب خویش احساس کند.

https://lib.eshia.ir/10374/1/711

 

وعن النبی صلى الله علیه وآله قال: لو صلیتم حتى تکونوا کالأوتار، وصمتم حتى تکونوا کالحنایا [1] لم یقبل الله منکم إلا بورع.

https://lib.eshia.ir/71860/81/258

 

ورویناه باسنادنا إلى ابن عقدة باسناده عن جعفر بن محمد علیهما السلام قال: إذا أراد أحدکم أن یستجاب له فلیطیب کسبه، ولیخرج من مظالم الناس، وإن الله لا یرفع إلیه دعاء عبد وفی بطنه حرام، أو عنده مظلمة لاحد من خلقه.

https://lib.eshia.ir/71860/90/321

 

نهم: آنکه ده مرتبه بگوید [یَا دَائِمَ اَلْفَضْلِ عَلَى اَلْبَرِیَّةِ]

یَا دَائِمَ اَلْفَضْلِ عَلَى اَلْبَرِیَّةِ یَا بَاسِطَ اَلْیَدَیْنِ بِالْعَطِیَّةِ یَا صَاحِبَ اَلْمَوَاهِبِ اَلسَّنِیَّةِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ خَیْرِ اَلْوَرَى سَجِیَّةً وَ اِغْفِرْ لَنَا یَا ذَا اَلْعُلَى فِی هَذِهِ اَلْعَشِیَّةِ و این ذکر شریف در شب عید فطر نیز خوانده مى‌شود

لا اله الا الله اللهم صل علی محمد وآل محمد و تقبل شفاعته وارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره واعوانه والمستشهدین بین یدیه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
إِذَا جَاءکَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَکَاذِبُونَ ﴿1﴾

 

۱۳۹۰/۰۵/۱۹

العلمُ سلطان | علم، قدرت است

 

یکی از محورهای اصلی بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدارهای اساتید و دانشجویان در سال‌های اخیر، بحث «علم» است. به همین دلیل و به مناسبت برگزاری دیدار دانشجوان، در نظر داریم تا با تهیه و انتشار 10 پادکست با عنوان اصلی «العلمُ سلطان»، بیانات رهبر انقلاب را در حوزه‌ی «اقتدار علمی» بازخوانی کنیم. این قطعه‌های صوتی، به صورت روزانه و از امروز منتشر می‌شود:

پادکست اول: «علم، قدرت است»؛ بیانات در دیدار اساتید دانشگاه تهران، 13 بهمن‌ماه 1388. بخش‌هایی از پادکست:
«این علم یک وقت منتهی به یک فناوری خواهد شد، یک وقت هم نخواهد شد. خود دانش مایه‌ی اقتدار است؛ ثروت‌آفرین است؛ قدرت نظامی‌آفرین است؛ قدرت سیاسی‌آفرین است. یک روایتی هست که میفرماید: «العلم سلطان» - علم، قدرت است - «من وجده صال به و من لم یجده صیل علیه». یعنی مسئله، دو طرف دارد: اگر علم داشتید، میتوانید سخن برتر را بگوئید، دست برتر را داشته باشید - «صال» یعنی این - اگر نداشتید، حالت میانه ندارد؛ «صیل علیه». پس کسی که علم دارد، او دست برتر را بر روی شما خواهد داشت؛ در مقدرات شما دخالت میکند؛ در سرنوشت شما دخالت میکند. گنجینه‌ی معارف اسلامی پر است از این حرفها. یکی هم ایمان است؛..»

از اینجا بشنوید.

https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=16904

 

1404/10/21

مثل فرعون

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «آن بابایی که با نخوت و غرور نشسته آنجا راجع به همه‌ی دنیا قضاوت میکند، او هم بداند که معمولاً‌ مستبدّین و مستکبران عالم، از قبیل فرعون و نمرود و رضاخان و محمّدرضا و امثال اینها، وقتی که در اوج غرور بودند سرنگون شدند، این هم سرنگون خواهد شد.» ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
رسانه KHAMENEI.IR براساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب، لوح «مثل فرعون» را منتشر میکند.

https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62313

1404/10/24

سرمقاله هفته‌نامه‌ی خط حزب‌الله شماره ۵۱۶حالا نوبت خواص است

 «جنگ دوازده‌روزه» فقط یک اتفاق نظامی نبود؛ این دوازده روز رخدادی تاریخی بود که هم دشمن و هم دوست، بار دیگر با این واقعیت روبه‌رو شدند که پشتوانه قدرت جمهوری اسلامی فقط خودکفایی‌اش در سلاح و موشک نیست، بلکه ایمان و همراهی و انسجام مردم مؤمن و وطن‌دوستش است. همه فهمیدند مزیت جمهوری اسلامی، مردمی است که در لحظاتی که وطن به آن‌ها نیاز دارد، به میدان می‌آید، هزینه می‌دهد و می‌ایستد.

تجربه‌ی تاریخی ایران، از انقلاب اسلامی تا دفاع مقدس و از فتنه‌های داخلی تا نبردهای منطقه‌ای، یک الگوی تکرارشونده دارد: مردم معمولاً وظیفه خود را انجام می‌دهند، این خواص‌اند که یا مسیر را هموار می‌کنند یا گره می‌زنند. جنگ و اغتشاش که تمام می‌شود و صدای شلیک و انفجار می‌خوابد تازه میدان دشوارتر آغاز می‌شود: میدان تحلیل، موضع‌گیری، روایت‌سازی و جهاد تبیین.

...

 گاهی تردید، پیروزیِ میدان را می‌بلعد
توجه به حوادث دوران حکومت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام این هشدار را جدی‌تر می‌کند. «امیرالمؤمنین در هیچ درگیری نظامی مغلوب نشد... [اما] همین امیرالمؤمنینی را که در هیچ درگیری نظامی مغلوب نشد، توانستند در موارد زیادی از رسیدن به هدف، مانع بشوند؛ یعنی راهی پیدا کردند که امروز ما به این راه میگوییم جنگ نرم... این جنگ امروز هم در جریان است.» ۱۴۰۴/۱۰/۱۳

جنگ نرم یعنی «با فریب، با دروغ، با تهمت، با وسوسه، با استدلالهای مغالطه‌آمیز مردم را از آن راهی که دارند میروند مردّد کنند، در مردم تردید ایجاد کنند.» ۱۴۰۴/۱۰/۱۳

چنان‌که می‌بینیم امروز عوامل دست‌نشانده غربی از طرفی می‌گویند جنگ داخلی راه انداخته‌ایم و از طرف دیگر مزدورانشان مردم کوچه و خیابان را با دسیسه‌هایی ترور می‌کنند و آخر هم می‌خواهند از آب گل‌آلود این جنایات و کشته‌سازی ماهی بگیرند.

