- ۰۴/۱۱/۱۴
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿١﴾ لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ یُحْیِی وَیُمِیتُ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿٢﴾ هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿٣﴾ هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۚ یَعْلَمُ مَا یَلِجُ فِی الْأَرْضِ وَمَا یَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا یَنزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا یَعْرُجُ فِیهَا ۖ وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿٤﴾ لَّهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ ﴿٥﴾ یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهَارِ وَیُولِجُ النَّهَارَ فِی اللَّیْلِ ۚ وَهُوَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿٦﴾
arXiv:2510.01090 [pdf, ps, other]
math.NT math.AG
The Ekedahl-Oort and Newton stratification of the Shimura variety
Authors: Emerald Andrews, Deewang Bhamidipati, Maria Fox, Heidi Goodson, Steven R. Groen, Sandra Nair
Abstract: This paper concerns the characteristic- fibers of Shimura varieties. Such Shimura varieties parametrize abelian varieties in characteristic of dimension with an action of signature by an order in an imaginary quadratic field in which is inert. We completely describe the interaction of two stratifications of these Shimura varieties: the Ekedahl-Oort stratif… ▽ More
Submitted 1 October, 2025; originally announced October 2025.
Comments: 13 pages. This is an expanded version of section 6 of version 1 of arXiv:2405.04464, which we are splitting off into a separate preprint
MSC Class: 11G18; 14G35; 11G10
arXiv:2405.04464 [pdf, ps, other]
math.NT math.AG
Ekedahl-Oort strata in the Shimura variety
Authors: Emerald Andrews, Deewang Bhamidipati, Maria Fox, Heidi Goodson, Steven R. Groen, Sandra Nair
Abstract: This paper concerns the characteristic- fibers of Shimura varieties, which classify abelian varieties with additional structure. These Shimura varieties admit two stratifications of interest: the Ekedahl-Oort stratification, based on the isomorphism class of the -torsion subgroup scheme, and the Newton stratification, based on the isogeny class of the -divisible group… ▽ More
Submitted 2 October, 2025; v1 submitted 7 May, 2024; originally announced May 2024.
Comments: 35 pages. Title updated. Section 3 updated with general results. Section 6 split off into arxiv:2510.01090
MSC Class: 11G18; 14G35; 11G10
math.DS math.CA math.GT
Measure rigidity for generalized u-Gibbs states and stationary measures via the factorization method
Authors: Aaron Brown, Alex Eskin, Simion Filip, Federico Rodriguez Hertz
Abstract: We obtain measure rigidity results for stationary measures of random walks generated by diffeomorphisms, and for actions of \operatorname{SL}(2,\mathbb{R}) on smooth manifolds. Our main technical result, from which the rest of the theorems are derived, applies also to the case of a single diffeomorphism or 1-parameter flow and establishes extra invariance of a class of measures that we call ``… ▽ More
Submitted 19 February, 2025; originally announced February 2025.
Comments: 278 pages, 4 figures
MSC Class: 37C05; 37C40; 37H15; 37G05
arXiv:2601.01587 [pdf, ps, other]
hep-th
Duality and Axion Wormholes
Authors: Edward Witten
Abstract: The prototype of a Euclidean wormhole solution of Einstein gravity coupled to matter is the axion wormhole in four spacetime dimensions. In this primarily expository article, we spell out some details about this construction. The axion wormhole has a semiclassical description, found in the original paper [1], in which the matter system is a two-form gauge field B with three-form field strength H=d… ▽ More
Submitted 22 January, 2026; v1 submitted 4 January, 2026; originally announced January 2026.
Comments: 30 pp, minor corrections and clarification in v2,3
البته اینها را تند تند هم دانلود کردم و گفتم نکند یک وقت یک طوری شود که دیگر نشود دانلودشان کرد دوباره! ولی حالا هنوز خیلی هم وقت نکرده ام به اینها بپردازم و .... ولی غلط هم نکنم بعضی بین اکسیون و عکسیون هم که کدام باید باشد که درست است، تردید دارند و مردد هستند و .... لا اله الا الله اللهم صل علی محمد وآل محمد و تقبل شفاعته وارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة والنصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه
إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُم بُنْیَانٌ مَّرْصُوصٌ ﴿الصف: ٤﴾
خطبه 162 [1] و من کلام له علیه السّلام لبعض أصحابه و قد سأله: کیف دفعکم قومکم عن هذا المقام و أنتم أحق به؟
از سخنان امام علیه السّلام است در پاسخ بعضى از یارانش که از آن حضرت پرسید: چگونه قوم شما، شما را از این مقام (خلافت) کنار زدند، در حالى که شما سزاوارترید؟
***
______________________________
(1) سند خطبه:
از جمله کسانى که این گفتار على علیه السّلام را قبل از سیّد رضى و نهج البلاغه نقل کردهاند، مرحوم شیخ «صدوق» است که آن را در کتاب «امالى» به هنگام ذکر علت ترک مردم على علیه السّلام را بیان کرده است.
«طبرى» در کتاب «مسترشد» و مرحوم «شیخ مفید» در «ارشاد» نیز آن را نقل کردهاند. آنها سؤال کننده این مطلب را شخصى به نام «ابن دودان» ذکر کردهاند. (مصادر نهج البلاغه، جلد 2، صفحه 377).
خطبه در یک نگاه
همان گونه که ذکر شد امام علیه السّلام این سخن را در پاسخ کسى فرمود، که از آن حضرت پرسید: با تمام شایستگىهایى که در شما وجود دارد، چرا این قوم، خلافت را به دیگرى سپردند؟
امام علیه السّلام در پاسخ، به دو نکته مهم اشاره مىکند که دو بخش این گفتار را تشکیل مىدهد:
نخست: به علت اصلى این موضوع که همان بخل و انحصار طلبى و دنیا پرستى بود اشاره مىفرماید.
و در بخش بعد مىفرماید: «تو از گذشته و آغاز خلافت تعجب مىکنى بیا و امروز را تماشا کن که گروهى «معاویه» را پذیرفتند و به دنبال او افتادند؛ در حالى که هیچ گونه صلاحیتى براى این مقام ندارد و اصلا قابل قیاس با من نیست.
***
بخش اوّل
فقال: یا أخا بنی أسد، إنّک لقلق الوضین ترسل فی غیر سدد، و لک بعد ذمامة الصّهر و حقّ المسألة، و قد استعلمت فاعلم: أمّا الإستبداد علینا بهذا المقام و نحن الأعلون نسبا، و الأشدّون برسول اللّه- صلّى اللّه علیه و آله- نوطا، فإنّها کانت أثرة شحّت علیها نفوس قوم، و سخت عنها نفوس آخرین؛ و الحکم اللّه، و المعود إلیه القیامة.
و دع عنک نهبا صیح فی حجراته
و لکن حدیثا ما حدیث الرّواحل
ترجمه
: امام علیه السّلام (در پاسخ آن مرد که از طایفه بنى اسد بود چنین) فرمود: اى برادر اسدى! تو مردى مضطرب و دستپاچهاى و بىهنگام پرسش مىکنى؛ ولى با این حال هم احترام خویشاوندى سببى دارى و هم حق پرسش. اکنون که مىخواهى بدانى، بدان: اما این که بعضى این مقام را از ما گرفتند و در انحصار خود در آوردند، در حالى که ما از نظر نسب بالاتر و از جهت رابطه با رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله پیوندمان محکمتر است، بدینجهت بود که عدهاى بر اثر خودخواهى و انحصار طلبى ناشى از جاذبههاى خلافت، به دیگران بخل ورزیدند، و (با نداشتن شایستگى، حق ما را غصب کردند) و گروهى دیگر (اشاره به خود حضرت و بنى هاشم است) با سخاوت از آن چشم پوشیدند. خدا در میان ما و آنها داورى خواهد کرد و بازگشت همه به سوى او در قیامت است (سپس امام علیه السّلام به سفر معروف «امرؤا القیس» تمسّک جست و فرمود:) سخن از غارتهایى که در گذشته واقع شد، رها کن و از غارت امروز سخن بگو (که خلافت اسلامى به وسیله معاویه و دار و دسته منافقان مورد تهدید قرار گرفته).
شرح و تفسیر چرا خلافت علوى غصب شد؟
همان گونه که بیان شد این گفتار به طور کامل در پاسخ یک سؤال ایراد شده است.
سؤالى که قراین کلام نشان مىدهد که در محل یا زمان مناسبى ایراد نشده؛ ولى هر چه بود امام علیه السّلام براى این که سؤال را بى پاسخ نگذارد، به ذکر پاسخ فشرده و پر معنایى پرداخت.
نخست فرمود: «اى برادر اسدى! (سوال کننده از طایفه بنى اسد بود) تو مردى مضطرب و دستپاچهاى و بى هنگام پرسش مىکنى؛ ولى با این حال هم احترام خویشاوندى سببى دارى و هم حق پرسش. اکنون که مىخواهى بدانى، بدان» (یا أخا بنی أسد، إنّک لقلق الوضین ترسل فی غیر سدد [1]، و لک بعد ذمامة [2] الصّهر و حقّ المسألة، و قد استعلمت فاعلم).
در این که چرا امام علیه السّلام مخاطب را «أخا بنی أسد» خطاب کرد و در ضمن کلماتش فرمود: تو با ما خویشاوندى سببى دارى؟ در میان شارحان نهج البلاغه گفتگوست؛ بعضى مانند «ابن ابى الحدید» و مرحوم «مغنیه» معتقدند به دلیل آن است که یکى از همسران پیامبر صلّى اللّه علیه و آله «زینب بنت جحش» از طایفه بنى اسد بود [3] و بعضى احتمال مىدهند، على علیه السّلام همسرى از «بنى اسد» انتخاب کرده بود؛ هر چند در تواریخ ذکرى از آن نیامده (جمع میان این دو تفسیر نیز مانعى ندارد).
[1] «سدد» به معناى صاف و درست بودن است.
[2] «ذماقة» به معناى حق و حرمت است.
[3] بنى اسد طایفهاى از عرب بودند که به جنگجویى در عصر جاهلیّت و بعد از ظهور اسلام معروف بودند. آنها در نزدیکى سرزمین «نجد» مىزیستند و بعد از ظهور اسلام مسلمان شدند و در جنگ قادسیه همراه «سعد بن ابى وقاص» جنگیدند و کشتههاى زیادى دادند.
تاریخ بنى اسد مملوّ از حوادث گوناگون است. گروهى از آنها به یارى شهداى کربلا براى دفن اجساد آنها شتافتند و گروهى نیز طرفدار عبید اللّه بودند و با لشکر او همراهى کردند.
تعبیر به «قلق الوضین»، با توجه به این که «وضین» به معناى همان تنگ، یا نوار و طناب کمربند مانندى است که جهاز یا کجاوه شتر، یا زین اسب را از زیر شکم حیوان با آن مىبندند و «قلق» به معناى سست است. بدیهى است اگر آن طناب و نوار سست باشد، زین و جهاز شتر همواره، به این سو و آن سو حرکت مىکند؛ لذا به آدم دستپاچه و مضطرب «قلق الوضین» اطلاق شده است.
تعبیر به «حقّ المسألة»، تعبیر بسیار زندهاى است که نشان مىدهد هر کسى حق سؤال از پیشوایش دارد؛ و در ضمن استفاده مىشود، پیشواى او هم ملزم به جواب است؛ مگر آن جایى مانع خاصى در کار باشد.
امام علیه السّلام در ادامه این سخن مىفرماید: «اما این که بعضى این مقام را از ما گرفتند و در انحصار خود درآوردند، در حالى که ما از نظر نسب بالاتر و از جهت رابطه با رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله پیوندمان محکمتر است، بدین جهت بود که عدهاى بر اثر خودخواهى و انحصار طلبى ناشى از جاذبههاى خلافت، به دیگران بخل ورزیدند، و (با نداشتن شایستگى، حق ما را غصب کردند) و گروهى دیگر (اشاره به خود حضرت و بنى هاشم است) با سخاوت از آن چشم پوشیدند. خدا در میان ما و آنها داورى خواهد کرد و بازگشت همه به سوى او در قیامت است» (أمّا الإستبداد علینا بهذا المقام و نحن الأعلون نسبا، و الأشدّون برسول اللّه- صلّى اللّه علیه و آله- نوطا [1]، فإنّها کانت أثرة [2] شحّت [3] علیها نفوس قوم، و سخت [4] عنها نفوس آخرین؛ و الحکم اللّه، و المعود [5] إلیه القیامة).
[1] «نوط» به معناى پیوند و ارتباط است.
[2] «اثرة» به معناى اختیار کردن و اختصاص دادن چیزى به خویش است (انحصار طلبى) به عکس ایثار که به معناى مقدّم داشتن دیگرى بر خویش است.
[3] «شحت» از مادّه «شح» به معناى بخل است.
[4] «سخت» از مادّه «سخاوت» است.
[5] «معود» اسم مکان به معناى محل بازگشت است.
پیام امام امیر المومنین علیه الصلاة و السلام، جلد 6، ص 283- 287
https://lib.eshia.ir/27571/6/287
این عبارت ذیل را حضرت ولی فقیه مد ظله العالی در کتاب: حلقه ی سوم انسان 250 ساله، بکار می برند برای اینکه نشان دهند در ماجرای سقیفه و بیست شش یا بیست هفت سال بعد از آن بر امامت آن حضرت از زبان خود امیر المومنین علیه السلام چه گذشت؛ و یک. نکته ای که در مورد امامت حضرت بقیت الله الاعظم و غیبت آن حضرت علیه الصلاة و السلام نهفته است یحتمل همین شباهت مسئله است با این دوره از امامت امیر المومنین علیه الصلاة و السلام.
کانه یک صفی خلل ناپذیر آنچنان که بنیان مرصوصی است را در نمازهای جماعات و نماز جمعه احتیاج داریم که حتی اگر جای یک نفر هم در آن میان خالی شد، دیگران می توانند جای او را پر کنند و گیریم که این جای خالی جای خود امام هم باشد! البته در مورد امیر المومنین علیه الصلاة و السلام موضوع فرق می کند چرا که ایشان خود جایشان خالی نبوده است و بلکه حق آن حضرت را دیگران غصب کردند و حتی به وصیت پیغمبر اکرم نیز توجهی نشد. مسئله یحتمل شبیه این نکته است که حتی وقتی حجاب اسلامی در جامعه ای رعایت شود، ولی بعد از مدتی قوانین مربوط به حجاب شل گرفته شوند یا بدلایلی دیگر هم رعایت نشوند، بعضی از این مسئله سوء استفاده را کرده و آنگاه بعد از مدتی یحتمل جلوی رواج بی حجابی را هم نتوان گرفت و جامعه را رو به فساد بکشانند. مسئله ی امامت هم از این نوع است که وقتی امام بحق را درنیافتیم، هر کسی از گوشه و کنار هم سر بلند کنند که من هم خودم امام هستیم و بلکه حتی یهود و نصاری هم از بقیه در این کارها جلو بزنند و ....!
بنده داشتم این مقالات را هم مطالعه می کردم که مسئله ی نرم افزار و سخت افزار را هم بنظرم رسید که مطرح کنم. نکته ای که در مورد آرشیو کرنل مثلاً داریم این است که آیا شما لازم هم هست برای اینکه بروز باشید، همه ی مقالات مورد نظرتان را هم مشاهده کرده و بلکه دانلود هم کنید، یا اینکه اگر یک دستچینی از مقالات عمده ی مورد بحث را هم در نظر داشته باشید آنگاه کافی است! البته در هر دو صورت هم شما احتیاج دارید که به تحقیقات و بررسیهای خود ادامه هم دهید و همینطوری بدتر از این حقیر هم درجا نزنید و ...! دیر شد، دیر شد، بدوم برسم به نماز! لا اله الا الله اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره واعوانه و المستشهدین بین یدیه
کَیْفَ یَکُونُ لِلْمُشْرِکِینَ عَهْدٌ عِندَ اللَّهِ وَعِندَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِینَ عَاهَدتُّمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ ۖ فَمَا اسْتَقَامُوا لَکُمْ فَاسْتَقِیمُوا لَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ ﴿التوبة: ٧﴾
یک مسئله ی مهمی که در مورد دوگانگی نرم افزار-سخت افزار داریم این است که همیشه هم اینطور نیست که یحتمل این نرم افزار است که از انواع بد افزارهایی هم آیا باشد، و بلکه هم نرم افزار مشکلی است که بخاطر از دور خارج شدن سخت افزار است که مورد بحث باید واقع شود. و هنوز باز هم این یحتمل همه ی مسئله باز هم نباشد و چرا که گاهی نیز نرم افزار است که از سخت افزار جلو زده است و سخت افزار عقب افتاده است، مثل اینکه ویندوزهای جدیدتری که باری سی پی یوهای پیشرفته تری هم طراحی شده اند را هنوز برای سخت افزارهای قدیمی تر هم داریم مصرف می کنیم. و گیر قضیه هم اینطوری یحتمل باز نشود آنطوری که در بعضی مواقع مشکل خود را هم نشان دهد؛ هر چند که البته یحتمل هیچ گاه هم مسئله ای برای کاربری رخ ندهد و .... به همین ترتیب هم یحتمل سخت افزار است که خیلی پیشرفت کرده است، ولی هنوز نرم افزارهای پیشرفته ای که با سخت افزارهای خیلی به روز شده هم جفت و جور شوند را نیافته اند.
و حالا یک وقتها هم هست که با یک شبکه ی عظیم اینترنتی نیز یحتمل طرفیم که انواع سخت افزارها و نرم افزارهایی را هم دارند که حالا بیا و درستش هم کن! و بگذریم از اینکه یحتمل در این میان ابر-رایانه هایی هم نهفته اند که حتی به شبکه ی اینترنتی هم وصل نیستند، ولی سخت افزارها و نرم افزارهای آنها هم آنقدر فرض بفرمائید که داده پردازیهایی را متحمل می شوند که آیا کیست که باید آنها را تجزیه و تحلیل هایی موازی یا برداری یا قطری یا مثلثی بالایی و پائینی و ... در انواع ماتریسها هم کنند. و حالا فرض هم بفرمائید که شما یکی از این رایانه ها را فقط هم ندارید و بلکه اینها هم به شبکه هایی اینترنتی خود متصلند! و خوب، مهم نیز هست که آیا چطور حتی این رایانه ها را در شبکه ی کاریشان هم حفظ می کنید تا جایی که کارآیی شان را هم از دست ندهند دیگر! البته اگر شما بر حسب قوانینی که در رایانه ها داریم پیش بروید، یحتمل بعد از مدتی هم باید آنها را تعویض بفرمائید و بلکه از دور هم خارج می شوند و حتی به آن صورت مورد بحث ما نیز به یوم الدین نیز نخواهند رسید و بدتر از این هم حتی مالک یوم الدین را هم در یوم التلاق ملاقات نخواهند کرد. و چرا که زیادی از کار افتاده هم شده اند دیگر.