باید توجه داشت که اکنون کشور از یک نبرد سنگین دیگر عبور کرده و ملّت مؤمن و شریف ایران روز دوشنبه ۲۲ دی‌ماه در حمایت از جمهوری اسلامی حماسه‌ای تاریخی رقم زد، همان‌گونه که رهبر انقلاب اسلامی فرمودند: «این اجتماعات عظیم و سرشار از عزم راسخ، نقشه‌ی دشمنان خارجی را که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شود، باطل کرد.» بنابراین حالا نوبت خواص است که نشان دهند در کدام سمت تاریخ ایستاده‌اند. لذا هشدار حاضر، خطاب به یک جناح و دسته خاص نیست؛ بلکه همه‌ی نخبگان و مجموعه‌هایی که خود را صاحب رسانه، مخاطب، تحلیل و نفوذ می‌بینند، باید دقت کنند. بی‌شک دشمن خباثت خود را در حوزه‌های مختلف به‌ویژه جنگ نرم رها نخواهد کرد و در این میدان، خواص جامعه وظیفه‌ای جدی دارند.

https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62341

 

یک نکته ای که در نمودار عرضه و تقاضای اقتصادی مطرح است، این است که اگر این نمودار در فضای دینمداری ارائه شود هم همانا مثل این است که در فضای کفرآلود هم ارائه شده باشد؟ عرضه و تقاضا در اقتصاد، بین کفر و دینمداری را هم تفاوت قائل نمی شود. ولی نکته این است که اگر مشتری در انتظار این است که آیا دینمداری به او ارائه شود، یا کفر است که به او ارائه می شود؟ و در عین حال، مشتری نیز در مقابل واکنش کفرآلود یا دینمدارانه ی خود را هم ارائه بدهد؛ آنگاه ممکن است که دیگر از نموداری که در فضای کفرآلودی محض باشد، یا نموداری که در فضای دینمداری محض هم ارائه شده باشد، خارج شده و بلکه یک فضای غبار آلود نفاقی هم رخ دهد که حتی وقتی به پیغمبر اکرم هم می رسد، می گوید من می دانم که تو پیغمبر خدایی. ولی در عین حال نیز دارد به پیغمبر خدا هم توی رویش آن حضرت دروغ می گوید. این چهره ی نفاق است دیگر. یک چیزی می گوید، ولی کار دیگری را می کند و باورش هم چیز دیگری است. جرات نمی کند به پیغمبر اکرم راستش را هم بگوید که چطور دشمن او است و چطور دشمن خدا است. نفعش را در این هم می بیند که پیغمبر اکرم را تائید هم کند با اینکه دشمن او است! در مورد ائمه ی اطهار هم وضعیت همینطور و بلکه یحتمل حتی بتوان گفت بدتر است، چرا که امام در بیشتر این مواردی که دشمن هم به خلافت رسیده است، ادعای خلافت خود را هم به رخ امامان می کشیدند و حال آنکه این امامان بودند و هستند که خلیفة الله تشریف دارند و بلکه ولایت الهی هم از آن آنها است.

یک نکته ای که در مورد علم هست حضرت ولی فقیه مد ظله العالی می فرمایند که می فرماید العلم سلطان ومن وجده صال به، ومن لم یجده صیل علیه. یعنی علم، قدرت و سلطان است؛ و هر کس علم را دریافت، می تواند سخن برتر را بگوید، دست برتر را می تواند داشته باشد- صال یعنی این، ولی اگر علم نداشت، حالت میانه ندارد؛ صیل علیه. یعنی کسی که علم دارد، او  دست برتر را روی شما دارد، در مقدرات شما دخالت می کند، در سرنوشت شما دخالت می کند، .... ولذا یک حساب مختلفی را داریم که امت اسلامی به یک قدرتی رسیده باشد که مبنایش علم است، تا اینکه قدرتی را بخواهد که بر حسب سلطان بودن علم نیست و بلکه سلطان بودن فرض بفرمائید پادشاه است. هر که پادشاه بود، هم او می شود سلطان و بر حسب دستور او است که او هم از سلطنت آن پادشاهی اش بهره مند می شود. مبنا علم نیست، همانطوری که مبنا خلیفة اللهی هم نیست؛ و بلکه خلیفه و پادشاه هم هر که بود، مسئله حل است. و هر کس هم که با پادشاه چپ بیافتد، منافق است همانطوری که مسئله حالا تنزل پیدا کرده است از رسول اکرم و نفاق با رسول خدا به پادشاه و پادشاهی او! اینجا پادشاه است که تجرید شده است و مثلاً می گوید: خدا، شاه، میهن؛ و تجرید و مجردات خدا و پیغمبر و امام محور هم نیستند، و لذا دین و ایمان و خدا و پیغمبر و ائمه ی اطهار و امام زمان عجل الله فرجه الشریف شریف را هم کاری ندارد.

یک وقتی بنده فکر کنم این را قبلاً هم گفته ام که یک وقتی با این هاری کریشناها رفته بودیم نزدیک این ترامواهای سانفرانسیسکو که معروفند به cable cars؛ یعنی ماشینهایی که با یک سیستمی که مبنایش سیمهای متحرک است هم از زیر گویا یک جورهایی کشیده می شوند .... حالا کاری هم نداریم، یگ رگذری آمد به یکی از این هاری کریشناها گفت که آیا شما به غیر از این هاری کریشنا، هاری کریشنا چیز دیگری هم بلد نیستید؟ ایشان به بنده ی حقیر گفت: به او گفتم که تو حالا این را اول بگو، تا بعد خیلی چیزهای دیگری را هم یاد بگیری. مسئله همین است که آیا همین هاری کریشنا را که بگویی، مسئله حل است؟ شهادتین هم می فرمایند این است که اشهد ان لا اله الا الله. اشهد ان محمد رسول الله. ولی خوب بعد تعهدات دیگری را هم می آورد و از جمله هم نمازهای یومیه! ولی وقتی جهاد فی سبیل الله هم جلویش سد شد، و اسلام اجازه نیافت تا جهانی هم شود؛ خوب مشرکین هم همین را می خواسته اند و همین را هم امروزه می خواهند دیگر که حتی مکه هم فتح نشود آنطور که بدست پیغمبر اکرم محمد مصطفی صل الله علیه و آله و سلم نیز فتح شد. و همین هم هست که برائت از مشرکین را هم داریم. و آنچنان که خدای تبارک و تعالی می فرماید 

بَرَاءةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِینَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِکِینَ ﴿التوبة: 1﴾

نکته این است که وقتی منحنی دینمداری هم مشتریهایش افزون شدند و افزایش یافتند آنچنان که رو به حدود الفهای بینهایت درجات و مراتب متعالیه هم میل کنند، در عین حال نیز مشتریان کفر آلود هم کاهش می یابند و هر چند که یحتمل در یک نقطه ای هم این دو نمودار کفر و دین آیا چقدر هم حول امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم با هم تلاقی کنند. البته نکته ای که اینجا نهفته است، همانا این هم هست که امام زمانهای قلابی کثیری هم در طول تاریخ داشته ایم و آیا چقدر هم خواهیم داشت که همانا از خر دجال هم حتی بدترند؟ این است که جوانان را هم می بینیم که چطور گول این دجالها را می خورند و فرشته ی نجاتشان را حتی در ربع پهلوی آیا چقدر بجویند، و حال آنگه اگر همین ربع پهلوی در همین ربعی که خودشان هم زیست می کنند، می زیست؛ آنگاه نمی توانست اینطور گولشان بزنند و آنها را وادار به اغتشاشات هم کنند. این است که عمر خود را هم اینطور هدر ندهید، ای جوانان عزیز. و بلکه اطلبوا العلم من المهد الی اللحد یعنی ز گهواره تا گور دانش بجو. یعنی اطلبوا العلم ولو فی الصین، یعنی علم را حتی در چین هم که باشد، دریاب و یاد بگیر. حتی در نهج البلاغه میفرماید اگر علم نزد منافق هم هست، آنرا از او بیاموز. می فرماید علم گمگشته ی مومن است، و از سینه ی منافق بسمت سینه ی مومن حرکت می کند و آنجا در سینه ی مومن هم آرام می گیرد و .... لا اله الا الله اللهم صل علی محمد و آل محمد و تقبل شفاعته  وارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و الذابین عنه والمسارعین فی قضاء حوائجه و الممتثلین لاوامره و المحامین عنه والسابقین الی ارادته و المستشهدین بین یدیه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ ﴿1﴾
لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ﴿2﴾
وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿3﴾
وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ ﴿4﴾
وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿5﴾
لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ ﴿6﴾