مثل همین مسئله است که بفرمائید که جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء، ولی جسم رایانه هم از دور بعد از مدتی مثل جسم خود انسانها پوسیده می شوند. و لذا نمی توانند هم مثل شهداء که عند ربهم یرزقون هم هستند، چنین کنند و بنابراین یحتمل نفسی را هم لازم داریم در این میان که بقای روحانیتش را در روح الله هم می تواند بیابد و بلکه آیا چقدر هم می تواند آنرا در سخت افزارهای همراه با نرم افزارهای رایانه ای نیز حتی آیا با کریپتوگرافیهایی هم کد گذاری کند و ...؟! یا اینکه این کدها و آیات اللهی در آفاق و انفس هم در طبیعت و ماوراء طبیعت و حکمت الهی هم یافت می شوند و بلکه آیا چقدر شاگرد هم می تواند از حالات خلاء بسمت الفهای بینهایت آیات اللهی مراتب ودرجات متعالیه و اجتهاد و حضرات آیات عظام مراجع تقلید و حضرت ولی فقیه مد ظلهم العالی و امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم الی ما شاء الله پیشرفت کند؟ یعنی یحتمل حلقومی که سوراخ کرمی را بین دو فضای تخت هم آیا چقدر با هم وصل می کنند، آیا چقدر هم در این میان دارای پیچ و تابهایی (warps) هستند که مشاهده گر در یک طرف قضایا آیا چقدر بتواند طرف دیگر قضایا را نیز با حتی نظریه های ریسمانی و ماتریسی و ... نیز مشاهده کند، یا امیدش هم چنین باشد که می تواند چنین هم کند و ...؟! آیا مثلاً چقدر هم در ماه رجب و شعبان حتی بتوان امید و رجا هم داشت که ماه رمضان و ماه میهمانی خدا را هم بتواند سالک الی الله دریابد و ...
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ ﴿البقرة: ١٨٣﴾ أَیَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَیْرًا فَهُوَ خَیْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُوا خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿البقرة: ١٨٤﴾
إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ ﴿الأعراف: ٨١﴾
قَالُوا طَائِرُکُم مَّعَکُمْ أَئِن ذُکِّرْتُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ ﴿یس: ١٩﴾
یحتمل بتوان گفت که اسراف باعث هم می شود که انسان آیا چقدر هم بتواند ماه میهمانی خدا و ماه رمضان را هم درک کند و .... نکته ای که اینجا در مورد رایانه ها هم نهفته است این است که یک مسئله ی ریز سختی که در علوم مواد و متالورژی هم نهفته است نیز در ریز تراشه ها یا میکروچیپها هم نهفته اند که آیا شما تا چه مقیاسهایی را هم می توانید از موادی استفاده کنید که احتیاج است از میکروسکوپهایی فقط استفاده شوند تا در ساخت این ریزتراشه ها هم مورد استفاده قرار گیرند یا حتی مقیاسهای ریزتری مثل نانو و ... نیز قابل بحث هستند؟ فرض بفرمائید که آیا تا چه حدودی هم می توان انحناهای لیزری سنبه ای یا سمبه ای را نیز در موادی ایجاد کرد که حافظه را نیز در آنها آیا تا چه حدودی نیز ارتقاء دهند و ... آیا مثل این است که بپرسید آیا در ماشینی چقدر قری هم یحتمل ایجاد شود که صاحب ماشین هم متوجه مقادیری از خسارت نشده و بلکه سنبه ی شما آنقدر هم پرزور باشد که از شما تشکر هم شود که بارک الله به این سمبه ی پر زورت و ای کاش چند تا قری دیگر هم روی ماشینمان می زدی؛ البته اگر این کار را روی صفحه ی مانیتور رایانه هم می دیدید حتی یحتمل بیشتر هم از شما تشکر می شد که بارک الله به این همه ریز سختیهایی که ایجاد هم کرده ای تا آنجایی که سخت افزارها و نرم افزارهایمان را هم توانسته ای حتی المقدور هماهنگ هم کنی و .... و لذا نوع آلیاژهای مورد بحث هم در متالورژی و علوم مواد مهم اند دیگر! البته اینجا یحتمل لزوم و اثبات اینکه طهور امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم چه ارتباطی با نرم افزارها و سخت افزارها و بلکه جسم و جسد و روحانیة و روح الله هم دارد، مثل این است که یحتمل هم بخواهیم روح الله و امام زمان عجل الله فرجه الشریف را در ایالات متحده چند جهانی استکان نلبکیهای توپولوژیک هم ملاحظه کنیم و این درحالی هم باشد که بین خواستگار و خانواده ی عروس هم دو کلمه رد و بدل شده هم بماند که من می گویم عروس خانم را آمده ایم خواستگاری کنیم و آنها می فرمایند غلط کرده اید! لا اله الا الله اللهم صل علی محمد و آل محمد و تقبل شفاعته وارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره واعوانه و المستشهدین بین یدیه
الشبهة لا تنقلع عن أراضی أوهام الجاحدین المنکرین للحشر و القیامة إلا بقطع أصلها و هو أن الإنسان بموته یفنى و یبطل و لا یبقى لأنه لیس إلا الهیکل مع مزاج أو صورة حالة فیه و قد مر قطع هذا الأصل مستقصى و قد اتفق المحققون من الفلاسفة و الملیین على حقیة المعاد و ثبوت النشأة الباقیة لکنهم اختلفوا فی کیفیته فذهب جمهور الإسلامیین و عامة الفقهاء و أصحاب الحدیث إلى أنه جسمانی فقط بناء على أن الروح عندهم جسم سار فی البدن سریان النار فی الفحم و الماء فی الورد و الزیت فی الزیتونة و ذهب جمهور الفلاسفة و أتباع المشائیین إلى أنه روحانی أی عقلی فقط لأن البدن ینعدم بصوره و أعراضه لقطع تعلق النفس عنها فلا یعاد بشخصه تارة أخرى إذ المعدوم لا یعاد و النفس جوهر مجرد باق لا سبیل إلیه للفناء فتعود إلى عالم المفارقات لقطع التعلقات بالموت الطبیعی و ذهب کثیر من أکابر الحکماء و مشایخ العرفاء و جماعة من المتکلمین کحجة الإسلام الغزالی و الکعبی و الحلیمی و الراغب الإصفهانی و کثیر من أصحابنا الإمامیة کالشیخ المفید و أبی جعفر الطوسی و السید المرتضى و العلامة الحلی و المحقق الطوسی رضوان الله تعالى علیهم أجمعین إلى القول بالمعادین [1] جمیعا ذهابا إلى أن النفس مجردة تعود إلى البدن و به یقول جمهور النصارى و التناسخیة إلا أن الفرق بأن محققی المسلمین و من یحذو حذوهم یقولون بحدوث الأرواح و ردها إلى البدن لا فی هذا العالم بل فی الآخرة و التناسخیة بقدمها و ردها إلى البدن فی هذا العالم و ینکرون الآخرة و الجنة و النار الجسمانیتین.
ثم إن هؤلاء القائلین بالمعادین جمیعا اختلفت کلماتهم فی أن المعاد من جانب البدن- أ هو هذا البدن بعینه أو مثله و کل من العینیة أو المثلیة أ یکون باعتبار کل واحد من الأعضاء و الأشکال و التخاطیط أم لا و الظاهر أن هذا الأخیر لم یوجبه أحد بل کثیر
[1] هذا هو القول الفحل و الرأی الجزل لأن الإنسان بدن و نفس و إن شئت قلت نفس و عقل فللبدن کمال و مجازاة و للنفس کمال و مجازاة و کذا للنفس و قواه الجزئیة کمالات و غایات یناسبها و للعقل و قواه الکلیة کمال و غایة و لأن أکثر الناس لا یناسبهم الغایات الروحانیة العقلیة فیلزم التعطیل فی حقهم فی القول بالروحانی فقط و فی القول بالجسمانی فقط یلزم فی الأقلین من الخواص و الأخصین، س ره
الحکمة المتعالیه فی الاسفار العقلیة الاربعة، جلد 9، ص 165
https://lib.eshia.ir/71465/9/165
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ﴿١﴾ مَلِکِ النَّاسِ ﴿٢﴾ إِلَٰهِ النَّاسِ ﴿٣﴾ مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ ﴿٤﴾ الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ ﴿٥﴾ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ ﴿٦﴾
وَ خُذُوا مِنْ أَجْسَادِکُمْ فَجُودُوا بِها عَلَى أَنْفُسِکُمْ،
نهج البلاغه ترجمه روان حضرت ایت الله العظمی مکارم شیرازی، ص 414
https://lib.eshia.ir/10336/1/414
الرساله3
موضوع الرساله
و من کتاب له علیه السلام لشریح بن الحارث قاضیه
متن الرساله
وَ رُوِیَ: أَنَّ شُرَیْحَ بْنَ الْحَارِثِ قَاضِیَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ اشْتَرَی عَلَی عَهْدِهِ دَاراً بِثَمَانِینَ دِینَاراً فَبَلَغَهُ ذَلِکَ فَاسْتَدْعَی شُرَیْحاً وَ قَالَ لَهُ بَلَغَنِی أَنَّکَ ابْتَعْتَ دَاراً بِثَمَانِینَ دِینَاراً وَ کَتَبْتَ لَهَا کِتَاباً وَ أَشْهَدْتَ فِیهِ شُهُوداً فَقَالَ لَهُ شُرَیْحٌ قَدْ کَانَ ذَلِکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ فَنَظَرَ إِلَیْهِ نَظَرَ الْمُغْضَبِ ثُمَّ قَالَ لَهُ - یَا شُرَیْحُ أَمَا إِنَّهُ سَیَأْتِیکَ مَنْ لاَ یَنْظُرُ فِی کِتَابِکَ وَ لاَ یَسْأَلُکَ عَنْ بَیِّنَتِکَ حَتَّی یُخْرِجَکَ مِنْهَا شَاخِصاً [1] وَ یُسْلِمَکَ إِلَی قَبْرِکَ خَالِصاً فَانْظُرْ یَا شُرَیْحُ لاَ تَکُونُ ابْتَعْتَ هَذِهِ الدَّارَ مِنْ غَیْرِ مَالِکَ أَوْ نَقَدْتَ الثَّمَنَ مِنْ غَیْرِ حَلاَلِکَ فَإِذَا أَنْتَ قَدْ خَسِرْتَ دَارَ الدُّنْیَا
[1] 3310.شاخصاً: ذاهبا مبعداً.
وَ دَارَ الْآخِرَهِ. أَمَا إِنَّکَ لَوْ کُنْتَ أَتَیْتَنِی عِنْدَ شِرَائِکَ مَا اشْتَرَیْتَ لَکَتَبْتُ لَکَ کِتَاباً عَلَی هَذِهِ النُّسْخَهِ فَلَمْ تَرْغَبْ فِی شِرَاءِ هَذِهِ الدَّارِ بِدِرْهَمٍ فَمَا فَوْقُ وَ النُّسْخَهُ هَذِهِ هَذَا مَا اشْتَرَی عَبْدٌ ذَلِیلٌ مِنْ مَیِّتٍ قَدْ أُزْعِجَ لِلرَّحِیلِ اشْتَرَی مِنْهُ دَاراً مِنْ دَارِ الْغُرُورِ مِنْ جَانِبِ الْفَانِینَ وَ خِطَّهِ [1] الْهَالِکِینَ. وَ تَجْمَعُ هَذِهِ الدَّارَ حُدُودٌ أَرْبَعَهٌ الْحَدُّ الْأَوَّلُ یَنْتَهِی إِلَی دَوَاعِی الْآفَاتِ وَ الْحَدُّ الثَّانِی یَنْتَهِی إِلَی دَوَاعِی الْمُصِیبَاتِ وَ الْحَدُّ الثَّالِثُ یَنْتَهِی إِلَی الْهَوَی الْمُرْدِی وَ الْحَدُّ الرَّابِعُ یَنْتَهِی إِلَی الشَّیْطَانِ الْمُغْوِی وَ فِیهِ یُشْرَعُ [2] بَابُ هَذِهِ الدَّارِ. اشْتَرَی هَذَا الْمُغْتَرُّ بِالْأَمَلِ مِنْ هَذَا الْمُزْعَجِ بِالْأَجَلِ هَذِهِ الدَّارَ بِالْخُرُوجِ مِنْ عِزِّ الْقَنَاعَهِ وَ الدُّخُولِ فِی ذُلِّ الطَّلَبِ وَ الضَّرَاعَهِ [3] فَمَا أَدْرَکَ هَذَا الْمُشْتَرِی فِیمَا اشْتَرَی مِنْهُ مِنْ دَرَکٍ فَعَلَی مُبَلْبِلِ أَجْسَامِ [4] الْمُلُوکِ وَ سَالِبِ نُفُوسِ الْجَبَابِرَهِ وَ مُزِیلِ مُلْکِ الْفَرَاعِنَهِ مِثْلِ کِسْرَی وَ قَیْصَرَ وَ تُبَّعٍ وَ حِمْیَرَ وَ مَنْ جَمَعَ الْمَالَ عَلَی الْمَالِ فَأَکْثَرَ وَ مَنْ بَنَی وَ شَیَّدَ [5] وَ زَخْرَفَ وَ نَجَّدَ [6] وَ ادَّخَرَ وَ اعْتَقَدَ [7] وَ نَظَرَ بِزَعْمِهِ لِلْوَلَدِ إِشْخَاصُهُمْ [8] جَمِیعاً إِلَی مَوْقِفِ الْعَرْضِ وَ الْحِسَابِ وَ مَوْضِعِ الثَّوَابِ وَ الْعِقَابِ إِذَا وَقَعَ الْأَمْرُ بِفَصْلِ الْقَضَاءِ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْمُبْطِلُونَ شَهِدَ عَلَی ذَلِکَ الْعَقْلُ إِذَا خَرَجَ مِنْ أَسْرِ الْهَوَی وَ سَلِمَ مِنْ عَلاَئِقِ الدُّنْیَا .
[1] 3311.خِطّه: بکسر الخاء: الأرض. التی یختطها الإنسان و یعلم علیها بالخط لیعمرها.
[2] 3312.یشرع: أی یفتح.
[3] 3313.الضراعه: الذلّه. و الدرک - بالتحریک -: التبعه.
[4] 3314.مُبَلْبِلُ الأجسام: مهیج داءاتها المهلکه لها.
[5] 3315.شیّد: رفع البناء.
[6] 3316.نجّد - بتشدید الجیم -: أی زین.
[7] 3317.اعتقد المال: اقتناه.
[8] 3318.إشخاصهم: إرسالهم و ترحیلهم حتی یحضروا بأشخاصهم.
نهج البلاغه صبحی صالح، ص 364- 365
https://lib.eshia.ir/12092/1/365
و فیه موضع أنظار کثیرة لو لا مخافة الإطناب لأوردتها و لکن فیما ذکرناه من معرفة النفس و شرح أطوارها و کیفیة وحدتها الجامعة لمقاماتها و درجاتها کفایة للطالب المهتدی و السامع الذکی و لو تأمل أحد فی قوله فیکون فی الإنسان حاکم حسی- و حاکم من باب التخیل وهمی و حاکم نظری و حاکم عملی إلى قوله بل قد یستغنی بذاته تأملا شافیا یستنبط [1] منه أن النفس الإنسانیة تمام هذه القوى کلها لا کما ذکره أنه لیس و لا واحد منها هو النفس الإنسانیة بل الشیء الذی له هذه القوى إلا على وجه [2] دقیق یعرفه العارفون بحقیقة الوجود و أطوارها فإن هذه القوى و إن تکثرت و تعددت بحسب تعدد آلاتها و أفعالها و انفعالاتها فی عالم الطبیعة و الحس لأنه عالم التفرقة و التزاحم و الانقسام إلا أنها مجتمعة فی ذات النفس على نعت الوحدة إذ لا شبهة
[1] أی یستنبط بالوجدان أن هنا حاکما واحدا و لیس فیه حاکمون عدیدة لا أن الشیخ أراد ذلک و هو ظاهر و مثله قوله فیما بعد و کذا یستفاد من قوله، س ره
[2] و هو أن النفس أصل محفوظ فی القوى و هی مراتب ظهور النفس و کل مرتبة بشرط التعین لیست بنفس و قد مر أن التحقیق أن النفس لها مقام الکثرة فی الوحدة- و مقام الوحدة فی الکثرة و قد أشار قدس سره إلى أنه ینبغی أن یعرف حقیقة النفس من معرفة حقیقة الوجود و أطوارها فإن أولى البراهین بإعطاء الیقین هو النمط اللمی کما
قال ع: من عرف نفسه فقد عرف ربه
أی من عرف نفسه فقد عرف أولا أحکام ربه و صفاته و على طبقه عرف نفسه فتلک المعرفة میزان لهذه المعرفة و هذا أحد وجوه الحدیث و قد ذکرنا فی السابق وجوها فتذکر، س ره
لأحد فی أن کل شخص من الإنسان له هویة واحدة و نفس واحدة منها تصدر جمیع الأفعال المنسوبة إلیه و مع ذلک لا شبهة أیضا لمن له تدرب فی الصناعة أن الحاکم الحسی لا بد أن یکون من باب الحس و المحسوس و الحاکم الخیالی لا بد أن یکون مرتبته مرتبة القوة الخیالیة و الحاکم العقلی العملی لا بد أن یکون مرتبته مرتبة المجرد ذاتا المتعلق نسبة و إضافة إلى الصور الجزئیة کما ذکرناه فی باب الوهم [1] و الموهومات أنه عقل مضاف إلى الحس و کذا الحاکم العقلی النظری مرتبته مرتبة العقل المفارق المحض- فثبت من هذا أن النفس تنتقل انتقالا جوهریا من طور إلى طور حسبما ادعیناه و کذا یستفاد من قوله فله حاجة إلى البدن لکن لا دائما من کل وجه بل قد یستغنی بذاته أن النفس جسمانیة الحدوث روحانیة البقاء مع أنه غیر قائل بهذه الاستحالة الجوهریة فإن حاجة النفس إلى البدن کما مر لیس کحاجة الصانع إلى الدکان فی أمر عارض له لا فیما یقوم وجوده بل حاجتها إلیه فی ابتداء الأمر حاجة جوهری طبیعی لعدم استقلالها بالوجود دون البدن و قواه الحسیة و الطبیعیة و قد مر أیضا أن نفسیة النفس هی نحو وجودها لا إضافة عارضة لذاتها بعد تمام هویتها فإذا کان الحال کذلک ثم صارت عقلا بالفعل غیر محتاجة إلى البدن خارجة من حد کونها عقلا بالقوة إلى حد کونها عقلا بالفعل- صارت أحد سکان عالم العقل کالصور المعقولة التی هی بعینها عاقلة لذاتها و أین صورة البدن العنصری المادی و الصورة التی هی بذاتها معقولة بالفعل سواء عقلها غیرها أو لم یعقلها فهل ذلک إلا بتقلبها فی الوجود و استحالتها فی الجوهریة و اشتدادها فی الکون و ترقیها من أدون المنازل إلى أشرف المقامات و المعارج کما یشیر إلیه حکایة معراج النبی ص و ترقیه إلى کل مقام و استحالتها حتى بلغ المنتهى و رأى من آیات ربه الکبرى و کذا ما حکى الله عن الخلیل ع وَ کَذلِکَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ و قوله حکایة عنه إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فأین مرتبته البشریة کما قال تعالى قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ* و هذه المرتبة الإلهیة التی أشار إلیه
بقوله ص: لی مع الله وقت لا یسعنی فیه ملک مقرب و لا نبی مرسل
[1] قد عرفت هناک ما فیه و تعلق العقل و لو کان نظریا فی الابتداء تعلق المجرد المستکمل بالقوى و الصور التی فیها، س ره
الحکمة المتعالیه فی الاسفار العقلیة الاربعة
https://lib.eshia.ir/71465/9/85
مسائل زیادی را در جلد 9 حکمت متعالیه ملا صدرا مطرح می فرمایند که گویا مملو از ارتباط جسمانی و روحانی نفس هم دارد که به عبارتی هم یحتمل بعضی آنرا به روانشناسی در علوم مدرن برداشت کنند. و حالا این مسئله هم هست که آیا حرکت جوهریه نیز اینجا کدام است؟
و خوب، این مسئله را هم حالا داریم که در متالورژی بنده ی حقیر مقاله ی دکترای را می خواندم که از ریز سختی (microhardness) بحث می شد، که سختی موادی را از طریق سنبه هایی یا خم کننده هایی (Vickers or Knoop indenters) به مواد در وزن 0.015 الی یک کیلوگرم را امتحان می کنند و می فرماید که معمولاً خمیدگیها در حدودی است که با میکروسکوب هم باید مشاهده شوند!