 

مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا ﴿الفتح: 29﴾

 

بَرَاءةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِینَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِکِینَ ﴿1﴾
فَسِیحُواْ فِی الأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَاعْلَمُواْ أَنَّکُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللّهِ وَأَنَّ اللّهَ مُخْزِی الْکَافِرِینَ ﴿2﴾
وَأَذَانٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الأَکْبَرِ أَنَّ اللّهَ بَرِیءٌ مِّنَ الْمُشْرِکِینَ وَرَسُولُهُ فَإِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَإِن تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّکُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللّهِ وَبَشِّرِ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ ﴿3﴾
إِلاَّ الَّذِینَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِکِینَ ثُمَّ لَمْ یَنقُصُوکُمْ شَیْئًا وَلَمْ یُظَاهِرُواْ عَلَیْکُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّواْ إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ ﴿4﴾
فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّکَاةَ فَخَلُّواْ سَبِیلَهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿5﴾
وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجَارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ کَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ یَعْلَمُونَ ﴿التوبة: 6﴾

 

قُلْ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ هَادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیَاء لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ ﴿الجمعة: 6﴾

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
إِذَا جَاءکَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَکَاذِبُونَ ﴿1﴾ ... وَلَن یُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاء أَجَلُهَا وَاللَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿المنافقون: 11﴾

 

فصل اول در تعقیبات مشترکه

منقول از مصباح شیخ طوسى قدس سره و غیره: پس هر گاه سلام نماز دادى سه مرتبه

اَللَّهُ أَکْبَرُ بگو و بلند کن در هر یک دستها را تا محاذى گوشها پس بگو

لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اَللّٰهُ إِلٰهاً وٰاحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اَللّٰهُ وَ لاَ نَعْبُدُ إِلاَّ إِیَّاهُ مُخْلِصِینَ لَهُ اَلدِّینَ وَ لَوْ کَرِهَ اَلْمُشْرِکُونَ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اَللّٰهُ رَبُّنَا وَ رَبُّ آبَائِنَا اَلْأَوَّلِینَ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اَللّٰهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ أَنْجَزَ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ أَعَزَّ جُنْدَهُ وَ هَزَمَ اَلْأَحْزَابَ وَحْدَهُ فَ لَهُ اَلْمُلْکُ وَ لَهُ اَلْحَمْدُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ یُمِیتُ وَ یُحْیِی وَ هُوَ حَیٌّ لاٰ یَمُوتُ بِیَدِهِ اَلْخَیْرُ وَ هُوَ عَلىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

 

خوب، چند دقیقه هم بیشتر تا اذان مغرب نمانده است؛ و لذا ما کمی می نویسیم تا اینکه ندای اذان را موذن بلند بفرمایند. شاعر می فرماید:

 

مطاع کفر و دین بی مشتری نیست،

گروهی این، گروهی آن پسندند

دلا خوبان دل خونین پسندند،

دلا خون شو که خوبان این پسندند

 

یک نکته ی عمده ای که در مسائل اقتصادی هست، این است که بر حسب این شعر بابا طاهر هم آنجایی که مشتری هست؛ ولذا، عرضه و تقاضا هم همچون مسائل اقتصادی داریم! و لذا این دو منحنی عرضه و تقاضا هم وقتی با هم برخورد کنند، همان نقطه ی تعادلی است که معمولاً اقتصاد دانان بدنبالش هم هستند. مثلاً استاد غلامعلی حداد عادل هم دیشب بطور مستدل و با شواهد هم توضیح فرمودند که چرا آزادی مورد نظر افرادی که می فرمایند نظام جمهوری اسلامی دیکتاتوری است، در اشتباه اند؛ و چرا که در نظام قبل از انقلاب هم پرداختن به اسلام امکان پذیر نبود. و لذا، بر حسب استدلال ایشان، جمهوری اسلامی است که بر مبنای شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی هم پیش می رود. چطور رضا شاه تکه کلامش معدوم بوده است و هر کس را دلش می خواسته است، می کشته است؛ و از جمله هم تیمورتاش و سردار اسعد و حتی مرحوم مدرس. و حالا وسطهای نزدیک به آخر گفتگوی ویژه خبری هم بنده یواش یواش خوابم گرفت.

ولی نکته ای که هست این است که ایشان یعنی دکتر حداد عادل وقتی رئیس مجلس هم بودند، در مورد مسائل هسته ای یک نکته ای را فرمودند که بالاخره در مسائل از این دست هم یک حد یقفی باید وجود داشته باشد؛ و حال آنکه اگر ما مثلاً چنین و چنان هم کنیم، دیگر هیچ حد یقفی هم وجود نخواهد داشت. و حالا بعدها هم دیدیم که حتی طرف مذاکرات چطور برجام را پاره کرد. و این دفعه که دیگر اصلا وسط مذاکرات هم رفت توی جنگ حتی با همراه شدن با صهیونیسم. خوب، حد یقفی هم داریم که مسئله از این جمله هم هست که می فرمایند باز هم دشمن تهدید به جنگ کرده است. و حال آنکه پشت آشوبها و اغتشاشات نیز، هم او است! حد یقفی که در مسائل اقتصادی و بلکه تحریمها، و مذاکرات هسته ای نهفته است کجا است؟! این سوالی هم هست که بنده ی حقیر از کارشناس مسائل اقتصادی نیز هفته ی پیش وقتی مسجد جامع را یک مرتبه وسط سخنرانیها فرمودند که به آتش هم کشیده اند، پرسیدم. و همین هم سوالی است که اصلا مسائل هسته ای چه ربطی به مسائل اقتصادی دارند که اینطور به هم گره هم می خورند؟

نکته اینجا است که کمترین و کوچکترین حرکتهای اقتصادی از هر فردی در کشوری هم می توانند هم داخلی و هم خارجی رصد شوند و در خمینه هایی که اطلسهای محلی جغرافیای کشورها، خمینه ی جهانی را هم هر کدام تشکیل می دهند، بطور ریز و کوانتومی می توانند مورد بحث و تحقیق واقع شوند. و لذا، حالا خانمها طلا دارید، آنگاه اینکه آیا طلا را می فروشید که با آن سفر بروید، یا مسکن تهیه کنید، یا بلکه به ایران همدل هم کمک می کنید؛ فرق ندارد؟! یقیناً هم فرقها می گذارد دیگر. و لذا رصد هم می شوند! غیر از این است؟! این است که یک خطوطی هم هستند که خطوط کفر و دین را هم از هم جدا می کنند یا خیر؟! و صد البته هم بعضی یحتمل اینجا اشکال کنند که خیر؛ مسئله به این سادگی و بلکه ساده لوحانه بودن نیز نیست!