Generally, micro-hardness is the hardness of a material as determined by forcing an indenter such as a Vickers or Knoop indenter into the surface of the material under 0,015 to 1Kg (10N) load; usually, the indentations are so small that they must be measured with a microscope.
Hardness and Microhardness Testing - Metallurgy Lab
https://metallurgy.unisalento.it › hardness-and-microhar...
خوب، حالا یحتمل ما یک بحثهایی هم داریم که آیا شیطان تا چه حدودی هم می تواند در همه ی افراد نوع بشر هم نفوذ کند هر چند که می فرماید:
أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ ﴿یس: ٦٠﴾
یعنی آیا مسئله از این نوع هم هست که شیطان آنقدر می تواند نفوذ هم کند که زلزله وجود انسان را هم فرا گیرد و بلکه روحانیت خود را نیز انسان از یاد ببرد و حتی جسم و جسدش هم مبتلا شود در همین عالم انسان جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء؟ این است که مسئله خیلی مواظبت هم می طلبد و بسیار هم جای توبه دارد:
بَرَاءَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِینَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِکِینَ ﴿١﴾ فَسِیحُوا فِی الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللَّهِ ۙ وَأَنَّ اللَّهَ مُخْزِی الْکَافِرِینَ ﴿٢﴾ وَأَذَانٌ مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِیءٌ مِّنَ الْمُشْرِکِینَ ۙ وَرَسُولُهُ ۚ فَإِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ ۖ وَإِن تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللَّهِ ۗ وَبَشِّرِ الَّذِینَ کَفَرُوا بِعَذَابٍ أَلِیمٍ ﴿٣﴾ إِلَّا الَّذِینَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِکِینَ ثُمَّ لَمْ یَنقُصُوکُمْ شَیْئًا وَلَمْ یُظَاهِرُوا عَلَیْکُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَىٰ مُدَّتِهِمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ ﴿٤﴾ فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ ۚ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿٥﴾ وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجَارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّىٰ یَسْمَعَ کَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ۚ ذَٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا یَعْلَمُونَ ﴿٦﴾
اقل کمِ اقل کم اش بگو مرگ بر آمریکا! از چی می ترسی؟! لا اله الا الله اللهم صل علی محمد و آل محمد و تقبل شفاعته وارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر واجعلنا من خیر انصاره واعوانه و المستشهدین بین یدیه
بقیت الله خیر لکم ان کنتم مومنین
با سلام،
اعیاد شعبانیه بر شما مبارک باد! خانم دکتر، بنده واقعا در تعجبم که شما چنین متنی را نوشته اید انگار که کاملاً دستهای خود را بالا برده اید که تمام است دیگر؛ فلانی می آید حمله می کند و ما هم از قبل جنگ را باخته ایم. ببینید، بنده ی حقیر که می دانید هم شاگرد شما بوده ام و هم شاگرد دکتر شاهین شیخ جباری و هم شاگرد دکتر شهشهانی- یا اقل کم سر کلاسهای شماها که نشسته ام، ولی آیا حتی نمی گویم مسائل حول و حوش الغدیر و ولایت امیر المومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام را هم ما چقدر می شناسیم؛ و بلکه آیا حتی چقدر هم مرحوم مدرس را هم می شناسیم؟! و ولایت فقیه مد ظله العالی را هم حالا اصلا کاری نداریم. واما می فرمایند روسها گفته بودند که حمله کرده اند که برسند به تهران و حالا تا قزوین یا کجا هم آیا آمده بوده اند. مرحوم مدرس می گوید، بابا بلند شوید بروید با آنها بجنگید، بجای اینکه اجازه دهید صاف و پوست کنده هم آنها برسند تهران را هم بگیرند و .... و آن زمان مرحوم مدرس و قاجار و پهلوی هم بوده است. و حالا که دیگر در جمهوری اسلامی ایران که باید جای خود را داشته باشد. البته این را هم عرض کنم که بنده مدام هم چگ می کنم ببینم دسترسی به اینترنت هم تا چه حد است؟! و آنگاه آیا دسترسی به آرشیو کرنل هم مثلاً هست؟ آیا حتی دسترسی به وبلاگ شما هم هست؟ و این تا همین چند ساعت پیش هم نبود. ولی همانطوری که برای هایدی گودسون هم نوشتم، وقتی شما به سایت ژورنال فیزیک هسته ای B هم که می روید، یک کمی خودش را نشان می دهد؛ ولی بعد یک مرتبه می گوید آیا تو یک روباتی؟ و حالا بیا و درستش هم کن! خنده دار نیست؟! ولی نمی دانم چطور هم شد که یک مرتبه مقاله ای از شما و کولگین هم آمد که آیا فیزیک انرژی بالا هم چیست؟ یا یک چیزی شبیه این عنوان! ولی دیگر رفت که رفت و اینکه بنده ی حقیر هم تا چه حدی روباتم یحتمل هنوز هم برایش زیر سوال باشد و حل نشده باشد؛ باید دوباره چگ کنم ببینم اوضاع از چه وضع است و آیا از حالت قمر در عقرب هم درآمده است یا خیر؟!
ولی یک مسئله ای هم هست اینجا که بنده یک مقاله ای را نوشتم که شباهت قلب را به قاره های کره ی زمین هم کمابیش تشبیه می کرد و نمی دانم کی برای همین ژورنال و بلکه برای آرشیو کرنل هم فرستادم. و اینها نپذیرفتند و آنگاه خودم در یک سایتی اینترنتی برای یک سال آنرا منتشر کردم. یحتمل حدود بیست سالی از آن زمان گذشته است. حالا خیلی هم خوشحالم که می بینم حضرت عالی ویرایشگر این ژورنال هم هستید.
و اتفاقاً برای همین هم ناراحت شدم که می بینم می فرمائید ما هیچ کاری از دستمان برنمی آید؟ بنده مقاله ای از ویتن را همین اخیراً هم دیدم و بنظرم می رسید که چقدر خوب بود که اگر حضرت عالی یا دکترافتخاری هم به ایشان می نوشتند که یحتمل خوب است که یک سخنرانی ای برای کلکیوم ریاضی یا فیزیک هم در IPM داشته باشند، و بالاخره ما هم بتوانیم در یکی از این کلکیومها نهایتاً شرکت هم کنیم؛ البته اگر راهم هم بدهند. پسر دکتر شهشهانی هم گویا اخیراً در یکی از همین کلکیومها آمده بودند و خیلی هم دلم می خواست حضور داشتم؛ ولی نمی دانم چطور شد که نشد.
یک مسائلی هستند که گویا بدجوری هم پستونکی هستند، ولی حتی بدتر از اینها یحتمل بعضی مسائل از شدت پستونکی هم باید در نظریه ی ریسمان و ام و اف نیز بصورت توپولوسیسیها حتی مطرح شوند. بالاخره اینی است که هست دیگر؛ بقول ترکهای خودمان، بدور که واردی اگر غلط نکنم! خیلی چاکریم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِیمِ یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَیْءٌ عَظِیمٌ ﴿الحج: ١﴾
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِیمِ إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا ﴿الزلزلة: ١﴾
حضرت آیتالله خامنهای: «مژدهی عدالت، امید به استقرار عدالت، یکی از خواستهها و دلخوشیهای همیشهی بشر در طول تاریخ بوده. هیچ زمانی را شما در تاریخ بشر پیدا نمیکنید که انسانها در آنجا منتظر عدالت نباشند، آرزوی منجی نداشته باشند.» ۱۴۰۳/۱۱/۲۴
رسانه KHAMENEI.IR به مناسبت نیمه شعبان و عید ولادت حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف، نماهنگ «مژده امید» را منتشر میکند.
بیانات رهبر انقلاب که در این فیلم مشاهده میکنید:
بشریّت دچار فقر است، دچار بیماری است، دچار فحشا و گناه است، دچار بیعدالتی است، دچار نابرابری است، دچار شکاف طبقاتی بسیار وسیع است... اینها موجب شده است که انسانها در همه جای دنیا احساس خستگی کنند؛ احساس نیاز به یک دست نجاتبخش کنند. ... باید تلاش کنیم در راه ایجاد جامعهی مهدوی؛ هم خودسازی کنیم، هم به قدر توانمان، به قدر امکانمان، دگرسازی کنیم و بتوانیم محیط پیرامونی خود را به هر اندازهای که در وسع و قدرت ما است، به جامعهی مهدوی نزدیک کنیم. ۱۳۹۹/۰۱/۲۱
آن دست توانایى که میتواند همهى سطح عالم را از نعمت عدلوداد برخوردار بکند، دست تواناى او است. خداوند این فضیلت بزرگ را براى او قرار داده است. ... ما که معتقدیم به آن روز، باید تلاش کنیم تا آن روز تحقّق پیدا کند، و تلاش ما میتواند انشاءاللّه آن را نزدیک بکند. ۱۳۹۴/۰۳/۱۲
تشکیل نظام جمهوری اسلامی یک مقدّمه و تحقّق یک وعدهی کوچک و نزدیک است برای اطمینان به تحقّق آن وعدهی بزرگ... از خدای متعال بخواهید آن وعده را محقّق کند؛ ارتباط قلبی را هرچه بیشتر کنید، از حضرت بخواهید، درخواست توجّه بکنید، درخواست دعا بکنید از آن بزرگوار، و بدانید که آن بزرگوار به این درخواستها توجّه خواهد کرد. ۱۳۹۳/۰۳/۲۲
شیعه حضرت را به این عنوان میشناسد که میآید دنیا را پُر از عدل و داد میکند. عدل و داد، یعنى خواستهى بشر در طول تاریخ. ۱۳۹۲/۰۴/۰۲
https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62557
لالایی و همخوانی محزون دختران قهرودی برای حضرت علی اصغر(ع) در حسینیه معلی
https://www.aparat.com/v/djgu756
یک مسئله ی توحیدی- نبوی محمدی ائمه ی اطهار علیهم السلام امام زمان عجل الله فرجه الشریف- عظیمی نهفته است وقتی شاگرد می خواهد از حالات خلاء بسمت الفهای بینهایت آیات اللهی مراتب ودرجات متعالیه نظریه های حمیدی مجیدی فقهی و اجتهاد و حضرات آیات عظام مراجع تقلید و حضرت ولی فقیه مد ظلهم العالی و امام زمان عجل الله فرجه الشریف میل کرده و پیشرفت کند تا اینکه خدا را نیز حتی ملاقات کند در یوم التلاق. البته بعضی اینجا اشکال هم می فرمایند که یحتمل هر روز ما هم که یوم التلاق است؛ و لا اقسم بیوم القیامة! و نکته اینجا است که آیا این مسئله در میان مسائل ایالات متحده چند جهانی استکان نلبکیهای توپولوژیک ... ربع و نیم و تمام ... چرخشی قلوب زمینی و آسمانی هم وارد می شوند و از جمله هم آیا اکسیونها نیز چطور به توپولوسیسیها گره می خورند؟! یک وقت هست که یک زلزله ی عظیمی رخ می دهد در سطوح جهانی عالم که همه را تکان می دهد. مثل اینکه تیر سه شعبه ی هرمله لعنت الله علیه گلوی حضرت علی اصغر را هم می شکافد؟ این در ظاهر امر یحتمل به گره خوردن اسکیونها به توپولوسیسیها هم ربطی نداشته باشد. آیا مسئله این نیست که وقتی داریم توحید الهی نبوی علوی ائمه ی اطهار علیهم السلام و امام زمان عجل الله فرجه الشریف را در سطوحی هم بررسی می کنیم که بر مبنای ریاضی فیزیک و نظریه ی ریسمان و امثالهم است، ولی حاضر هم نیست به درجات و مراتب توحیدی وارد شود؛ آیا این مسئله نمی تواند دوگانگی ای تولید کند که در بازار بین مرزهای اسلام و کفر هم یوم الدین دو شقه شده است و دوگانگی ای هم رخ داده است؟ یک وقت هست که شما امید هم دارید که تقرب الهی را از جمله هم در نماز جماعات و نماز جمعه هم بیابید و بلکه امام زمان عجل الله فرجه الشریف را هم حتی از قلب خود هم شروع کنید به ملاقات آن حضرت و الی ما شاء الله در الفهای بینهایت آیات اللهی هم مسئله را آیا چقدر ارتقاء دهیم! و چرا که ید الله مبسوطتان؛ واما یک وقت هم هست که گیر ظالمینی افتاده اید که به خودشان هم رحم نمی کنند و بلکه ادعایش اصلا این است که ید الله مغلوله و بلکه برویم این امید را گیرش آورده و دخلش را هم بیاوریم، و مسئله حل است. حالا می خواهد حضرت علی اصغر علیه الصلاة و السلام باشد، می خواهد امام حسین علیه السلام در کربلای معلی باشد، می خواهد یاران با وفای آن حضرت هم باشد، دست خدا است که بسته است که می خواهد هم چنین کند؟! و زلزله هم به جان همه ی عالم بیاندازد؟!
مثلاً همانطوری که می دانیم یحتمل اسلام به یک سرزمینهایی هم برود و مستقر هم شود، ولی مردم این سرزمینها هم از دینشان یعنی اسلام برگردند و بلکه حتی ادعا هم کنند که مسلمانان هم از دینشان برگردند چرا که آنها هستند که توانسته اند همه ی علوم و از جمله هم علوم الهی را دریابند و حتی مسلمانان هم نتوانسته اند چنین کنند! و آن وقت شما مشاهده هم می فرمائید دیگر که بجای امام عادل و امام زمان عجل الله فرجه الشریف چه کسانی را هم برای مسلمانان می خواهند تیکه نیز بگیرند؟ دوگانگی ای از این بدتر که بجای اینکه اسلام بیاورد، ادعا هم کند که اصلا اسلام ات را هم بگذار کنار! مثل این است که در یک فضای دو بعدی که فرضاً فقط طول و عرض دارد، بخواهید در یک بعد سومی ارتفاع هم بگیرید. می شود؟!
یا مثلاً یک مثال نرم افزاری و سخت افزاری را هم در نظر بگیرید که همچون رایانه ی این حقیر دچارش شده ایم که این نکته را هم در نظر نمی گیریم که آیا مسئله اتفاقاً سخت افزاری هم هست که سی پی یو داغ می کند؟ یا اینکه آیا مسئله بلکه نرم افزاری هم هست؟ یعنی فرض بفرمائید مثلاً شما مایلید به انواع مسائل در اینترنت هم دسترسی داشته باشید و از جمله هم بعضی سایتها از شما می پرسند که آیا شما یک روبات یا یک ماشین هم هستید؟ خوب، بپرسد؛ این که چیزی نیست. حرف شما هم غیر از این است؟ یحتمل می خواهد ببیند که نکند یک ماشینی است سراغ سایت او آمده است و می خواهد مزاحمت هم ایجاد کند! حق او است که اگر بخواهید وارد سایتش شوید، شما را امتحان هم کند دیگر. ولی نکته اینجا هم هست که شما در مقابل انواع بد افزارهایی هم واقع شده باشید که همینطوری که شما دارید در اینترنت حرکت کرده و کروز می کنید، این بد افزارها هم آیا چطور وارد سیستم شما شده اند! یحتمل سوال اینجا است که اگر شما مثلاً مرسدس بنز سیستم رایانه ای را هم داشته باشید، آنگاه دیگر این بد افزارها را نخواهید داشت؟ یا اینکه اینها قسمتی از مسائل هم هستند که هر کاری هم کنید، همین است! مسئله ی استکبار-مستضعفین دوگانی هم اینجا است که حکومت استکباری اینطور القاء می کند که مشکل از خود مستضعفین هستند؛ و بلکه این خود مستضعفین هم هستند که توان رسیدن به حکمت الهی توحیدی را هم ندارند و باید هر چه استکبار هم به آنها دیکته می کند، همان را هم کنند و لا غیر. عزیزی می فرمودند که من مشاور ثبت اسناد هم هستم، و لذا یحتمل باید از ایشان هم پرسید که آقا سند مالک یوم الدین را هم بردار بیاور ببینیم از آن کیست که ثبت شده است؟ یا یحتمل هنوز هم به ثبت نرسیده باشد و برای همین هم خلیفة الله و ولایت الله در حرکت جوهری خود آن گوهر وجودیشان را باید هنوز بجویند و صیقلی دهند تا به آن درجات و مراتب متعالیه آیات اللهی در الفهای بینهایت بالاتری هم دسترسی یابند و هر چند که هنوز هم اینها غیر قابل دسترس باشند و .... نکته این است که وقتی این گوهر وجودی را در حرکتهای جوهری انسانی هم حتی در یوم الدین و یوم التلاق یافتیم و بندگی خدای مالک یوم الدین یا بلکه ملک یوم الدین را هم هر چه بیشتر نیز یافتیم و گوهر وجودی خود در بندگی حضرت حق هم قرار دادیم، و حالا یحتمل استکبار هم هیچ گاه توبه نکند و نیاید بگوید از آن گوهرت که یافته ای من هم می خواهم. خوب، نخواهد؛ آیا شما آن حکمت الهی متعالیه را هم که از آن حتی ریاضی فیزیک حکمت متعالیه نظریه های حمیدی مجیدی فقهی هم نتیجه می شود را بالاخره یافته اید؟ و بلکه تناظری دو طرفه هم بین آنها توانسته اید برقرار کنید یا باز هم می فرمائید همه چیز کشک! منحنیها و واریته های شیمورا و ارتباطشان با قضیه ی آخر فرما و مدل استاندارد ذرات فیزیک و هندسه ی ناجابجایی بوست-کن و فیزیک انرژی بالا و .... حالا اینها را هم خیلی کاری نداریم. و بلکه آیا یک سانتریفیوژهایی هم در درون انسان نیز کار گذاشته شده اند که یحتمل آشکار کننده ها و برخورد کننده های هادرونی بزرگ و شتابدهنده ها و امثالهم نیز تا حدودی از اسرار هسته ای و الکترومغناطیسی و گرانشی مدل استاندارد ذرات فیزیک همراه ابرتقارنها و ابرریسمانهایی هم پرده بردارند. عرض بنده ی حقیر این است که مسئله یک توبه ای هم احتیاج دارد دیگر. و بلکه مسئله این هم دقیقاً نیست که خوب حالا ببینیم اینسپایرهپ نیز چه مقاله ی جدیدی از کلیفورد تابز در آن یافت می شود. خوب هم هست ها! اینهاش:
#1
(Sep 23, 2024)
Abstract: (arXiv)
This paper constructs sequences of solutions to the Vafa-Witten equations with non-zero (but small) mass term on the product of a 2-dimensional torus with a Riemann surface of genus greater than 1. These are divergent sequences (modulo principle bundle automorphisms) that converge after renormalization to define an 'interesting' �/2�Z/2Z harmonic 2-form data set. This data set consists of a non-empty, codimension 2 submanifold, a real line bundle defined on the complement of that submanifold with no extension across it, and a self-dual, harmonic 2-form with values in that line bundle that does not extend over the submanifold. Even so, the norm of this 2-form does extend as a Hölder continuous function with that submanifold being its zero locus.
https://inspirehep.net/literature/2832101
نه مثل اینکه اگر خیلی صفحات زیادی را باز نکنید و نماهنگ و آپاراتهای زیادی هم نبینید، کارهای در عین حال موازیکاری هم نکنید، طرف صدایش را در نیاورید که یحتمل بچه ی خوبی هم می شود و خیلی هم اذیت نمی کند و ...! حمید کجایی بیائی ببینی برنج محسن کیلو چند و بلکه نظریه های حمیدی مجیدی هم تا کجاها رسیده است و ...؟! و آنگاه، هفت شهر عشق را عطار گشت، ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم!
مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ ﴿الفاتحة: ٤﴾
لا اله الا الله اللهم صل علی محمد و آل محمد و تقبل شفاعته وارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ ﴿١﴾ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿٢﴾ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ ﴿٣﴾ مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ ﴿٤﴾ إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ ﴿٥﴾ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ ﴿٦﴾ صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ ﴿٧﴾
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿٤﴾
مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ ﴿الفاتحة: ٤﴾
بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ وَمَا أَنَا عَلَیْکُم بِحَفِیظٍ ﴿هود: ٨٦﴾
فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَکَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿هود: ١١٢﴾
إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ ﴿فصلت: ٣٠﴾
۱۴۰۳/۱۱/۲۶
نماهنگ | مژده منجیحضرت آیتالله خامنهای: «تبریک عرض میکنم ولادت باسعادت حضرت بقیّةاللهالاعظم (سلام الله علیه) را که حقیقتاً یک عید جهانی و بشری است. مژدهی عدالت، امید به استقرار عدالت، یکی از خواستهها و دلخوشیهای همیشهی بشر در طول تاریخ بوده. هیچ زمانی را شما در تاریخ بشر پیدا نمیکنید که انسانها در آنجا منتظر عدالت نباشند.» ۱۴۰۳/۱۱/۲۴
رسانه KHAMENEI.IR به مناسبت فرارسیدن نیمه ماه شعبان المعظم و سالروز میلاد حضرت بقیةاللهالاعظم (ارواحنا فداه)، نماهنگ «مژده منجی» را منتشر میکند.
بیانات رهبر انقلاب که در این فیلم مشاهده میکنید:
اعیاد موالید ائمّه و موالید نبیّ اکرم و عید مبعث پیغمبر و بقیّهی اعیادی که ما داریم، یک فرق اساسی و جوهری با این عید دارد؛ در آن اعیاد، همهی نگاه به گذشته است؛ در این عید، همهی نگاه به آینده است. ۱۳۹۴/۳/۱۲
https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=59345
۱۴۰۴/۱۱/۱۲
بیانات در دیدار اقشار مردم به مناسبت چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامیخب حالا که این شعار را شما دادید و اسم آمریکا را آوردید، ما هم وارد بحث آمریکا بشویم. آخرین صحبت من راجع به آمریکا است. مسئلهی آمریکا و ایران چیست؟ در این تقابلی که وجود دارد و چهل و چند سال است ایران و آمریکا دشمنی دارند، مسئله چیست؟ به نظر من مسئله در دو کلمه خلاصه میشود؛ آن دو کلمه هم این است که آمریکا میخواهد ایران را ببلعد، ملّت رشید ایران و جمهوری اسلامی مانع است. گفت رفتم خواستگاری، همهچیز تمام شده، موضوع در دو کلمه باقی مانده: من میگویم ما دختر شما را میخواهیم، آنها میگویند غلط میکنید!(۱۱) حالا ملّت ایران به طرف مقابل گفته غلط میکنی؛ یعنی جرم ملّت ایران [این است]؛ دعوا سر این قضیّه است.
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62530#_ftnref11
Duality and Axion Wormholes
Jan 4, 2026
e-Print:
Abstract: (arXiv)
The prototype of a Euclidean wormhole solution of Einstein gravity coupled to matter is the axion wormhole in four spacetime dimensions. In this primarily expository article, we spell out some details about this construction. The axion wormhole has a semiclassical description, found in the original paper [1], in which the matter system is a two-form gauge field B with three-form field strength H=dB. The two-form is dual to a massless scalar, but the wormhole does not have a semiclassical description in terms of the scalar. There is no contradiction here as the duality between the two-form and the scalar is not a simple transformation of classical fields but involves, in Euclidean signature, a Poisson resummation of the sum over fluxes. Because of the need for this Poisson resummation, the scalar field cannot be treated semiclassically in the wormhole throat. Nonetheless, it is straightforward to compute the effective action derived from the wormhole in the scalar (or two-form) language, recovering standard claims.
Note:
https://inspirehep.net/literature/3097760
یک نکته ی جالبی که در این چکیده ی مقاله ی ویتن موجود هم هست این است که بولتهایش نیز یک حالت پنهانی دارند و تا وقتی که شما کپی پیست اش نکرده اید، خود را نشان نمی دهند! البته همانطوری که مستحضرید بنده ی حقیر می توانم این مقاله را چکیده اش را فقط ببینم، ولی خود مقاله را از آرشیو کرنل فعلاً نمی شود دانلود کرد! نکته ی جالب مسئله اینجا است که بلعیدن را اینجا در یک حلقِ سوراخ کرمی دارد بحث می کند که آیا چطور بصورت یک اکسیون هم می توان بررسی اش کرد! نکته این است که اکسیونها همانطوری که مستحضرید و غلط نکنم ذرات تاریک ناشی از نیروی قوی است. یحتمل ابن شهر آشوب این را یک فتنه ای بخواند که در درگیری بین نیروی قوی و ضعیف مسئله یک معنایی را خواهد داشت واما وقتی مسئله بین مستضعفین و استکبار معنا شود هم معنایی دیگر را بخود می گیرد! یک جا، بلعیدن از نوعی است که فرض بفرمائید کاملاً مسئله ای فیزیکی است آنطور که بین ذره ای اکسیونی رخ می دهد که ابرتقارنی است و آنگاه یحتمل ابرتقارن هم شکسته می شود و .... یک جا، خیر؛ مسئله از نوع فتنه هایی هم هستند که افراد نیز وارد قضایا شده و بلکه حتی کودتایی را می خواهند ایجاد کنند مثل 28 مرداد 32 یا همین فتنه ی اخیر 16 و 19 دی و .... و اما یک جاهایی هم مسئله از نوع هندسه ی ناجابجایی است که این مکانیسم پچی-کوئین بصورت یک انولوسیونی involution رخ می دهد. مسئله این است که منزلت عقل در هندسه ی معرفت دینی را هم باید حساب و کتاب کرد که در موضوع مالک یوم الدین، آیا عدالت هم رعایت می شود وقتی مالک را از نوع مالک و مستاجر هم به حساب آوریم که حالا کدام هم ظالم اند و کدام هم عادل و .... موضوع این است که در مسئله ی دیگری که در حکمت متعالیه داریم که جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء است، وقتی شما حکمت 147 را قبل از اینکه مسئله ی ابدال و ائمه ی اطهار را هم مطرح می فرمایند که خلفاء اللهی نیز کدام به کدام است؛ مسئله ی دانشمندان و دانش پژوهان هم مطرح می شود که خود می تواند بحث داغی شود که آیا از این وادی است که به امام زمان عجل الله فرجه الشریف می رسیم آنچنان که مراتب و درجات علم الیقین و عین الیقین و حق الیقین را هم داریم؛ یا اینکه خیر. مسئله از اینجا هم آغاز می شود که بابا بیائید و امام زمان عجل الله فرجه الشریف را هم ولش کنیم و چرا که ما هنوز در مراحل اولیه ی سفر اول خود بسمت حق هم گیر کرده ایم که آیا چطور از خلق بسمت حق هم برسیم و آنگاه آیا چطور هم در سفرهای پایانی از سوی یک حق بسمت حقی دیگر هم برویم که همه ی خلق را فرا گرفته است و اقیانوسی بیکران از رحمت است را نمی توانیم دست یابیم چرا که بالاخره شرور و حیوانیت هم در این طبیعت بیکران یافت می شوند دیگر. یعنی حوان ناطق هم توانسته است به آن درجاتی از انسانیت هم برسد که روحانیت البقاء است و در سرای ابدی خود جنت مکان و خلد آشیان شده است و با شهداء و جانبازان دیگر اسلام می تواند شهادت هم دهد که از مرزهای شرک و نفاق و کفر هم گذشته است و به مملکت امن و امان اسلام راه یافته است و حتی نزد الرحمن الرحیم مالک یوم الدین هم شهادت می دهد که الحمد لله رب العالمین و ایاک النعبد و ایاک نستعین و اهدنا الصراط المستقیم و صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم والضالین.
و لذا نکته این است که یحتمل بعضی اشکال هم بفرمایند که وقتی از مرزهای کفر و شرک و نفاق هم گذشتید که دوباره شهادت را همراه خلق خدا هم بدهید که چطور می توان به سفرهایی ماورای سفر اول از خلق به سمت حق هم رفت و همه ی خلق را هم با خود همراه کرد تا همه و همه بسمت حق برویم، آنچنان که می فرماید انا لله و انا الیه راجعون. مسئله یک بلعیدنی هم دارد دیگر که آیا لقمه ات را چقدر بزرگ هم برمی داری که بتوانی بروی نزد خدا و آنگاه باز هم گردی؟ یا اینکه بالاخره هم یک وقتی می رسد که داری فلو لا اذا بلغت الحلقوم و انتم حینئذ تنظرون
فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ﴿٨٣﴾ وَأَنتُمْ حِینَئِذٍ تَنظُرُونَ ﴿٨٤﴾ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنکُمْ وَلَٰکِن لَّا تُبْصِرُونَ ﴿٨٥﴾
یعنی یک وقت هست که جان دارد در بستری که انسان دراز هم کشیده است از بدنش مفارقت می کند و همگان نیز که دور اویند به تماشا نشسته اند. ولی یک وقت هم هست که این حلقوم معنایی هندسی دارد که آیا کدام خلیج است که منظور شده است که باز و بسته هم یحتمل می شود و طعمه ی خود را هم در آن همچون فرض بفرمائید اژدهایی و ثعبانی می بلعد که از حالات عصایی نیز ابرتقارنی تبدیل به اژدها شده است:
فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِیَ ثُعْبَانٌ مُّبِینٌ ﴿الأعراف: ١٠٧﴾
فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِیَ ثُعْبَانٌ مُّبِینٌ ﴿الشعراء: ٣٢﴾
دیر شد، دیر شد، بنده ی حقیر بدوم برسم به نماز جماعت! لا اله الا الله اللهم صل علی محمد و آل محمد و تقبل شفاعته وارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر واجعلنا من خیر انصاره واعوانه و المستشهدین بین دییه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
وَالْفَجْرِ ﴿١﴾ وَلَیَالٍ عَشْرٍ ﴿٢﴾
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِی الْمَوْتَىٰ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَىٰ وَلَـٰکِن لِّیَطْمَئِنَّ قَلْبِی قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَىٰ کُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَکَ سَعْیًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ﴿البقرة: ٢٦٠﴾
فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا کَذَٰلِکَ یُحْیِی اللَّهُ الْمَوْتَىٰ وَیُرِیکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ ﴿البقرة: ٧٣﴾
ذَٰلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّهُ یُحْیِی الْمَوْتَىٰ وَأَنَّهُ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿الحج: ٦﴾
فَانظُرْ إِلَىٰ آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ کَیْفَ یُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذَٰلِکَ لَمُحْیِی الْمَوْتَىٰ وَهُوَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿الروم: ٥٠﴾
أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیَاءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِیُّ وَهُوَ یُحْیِی الْمَوْتَىٰ وَهُوَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿الشورى: ٩﴾
أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَمْ یَعْیَ بِخَلْقِهِنَّ بِقَادِرٍ عَلَىٰ أَن یُحْیِیَ الْمَوْتَىٰ بَلَىٰ إِنَّهُ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿الأحقاف: ٣٣﴾
أَلَیْسَ ذَٰلِکَ بِقَادِرٍ عَلَىٰ أَن یُحْیِیَ الْمَوْتَىٰ ﴿القیامة: ٤٠﴾
فصل هشتم در مناجات است
مناجاة خمس عشرة لمولانا علی بن الحسین علیهما السلام
علامه مجلسى رحمة الله علیه در بحار فرموده که من یافتم این مناجات را مروى از آن حضرت در کتب بعض اصحاب رضوان الله علیهم
المناجاة الاولى مناجاة التائبین
:
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ إِلَهِی أَلْبَسَتْنِی اَلْخَطَایَا ثَوْبَ مَذَلَّتِی وَ جَلَّلَنِی اَلتَّبَاعُدُ مِنْکَ لِبَاسَ مَسْکَنَتِی وَ أَمَاتَ قَلْبِی عَظِیمُ جِنَایَتِی فَأَحْیِهِ بِتَوْبَةٍ مِنْکَ یَا أَمَلِی وَ بُغْیَتِی وَ یَا سُؤْلِی وَ مُنْیَتِی فَوَ عِزَّتِکَ مَا أَجِدُ لِذُنُوبِی سِوَاکَ غَافِراً وَ لاَ أَرَى لِکَسْرِی غَیْرَکَ جَابِراً وَ قَدْ خَضَعْتُ بِالْإِنَابَةِ إِلَیْکَ وَ عَنَوْتُ بِالاِسْتِکَانَةِ لَدَیْکَ فَإِنْ طَرَدْتَنِی مِنْ بَابِکَ فَبِمَنْ أَلُوذُ وَ إِنْ رَدَدْتَنِی عَنْ جَنَابِکَ فَبِمَنْ أَعُوذُ فَوَا أَسَفَاهْ مِنْ خَجْلَتِی وَ اِفْتِضَاحِی وَ وَا لَهْفَاهْ مِنْ سُوءِ عَمَلِی وَ اِجْتِرَاحِی أَسْأَلُکَ یَا غَافِرَ اَلذَّنْبِ اَلْکَبِیرِ وَ یَا جَابِرَ اَلْعَظْمِ اَلْکَسِیرِ أَنْ تَهَبَ لِی مُوبِقَاتِ اَلْجَرَائِرِ وَ تَسْتُرَ عَلَیَّ فَاضِحَاتِ اَلسَّرَائِرِ وَ لاَ تُخْلِنِی فِی مَشْهَدِ اَلْقِیَامَةِ مِنْ بَرْدِ عَفْوِکَ وَ غَفْرِکَ وَ لاَ تُعْرِنِی مِنْ جَمِیلِ صَفْحِکَ وَ سَتْرِکَ إِلَهِی ظَلِّلْ عَلَى ذُنُوبِی غَمَامَ رَحْمَتِکَ وَ أَرْسِلْ عَلَى عُیُوبِی سَحَابَ رَأْفَتِکَ إِلَهِی هَلْ یَرْجِعُ اَلْعَبْدُ اَلْآبِقُ إِلاَّ إِلَى مَوْلاَهُ أَمْ هَلْ یُجِیرُهُ مِنْ سَخَطِهِ أَحَدٌ سِوَاهُ إِلَهِی إِنْ کَانَ اَلنَّدَمُ عَلَى اَلذَّنْبِ تَوْبَةً فَإِنِّی وَ عِزَّتِکَ مِنَ اَلنَّادِمِینَ وَ إِنْ کَانَ اَلاِسْتِغْفَارُ مِنَ اَلْخَطِیئَةِ حِطَّةً فَإِنِّی لَکَ مِنَ اَلْمُسْتَغْفِرِینَ لَکَ اَلْعُتْبَى حَتَّى تَرْضَى إِلَهِی بِقُدْرَتِکَ عَلَیَّ تُبْ عَلَیَّ وَ بِحِلْمِکَ عَنِّی اُعْفُ عَنِّی وَ بِعِلْمِکَ بِی اِرْفَقْ بِی إِلَهِی أَنْتَ اَلَّذِی فَتَحْتَ لِعِبَادِکَ بَاباً إِلَى عَفْوِکَ سَمَّیْتَهُ اَلتَّوْبَةَ فَقُلْتَ تُوبُوا إِلَى اَللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً فَمَا عُذْرُ مَنْ أَغْفَلَ دُخُولَ اَلْبَابِ بَعْدَ فَتْحِهِ إِلَهِی إِنْ کَانَ قَبُحَ اَلذَّنْبُ مِنْ عَبْدِکَ فَلْیَحْسُنِ اَلْعَفْوُ مِنْ عِنْدِکَ إِلَهِی مَا أَنَا بِأَوَّلِ مَنْ عَصَاکَ فَتُبْتَ عَلَیْهِ وَ تَعَرَّضَ لِمَعْرُوفِکَ فَجُدْتَ عَلَیْهِ یَا مُجِیبَ اَلْمُضْطَرِّ یَا کَاشِفَ اَلضُّرِّ یَا عَظِیمَ ....
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ اَلنُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ اَلرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفِ اَلْمَلاَئِکَةِ وَ مَعْدِنِ اَلْعِلْمِ وَ أَهْلِ بَیْتِ اَلْوَحْیِ اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَلْفُلْکِ اَلْجَارِیَةِ فِی اَللُّجَجِ اَلْغَامِرَةِ یَأْمَنُ مَنْ رَکِبَهَا وَ یَغْرَقُ مَنْ تَرَکَهَا اَلْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مَارِقٌ وَ اَلْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زَاهِقٌ وَ اَللاَّزِمُ لَهُمْ لاَحِقٌ اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَلْکَهْفِ اَلْحَصِینِ وَ غِیَاثِ اَلْمُضْطَرِّ اَلْمُسْتَکِینِ وَ مَلْجَإِ اَلْهَارِبِینَ وَ عِصْمَةِ اَلْمُعْتَصِمِینَ اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلاَةً کَثِیرَةً تَکُونُ لَهُمْ رِضًى وَ لِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أَدَاءً وَ قَضَاءً بِحَوْلٍ مِنْکَ وَ قُوَّةٍ یَا رَبَّ اَلْعَالَمِینَ اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَلطَّیِّبِینَ اَلْأَبْرَارِ اَلْأَخْیَارِ اَلَّذِینَ أَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ وَ فَرَضْتَ طَاعَتَهُمْ وَ وِلاَیَتَهُمْ اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اُعْمُرْ قَلْبِی بِطَاعَتِکَ وَ لاَ تُخْزِنِی بِمَعْصِیَتِکَ وَ اُرْزُقْنِی مُوَاسَاةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَیْهِ مِنْ رِزْقِکَ بِمَا وَسَّعْتَ عَلَیَّ مِنْ فَضْلِکَ وَ نَشَرْتَ عَلَیَّ مِنْ عَدْلِکَ وَ أَحْیَیْتَنِی تَحْتَ ظِلِّکَ وَ هَذَا شَهْرُ نَبِیِّکَ سَیِّدِ رُسُلِکَ شَعْبَانُ اَلَّذِی حَفَفْتَهُ مِنْکَ بِالرَّحْمَةِ وَ اَلرِّضْوَانِ اَلَّذِی کَانَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ [سَلَّمَ] یَدْأَبُ فِی صِیَامِهِ وَ قِیَامِهِ فِی لَیَالِیهِ وَ أَیَّامِهِ بُخُوعاً لَکَ فِی إِکْرَامِهِ وَ إِعْظَامِهِ إِلَى مَحَلِّ حِمَامِهِ اَللَّهُمَّ فَأَعِنَّا عَلَى اَلاِسْتِنَانِ بِسُنَّتِهِ فِیهِ وَ نَیْلِ اَلشَّفَاعَةِ لَدَیْهِ اَللَّهُمَّ وَ اِجْعَلْهُ لِی شَفِیعاً مُشَفَّعاً وَ طَرِیقاً إِلَیْکَ مَهْیَعاً وَ اِجْعَلْنِی لَهُ مُتَّبِعاً حَتَّى أَلْقَاکَ یَوْمَ اَلْقِیَامَةِ عَنِّی رَاضِیاً وَ عَنْ ذُنُوبِی غَاضِیاً قَدْ أَوْجَبْتَ لِی مِنْکَ اَلرَّحْمَةَ وَ اَلرِّضْوَانَ وَ أَنْزَلْتَنِی دَارَ اَلْقَرَارِ وَ مَحَلَّ اَلْأَخْیَارِ
هشتم [مناجات شعبانیه]
بخواند این مناجات مرویه از ابن خالویه را که نقل کرده: و گفته این مناجات حضرت امیر المؤمنین و امامان از فرزندان او علیهم السلام است که در ماه شعبان مىخواندند
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اِسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ اِسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ مُسْتَکِیناً لَکَ مُتَضَرِّعاً إِلَیْکَ رَاجِیاً لِمَا لَدَیْکَ ثَوَابِی وَ تَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَ تَخْبُرُ حَاجَتِی وَ تَعْرِفُ ضَمِیرِی ....