ولی به هر حال، اینکه خمینه ای اقتصادی هم بطور محلی و جهانی آیا دارد وضعیت کفر و دین جهانی را به کدام سمت هم آگاهانه یا حتی ناآگاهانه نیز می کشاند، این می توانند مسئله ی مهمی هم باشد. یعنی یک جاهایی هم هستند که اقتصاد وسط کفر هم گیر کرده است، و افرادی دینمدار هم می آیند و آنرا از آن حالت کفرآلود هم خارج می کنند و حلال و حرام را هم از هم جدا می کنند. و از جمله هم مکاسب شیخ انصاری رحمه الله را داریم دیگر.

ولی یک وقت هم هست که می بینید که جناح کفر هم هر کاری جناح دینمداران بخواهند انجام دهند، سدش می کنند؛ و دیگر چه رسد به اینکه اگر هدف هم رسیدن به ظهور امام زمان عجل الله فرجه الشریف نیز باشد! یک وقت دیدید همان نظام جمهوری اسلامی را هم جناح کفر خیلی مایل است ساقط کند چرا که خوب کافر و مشرک و منافق هم هستند دیگر. ولی در یک نظامی هست که عرضه و تقاضای جهانی کفر است که رو به صفر میل کرده است، و در نظامی دیگر هم هست که خیر؛ نظامی را داریم که بر حسب ظهور امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم دارد پیش می رود و هر چند که یحتمل خود امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم هنوز ظهور نفرموده اند و انقریب که ظهور بفرمایند و ...! دیر شد، دیر شد؛ بنده بدوم برسم به نماز جماعت و دعای پر فیض کمیل و حتی بلکه به جلسه ی بسیج هم برسم و همین هم باعث شود که خانه و خانواده را نیز با نور دین نورانیت هم ببخشیم ان شاء الله و .... و حالا که حتی اینترنت هم قطع شده خیلی غصه نخوریم که دیدی؟ توپولوسیسیها را هم نتوانستیم دریابیم که اصلا این یعنی چه؟ البته در تعقیبات نماز مشترکه هم داریم که لا اله الا الله وحده وحده وحده انجز وعده و نصر عبده لا اله الا الله اللهم صل علی محمد وآل محمد و تقبل شفاعته وارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة والنصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

 

فَقَالَ أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلَى ﴿24﴾
فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَکَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَى ﴿25﴾

 

نکل
یقال: نَکَلَ عَنِ الشَّیْءِ: ضَعُفَ وعَجَزَ،

ونَکَلْتُهُ: قَیَّدْتُهُ، والنِّکْلُ: قَیْدُ الدَّابَّةِ، وحدیدةُ اللِّجَامِ، لکونهما مانِعَیْنِ، والجمْعُ: الأَنْکَالُ.
قال تعالى: إِنَّ لَدَیْنا أَنْکالًا وَجَحِیماً
[المزمل/ 12] ونَکَّلْتُ به: إذا فَعَلْتُ به ما یُنَکَّلُ به غیرُه، واسم ذلک الفعل نَکَالٌ. قال تعالى:
فَجَعَلْناها نَکالًا لِما بَیْنَ یَدَیْها وَما خَلْفَها
[البقرة/ 66] ، وقال: جَزاءً بِما کَسَبا نَکالًا مِنَ اللَّهِ [المائدة/ 38] وفی الحدیث: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ النَّکَلَ عَلَى النَّکَلِ» [1] ، أی: الرَّجُلَ القَوِیَّ عَلَى الفَرَسِ القَوِیِّ.

المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، ص 825

https://lib.eshia.ir/41892/1/825

 

۱۴۰۴/۱۰/۲۱

نماهنگ | مثل فرعون

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «آن بابایی که با نخوت و غرور نشسته آنجا راجع به همه‌ی دنیا قضاوت میکند، او هم بداند که معمولاً‌ مستبدّین و مستکبران عالم، از قبیل فرعون و نمرود و رضاخان و محمّدرضا و امثال اینها، وقتی که در اوج غرور بودند سرنگون شدند، این هم سرنگون خواهد شد.» ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
رسانه KHAMENEI.IR براساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب، نماهنگ «مثل فرعون» را منتشر میکند.

https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62309

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُّبِینًا ﴿1﴾
لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِکَ وَمَا تَأَخَّرَ وَیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَیَهْدِیَکَ صِرَاطًا مُّسْتَقِیمًا ﴿الفتح: 2﴾

 

335 / 9 - حدثنا محمد بن عمر بن محمد بن سلمة بن البراء الحافظ البغدادی، قال: حدثنا أحمد بن عبید الله [2] الثقفی أبو العباس، قال: حدثنا عیسى بن محمد الکاتب، قال: حدثنی المدائنی، عن غیاث بن إبراهیم، عن الصادق جعفر بن محمد، عن أبیه، عن جده (علیهم السلام)، قال: قال علی بن أبی طالب (علیه السلام): عقول النساء فی جمالهن، وجمال الرجال فی عقولهم [3].

امالی صدوق، ص 298

https://lib.eshia.ir/15033/1/298

 

المقدمة

بسم الله الرحمن الرحیم وبه نستعین

« قال أمیر المؤمنین علی علیه السلام عقول النساء فی جمالهن وجمال الرجال فی عقولهم »

( أمالی الصدوق المجلس الأربعون )

جمال الامراة و جلالها، حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی، ص 7

https://lib.eshia.ir/10790/1/7

 

این یک منشاء سوال مهمی است که بالاخره آیا ذنب و گناه حضرت رسول اکرم چیست که می فرماید لیغفر لک الله ما تقدم من ذنبک و ما تاخر و... که هدایت ات فرماید به صراط مستقیم؟! این را بعضی یحتمل اشکال هم بفرمایند که بابا این یک چیزی نیست که در چند دقیقه هم بخواهی به آن بپردازی و بعد هم بروی اخبار ساعت 9:00 را هم ببینی و ...!

ولی یک گناهی را یحتمل بعضی افرادی که درجات خود را خیلی نزدیک خدا هم ببینند و خود را در ابرها هم متصور می شوند، همینطوری به امثال مراجع تقلید و حضرت ولی فقیه مد ظلهم العالی نیز اشکال کنند که گناه اینها هم کم نیست که رساله های عملیه مراجع تقلید را هم دارند که می تواند مردم را ارشاد هم کند که امر به معروف هم کدام است و نهی از منکر هم کدام؟! جهاد فی سبیل الله هم کدام است؟

الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿التوبة: 20﴾

یعنی استغفار کردن و حتی توبه کردن هم برای شروع خوب است، ولی جهاد فی سبیل الله را هم باید بدنیال داشته باشد تا شاگرد حتی بتواند تشخیص دهد که آیا گناه از او است یا از مراجع تقلید و حضرت ولی فقیه مد ظلهم العالی است که حتی المقدور گوشزد هم می فرمایند که بابا جان عالم محضر خدا است، در محضر خدا گناه هم نکند! امام خمینی قدس سره الشریف این را فرمودند دیگر. گناه ایشان همینها هم هست یا غیر از این است. یحتمل شاگردی که در طلب استغفار و توبه و جهاد فی سبیل الله خیلی هم بدتر از این بنده ی حقیر موفق نشود، اشکال هم می کند که گناه از من نیست و بلکه گناه از او است و از دیگری است و حالا یحتمل حتی نمی داند هم که این دیگری کیست؛ امام خمینی است، امام علی امیر المومنین علیه الصلاة و السلام است، یا دیگر ائمه و امام زما عجل الله فرجه الشریف است. از سر غفلت یا نادانی اش هم حالا یک چیزهایی می گوید یا یک کارهایی را هم انجام می دهد. در جهلش مانده است. و حالا اگر همین شاگرد هم قبول کند که در شاگردی اش دارد از حالات خلاء بسمت الفهای بینهایت آیات اللهی مراتب و درجات متعالیه و حضرات آیات عظام مراجع تقلید و حضرت ولی فقیه مد ظلهم العالی میل و پیشرفت هم می کند، هدف را مشاهده کند، و سعی در هدایت به آن سمت هم داشته باشد، و بلکه مصباح هدایت را هم دریابد. کلی کار یاد می گیرد که حتی آیا چقدر او را هم به مقامات خلیفة اللهی و ولایت اللهی نزدیک می کند.