یک نکته ی خیلی مهمی هست اینجا که برمی گردد به تناظر بین قضیه ی آخر فرما و هندسه ی ناجابجایی و سیستمهای بوست-کن و نظریه ی اپراتورها و مدل استاندارد ذرات فیزیک و نظریه ی ریسمان! و حالا ما این را عرض می کنیم، و این در صورتی است که اگر یک گوشه ای از این تناظر را بگیرید و بخواهید پیش بروید، متوجه می شوید که با یک دریایی و یک اقیانوسی هم طرفید و .... و بنده نمی خواهم اینجا شکایت هم کنم که چرا اینترنتی که یک مرتبه باز شده بود، یک مرتبه هم دوباره بسته شد و اقل کم آرشیو کرنل که باز نمی شود! بخاطر این است که دشمن نکند یحتمل بیش از حد بو ببرد انطور که مثلاً پهپاد را هم می تواند مهندسی معکوس کرده و کپی بزند؟! یا آیا مسئله یحتمل این هم هست که اگر ما هم کاری نکنیم، آیا آنگاه دشمن هم کاری نخواهد کرد؟! یا آیا توافقهایی هم شده است که بنده از این میان بی خبرم؟!
به هر حال، این اینترنت یک خاصیت بدی هم که دارد این است که دل را می میراند کانه جنایت بزرگی هم آن را باعث شده است. و همانطوری که در کتاب الله نیز می فرماید خدا روز قیامت مرده ها را دوباره هم زنده می کند: أَلَیْسَ ذَٰلِکَ بِقَادِرٍ عَلَىٰ أَن یُحْیِیَ الْمَوْتَىٰ ﴿القیامة: ٤٠﴾! و لذا کانه دل مدام در معرض مردن و زنده شدن است! بنده یک نصیحت مهمی می خواستم کنم که خیلی هم معروف است که توصیه هم می فرمایند: صله ی رحم کنید، و خصوصاً اینکه با خدا و پیغمبر محمد مصطفی صل الله علیه وآله و سلم و ائمه ی اطهار علیهم السلام هم صله ی ارحام کنید. از جمله مفاتیح می فرماید:
مطلب سوم در زیارت قبور مؤمنین رضی الله عنهم أجمعین است
(567 شیخ ثقه جلیل القدر جعفر بن قولویه قمى از عمرو بن عثمان رازى روایت کرده که گفت شنیدم از حضرت ابو الحسن امام موسى بن جعفر علیهما السلام که مىفرمود: هر که قادر نباشد بر زیارت ما پس زیارت کند صلحاى از موالیان ما را تا نوشته شود براى او ثواب زیارت ما و کسى که قادر نباشد بر صله و نیکى به ما پس صله و نیکى کند با صالحان موالیان ما تا از براى او نوشته شود ثواب صله و نیکى به ما) (567 و نیز به سند صحیح روایت کرده از محمد بن احمد بن یحیى الاشعرى که گفت: من در فید که اسم منزلى است در طریق مکه با على بن بلال روانه شدیم سر قبر محمد بن اسماعیل بن بزیع پس على بن بلال براى من گفت که صاحب این قبر براى من روایت کرد از حضرت امام رضا علیه السلام که فرمودند هر که بیاید به نزد قبر برادر مؤمن خود و دست بر قبر گذارد و هفت مرتبه بخواند سوره إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ را ایمن گردد در روز فزع اکبر یعنى از ترس بزرگ روز قیامت و در روایت دیگر مثل همین را نقل کرده مگر آنکه دارد و رو به قبله کند) فقیر گوید که این ایمن بودن که حدیث دلالت بر آن دارد ممکن است که از براى خواننده باشد چنانچه ظاهر حدیث است و محتمل است که از براى ....
https://lib.eshia.ir/10376/1/567
دهم آنکه صد مرتبه بگوید [ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ اَلَّذِی جَعَلَ کَمَالَ دِینِهِ]
اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ اَلَّذِی جَعَلَ کَمَالَ دِینِهِ وَ تَمَامَ نِعْمَتِهِ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ و بدان که در این روز شریف از براى پوشیدن جامههاى نیکو و زینت کردن و بوى خوش استعمال نمودن و شادى کردن و شاد نمودن شیعیان امیر المؤمنین علیه السلام و عفو از تقصیرات ایشان و برآوردن حاجات ایشان و صله ارحام و توسعه بر عیال و اطعام مؤمنان و افطار دادن روزه داران و مصافحه با مؤمنین و رفتن به زیارت ایشان و تبسم کردن بر رویشان و هدایا فرستادن بر ایشان و شکر الهى بجا آوردن به جهت نعمت بزرگ ولایت و بسیار فرستادن صلوات و اکثار در عبادات و طاعات از براى هر یک فضیلتى عظیم است و یک درهم که کسى در این روز به برادر مؤمن خود بدهد ...
https://lib.eshia.ir/10376/1/280
و لذا شما توجه هم بفرمائید که جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء تا آنجا که به صله ی رحم و قطع رحم نیز مربوط است در آخر حکمت 147 نهج البلاغه چطور معنا می شود آنجایی که بعد از خصوصیات دانشمندان و دانش پژوهان هم می فرمایند که زمین از حجت خدا خالی نمی ماند و تعداد معدودی هم خلیفة الله هستند:
بخش سوم:
اللَّهُمَّ بَلَى! لَاتَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ. إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً، وَإِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً، لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَبَیِّنَاتُهُ. وَکَمْ ذَا وَأَیْنَ أُولَئِکَ؟ أُولَئِکَ وَاللَّهِ الْأَقَلُّونَ عَدَداً، وَالْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً، یَحْفَظُ اللَّهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَبَیِّنَاتِهِ، حَتَّى یُودِعُوهَا نُظَرَاءَهُمْ، وَیَزْرَعُوهَا فِی قُلُوبِ أَشْبَاهِهِمْ. هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِیقَةِ الْبَصِیرَةِ، وَبَاشَرُوا رُوحَ الْیَقِینِ، وَاسْتَلَانُوا مَا اسْتَعْوَرَهُ الْمُتْرَفُونَ، وَأَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ، وَصَحِبُوا الدُّنْیَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَى، أُولَئِکَ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ، وَالدُّعَاةُ إِلَى دِینِهِ. آهِ آهِ شَوْقاً إِلَى رُؤْیَتِهِمْ! انْصَرِفْ یَا کُمَیْلُ إِذَا شِئْتَ.
ترجمه
(سپس امام علیه السلام فرمود: درست است که عالمان با عمل اندکاند و علم و دانش با مرگ حاملانش مىمیرد) ولى بار خدایا! آرى هرگز روى زمین از کسى که به حجت الهى قیام کند خالى نمىشود؛ خواه ظاهر و آشکار باشد و یا ترسان و پنهان. وجود آنها به این سبب است که دلائل الهى و نشانههاى روشن او هرگز باطل نگردد و از دست نرود. آنها چند نفرند و کجا هستند؟ به خدا سوگند تعدادشان کم و قدر و مقامشان نزد خدا بسیار والاست. خداوند به واسطه آنها حجتها و دلایلش را حفظ مىکند تا به افرادى که نظیر آنها هستند بسپارند و بذر آن را در قلوب افرادى شبیه خود بیفشانند. علم و دانش با حقیقتِ بصیرت به آنها روى آورده و روح یقین را لمس کردهاند. آنها آنچه را دنیاپرستانِ هوسباز
مشکل مىشمردند آسان یافتهاند. و به آنچه جاهلان از آن وحشت دارند انس گرفتهاند. آنها در دنیا با بدنهایى زندگى مىکنند که ارواحشان به عالم بالا تعلق دارد، خلفاى الهى در زمیناند و دعوت کنندگان به سوى آئینش. آه آه چقدر اشتیاق دیدارشان را دارم. اى کمیل! (همین قدر کافى است) هر زمان که مىخواهى باز گرد.
شرح و تفسیر عالمانى که حجت خدا در زمینند
امام علیه السلام در این بخش از کلام خود که در واقع جنبه استثنا از گفتار سابق را دارد مىفرماید: « (درست است که عالمان با عمل اندکاند و علم و دانش با مرگ حاملانش مىمیرد) ولى بار خدایا! آرى هرگز روى زمین از کسى که به حجت الهى قیام کند خالى نمىشود؛ خواه ظاهر و آشکار باشد و یا ترسان و پنهان»؛
(اللَّهُمَّ بَلَى! لَاتَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ. إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً، وَإِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً)
. درست همان چیزى که علماى امامیه و شیعیان به آن ایمان دارند که زمین هرگز خالى از حجت نمىشود؛ خواه آشکار باشد یا پنهان و جالب اینکه ابن ابىالحدید تصریح مىکند که این جمله امام علیه السلام مانند تصریح به عقاید شیعیان است؛ ولى اصحاب ما آن را حمل بر «ابدال» مىکنند که در روایات نبوى به آنها اشاره شده و آنان مردانى هستند که پیوسته در سطح زمین در گردشاند؛ برخى شناخته مىشوند و بعضى ناشناخته مىمانند.
اى کاش ابن ابىالحدید دست از تعصبات طائفى خود بر مىداشت و هنگامى که به سخنى از مولا امیرمؤمنان على علیه السلام برخورد مىکرد که صریح یا مانند صریح بر اعتقاد امامیه بود آن را مىپذیرفت و روایاتى را که درباره ابدال نقل شده نیز
حمل بر امامان معصوم و یاران خاص آنان مىکرد. (در پایان این گفتار سخنى درباره روایات ابدال خواهیم داشت).
سپس امام علیه السلام به نکته مهمى درباره فواید وجود حجتهاى الهى اعم از غائب و ظاهر پرداخته مىفرماید: «وجود آنها به این سبب است که دلائل الهى و نشانههاى روشن او هرگز باطل نگردد و از دست نرود»؛
(لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَبَیِّنَاتُهُ)
. این سخن در واقع یکى از پاسخها براى سؤال معروفى است که درباره فلسفه وجود امام غائب علیه السلام مىشود و آن اینکه امام غائب علیه السلام افزون بر اینکه وجودش سبب آرامش زمین و برکات الهى و تربیت و پرورش دلهاى آماده است، از طریق ولایت تکوینى همچون پرورش گلها و میوهها به وسیله آفتاب پشت ابر، فایده دیگرى نیز دارد و آن این است که معارف اسلامى و حجج و بینات الهى و احکام شریعت را دستنخورده نگه مىدارد تا با گذشت زمان گرد و غبار نسیان و بطلان بر آنها ننشیند و آیین حق تحریف نگردد تا زمانى که ظاهر شود و همه را از این آب زلال حیاتبخش سیراب کند.
حضرت در ادامه این سخن به بیان عدد و صفات آنها مىپردازد و مىفرماید:
«آنها چند نفرند و کجا هستند؟ به خدا سوگند تعدادشان اندک و قدر و مقامشان نزد خدا بسیار والاست»؛
(وَکَمْ ذَا وَأَیْنَ أُولَئِکَ؟ أُولَئِکَ وَاللَّهِ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَالْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً)
. قرآن مجید نیز درباره مؤمنان صالح العمل که در درجات والاى ایمان قرار دارند مىگوید:
« «وَقَلِیلٌ مَّا هُمْ»
؛ آنها (که ایمان دارند و عمل صالح و ظلم و ستمى بر یکدگر نمىکنند) تعدادشان کم است». [1]
در اینجا این سؤال پیش مىآید که امام معصوم در هر زمان یکى بیش نیست
[1]. ص، آیه 24.
چرا امام علیه السلام در این عبارت و جملههایى که بعد از آن مىآید از ضمیر جمع استفاده مىکند و آنها را به صورت یک جمعیت ذکر مىنماید؟
پاسخ این است که امام علیه السلام وجود آنها را در طول زمان در نظر گرفته است.
درست است امام معصوم در هر زمان یکى است؛ ولى هرگاه به مجموعه زمانهاى بعد از امام علیه السلام بنگریم امامان معصوم جمعیتى را تشکیل مىدهند.
این احتمال نیز هست که منظور از به کار بردن ضمیرِ جمع، امامان معصوم و اصحاب خاص آنان باشد.
آنگاه امام علیه السلام به ذکر اوصاف این اقلیت عظیم الشأن و این بندگان والاى پروردگار پرداخته و شش صفت برایشان ذکر مىکند. نخست مىفرماید:
«خداوند به واسطه آنها حجتها و دلایلش را حفظ مىکند تا به افرادى که نظیر آنها هستند بسپارند و بذر آن را در قلوب افرادى شبیه خود بیفشانند»؛
(یَحْفَظُ اللَّهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَبَیِّنَاتِهِ، حَتَّى یُودِعُوهَا نُظَرَاءَهُمْ، وَیَزْرَعُوهَا فِی قُلُوبِ أَشْبَاهِهِمْ)
. آرى اینان گنجینههاى اسرار الهى و حافظان معارف وحى و نبوت و دلایل حقانیت دین مبین اسلام اند و هر کدام از آنها بخواهد از دنیا چشم بپوشد این علوم و اسرار را به فرد دیگرى همچون خود مىسپارد تا این میراث عظیم حفظ شود و خالى از هر گونه پیرایه و آلودگى به آیندگان برسد.
تعبیر به «یُودِعُوا» اشاره به علوم و اسرار آمادهاى است که همچون امانتى از صندوقى به صندوق دیگر منتقل مىشود و تعبیر به «یَزْرَعُوا» اشاره به علومى که باید بذر آن افشانده شود و تدریجاً در دل آنها پرورش یابد تا زمانى که به ثمر نشیند و این نشان مىدهد که علوم آنها در واقع دو گونه است.
این موضوع را در مورد على علیه السلام در کتب حدیث غالباً خواندهایم که على علیه السلام مىفرمود: «پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله هزار باب علم را به من آموخت که از هر علمى هزار باب دیگر گشوده مىشود» [1] این علوم در واقع همانند بذر اند که افشانده
[1]. ر. ک: کافى، ج 1، ص 238، ح 297؛ بحارالانوار، ج 22، ص 461؛ کنزالعمال، ج 13، ص 114.
مىشوند و از یک دانه هزار دانه مىروید؛ ولى بخشى از علوم نیز بوده است که بدون کم و کاست از پیامبر صلى الله علیه و آله به على علیه السلام منتقل شده است.
در دومین وصف مىفرماید: «علم و دانش با حقیقتِ بصیرت به آنها روى آورده است»؛
(هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِیقَةِ الْبَصِیرَةِ)
. البته بصیرت و بینش مراتب و مراحلى دارد؛ ولى این گروه از اولیاء الله به حد والاى آن رسیدند.
تعبیر به «هجم» ممکن است اشاره به این باشد که علوم آنها اکتسابى نیست بلکه الهامى است از سوى پروردگار که از آنها به هجوم تعبیر شده است. مرحوم علامه مجلسى در تفسیر این جمله مىنویسد: تعبیر به هجوم در اینجا اشاره به این است که خداوند «علم لدنّى» را نسبت به حقائق اشیا دفعتاً به آنها تعلیم داده و حجابها و پردهها را کنار زده و حقایق را بر آنها مکشوف ساخته است. [1]
در سومین وصف مىفرماید: «آنها روح یقین را لمس کردهاند»؛
(وَبَاشَرُوا رُوحَ الْیَقِینِ)
. مىدانیم یقین مراتبى دارد: علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین. علم الیقین آن است که انسان از دلائل مختلف به چیزى ایمان آورد؛ مانند کسى که با مشاهده دود از فاصله دور، به وجود آتش ایمان پیدا کند. عین الیقین در جایى است که انسان به مرحله شهود برسد و با چشم خود مثلا آتش را از نزدیک مشاهده کند.
حق الیقین مرتبه فراتر از آن و به این معناست که مثلًا انسان، آتش را با دست خود لمس کند و یا موجودى همچون آهن که وارد آتش مىشود و صفات آن را به خود مىگیرد و به صورت بخشى از آن در مىآید که این بالاترین مرحله یقین است. اولیاى الهى که امیرمؤمنان على علیه السلام در این گفتار نورانىاش مىفرماید: «آنها روح الیقین را لمس کردهاند» داراى همین مرحله از یقین هستند.
[1]. بحارالانوار، ج 22، ص 461.
حضرت در چهارمین وصف مىفرماید: «آنان آنچه را دنیاپرستانِ هوسباز مشکل مىشمردند آسان یافتهاند»؛
(وَاسْتَلَانُوا مَا اسْتَعْوَرَهُ الْمُتْرَفُونَ)
. «اسْتَلانُوا» (از ریشه «لین») به معناى نرمى و «اسْتَوْعَرَ» (از ریشه «وَعْر») به معناى سختى و «مترفون» (از ریشه «تَرَف») به معناى در ناز ونعمت زیستن است.
دنیاپرستان، پرهیز از زر و زیور دنیا و ساده زیستن و دل از لذات نامشروع کندن را کار مشکلى مىپندارند؛ ولى این گروه از اولیاء الله به آسانى از همه اینها مىگذرند و به زندگى ساده زاهدانه پاک از هر گونه آلودگى قناعت مىکنند.
امام علیه السلام در وصف پنجم مىفرماید: «آنها به آنچه جاهلان از آن وحشت دارند انس گرفتهاند»؛
(وَأَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ)
. جاهلان پیوسته از این وحشت دارند که اموالشان به خطر بیفتد، جاه و مقامشان از میان برود و آینده زندگى مادى آنها دگرگون شود، از این در هراساند که اگر از حرام الهى چشم بپوشند، به حلال نرسند و از این مىترسند که اگر از حق طرفدارى کنند گروهى از دوستان خود را از دست خواهند داد؛ ولى این گروه از اولیاء الله نه تنها از این امور بیمناک نیستند بلکه به آن انس گرفتهاند.
در خطبه 128 نیز در کلام امام علیه السلام خواندیم که به «ابوذر»- آن مرد مبارزِ مجاهد فى سبیل الله که به سبب حمایتهایش از حق تبیعد شد و در تبعیدگاه مظلومانه و در نهایت عسرت جان سپرد- به هنگامى که در زمان عثمان مىخواستند او را به تبعیدگاه بفرستند خطاب کرد و فرمود:
«یا أباذَرَ ... لایُؤْنِسَنَّکَ إلّا الْحَقُّ، وَلا یُوحِشَنَّکَ إلَّاالْباطِلُ
؛ اى اباذر ... مبادا با چیزى جز حق مأنوس شوى و مبادا چیزى جز باطل تو را به وحشت بیفکند».
آنگاه حضرت در ششمین و آخرین وصف مىفرماید: «آنها در دنیا با بدنهایى زندگى مىکنند که ارواحشان به عالم بالا تعلق دارد!»؛
(وَصَحِبُوا الدُّنْیَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَى)
اشاره به اینکه گرچه آنها از نظر جسمى در این دنیا و در میان انسانهاى دیگر هستند؛ ولى روحشان همنشین با ارواح اولیا و انبیاى پیشین و فرشتگان مقرب است. به همین دلیل دنیا در نظرشان بىارزش و بالاترین ارزش براى آنها جلب رضاى پروردگارشان است. اگر آنها اسیر زر و زیور دنیا و مال و ثروت و خور و خواب و شهوت نمىشوند به همین دلیل است که ظاهرا در این دنیا هستند؛ ولى در باطن در جهان روحانیان زندگى مىکنند.
سرانجام امام علیه السلام بعد از ذکر این اوصاف که حتى ذکر آنها روحپرور و نشاطآور است، مىفرماید: «آنان خلفاى الهى در زمین اند و دعوت کنندگان به سوى آئینش. آه آه چقدر اشتیاق دیدارشان را دارم»؛
(أُولَئِکَ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ، وَالدُّعَاةُ إِلَى دِینِهِ. آهِ آهِ شَوْقاً إِلَى رُؤْیَتِهِمْ!)
. آرى آنان نمایندگان خدا بر روى زمین و مصداق اتم آیه شریفه «إِنِّى جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً» [1] و پرتوى از آیه شریفه «وَدَاعِیاً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجاً مُّنِیراً» [2] محسوب مىشوند و به همین دلیل امام علیه السلام که خود مصداق اعلاى این اولیاى الهى است مشتاق دیدارشان است.
هنگامى که سخن به اینجا رسید و امام علیه السلام پیمانه وجود «کمیل» را از این کلمات نورانى و مفاهیم روحانى و عرفانى پر کرد به «کمیل» دستور بازگشت داد و فرمود: «اى کمیل! (همین قدر کافى است) هر زمان که بخواهى باز گرد»؛
(انْصَرِفْ یَا کُمَیْلُ إِذَا شِئْتَ)
. این تعبیر نشان مىدهد که امام علیه السلام همراه «کمیل» باز نگشت و همچنان در آن بیابان خاموش و خالى مدتى ماند. شاید مىخواست با خداى خود مناجات کند یا سخنان بیشترى بگوید که پیمانه وجود «کمیل» با آن همه عظمت، گنجایش آن
[1]. بقره، آیه 30.
[2]. احزاب، آیه 46
بیان کرده ناظر به امامان معصوم علیهم السلام است که وقتى در طول زمان آنها را در نظر بگیریم مجموعهاى تشکیل مىدهند که با تعبیرات امام علیه السلام که به صیغه جمع از آنها یاد کرده کاملًا سازگار است. آنها که زمین از وجودشان خالى نیست، و گاه ظاهر و مشهور و زمانى خائف و مغمورند، آنان که اصالت معارف اسلامى و حجتهاى الهى و نشانههاى روشن او را حفظ مىکنند و نسل به نسل به آیندگان منتقل مىسازند. آرى آنها هستند که علم را به حقیقت بصیرت دریافته و به حق الیقین رسیدهاند، دنیا در نظرشان کوچک و روحشان به عالم اعلا مرتبط است و خلفاى الهى در زمین و داعیان به دین او هستند و عظمت مقامشان در حدى است که امام علیه السلام اشتیاق دیدارشان را دارد.
این احتمال نیز هست که منظور امامان معصوم و اصحاب سر و خواص نزدیک آنها باشند؛ کسانى مانند: «سلمان»، «مقداد»، «ابوذر»، «مالک»، «عمار» و «جابر» که وجودشان در کنار امام معصوم و از پرتو آن روشن و نورافشان شده و آنان نیز به سهم خود گروههایى را به دین خدا فرا مىخواندند و نمایندگان خدا در زمین بودند و «کمیل» خود، یکى از ایشان بود که شایسته شنیدن این کلمات و مخاطب به این خطاب نورانى شد و توانست آن را در دل تاریخ جاودانه سازد تا امروز در اختیار ما قرار گیرد.
2. ابدال کیانند؟
چنانکه قبلًا اشاره شد ابن ابىالحدید در شرح این کلام نورانى تصریح مىکند که این کلام کاملًا بر عقیده شیعه امامیه منطبق است که آن را اشاره به امامان معصوم مىدانند. سپس مىافزاید: اما اصحاب ما آن را به ابدال تفسیر مىکنند که در روایات نبوى به آن اشاره شده است.
به همین مناسبت لازم مىدانیم درباره عقیده ابدال که در کتب روایى اهل
قطب تهى نمىماند و او یک نفر است. هنگامى که قطب بمیرد یکى از آن هفت نفر به جاى او مىنشینند و یکى از چهل نفر از ابدال در سلک اوتاد قرار مىگیرند. [1]
ابن ابىالحدید پس از نقل این سخن مىافزاید: اصحاب ما معتقدند که ابدال جماعتى از علما و مؤمنین آگاه به مسائل اسلامىاند و اگر اجماع امت حجت است به موجب سخن آنهاست و چون نمىتوان آنان را شناخت اجماع همه علما معیار قرار داده شده در حالى که اصل، قول همان گروه است. [2]
جالب اینکه در کتب اهل سنت آمده است که ابدال هرگز فرزندى از خود نمىآورند، هرچند هفتاد همسر انتخاب کنند و لذا بعضى از افراد را که فرزندى نداشتند جز ابدال شمردند [3]؛ ولى این ویژگى چه سرى دارد بر هیچ کس روشن نیست.
در روایات شیعه امامیه نیز به ابدال اشاره شده است؛ از جمله مرحوم علامه مجلسى در جلد 27 بحارالانوار در حدیثى از امام على بن موسى الرضا علیه السلام چنین نقل مىکند که راوى از آن حضرت پرسید: مردم (اشاره به جماعتى از اهل سنت است) چنین گمان مىکنند که در زمین ابدالى وجود دارد. این ابدال کیستند؟
امام علیه السلام فرمود: راست گفتند. ابدال همان اوصیا (و امامان معصوم) هستند که خداوند عزوجل آنها را بدل انبیا قرار داده است، هنگامى که انبیا را از این جهان برد و خاتم آنها را محمد پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله قرار داد.
مرحوم علامه مجلسى بعد از ذکر این حدیث مىگوید: ظاهر دعایى که جزء دعاى «ام داود» است و از امام صادق علیه السلام در نیمه رجب نقل شده که مىگوید:
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّد ... اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْأَوْصِیَاءِ وَالسُّعَدَاءِ وَالشُّهَدَاءِ وَأَئِمَّةِ الْهُدَى اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْأَبْدَالِ وَالْأَوْتَاد
...» این است که ابدال غیر از امامان
[1]. شرح نهجالبلاغه ابن ابىالحدید، ج 10، ص 96.
[2]. ر. ک: همان، ج 18، ص 351.
[3]. میزان الاعتدال، ذهبى، ج 1، ص 591.
اهل بیتاند (زیرا نخست درود به آل محمد و ائمه هدى فرستاده شده و سپس درود به ابدال و اوتاد). ولى صریح نیست و ممکن است آن را حمل بر تأکید کرد.
سپس مىافزاید: ممکن است مراد از این دعا اصحاب خاص ائمه باشند و به هر حال ظاهر خبر این است که آنچه را صوفیه اهل سنت افترا بستهاند (که آن را اشاره به اقطاب و سران صوفیه مىدانند) نفى مىکند. [1]
در حدیثى که در کتاب مستدرک از رسول اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده نیز مىخوانیم:
«هر کس در روز بیست و پنج بار به همه مردان و زنان مؤمن دعا کند خداوند کینه را از سینه او بیرون مىبرد و او را جزء ابدال محسوب مىدارد». [2]
از مجموع آنچه در بالا ذکر شد استفاده مىشود که اصل وجود ابدال در کلام رسول اکرم صلى الله علیه و آله و به دنبال آن در بعضى از کلمات ائمه اهلبیت علیهم السلام بوده است و اشاره به افراد با ایمان والا مقامى است که خداوند آنها را براى هدایت بندگانش در زمین قرار داده که در رأس همه آنها امام معصوم علیه السلام است. همانگونه که در حدیثى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مىخوانیم:
«إنَّ أبْدالَ أُمَّتی لَنْ یَدْخُلُوا الْجَنَّةَ بِالْأعْمالِ وَإنَّما دَخَلُوها بِرَحْمَةِ اللَّهِ وَسِخاوَةِ الْأَنْفُسِ وَسَلامَةِ الصَّدْرِ وَرَحْمَةٍ لِجَمیعِ الْمُسْلِمینَ
؛ ابدال امتم (تنها) با اعمالشان وارد بهشت نمىشوند، بلکه به رحمت خداوند و سخاوت نفس و سلامت دل و مهربانى و محبت به جمیع مسلمانان وارد بهشت مىشوند». [3]
ولى بعداً هر گروهى این واژه را به نفع خود و بر طبق امیال و هوسهاى خویش تفسیر کرده؛ صوفیان به نفع خود، معاویه نیز به سود خویش آن را بر آنچه مایل بودهاند تطبیق دادهاند.
[1]. بحارالانوار، ج 27، ص 48.
[2]. مستدرک، ج 5، ص 236.
[3]. کنزالعمّال، روایت 346001.
اهل بیتاند (زیرا نخست درود به آل محمد و ائمه هدى فرستاده شده و سپس درود به ابدال و اوتاد). ولى صریح نیست و ممکن است آن را حمل بر تأکید کرد.
سپس مىافزاید: ممکن است مراد از این دعا اصحاب خاص ائمه باشند و به هر حال ظاهر خبر این است که آنچه را صوفیه اهل سنت افترا بستهاند (که آن را اشاره به اقطاب و سران صوفیه مىدانند) نفى مىکند. [1]
در حدیثى که در کتاب مستدرک از رسول اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده نیز مىخوانیم:
«هر کس در روز بیست و پنج بار به همه مردان و زنان مؤمن دعا کند خداوند کینه را از سینه او بیرون مىبرد و او را جزء ابدال محسوب مىدارد». [2]
از مجموع آنچه در بالا ذکر شد استفاده مىشود که اصل وجود ابدال در کلام رسول اکرم صلى الله علیه و آله و به دنبال آن در بعضى از کلمات ائمه اهلبیت علیهم السلام بوده است و اشاره به افراد با ایمان والا مقامى است که خداوند آنها را براى هدایت بندگانش در زمین قرار داده که در رأس همه آنها امام معصوم علیه السلام است. همانگونه که در حدیثى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مىخوانیم:
«إنَّ أبْدالَ أُمَّتی لَنْ یَدْخُلُوا الْجَنَّةَ بِالْأعْمالِ وَإنَّما دَخَلُوها بِرَحْمَةِ اللَّهِ وَسِخاوَةِ الْأَنْفُسِ وَسَلامَةِ الصَّدْرِ وَرَحْمَةٍ لِجَمیعِ الْمُسْلِمینَ
؛ ابدال امتم (تنها) با اعمالشان وارد بهشت نمىشوند، بلکه به رحمت خداوند و سخاوت نفس و سلامت دل و مهربانى و محبت به جمیع مسلمانان وارد بهشت مىشوند». [3]
ولى بعداً هر گروهى این واژه را به نفع خود و بر طبق امیال و هوسهاى خویش تفسیر کرده؛ صوفیان به نفع خود، معاویه نیز به سود خویش آن را بر آنچه مایل بودهاند تطبیق دادهاند.
[1]. بحارالانوار، ج 27، ص 48.
[2]. مستدرک، ج 5، ص 236.
[3]. کنزالعمّال، روایت 346001.
پیام امام امیر المومنین علیه السلام، حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مد ظله العالی، جلد 13، ص 205- 217
https://lib.eshia.ir/27571/13/205
بنظر این حقیر می رسد و گویا این چیزی است که مثل روز هم روشن است که از خواص این خلفای الهی است که مشمول ائمه ی اطهار علیهم السلام و خصوصاً امام زمان عجل الله فرجه الشریف است که ائمه ی مستضعفین را به همراه خود مستضعفین عالم از خلفای الهی و وارثین روی زمین می گردانند حتی بعد از اینکه استکبار را هع در هم می کوبند. و این یک چیزی است ماورای طنزی که بین مالک و مستاجر هم می فرمایند که مستاجر شاکی به قاضی ظالم اشکال هم می کند که این چه مالک ظالمی است؟ در جواب قاضی ظالم می گوید خوب حالا اجازه هم بده او هم کمی ظلم کند دیگر! منظور از مستاجر هم خر دجالی است که خود را بجای امام هم جا زده است. نکته اینجا است که جلوی این مدعی مالکیت ظالم استکباری ایستادن و استقامت هم کردن و جهاد تبیین نمودن و آنگاه از حالات خلاء به الفهای بینهایت آیات اللهی مراتب ودرجات متعالیه واجتهاد و حضرات آیات عظام مراجع تقلید و حضرت ولی فقیه مد ظلهم العالی و امام زمان عجل الله فرجه الشریف ارتقاء یافتن، و استکبار را هم درهم کوبیدن لایه هایی و لایه بندیهایی هم دارند که مواظبت هم می طلبد که کجاها مسئله منجر به صله ی رحم و کجاها هم منجر به قطع رحم با اولیاء الهی می شوند و .... بالاخره مسائل ایالات متحده چند جهانی استکان نلبکیهای توپولوژیک را هم باید در نظر داشت دیگر. همینجوری شهودی و بلکه بی حساب و کتاب و با چشم بندی هم که خیلی نمی شود وارد مسائل توپولوسیسیها هم شد و .... لا اله الا الله اللهم صل علی محمد و آل محمد و تقبل شفاعته و ارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه
إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ ﴿فصلت: ٣٠﴾
الحکمه 147
وَ مِنْ کَلاَمٍ لَهُ عَلَیْهِ السَّلاَمُ لِکُمَیْلِ بْنِ زِیَادٍ النَّخَعِیِّ قَالَ کُمَیْلُ بْنُ زِیَادٍ أَخَذَ بِیَدِی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ فَأَخْرَجَنِی إِلَی الْجَبَّانِ [4] فَلَمَّا أَصْحَرَ [5] تَنَفَّسَ الصُّعَدَاءَ [6] ثُمَّ قَالَ:
یَا کُمَیْلَ بْنَ زِیَادٍ إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِیَهٌ [7] فَخَیْرُهَا أَوْعَاهَا [8] فَاحفَظ عنَیّ مَا أَقُولُ لَکَ:
[1] 4623.حَبِطَ عمله: بطل، لأنه یحرم ثوابه.
[2] 4624.الأکیاس: - جمع کیّس بتشدید الیاء -: أی العقلاء العارفون یکون نومهم و فطرهم أفضل من صوم الحمقی و قیامهم.
[3] 4625.سُوسُوا: أمر من السیاسه: و هی حفظ الشیء بما یحوطه من غیره و الصدقه تستحفظ الشفقه، و الشفقه تستزید الایمان و تذکر اللّه.
[4] 4626.الجَبّان: کالجبّانه: المقبره.
[5] 4627. «أصْحَرَ»: أی صار فی الصحراء.
[6] 4628.تنفّسَ الصُعَدَاء: أی تنفس تنفسا ممدودا طویلا.
[7] 4629.أوْعِیَه: جمع وعاء و هو الإناء و ما أشبهه.
[8] 4630.أوْعَاها: أشدّها حفظا.
النَّاسُ ثَلاَثَهٌ فَعَالِمٌ رَبَّانِیٌّ [1] وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَی سَبِیلِ نَجَاهٍ وَ هَمَجٌ [2] رَعَاعٌ [3] أَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقٍ [4] یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍ لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ یَلْجَئُوا إِلَی رُکْنٍ وَثِیقٍ.
یَا کُمَیْلُ الْعِلْمُ خَیْرٌ مِنَ الْمَالِ الْعِلْمُ یَحْرُسُکَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ وَ الْمَالُ تَنْقُصُهُ النَّفَقَهُ وَ الْعِلْمُ یَزْکُوا [5] عَلَی الْإِنْفَاقِ وَ صَنِیعُ الْمَالِ یَزُولُ بِزَوَالِهِ.
یَا کُمَیلَ بنَ زِیَادٍ مَعرِفَهُ العِلمِ دِینٌ یُدَانُ بِهِ بِهِ یَکسِبُ الإِنسَانُ الطّاعَهَ فِی حَیَاتِهِ وَ جَمِیلَ الأُحدُوثَهِ بَعدَ وَفَاتِهِ وَ العِلمُ حَاکِمٌ وَ المَالُ مَحکُومٌ عَلَیهِ یَا کُمَیلُ هَلَکَ خُزّانُ الأَموَالِ وَ هُم أَحیَاءٌ وَ العُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بقَیِ َ الدّهرُ أَعیَانُهُم مَفقُودَهٌ وَ أَمثَالُهُم فِی القُلُوبِ مَوجُودَهٌ هَا إِنّ هَاهُنَا لَعِلماً جَمّاً وَ أَشَارَ بِیَدِهِ إِلَی صَدرِهِ لَو أَصَبتُ لَهُ حَمَلَهً [6] ! بَلَی أَصَبتُ لَقِناً [7] غَیرَ مَأمُونٍ عَلَیهِ مُستَعمِلًا آلَهَ الدّینِ لِلدّنیَا وَ مُستَظهِراً بِنِعَمِ اللّهِ عَلَی عِبَادِهِ وَ بِحُجَجِهِ عَلَی أَولِیَائِهِ أَو مُنقَاداً لِحَمَلَهِ الحَقّ [8] لَا بَصِیرَهَ لَهُ فِی أَحنَائِهِ [9] یَنقَدِحُ الشّکّ فِی قَلبِهِ لِأَوّلِ عَارِضٍ مِن شُبهَهٍ أَلَا لَا ذَا وَ لَا ذَاکَ أَو مَنهُوماً [10] بِاللّذّهِ سَلِسَ القِیَادِ [11] لِلشّهوَهِ أَو مُغرَماً [12] بِالجَمعِ وَ الِادّخَارِ [13]
[1] 4631.العالم الرَبّانیّ: العارف باللّه، المنسوب إلی الرب.
[2] 4632.الهَمَج - محرکه -: الحمقی من الناس.
[3] 4633.الرَعَاع - کسحاب -: الأحداث الطغام الذین لا منزله لهم فی الناس.
[4] 4634.الناعِق: مجاز عن الداعی إلی الباطل أو حق.
[5] 4635.یَزْکُو: یزداد نماء.
[6] 4636.الحَمَلَه - بالتحریک -: جمع حامل، و «أصبت» بمعنی وجدت، أی لو وجدت له حاملین لأبرزته و بثثته.
[7] 4637.اللَقِنُ - بفتح فکسر -: من یفهم بسرعه.
[8] 4638.المُنْقَادُ لحاملی الحقّ: هو المنساق المقلّد فی القول و العمل، و لا بصیره له فی دقائق الحق و خفایاه، فذاک یسرع الشک إلی قلبه لأقل شبهه.