بنده کتاب ره نمای طریق حضرت آیت الله جاودان را می خواندم که همان فصل اول هم توصیه هایی بصورت سوال و جواب دارند که شاگرد جوان چطور هم گناه نکند. این خود یک مسئله ی مهمی همراه با آیا چقدر گناه هم هست که جوانی بنظرش برسد که والدین من که خودشان مملو از گناه هستند و لذا اصلا اینها لیقات هم ندارند که مرا ارشادم هم کنند. می فرماید که حتی اگر فردی گناه آلود هم هست، باز هم خوب است که امر به معروف و نهی از منکر کند بجای اینکه مخاطبان ناهی از منکر و آمر به معروف هم بفرمایند  که بابا این طرف هم که خودش مملو از انواع گناهان و فسادها است. عقل حکم می کند که حرف منطقی را بپذیریم خصوصاً وقتی متوجه هم شویم که این منطق فقط روی زمین هم نیست که می تواند کار کند و بلکه اگر روی کره ی ماه و خورشید هم افرادی را داشتیم، همین منطق آنجاها هم کار می کند و بلکه امر امامتی هم لازم است که هر کسی را هر جایی هم که هست هدایتش کند حتی به سمت خلیفة الله و ولایت الله. زن و مرد هم فرقی ندارد در این جهاد فی سبیل الله و بلکه جهاد تبیین چرا که جمال و جلال زن را می فرمایند که جمال و جلال مرد هم مکملش می شود و از این طرق هم هست که وارد جهاد فی سبیل الله می توان شد که قال امیر المومنین علیه السلام: عقول النساء فی جمالهن و جمال الرجال فی عقولهم.

نکته ای که در کتاب ره نمای طریق قابل مشاهده هم هست این است که قاطعانه هم می فرماید که چطور می توانی به راهی دست یابی که گناه هم نکنی وحتی از نگاهت هم شروع می شود که هر چیزی را که خواستی هم نگاه نکنی! و شاگرد متوجه می شود که خوب هم هست که توبه کند حتی اگر توبه اش را هم خدای ناکرده شکسته است. دوباره توبه کند و سعی کند بسمت خدا هم برود، ولی این مسئله اگر از یک حدی هم بگذرد؛ خدا نمی پذیرد چرا که خدا هم خود بسمت بنده اش توبه می کند و برمی گردد و مایل هم هست که ملاقاتش کند. ولی گویا بعد از یک حدودی دیگر توبه پذیرفته نمی شود:

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ ثُمَّ کَفَرُواْ ثُمَّ آمَنُواْ ثُمَّ کَفَرُواْ ثُمَّ ازْدَادُواْ کُفْرًا لَّمْ یَکُنِ اللّهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ وَلاَ لِیَهْدِیَهُمْ سَبِیلًا ﴿النساء: 137﴾

یحتمل مسئله این هم هست که شاگرد قرار است که از کفرش هم بیرون بیاید و نه اینکه هر چه بیشتر هم در کفرش غرق شود تا اینکه در همان کفرش هم بمیرد و ... والله اعلم. ولی ره نمای طریق به شاگرد بشارت هم می دهد که چطور حتی با امام زمان عجل الله فرجه الشریف حرف هم بزند و دعا هم کند و بلکه از او چیزی هم بخواهد:

می فرمایند: 

... توسل به امم زمان عجل الله فرجه الشریف به هر روشی ممکن است. به عنوان مثال:

-دعای عهدِ چهل روزه یک توسل است.

-زیارت آل یاسین هر روزه یک توسل است.

-ناز امام زمان عجل الله فرجه الشریف هر روزه یک توسل است.

-نماز خاص سحر شب های جمعه که در حاشیه ی مفاتیح الجنان آمده یک توسل است.

- دعا برای سلامتی و فرج آن حضرت یک توسل است.

-حتی اگر با آن حضرت به طور معمولی صحبت و مناجات کنید و به ایشان حاجت و نیازتان را عرض کنید باز هم یک توسل است.

همه ی این توسلات به شرطی نتیجه خواهد داد که با توئجه و خلوص و شکسته دلی باشد. اگر توبه، حقیقی باشد نتیجه خواهد داد. یکی از مهم ترین علامتهای توبه حقیقی این است که دیگر گناه نکنیم. توبه و آمرزش الهی یک واقعیت است و این دو، واقعیاتی هستند که در جان و روح ما اتفاق می افتد؛ پس وقتی که اتفاقی در جان و درون ما رخ می دهد، حتماً متوجه آن خواهیم شد.

ره نمای طریق، پرسشهایی برای زندگی بهتر از محضر استاد محمد علی جاودان، ص 30- 31

(در زیر نویسهای مربوط به این متن بالا در کتاب ره نمای طریق آیات و احادیثی هم آورده شده است که بعضی از آنها بدین ترتیب هم هستند:

1 - عدة الداعی: روى سلیمان بن عمرو، قال: سمعت أبا عبد الله علیه السلام یقول:
إن الله لا یستجیب دعاء بظهر قلب ساه فإذا دعوت فأقبل بقلبک ثم استیقن الإجابة.

بحار الانوار، علامه محمد باقر مجلسی، جلد 90، ص 305

https://lib.eshia.ir/71860/90/305

 

وروى سلیمان الفراء عمن حدثه، عن أبی عبد الله علیه السلام قال: إذا دعوت فظن حاجتک بالباب.

بحار الانوار، علامه محمد باقر مجلسی، جلد 90، ص 305

https://lib.eshia.ir/71860/90/305

 

2- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع‌ الدُّعَاءُ مَفَاتِیحُ النَّجَاحِ وَ مَقَالِیدُ الْفَلَاحِ‌[1] وَ خَیْرُ الدُّعَاءِ مَا صَدَرَ عَنْ صَدْرٍ نَقِیٍّ وَ قَلْبٍ تَقِیٍّ وَ فِی الْمُنَاجَاةِ سَبَبُ النَّجَاةِ وَ بِالْإِخْلَاصِ یَکُونُ الْخَلَاصُ فَإِذَا اشْتَدَّ الْفَزَعُ فَإِلَى اللَّهِ الْمَفْزَعُ.