[9] 4639.فی أحنائه: أی جوانبه، و مفردها حنو.
[10] 4640.المَنْهوم: المفرط فی شهوه الطعام.
[11] 4641.سَلِس القِیاد: سهله.
[12] 4642.المُغْرَم بالجمع: المولع بجمع المال.
[13] 4643.ادّخَار المال: اکتنازه.
لَیْسَا مِنْ رُعَاهِ الدِّینِ فِی شَیْءٍ أَقْرَبُ شَیْءٍ شَبَهاً بِهِمَا الْأَنْعَامُ [1]
السَّائِمَهُ [2]! کَذَلِکَ یَمُوتُ الْعِلْمُ بِمَوْتِ حَامِلِیهِ.
اللَّهُمَّ بَلَی! لاَ تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّهٍ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً [3] لِئَلاَّ تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَیِّنَاتُهُ. وَ کَمْ ذَا وَ أَیْنَ أُولَئِکَ؟ أُولَئِکَ وَ اللَّهِ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً.
یَحْفَظُ اللَّهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَ بَیِّنَاتِهِ حَتَّی یُودِعُوهَا نُظَرَاءَهُمْ وَ یَزْرَعُوهَا فِی قُلُوبِ أَشْبَاهِهِمْ هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَی حَقِیقَهِ الْبَصِیرَهِ وَ بَاشَرُوا رُوحَ الْیَقِینِ وَ اسْتَلاَنُوا [4] مَا اسْتَعْوَرَهُ [5] الْمُتْرَفُونَ [6] وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ وَ صَحِبُوا الدُّنْیَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَهٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَی أُولَئِکَ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ الدُّعَاهُ إِلَی دِینِهِ آهِ آهِ شَوْقاً إِلَی رُؤْیَتِهِمْ انْصَرِفْ یَا کُمَیْلُ إِذَا شِئْتَ.
[1] 4644. «الأنْعَام»: البهائم.
[2] 4645.السائمه: التی ترسل لترعی من غیر أن تعلف.
[3] 4646.مغمورا: غمره الظلم حتی غطّاه فهو لا یظهر.
[4] 4647.اسْتَلانُوا: عدوّا الشیء لینا.
[5] 4648.اسْتَعْوَرَه: عدّه وعرا خشنا.
[6] 4649.المُتْرَفُون: أهل الترف و النعیم.
نهج البلاغه سید الشریف الرضی، صبحی صالح، ص 495- 497
https://lib.eshia.ir/12092/1/495
۱۴۰۴/۱۱/۱۲
بیانات در دیدار اقشار مردم به مناسبت چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامیدر سالروز ۱۲ بهمنماه و آغاز جشنهای دهه فجر
بسم الله الرّحمن الرّحیم
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
خوشامد عرض میکنم به همهی برادران عزیز و خواهران عزیز که امروز این حسینیّه را با نفَس گرم خودشان، با حضور خودشان، مبارک و منوّر کردند. یک جمله در باب دوازدهم بهمن عرض میکنم که روز مهمّی است؛ یک جمله هم در باب این فتنهی یکی دو هفته پیش عرض میکنم ــ توضیحی برای اینکه این چه پدیدهای بود، چه اتّفاقی بود که افتاد ــ یک جملهی کوتاهی هم دربارهی آمریکا عرض خواهم کرد. اینها مطالبی است که من یادداشت کردهام که به برادران عزیز و خواهران عزیز عرض کنم.
امّا در مورد دوازدهم بهمن. دوازدهم بهمن حقّاً یک روز استثنائی است. در دوران سال، روزهایی هست که شما میدانید واقعهای در این روز اتّفاق افتاده، روز مهمّی است، روز بزرگی است؛ این روزها در تاریخ ثبت میشود به عنوان یک حادثه، به عنوان یک قضیّهی مهم؛ لکن بعضی از روزها هستند که انسان اینها را فراتر از برجستگی و فراتر از تاریخی بودن مشاهده میکند؛ اینها روزهای تاریخسازند؛ واقعهای که در آن [روز] اتّفاق افتاده، در واقع مسیر حرکت تاریخ را جابهجا کرده و تغییر داده؛ روز دوازدهم بهمن از این قبیل است.
امام در دل تهدیدها به تهران آمد؛ در دل تهدیدها! شما جوانها آن روزها را ندیدهاید. تهدید آمریکا بود، تهدید رژیم بود، تهدید تروریستها بود؛ بعدها معلوم شد که اینها چه برنامههایی داشتند برای آمدن امام. در دل این تهدیدها، امام با جرئت و با قدرت به تهران آمد؛ وارد تهران شد و ملّت، یکپارچه مقدم امام را گرامی داشتند. آن استقبالی که در روز دوازدهم بهمن از امام شد، تا آن جایی که ما اطّلاع داریم، در تاریخ و در زمان خود ما که جمعیّتها زیاد شده، امکانات زیاد شده، سابقه ندارد؛ این استقبال عجیب از امام [شد]!
خب یک رهبری، یک بزرگی، یک امامی وارد جامعه شد، جامعه هم او را در آغوش گرفت که یک حادثهی مهمّی بود؛ لکن امام نگذاشت این استقبال بینظیر به صورت تشریفات باقی بماند. اینجور اتّفاقات، گاهی فقط تشریفات است؛ میآیند به یکی احترام میکنند، بعد هم متفرّق میشوند میروند؛ او هم میرود، اینها هم میروند. امام نگذاشت که این حادثهی عظیم به صورت تشریفات برگزار بشود؛ از همان ساعت اوّل، شروع کرد به کار.
اوّلاً اوّلکاری که امام کرد، اسقاط نظام [پادشاهی] را در همان روز ورود اعلام کرد. امام در بهشت زهرا، در مقابل جمعیّت میلیونی سخنرانی کرد و اسقاط نظام پادشاهی را ــ که میگفتند چند هزار سال سابقه دارد ــ و تبدیل آن به یک نظام نو و جدید با خصوصیّات مهم و برجسته و بزرگ را اعلام کرد. خب این نظام جدیدی که امام مژدهی آن را در ورود به تهران در روز دوازدهم بهمن داد، خصوصیّات متعدّدی داشت که حالا بعضی از آنها را شاید اشاره کنم؛ لکن [طبق] آنچه امام فرمودند، دو خصوصیّت اساسی و پایهای، دو خصوصیّت مهم در این نظام وجود دارد:
یکی اینکه حکومت فردی و استبدادی را تبدیل میکند به حکومت مردمی؛ که این خیلی مهم است. مردم در کشور هیچکاره بودند؛ حتّی وزرا و دولتها و مانند اینها هم هیچکاره بودند؛ همهکار، همهچیز در یک مجموعه، در یک دربار پختوپز میشد و اجرا میشد. این [حکومت] تبدیل شد به حکومت مردمی؛ یعنی مردم اعلام نظر کنند، انتخاب کنند، اختیار کنند.
خصوصیّت دوّم، تبدیل فرآیند ضدّ دینی حاکم بر کشور، به فرآیند اسلامی و دینی [بود]. اگر کسی خاطرات رجال دوران پهلوی را ــ که بعدها یا در همان زمان نوشتند ــ بخواند، میبیند، میفهمد که اینها داشتند ایران را به سمت یک مجموعهی کاملاً ضدّ دین حرکت میدادند؛ حرکتی میدادند که در آن هیچ نشانهای از اسلام و از دین و از قرآن نباشد؛ کشور بتدریج به این سمت حرکت [میکرد].
امام مسیر را ۱۸۰ درجه عوض کرد ــ البتّه کشور را یکباره نمیشود صد درصد منطبق با دین کرد ــ حرکت، حرکتی دینی شد و تدریجاً به سمت دین [حرکت کرد]. اگر ماها ــ ما مسئولین ــ درست به آن وظایف عمل میکردیم، تا حالا آن اتّفاق افتاده بود؛ یعنی واقعاً کشور دینی شده بود. واقعاً ماها ــ بعضی از دولتها، بعضی از مسئولین، بعضی از کسانی که میتوانستند کاری بکنند ــ کوتاهی کردیم؛ کارهایی باید میکردیم، نکردیم؛ کارهایی نباید میکردیم، کردیم؛ ولی باز در عین حال، حرکت، همان حرکتی بود که امام پایهگذاری کرد؛ یعنی ما در این فرآیند دینی و اسلامی پیشرفت کردیم.
[البتّه] یک خصوصیّت دیگری که این حاکمیّت نوین داشت و در بیانات امام ذکر میشد، و در بین این خصوصیّاتی که امام ذکر میکردند خیلی مهم بود و استکبار را دستپاچه میکرد، عبارت بود از بریدن دست آمریکا از ایران. امام در بیانات خودشان از اوّل، قطع نفوذ و دخالت آمریکا در ایران را اعلام کردند که حالا من بعداً در پایان صحبت، در این زمینه چند جملهای عرض خواهم کرد. این هم یک خصوصیّت که این، همان خصوصیّتی بود که آمریکاییها را دستپاچه کرد. آنچه آنها را از ساعت اوّل بیش از همه دستپاچه کرد، ناراحت کرد، به تلاش وادار کرد، به دشمنی وادار کرد این بود که [اعلام شد] نفوذ و دخالت در کشور ما ممنوع؛ کشور مال ملّت ایران است، خودشان و منتخبینشان باید تصمیم بگیرند.
در مورد مردمی بودنِ انقلاب و مردمی بودن حکومت ــ که گفتیم این خصوصیّت [نظام اسلامی] بود ــ کاری که امام کرد، [این بود که] مردم را، ملّت ایران را با تواناییهای خودش، با ارزشهای خودش آشنا کرد. امام بیان مؤثّری داشت؛ سخن امام در دلها مینشست. امام ملّت ایران را به طور کامل متوجّه کرد که چه تواناییهای بزرگی دارند. این کلمهی «ما میتوانیم» خیلی مهم است. ماها که قبل از انقلاب زندگی کردیم، حتّی ماها که اهل مبارزه بودیم، واقعاً همه معتقد بودیم ایرانیها کاری نمیتوانند بکنند! «نمیتوانیم» بر همهی افکار مردم حاکم بود؛ امام آمد این را زیرورو کرد، اعلام کرد «میتوانیم». او را با ارزشهای خودش آشنا کرد، او را با تواناییهای خودش آشنا کرد. ملّت ما در دوران پهلویها و قاجاریها به یک ملّت تحقیرشده تبدیل شده بود. ملّت ایران با آن سوابق، با آن تمدّن، با آن علم، با آن دانشمندان، با آن کتابخانههای عظیم و بزرگ، از اوایل قاجار تا تمام دوران پهلوی تبدیل شد به یک ملّت تحقیرشده، به یک ملّت عقبافتاده؛ در علم عقبافتاده بودیم، در فنّاوری عقبافتاده بودیم، در سیاست عقبافتاده بودیم؛ ایران هیچ تأثیری در سیاستهای منطقهای نداشت، سیاستهای جهانی که به جای خود!
من یک وقت اینجا یک ماجرایی را نقل کردم(۱) که بعد از جنگ جهانی [اوّل]، از کشورهای دنیا دعوت کردند که بیایند در کنفرانس پاریس راجع به مسائل بینالمللی تصمیمگیری کنند؛ از ایران یک هیئت بزرگی بلند شدند رفتند پاریس که در آن کنفرانس شرکت کنند؛ راهشان ندادند! هیئت ایرانی رفت پشت در منتظر [ماند]، روزهای متعدّد گذشت، اجازه ندادند که وارد این جلسه بشوند. ایرانِ باعظمت را، ایران متمدّن را، ایرانی که یک روزی منشأ علم و فلسفه و همهچیز در دنیا بوده و همه از او استفاده میکردند، به اینجا رسانده بودند؛ اینجور تحقیرشده، اینجور کوچک! در علم، در فنّاوری، در سیاست، در سبک زندگی، در اعتبار بینالمللی، در تصمیمهای منطقهای، در همهی اینها ملّت ایران در دوران پهلوی و دوران قاجار عقبافتاده و تحقیرشده بود؛ نه یک اختراعی، نه یک کار مهمّی، نه یک حرکت برجستهای.
«امام» ملّت را نسبت به این عقبافتادگی حسّاس کرد تا ملّت احساس کند که «چرا باید ما عقبافتاده باشیم؟ چرا باید ما خودمان تولید نکنیم، خودمان نسازیم، خودمان ارائه ندهیم، خودمان در دنیا حرف نداشته باشیم؟ چرا؟». امام حسّاس کرد ملّت را؛ حسّ توانایی را در ملّت ایران زنده کرد؛ امام بزرگوار اعتماد به نفْس را در ملّت دمید؛ ملّت ایران اعتماد به نفْس دارد. الان شما دیگر مثلاً در قبال فلان ملّت اروپایی، حتّی ملّت آمریکا احساس ضعف نمیکنید، احساس کوچکتر بودن نمیکنید. میگویید میتوانیم، میکنیم؛ و کردهاید! در این چهل و چند سال، کارهای بزرگی در این کشور انجام گرفته که قبلاً حتّی فکرش را هم نمیشد کرد امّا انجام گرفت. همین الان هم همینجور است. البتّه پنهان میکنند؛ ما هم تبلیغاتمان ضعیف است. الان هزاران شرکت مربوط به این جوانها هست که مشغول کار شدهاند و خودشان دارند کار میکنند؛ دستگاههای مهم، کارهای بزرگ. این دانشجویانی را که بعضی از دستگاهها برداشتند بردند و بعضی از این کارهای صنعتی را در گوشه و کنار کشور ــ نهفقط در تهران ــ نشانشان دادند، تعجّب کردند، باورشان نمیآمد! چه کسی باور میکرد که یک روزی برسد که ایران یک سلاحی درست کند که آمریکا از روی آن تقلید کند؟(۲) به عقل کسی میرسید؟ امّا این شد، این اتّفاق افتاد. امام این روح اعتماد به نفْس را در مردم دمید، روحیهی امید را، روحیهی بلندپروازی را در آنها دمید.
خود امام هم مظهر این امید بود؛ مظهر این امید بود. اصلاً هیچ مشکلی در مقابلش وجود نداشت. [میگفت:] خرّمشهر باید فتح شود! حالا ما آنجا بودیم، خرّمشهری که از اطراف در محاصرهی لشکرها [بود]؛ «خرّمشهر باید آزاد شود»؛ یک کلمه! یعنی اطمینان داشت که این کار شدنی است. گفت، جوانها [هم] همّت کردند، و شد. خودش مظهر این امید بود و مردم را هم به سمت این امید حرکت میداد. امروز هم اگر این وسوسههای شیاطین خبیث ــ واقعاً خبیث ــ [نباشد] همینجور است؛ بعضی از داخل، بعضی از خارج که مدام وسوسه میکنند که جوان ایرانی امید ندارد، آینده ندارد و مانند اینها؛ بله، به کوری چشم شما، هم امید دارد، هم آینده دارد، هم آینده را میسازد، هم پیش میرود.
بیستودوّم بهمن را دوازدهم بهمن به وجود آورد. بیستودوّم بهمن به آن عظمت را دوازدهم بهمن به وجود آورد. اگر دوازدهم بهمن نبود، اگر آمدن امام نبود، اگر آن استقبال عظیم مردمی نبود، بیستودوّم بهمن اتّفاق نمیافتاد. روز جمهوری اسلامی را که دوازدهم فروردین است، دوازدهم بهمن به وجود آورد؛ پیشرفتهای این کشور را دوازدهم بهمن به وجود آورد. روز مهمّی است، تاریخساز است. روز دوازدهم بهمن که امروز باشد، حقیقتاً یک روز تاریخساز است؛ این را فراموش نکنیم. به برکت لطفی که خدای متعال به امام بزرگوار داشت، این انجام گرفت و بحمدالله تا امروز هم ادامه دارد. البتّه دوازدهم بهمن این برکات را داشت، دشمنی آمریکا را هم داشت. دشمنی آمریکا از همان روز دوازدهم بهمن بیشتر از پیش علنی شد، نشان داده شد و گفته شد. این هم بود که حالا [راجع به] این هم بعداً یک کلمهای عرض میکنم. این، دربارهی دوازدهم بهمن.
....
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62530#_ftn4
آیا شما می دانستید که در مسائل ایالات متحده چند جهانی استکان نلبکیهای توپولوژیک ابرتقارنی و بلکه ابرریسمانی ... ربع و نیم و تمام ... چرخشی قلوب آسمانی و زمینی، این هم خودش یک مسئله ای است که از روی دست ایرانیها که نلبکیهای پرنده ی پهپاد شاهد 136 را ساخته اند، آمریکائیها پهپاد لوکاس را هم تقلید کرده اند؟ آن وقت بعضی خیلی هم ناراحتند که چرا ما پیتزا و سوسیس و کالباس و همبرگر و اینها را هم بیشتر در فست فودها رایج نکرده ایم و ....
عرض بنده ی حقیر این است که شما ببینید که حضرت امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، مد ظله العالی چقدر هم از امام خمینی حتی در آمدن به ایران در 12 بهمن حرف دارند و می فرمایند و ثابت می فرمایند که امام خمینی چطور یک انسان کامل و بلکه امام پایه گذار جمهوری اسلامی ایران تشریف داشتند! یعنی این یک مسئله ی شوخی ای هم نیست که شما مردمی را دارید که توسط امامشان هم هدایت می شوند و یک مثال و اسوه ای برای امامت هم داریم که همینطور مدام هم دارد بسمت تکامل بشری بطور عام و محبت قلبی به امام زمان عجل الله فرجه الشریف بطور خاص هم در همه ی ابعاد انفسی و آفاقی حرکت می کنیم. خیلیها می آیند به بنده ی حقیر از شهید چمران مثلاً می فرمایند که چه بزرگواری بود در میان دیگر جانبازان و شهدای بزرگواری که هر کدام حکم فرمانده و دانشمندی را دارند که در دل مردم هم جای دارند کانه هر یک از مردم هم خود حکم امامی دیگر را دارد که از امام قلبی اش هم با تمام قوا دفاع می کند و ....
مسئله ی فلسفی جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء هم اینجا است که وقتی مسئله ی انسان 250 ساله را هم مثلاً می خواهید مطالعه کنید، یحتمل بعضی حتی بدتر از بنده هم ملا لغتی شوند که چرا اینجای کتاب را اینطور گفته اند و آنطور هم اگر می گفتند بهتر بود و ...، ولی مسئله اینجا است که نویسنده معلوم است که گوشت و خونش خواهی نخواهی با گوشت و خون ائمه ی اطهار علیهم الصلاة و السلام حتی با آن همه شکنجه هایی که ساواک او را در زندانها داده اند آنچنان هم آمیخته شده است. و برای همین هم حکمت الهی ائمه ی اطهار را بالاتر از فلسفه ی محض انواع فلاسفه می یابند کانه جسمانیت مسئله فراموش شده است و بقاء روحانیت محض باقی مانده است!