الکافی الشریف، شیخ کلینی، جلد 2، ص 468

https://lib.eshia.ir/11005/2/468

 

وَ قَالَ آخَرُ[6] مَنْ جَلَسَ عِنْدَ الْعَالِمِ وَ لَمْ یُطِقِ الْحِفْظَ مِنْ عِلْمِهِ فَلَهُ سَبْعُ کَرَامَاتٍ یَنَالُ فَضْلَ الْمُتَعَلِّمِینَ وَ تُحْبَسُ عَنْهُ الذُّنُوبُ مَا دَامَ عِنْدَهُ وَ تَنْزِلُ الرَّحْمَةُ عَلَیْهِ إِذَا خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ طَالِباً لِلْعِلْمِ وَ إِذَا جَلَسَ فِی حَلْقَةِ الْعَالِمِ نَزَلَتِ الرَّحْمَةُ عَلَیْهِ فَحَصَلَ لَهُ مِنْهَا نَصِیبٌ‌[7] وَ مَا دَامَ فِی الِاسْتِمَاعِ یُکْتَبُ لَهُ طَاعَةٌ وَ إِذَا اسْتَمَعَ وَ لَمْ یَفْهَمْ‌ ضَاقَ قَلْبُهُ بِحِرْمَانِهِ عَنْ إِدْرَاکِ الْعِلْمِ فَیَصِیرُ ذَلِکَ الْغَمُّ وَسِیلَةً إِلَى حَضْرَةِ اللَّهِ تَعَالَى لِقَوْلِهِ تَعَالَى أَنَا عِنْدَ الْمُنْکَسِرَةِ قُلُوبُهُمْ‌[1]. وَ یَرَى إِعْزَازَ الْمُسْلِمِینَ لِلْعَالِمِ وَ إِذْلَالَهُمْ لِلْفُسَّاقِ فَیُرَدُّ قَلْبُهُ عَنِ الْفِسْقِ وَ تَمِیلُ طَبِیعَتُهُ إِلَى الْعِلْمِ وَ لِهَذَا أَمَرَ ص بِمُجَالَسَةِ الصَّالِحِینَ‌[2].


[1]- روی هذا الحدیث القدسی فی« تفسیر کشف الأسرار» ج 1/ 135، 710، و ج 6/ 171، و ج 9/ 283؛ و« تذکرة الأولیاء»/ 186؛ و« تفسیر الرازیّ» ج 2/ 183؛ و« بدایة الهدایة»/ 42. و فی« بحار الأنوار» ج 73/ 157- نقلا عن« نوادر الراوندیّ»-:« و سئل‌[ رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله‌] أین اللّه؟ فقال: عند المنکسرة قلوبهم». و فی« غرر الحکم» ج 4/ 238، الحدیث 5937:« طوبى للمنکسرة قلوبهم من أجل اللّه».

[2]-« تفسیر الرازیّ» ج 2/ 183.

منیة المرید، شهید ثانی، ص 122- 123

https://lib.eshia.ir/15265/1/122

 

وقال (علیه السلام) : «حسن التوبة یمحو الحوبة» [٤].

مستدرک الوسائل، جلد 12، ص 130

https://lib.eshia.ir/11015/12/130

 

فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللّهَ یَتُوبُ عَلَیْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿المائدة: 39﴾)

البته اینجا معنای مسئله این هم نمی شود که شاگرد ساعی خیلی خوبی که یک شبه هم مایل است ره صد ساله را رود، یحتمل مدعی هم شود که پس من هم که گناهکارم، و لذا یکی من و یکی هم مراجع تقلید و یکی هم حتی حضرت ولی فقیه مد ظلهم العالی و بلکه یکی هم حضرت رسول اکرم و یکی هم امامی از ائمه اطهار و یکی هم امام زمان عجل الله فرجه الشریف. همه و همه نیز گناهکاریم؛ و مسئله هم حل است! یعنی درجات و مراتب آیات اللهی را شاگرد قرار هم هست که حالا چطور هم بپیماید تا برسد به الفهای بینهایت آیات اللهی مراتب و درجات متعالیه ای که آیا حتی توانسته است حالات خلاء  را هم پشت سر بگذارد و به مراتب عالیه و متعالیه ای از آیات اللهی هم نزدیک شود؟! اینجاها است که خطبای محترم هم از قول حضرت امیر میفرمایند اوصیکم بتقوی الله که اگر شاگرد غرق در شهواتش هم شده است و بلکه نمی تواند هم از منجلاب گناهانش که از سرش هم بالا زده است را دریابد و بلکه همه چیز را هم بر حسب شهواتش و بر حسب شیاطینی تعبیر کرده که او را امر به منکر و نهی از معروف هم می کنند. و حالا تجریدی و انتزاعاتی را هم بحث بفرمائید که فرض بفرمائید توپولوسیسی ها یا کوهمولوژیهای فلوئر-ویتن یا هوش مصنوعی یا ... را هم بحث می کنند. ولی شیاطین هم آیا چقدر شاگرد از آنها خبر دارد که همه چیز را طوری هم پیش یکدیگر چیده اند که همه چیز را تفسیر به نفس هم کند و خودش را هم همه کاره ی عالم جا بزند و بلکه خلیفة اللهی و ولایت اللهی را هم از ان خود ببیند و ... مسئله این است که حکمت متعالیه هم که قرار است شاگرد را به حکمت الهی برساند و بلکه ریاضی فیزیک حکمت متعالیه نظریه های حمیدی مجیدی فقهی هم عصای دستش باشد، آیا چقدر کمکش می کنند. و او را از توهماتش هم بیرون می توانند بیاورند که مثلاً مُثُل غار افلاطونی را هم شامل حالش نباشد و .... یعنی آیا واقعاً هم با کمک نظریه های مومنتوم یا تکانه ای نیز شاگرد می تواند گرفتار سیاه چاله ها نشده و بلکه از نورانیت ستارگان نیز مجبور نباشد که رویگردان شود و در عین حال صاحب ره نمای طریق یعنی حضرت آیت الله جاودان را هم دریابد و رستگار هم شود و .... مثل اینکه اخبار ساعت نه هم تمام شده است و یحتمل بهتر است سعی شود که به اخبار نیمه شب هم برسیم و از دستش ندهیم! البته یحتمل استاد جاودان هم خیلی توصیه ی مساعدی با حتی تلویزیون دیدن نیز نداشته باشند و چرا که خیلی هم چیزهای مهمی را از دست نمی دهیم که برای شاگرد و طلبه هم در غیر این صورت غیر قابل کسب اند و دیگر از دستش رفته اند و چاره ی دیگری هم نخواهند داشت و ...! یک حدیث خیلی قشنگی که ایشان می فرمایند این است که نماز اول وقت نسبت به نمازهایی که در آخرهای وقت هم اقامه می شوند، مثل نسبت آخرت است به این دنیا! یحتمل بعضی اشکال هم کنند که یک ذوقی را انسان باید کسب کند که چنین چیزی را در نمازش هم درک کند. 

[٤٦٨٦] ١٥ ـ وعن محمّد بن یحیى ، عن سلمة بن الخطّاب ، عن علی بن سیف بن عمیرة ، عن أبیه ، عن قتیبة الأعشى ، عن أبی عبدالله علیه‌السلام قال : إنّ فضل الوقت الأوّل على الآخر کفضل الآخرة على الدنیا.

ورواه الصدوق فی ( ثواب الأعمال ) مرسلاً [١].

ورواه الشیخ بإسناده عن محمّد بن یعقوب ، مثله [٢].

وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی جلد 4، ص 123

https://lib.eshia.ir/11025/4/123

 

زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِینَ وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِکَ مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ ﴿آل عمران: 14﴾

[ ٢٤٩٢٩ ] ٨ ـ وعن عدة من أصحابنا ، عن أحمد بن أبی عبد الله البرقی ، عن الحسن بن أبی قتادة ، عن رجل ، عن جمیل بن دراج ، قال : قال أبو عبد الله علیه‌السلام : ما تلذذ الناس فی الدنیا والآخرة بلذة أکثر لهم من لذة النساء ، وهو قول الله عزّ وجلّ : ( زین للناس حب الشهوات من النساء والبنین ) إلى آخر الآیة [١] ثم قال : وإن أهل الجنة ما یتلذذون بشیء من الجنة أشهى عندهم من النکاح لا طعام ولا شراب.