بعضی یحتمل اشکال کنند که روحانیون چون خودشان روحانی هم هستند، ولذا اینقدرها هم در مورد بقاء روحانی بحث و درس و حتی پافشاری می کنند که حتی مادیات را هم رها کن و به روحانیت و به معنویات بچسب. در صورتی که شما در نهج البلاغه هم اگر بنگرید، یحتمل لغت روحانی را نمی یابید. و این در صورتی است که انسان یحتمل انتظار هم دارد که در فرمان حضرت امیر المومنین امام علی علیه الصلاة و السلام به مالک اشتر هم یک جاهایی در مورد طبقه ی روحانیون نیز هشدار می فرمودند که چه کارهایی و عمل و عکس العملهایی هم در این موارد خوب است که مالک اشتر می داشت! ولی آیا چقدر هم چنین است؟! نکته یحتمل این است که خود جامعه ی مسلمین در مصر آن روز هم نوپا بوده است و چه رسد به طبقه ی روحانیتی که در میان بقیه ی طبقات هر جامعه ای هم باید شکل بگیرد و جا بیافتد! این را البته شما در مورد دیگر ادیان الهی و حتی غیر توحیدی هم داریم که روحانیون و رهبانان و احبار و برهمانهای خود را دارند. و حالا اینکه یک بحث مفصلی هم هست که حجتیون چرا می گویند تا دنیا را فساد نگیرد هم امام زمان عجل الله فرجه الشریف ظهور نمی فرمایند، ولی این هم بحث دیگری است که همان برادران دینی امام زمان عجل الله فرجه الشریف که باید در جهت اسلام کار کنند هم یحتمل حضرت بقیت الله الاعظم را هم در دلشان نیز ایا چقدر بشناسند و دچار نفاق با او نشده باشند و بلکه هم آیا چقدر هم نفرمایند که لا تقتلوا یوسف الزهرا و بلکه حالا توی یک چاههای پتانسیلی هم خودش نیافتد، بعضی دیگر هم بیاندازندش و حالا تا بندگان خدایی هم آیا چقدر بیایند و نجاتش دهند و .... التفات می فرمائید؟ لا تقتلوا یوسف کجا، و بلکه نعوذ بالله حضرت یوسف زهرا عجل الله فرجه الشریف را بقتل هم نرسانید کجا، وآنگاه بقیت الله الاعظم را آنچنان هم در قلوب مومنین و مومنات و مسلمین و مسلمات و بلکه همه و همه ی افراد بشر هم جای داشتن آنچنان که همه یک یوسف زهرا علیه السلام دیگری هستند؛ این کجا؟
شما ببینید امام زین العابدین در مناجات التائبین چه می فرمایند از خجلتی و افتضاحی که در برابر خدا یحتمل به انسان دست دهد؟
المناجاة الاولى مناجاة التائبین
:
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ إِلَهِی أَلْبَسَتْنِی اَلْخَطَایَا ثَوْبَ مَذَلَّتِی وَ جَلَّلَنِی اَلتَّبَاعُدُ مِنْکَ لِبَاسَ مَسْکَنَتِی وَ أَمَاتَ قَلْبِی عَظِیمُ جِنَایَتِی فَأَحْیِهِ بِتَوْبَةٍ مِنْکَ یَا أَمَلِی وَ بُغْیَتِی وَ یَا سُؤْلِی وَ مُنْیَتِی فَوَ عِزَّتِکَ مَا أَجِدُ لِذُنُوبِی سِوَاکَ غَافِراً وَ لاَ أَرَى لِکَسْرِی غَیْرَکَ جَابِراً وَ قَدْ خَضَعْتُ بِالْإِنَابَةِ إِلَیْکَ وَ عَنَوْتُ بِالاِسْتِکَانَةِ لَدَیْکَ فَإِنْ طَرَدْتَنِی مِنْ بَابِکَ فَبِمَنْ أَلُوذُ وَ إِنْ رَدَدْتَنِی عَنْ جَنَابِکَ فَبِمَنْ أَعُوذُ فَوَا أَسَفَاهْ مِنْ خَجْلَتِی وَ اِفْتِضَاحِی وَ وَا لَهْفَاهْ مِنْ سُوءِ عَمَلِی وَ اِجْتِرَاحِی
یک وقت هست که می فرمایند سعی کن سلامت جسمی ات را حفظ کنی که آنگاه حتی سلامت بقاء روحانیت را هم یک وقت خدای ناکرده از دست ندهی. آقا مواظب باش دماغت پولیپ درنیاورد. و حالا پولیپ هم درآورد، مواظب باش یک وقت دیدی دوباره هم بعد از درمانش، دوباره دچارش نشوی و .... ولی یک وقت هم هست که می فرمایند بابا، این دندان را چطور خراب شده و لذا بکن بیاندازش دور؟! خوب، این دماغ را هم بکن بیاندازش دور راحت شوی دیگر! هی پولیپ، هی پولیپ، .... این است که ابوذر را هم داریم که مظهر خلیفة اللهی است و چرا که نمی ترسد به منشاء فسادی که همه ی عالم را هم برداشته است، ایراد کند و اعتراض بفرماید و حتی به قیمت تبیعید او و .... و اما خوب، بعضی هم بدتر از این بنده ی حقیر اشکال می کنند که این حرف آمریکاییها هم متین است که if you can not beat them, join them! یعنی اگر نمی توانی شکستشان هم دهی، به آنها بپیوند دیگر! یعنی بالاخره، اگر هر چقدر هم امامت را اعتراض می کنی و ابوذر و ابن شهر آشوب را هم می طلبد که او را ارشاد کنند؛ ولی ارشاد هم نمی شود، خوب حالا یه ذره هم بگو که بابا سرت مثل سر شاه می ماند و خیلی هم بلکه امام خوبی هستی! یعنی آمریکا هم باشد که بخواهی بزنی روی دستش و بجای اینکه بروی کره ی ماه، بخواهی بزنی صاف بری کره ی خورشید؛ نگو هم نمی توانی، وبلکه هم بتوانی و با این همه هر چند هم که بتوانی ولی بی گذار نیز به آب نزن! ولذا، مسائل توپولوسیسیها را هم یحتمل باید هر چه بیشتر کوهمولوژیک نیز محاسبه کرد دیگر. البته دیگر اینجا محاسبات پیتزایی را ما نمی خواهیم هم خیلی واردش شویم و بلکه ببینیم حالا پیتزا پپرونی و مارگاریتا و اینها هم کدامند و هر چند که سوفی مورل هم گویا از این کارها می کند و ...! یک مسائلی هم هستند که جامعة الزهرا باید حل و بحث کنند دیگر.
و حالا کاری هم نداریم ک چطور بعضی خود را معلم دینی هم حساب می کنند و آنگاه از انواع مواد مخدر و اعتیادهایی که دچارش شده اند تا اینکه رسیده اند به معلمی و گورو ای و اینها هم برای همه تعریف می کنند. اصلا اسمشان هم یک جوری است که انسان وحشت می کند بگوید: Kirtananda .... این هاری کریشناها که توی خیابانها و این ور و آن ور می زنند و می رقصند، این کارشان را می گویند Kirtan. و حالا Radhanath را هم یحتمل بخواهید متوجه اش شوید که چه ربطی با کرتاناندا دارد و .... می گوید خدا هم هست، ولی حالا به او بفرمائید که بگو لا اله الا الله، تفلحوا. بابا، خدا را دریاب؛ توحیدن را دریاب، امامت را دریاب! تازه تو را هم می خواهد ارشادت کند و بلکه یک نگاه عاقل اندر سفیه هم به تو می اندازد که برو دنبال کارت که اصلا لایق همان نگاه منم نیستی و .... و حالا شعرهای عمر خیام را هم کاری نداریم که چه می فرمایند و .... لا اله الا الله اللهم صل علی محمد وآل محمد و تقبل شفاعته وارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة والنصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه
See recent articles
Showing new listings for Friday, 6 February 2026Total of 9 entries
Showing up to 2000 entries per page: fewer | more | all
New submissions (showing 1 of 1 entries)[1] arXiv:2602.05941 [pdf, html, other]Quantum Simulation of Bound and Resonant Doubly-Bottom Tetraquark
Ayanendu Dutta
Comments: 9 pages, 2 figures
Subjects: High Energy Physics - Lattice (hep-lat); High Energy Physics - Phenomenology (hep-ph); Quantum Physics (quant-ph)
We present the first quantum-simulation study of bound and resonant doubly-bottom tetraquark states within a QCD-inspired chiral quark model. An effective four-quark Hamiltonian is mapped onto a 16-qubit register, encoding color, spin, and spatial degrees of freedom, and incorporating both meson-meson and diquark-antidiquark configurations with complete color bases. Using a variational quantum eigensolver, we identify bound and resonance states in the low-lying -wave sector. Deeply bound states are found exclusively in the isoscalar channel, dominated by color-singlet meson-meson components with non-negligible hidden-color contributions. The resulting masses and binding energies are consistent with classical chiral quark model predictions, establishing quantum simulation as a viable framework for studying exotic multiquark states beyond the reach of conventional methods.
Cross submissions (showing 7 of 7 entries)[2] arXiv:2602.04948 (cross-list from cond-mat.quant-gas) [pdf, html, other]Towards D quantum electrodynamics on a cold-atom quantum simulator
Peter Majcen, Jesse J. Osborne, Philipp Hauke, Bing Yang, Simone Montangero, Jad C. Halimeh
Comments: pages, figures
Subjects: Quantum Gases (cond-mat.quant-gas); High Energy Physics - Lattice (hep-lat); Nuclear Theory (nucl-th); Quantum Physics (quant-ph)
Cold atoms have become a powerful platform for quantum-simulating lattice gauge theories in higher spatial dimensions. However, such realizations have been restricted to the lowest possible truncations of the gauge field, which limit the connections one can make to lattice quantum electrodynamics. Here, we propose a feasible cold-atom quantum simulator of a -dimensional U lattice gauge theory in a spin truncation, featuring dynamical matter and gauge fields. We derive a mapping of this theory onto a bosonic computational basis, stabilized by an emergent gauge-protection mechanism through quantum Zeno dynamics. The implementation is based on a single-species Bose--Hubbard model realized in a tilted optical superlattice. This approach requires only moderate experimental resources already available in current ultracold-atom platforms. Using infinite matrix product state simulations, we benchmark real-time dynamics under global quenches. The results demonstrate faithful evolution of the target gauge theory and robust preservation of the gauge constraints. Our work significantly advances the experimental prospects for simulating higher-dimensional lattice gauge theories using larger gauge-field truncations.
[3] arXiv:2602.05502 (cross-list from hep-ph) [pdf, html, other]Electromagnetic polarizabilities of the triplet hadrons in heavy hadron chiral perturbation theory
Hao Dang, Liang-Zhen Wen, Yan-Ke Chen, Shi-Lin Zhu
Comments: 20 pages, 2 figures, 7 tables
Subjects: High Energy Physics - Phenomenology (hep-ph); High Energy Physics - Experiment (hep-ex); High Energy Physics - Lattice (hep-lat)
We investigate the electromagnetic polarizabilities of singly heavy mesons and doubly heavy baryons within the framework of heavy hadron chiral perturbation theory up to . We estimate the low-energy constants using the non-relativistic constituent quark model. A striking prediction of our study is the giant electric polarizabilities of the mesons: and . These anomalously large values arise from the near-degenerate mass between and , which are orders of magnitude larger than those of their bottom counterparts. This kinematic coincidence induces a pronounced cusp structure in the chiral loops, reflecting the long-range dynamics of a pion cloud. For doubly heavy baryons, polarizabilities depend strongly on heavy-flavor composition: the system differs markedly from and due to mixing with scalar heavy-diquark states. Using heavy diquark-antiquark symmetry (HDAS), we unify the chiral dynamics of singly heavy mesons and doubly heavy baryons in the heavy-quark limit. The pion-loop contributions dominate the electromagnetic structure of heavy hadrons and provide essential benchmarks for future lattice QCD simulations.
[4] arXiv:2602.05796 (cross-list from hep-ph) [pdf, html, other]Violation of the Conformal Limit at Finite Density: Insights from Effective Models and Lattice QCD
Francisco X. Azeredo, Arthur E. B. Pasqualotto, Bruno S. Lopes, Dyana C. Duarte, Ricardo L. S. Farias
Comments: 26 pages, 13 figures,
Journal-ref: Symmetry 18 (2026) 2, 1-32
Subjects: High Energy Physics - Phenomenology (hep-ph); High Energy Physics - Lattice (hep-lat); High Energy Physics - Theory (hep-th); Nuclear Theory (nucl-th)
In this work, we discuss recent results obtained with the application of the medium separation scheme (MSS) in different contexts where a clear violation of the conformal limit for the speed of sound at finite density has been observed in Quantum Chromodynamics (QCD). We analyze several scenarios, including QCD at finite isospin density, two-color QCD, and two-flavor color superconductivity. Whenever possible, we compare our findings with lattice QCD (LQCD) results, showing that the Nambu--Jona-Lasinio (NJL) model combined with the MSS provides a consistent description across different regimes of the QCD phase diagram. Our analysis highlights how effective models, when properly regularized, can capture essential nonperturbative features of dense QCD matter, offering complementary insights to lattice simulations.
[5] arXiv:2602.05899 (cross-list from cond-mat.str-el) [pdf, html, other]Giant bubbles of Fisher zeros in the quantum XY chain
Songtai Lv, Yang Liu, Erhai Zhao, Haiyuan Zou, Tao Xiang
Comments: 6 pages, 4 figures
Subjects: Strongly Correlated Electrons (cond-mat.str-el); Statistical Mechanics (cond-mat.stat-mech); High Energy Physics - Lattice (hep-lat); Quantum Physics (quant-ph)
We demonstrate an alternative approach based on complex-valued inverse temperature and partition function to probe quantum phases of matter with nontrivial spectra and dynamics. It leverages thermofield dynamics (TFD) to quantitatively characterize quantum and thermal fluctuations, and exploit the correspondence between low-energy excitations and Fisher zeros. Using the quantum XY chain in an external field as a testbed, we show that the oscillatory gap behavior manifests as oscillations in the long-time dynamics of the TFD spectral form factor. We also identify giant bubbles, i.e. large-scale closed lines, of Fisher-zeros near the gapless XX limit. They provide a characteristic energy scale that seems to contradict the predictions of the low energy theory of a featureless Luttinger liquid. We identify this energy scale and relate the motion of these giant bubbles with varying external field to the transfer of spectral weight from high to low energies. The deep connection between Fisher zeros, dynamics, and excitations opens up promising avenues for understanding the unconventional gap behaviors in strongly correlated many-body systems.
[6] arXiv:2602.05900 (cross-list from cond-mat.str-el) [pdf, html, other]Reducing the Computational Cost Scaling of Tensor Network Algorithms via Field-Programmable Gate Array Parallelism
Songtai Lv, Yang Liang, Rui Zhu, Qibin Zheng, Haiyuan Zou
Comments: 8 pages, 5 figures
Subjects: Strongly Correlated Electrons (cond-mat.str-el); Statistical Mechanics (cond-mat.stat-mech); High Energy Physics - Lattice (hep-lat); Quantum Physics (quant-ph)
Improving the computational efficiency of quantum many-body calculations from a hardware perspective remains a critical challenge. Although field-programmable gate arrays (FPGAs) have recently been exploited to improve the computational scaling of algorithms such as Monte Carlo methods, their application to tensor network algorithms is still at an early stage. In this work, we propose a fine-grained parallel tensor network design based on FPGAs to substantially enhance the computational efficiency of two representative tensor network algorithms: the infinite time-evolving block decimation (iTEBD) and the higher-order tensor renormalization group (HOTRG). By employing a quad-tile partitioning strategy to decompose tensor elements and map them onto hardware circuits, our approach effectively translates algorithmic computational complexity into scalable hardware resource utilization, enabling an extremely high degree of parallelism on FPGAs. Compared with conventional CPU-based implementations, our scheme exhibits superior scalability in computation time, reducing the bond-dimension scaling of the computational cost from to for iTEBD and from to for HOTRG. This work provides a theoretical foundation for future hardware implementations of large-scale tensor network computations.
[7] arXiv:2602.05901 (cross-list from cond-mat.str-el) [pdf, html, other]Spontaneous Parity Breaking in Quantum Antiferromagnets on the Triangular Lattice
Songtai Lv, Yuchen Meng, Haiyuan Zou
Comments: 6 pages, 3 figures
Subjects: Strongly Correlated Electrons (cond-mat.str-el); Statistical Mechanics (cond-mat.stat-mech); High Energy Physics - Lattice (hep-lat); Quantum Physics (quant-ph)
Frustration on the triangular lattice has long been a source of intriguing and often debated phases in many-body systems. Although symmetry analysis has been employed, the role of the seemingly trivial parity symmetry has received little attention. In this work, we show that phases induced by frustration are systematically shaped by an implicit rule of thumb associated with spontaneous parity breaking. This principle enables us to anticipate and rationalize the regimes and conditions under which nontrivial phases emerge. For the spin- antiferromagnetic XXZ model, we demonstrate that a controversial parity-broken phase appears only at intermediate values of . In bilayer systems, enhanced frustration leads to additional phases, such as supersolids, whose properties can be classified by their characteristic parity features. Benefiting from our improved tensor network contraction techniques, we confirm these results through large-scale tensor-network calculations. This study offers an alternative viewpoint and a systematic approach for examining the interplay between spin, symmetry, and frustration in many-body systems.
[8] arXiv:2602.05980 (cross-list from quant-ph) [pdf, html, other]Improving Ground State Accuracy of Variational Quantum Eigensolvers with Soft-coded Orthogonal Subspace Representations
Giuseppe Clemente, Marco Intini
Comments: 17 pages, 10 figures
Subjects: Quantum Physics (quant-ph); High Energy Physics - Lattice (hep-lat)
We propose a new approach to improve the accuracy of ground state estimates in Variational Quantum Eigensolver (VQE) algorithms by employing subspace representations with soft-coded orthogonality constraints. As in other subspace-based VQE methods, such as the Subspace-Search VQE (SSVQE) and Multistate Contracted VQE (MCVQE), once the parameters are optimized to maximize the subspace overlap with the low-energy sector of the Hamiltonian, one diagonalizes the Hamiltonian restricted to the subspace. Unlike these methods, where \emph{hard-coded} orthogonality constraints are enforced at the circuit level among the states spanning the subspace, we consider a subspace representation where orthogonality is \emph{soft-coded} via penalty terms in the cost function. We show that this representation allows for shallower quantum circuits while maintaining high fidelity when compared to single-state (standard VQE) and multi-state (SSVQE or MCVQE) representations, on two benchmark cases: a transverse-field Ising model and random realizations of the Edwards--Anderson spin-glass model on a lattice.
Replacement submissions (showing 1 of 1 entries)[9] arXiv:2510.08845 (replaced) [pdf, html, other]Exclusive photoproduction of light and heavy vector mesons: thresholds to very high energies
Lin Tang, Hui-Yu Xing, Minghui Ding, Craig D. Roberts
Comments: 22 pages, 19 figures, 4 tables
Subjects: High Energy Physics - Phenomenology (hep-ph); High Energy Physics - Experiment (hep-ex); High Energy Physics - Lattice (hep-lat); Nuclear Experiment (nucl-ex); Nuclear Theory (nucl-th)
A reaction model for , , which exposes the quark-antiquark content of the photon in making the transition , where depends on , and couples the intermediate system to the proton's valence quarks via Pomeron () exchange, is used to deliver a unified description of available data -- both differential and total cross sections -- from near threshold to very high energies, , for all the -mesons. For the , this means . Also provided are predictions for the power-law exponents that are empirically used to characterise the large- behaviour of the total cross sections and slope parameters characterising the near-threshold differential cross sections. Appealing to notions of vector meson dominance, the latter have been interpreted as vector-meson--proton scattering lengths. The body of results indicate that it is premature to link any data with, for instance, in-proton gluon distributions, the quantum chromodynamics trace anomaly, or pentaquark production. Further developments in reaction theory and higher precision data are required before the validity of any such links can be assessed.