وسائل الشیعة، جلد 20، ص 23

https://lib.eshia.ir/11025/20/23

لا اله الا الله اللهم صل علی محمد و آل محمد و تقبل شفاعته وارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ ﴿1﴾
فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ ﴿2﴾
إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ ﴿3﴾

 

حدیث الکساء [٢]

وإتماماً للکتاب ارتأینا ذکر حدیث الکساء الشریف نقلاً عن کتاب عوالم العلوم الشیخ عبد الله بن نور الله البحرانی بسند صحیح عن جابر بن عبد الله الأنصاری. عَنْ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ علیها‌السلام بِنْتِ رَسُولِ الله صلى‌الله‌علیه‌وآله قال : سَمِعْتُ فاطِمَةَ أَنَّها قالَتْ : دَخَلَ عَلَیَّ أَبِی رَسُولُ الله فِی بَعْضِ الأیام ، فَقَالَ : السَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَةُ ، فَقُلْتُ : عَلَیْکَ السَّلامُ ، قالَ : إِنِّی أَجِدُ فِی بَدَنِی ضَعْفاً ، فَقُلْتُ لَهُ : أُعِیذُکَ بِالله یا أبَتاهُ مِنَ الضَّعْفِ! فَقالَ : یا فاطِمَةُ ، ائتِینِی بِالکِساء الیَمانِی فَغَطِّینِی بِهِ ، فَأَتَیْتُهُ بِالکِساءِ الیَمانِی فَغَطَّیْتُهُ بِهِ وَصِرْتُ أَنْظُرُ إِلَیْهِ وَإِذا وَجْهُهُ یَتَلاْلاُ کَأَنَّهُ البَدْرُ فِی لَیْلَةِ تَمامِهِ وَکَمالِهِ. فَما کانَتْ إِلاّ ساعَةً وَإِذا بِوَلَدِیَ الحَسَنِ علیه‌السلام قَدْ أَقْبَلَ وَقالَ : السَّلامُ عَلَیْکِ یا أُمَّاهُ فَقُلْتُ : وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا قُرَّةَ عَیْنِی وَثَمَرَةَ فُؤادِی ، فَقالَ : یا أُمَّاهُ إِنِّی أَشُمُّ عِنْدَکِ رائِحَةً طیِّبَةً کَأَنَّها رائِحَةُ جَدِّی رَسُولِ الله صلى‌الله‌علیه‌وآله ، فَقُلْتُ : نَعَمْ ، إِنَّ جَدَّکَ تَحْتَ الکِساءِ ، فَأَقْبَلَ الحَسَنُ نَحْوَ الکِساءِ وَقالَ : السَّلامُ عَلَیْکَ یا جَدَّاهُ یا رَسُولَ اللهِ ، أَتَأْذَنَ لِی أَنْ أَدْخُلَ مَعَکَ تَحْتَ الکِساءِ؟ فَقالَ : وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدِی وَیاصاحِبَ حَوْضِی ، قَدْ أَذِنْتُ لَکَ ، فَدَخَلَ مَعَهُ تَحْتَ الکِساءِ. فَما کانَتْ إِلاّ ساعَةً وَإِذا بِوَلَدِیَ الحُسَیْنِ علیه‌السلام قَدْ أَقْبَلَ وَقالَ : السَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّاهُ ، فَقُلْتُ : وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا قُرَّةَ عَیْنِی وَثَمَرَةَ فُؤادِی ، فَقالَ لِی : یا اُمَّاهُ إِنِّی أَشُمُّ عِنْدَکِ رائِحَةً طیِّبَةً کَأَنَّها رائِحَةُ جَدِّی رَسُولِ اللهِ ، فَقُلْتُ : نَعَمْ یا بنیَّ إِنَّ جَدَّکَ


[١] الصحیفة السجادیة الجامعة : ١١٠ ـ ١١٦ ، برقم ٥٥.

[٢] حدیث الکساء ألحقه بعض الناشرین بالکتاب اتماماً للفائدة ولکثرة تلاوة المؤمنین له.

 

وَأَخاکَ تَحْتَ الکِساءِ ، فَدَنى الحُسَیْنُ نَحْوَ الکِساءِ وَقالَ : السَّلامُ عَلَیْکَ یا جَدّاهُ ، السَّلامُ عَلَیْکَ یا مَنْ اخْتارَهُ الله أَتَأْذَنُ لِی أَنْ أَکُونَ مَعَکُما تَحْتَ الکِساءِ؟ فَقالَ : وعَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدِی وَیاشافِعَ أُمَّتِی ، قَدْ أَذِنْتُ لَکَ ، فَدَخَلَ مَعَهُما تَحْتَ الکِساءِ. فَأَقْبَلَ عِنْدَ ذلِکَ أَبُو الحَسَنِ عَلِیُّ بْنِ أَبِی طالِبٍ وَقالَ : السَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ ، فَقُلْتُ : وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا أَبا الحَسَنِ وَیا أَمِیرَ المُؤْمِنِینَ فَقالَ : یا فاطِمَةُ إِنِّی أَشُمُّ عِنْدَکِ رائِحَةً طَیِّبَةً کَأَنَّها رائِحَةُ أَخِی وَابْنِ عَمِّی رَسُولِ اللهِ ، فَقُلْتُ : نَعَمْ ، ها هُوَ مَعَ وَلَدَیْکَ تَحْتَ الکِساءِ ، فَأَقْبَلَ عَلِیُّ نَحْوَ الکِساءِ وَقالَ : السَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ الله أَتَأْذَنَ لِی أَنْ أَکُونَ مَعَکُمْ تَحْتَ الکِساءِ؟ قالَ : وعَلَیْکَ السَّلامُ یا أخِی وَوَصِیِّی وَخَلِیفَتِی وَصاحِبَ لِوائِی قَدْ أَذِنْتُ لَکَ فَدَخَلَ عَلِیُّ تَحْتَ الکِساءِ. ثُمَّ أَتَیْتُ نَحْوَ الکِساءِ وَقُلْتُ : السَّلامُ عَلَیْکَ یا أبَتاُه یا رَسُولَ الله أَتَأْذَنُ لِی أَنْ أَکُونَ مَعَکُمْ تَحْتَ الکِساءِ؟ قالَ : وَعَلَیْکِ السَّلامُ یا بِنْتِی وَیابِضْعَتِی قَدْ أَذِنْتُ لَکِ فَدَخَلَتُ تَحْتَ الکِساءِ ، فَلَمّا اکْتَمَلْنا جَمِیعاً تَحْتَ الکِساءِ أَخَذَ أَبِی رَسُولَ الله بِطَرَفَی الکِساءِ وَأَوْمَأَ بِیَدِهِ الیُمْنى إِلى السَّماء وَقالَ : اللّهُمَّ إِنَّ هؤُلاءِ أَهْلُ بَیْتِی وَخاصَّتِی وَحامَّتِی لَحْمُهُمْ لَحْمِی وَدَمُهُمْ دَمِی یُؤْلِمُنِی مایُؤْلِمُهُمْ وَیَحْزُنُنِی مایَحْزُنُهُمْ ، أَنا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَهُمْ وَسِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداهُمْ وَمُحِبُّ لِمَنْ أَحَبَّهُمْ ، إِنَّهُمْ مِنِّی وَأَنا مِنْهُمْ فَاجْعَلْ صَلَواتِکَ وَبَرَکاتِکَ وَرَحْمَتَکَ وَغُفْرانَکَ وَرِضْوانَکَ عَلَیَّ وَعَلَیْهِمْ ، وَأذْهِبْ عَنْهُمْ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهِیراً. فَقالَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ : یا مَلائِکَتِی وَیاسُکَّانَ سَماواتِی ، إِنِّی ما خَلَقْتُ سَّماء مَبْنِیَّةً وَلا أَرْضا مَدْحِیَّةً وَلا قَمَراً مُنِیراً وَلا شَمْساً مُضِیئَةً وَلا فَلَکا یَدُورُ وَلا بَحْراً یَجْرِی وَلا فُلْکا یَسْرِی إِلاّ فِی مَحَبَّةِ هؤُلاءِ الخَمْسَةِ الَّذِینَ هُمْ تَحْتَ الکِساءِ. فَقالَ الأمِینُ جبْرائِیلَ : یا رَبِّ وَمَنْ تَحْتَ الکِساءِ؟ فَقالَ عَزَّوَجَلَ : هُمْ أَهْلُ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِ ، هُمْ : فاطِمَةُ وَأَبُوها وَبَعْلُها وَبَنُوها. فَقالَ

 

جَبْرائِیلُ : یا رَبِّ أَتَأْذَنُ لِی أَنْ أَهْبِطَ إِلى الاَرْضِ لاَکُوَنَ مَعَهُمْ سادِساً؟ فَقالَ اللّهُ : نَعَمْ ، قَدْ أَذِنْتُ لَکَ ، فَهَبَطَ الاَمِینُ جَبْرائِیلُ وَقالَ : السَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ اللهِ ، العَلِیُّ الاَعْلى یُقْرِؤکَ السَّلامُ وَیَخُصُّکَ بِالتَّحِیَّةِ وَالاِکْرامِ وَیَقُولَ لَکَ : وَعِزَّتِی وَجَلالِی إِنِّی ماخَلَقْتُ سَّماء مَبْنِیَّةً وَلا أَرْضا مَدْحِیَّةً وَلا قَمَراً مُنِیراً وَلا شَمْساً مُضِیئَةً وَلا فَلَکا یَدُورُ وَلا بَحْراً یَجْرِی وَلا فُلْکا یَسْرِی إِلاّ لاَجْلِکُمْ وَمَحَبَّتِکُمْ. وَقَدْ أَذِنَ لِی أَنْ أَدْخُلَ مَعَکُمْ فَهَلْ تَأْذَنَ لِی یا رَسُولَ الله؟ فَقالَ رَسُولُ اللهِ [١] : عَلَیْکَ السَّلامُ یا أمِینَ وَحْیِ اللهِ ، إِنَّهُ نَعَمْ قَدْ أَذِنْتُ لَکَ فَدَخَلَ جَبرائِیلَ مَعَنا تَحْتَ الکِساءِ. فَقالَ لاَبِی : إِنَّ الله قَدْ أَوْحى إِلَیْکُمْ یَقُولُ : (إِنَّما یُرِیدُ الله لِیُذْهِبَ عَنْکُم الرِّجْسَ أَهْلَ البَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً)[٢]، فَقالَ عَلِیُّ لاَبِی : یا رَسُولَ اللهِ ، أَخْبِرْنِی مالِجُلُوسِنا هذا تَحْتَ الکِساءِ مِنَ الفَضْلِ عِنْدَ الله؟ فَقَالَ النَّبِیُّ صلى‌الله‌علیه‌وآله : وَالَّذِی بَعَثَنِی بِالحَقِّ نَبِیّا وَاصْطَفانِی بِالرِّسالَةِ نَجِیّا ماذُکِرَ خَبَرُنا هذا فِی مَحْفَلٍ مِنْ مَحافِلِ أَهْلِ الاَرْضِ وَفِیهِ جَمْعٌ مِنْ شِیعَتِنا وَمُحِبِّینا ، إِلاّ وَنَزَلَتْ عَلَیْهِمُ الرَّحْمَةُ وَحَفَّتْ بِهِمُ المَلائِکَةُ وَاسْتَغْفَرَتْ لَهُمْ إِلى أَنْ یَتَفَرَّقُوا! فَقالَ عَلِیُّ علیه‌السلام : إِذا وَالله فُزْنا وَفازَ شِیعَتُنا وَرَبِّ الکَعْبَةِ ، فَقالَ أَبِی رَسُولُ الله صلى‌الله‌علیه‌وآله[٣] : یا عَلِیُّ وَالَّذِی بَعَثَنِی بِالحَقِّ نَبِیا وَاصْطَفانِی بِالرِّسالَةِ نَجِیّا ماذُکِرَ خَبَرُنا هذا فِی مَحْفَلٍ مِنْ مَحافِلِ أَهْلِ الاَرْضِ وَفِیهِ جَمْعٌ مِنْ شِیعَتِنا وَمُحِبِّینا ، وَفِیهِمْ مَهْمُومٌ إِلاّ وَفَرَّجَ الله هَمَّهُ وَلا مَغْمُومٌ إِلاّ وَکَشَفَ الله غَمَّهُ وَلا طالِبُ حاجَةٍ إِلاّ وَقَضى الله حاجَتَهُ! فَقالَ عَلِیُّ علیه‌السلام : إِذن وَالله فُزْنا وَسُعِدْنا وَکَذلِکَ شِیعَتُنا فازُوا وَسُعِدُوا فِی الدُّنْیا وَالآخِرةِ وَرَبِّ الکَعْبَةِ [٤].


[١] فی المصدر : فقال أبی : وعلیک السلام ...

[٢] ٣٣ / الاحزاب : ٣٣.

[٣] فی المصدر : فقال أبی : یا علیّ ...

[٤] العوالم للبحرانی ١١ / ٦٣٨ ، وعنه احقاق الحق ٢ / ٥٥٥ وآیة التطهیر فی احادیث الفریقین للابطحی ١ / ٤٤.

 

۱۴۰۴/۱۰/۲۱شماره ۳۹جهت | ملت، مزدوری بیگانگان را مردود میداند

سی‌ونهمین شماره‌ی «جهت» به بازخوانی تأکید رهبر انقلاب بر کوتاه نیامدن ملّت ایران و جمهوری اسلامی در مقابل تخریبگران و مزدوران بیگانه می‌پردازد.

بسته تصویری جهت، محصولی است از رسانه‌ی KHAMENEI.IR که به مرور تصویری دیدارها و بُرشی کوتاه از مهمترین نکته‌ها و توصیه‌های رهبر انقلاب می‌پردازد.

 بیانات رهبر انقلاب که در این فیلم مشاهده میکنید:
همه بدانند: جمهوری اسلامی با خون چند صد هزار انسان شریف روی کار آمده؛ در مقابل کسانی که تخریبگرند، جمهوری اسلامی کوتاه نخواهد آمد، مزدوری بیگانگان را تحمّل نمیکند. شما هر کسی میخواهی باش؛ مزدور بیگانه که شدی، برای بیگانه که کار کردی، ملّت تو را مردود میداند، نظام اسلامی هم تو را مردود میداند. ۱۴۰۴/۱۰/۱۹

https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62311

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی