الغدیر

سید حمید بنی هاشمی- ریاضی فیزیکِ حکمت متعالیه نظریه های حمیدی مجیدی فقهی

الغدیر

سید حمید بنی هاشمی- ریاضی فیزیکِ حکمت متعالیه نظریه های حمیدی مجیدی فقهی

الغدیر

ریاضی فیزیک، هندسه، مدل استاندارد فیزیک، ابرتقارن، همراه با طلبگی

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه
  • ۰
  • ۰

یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ‎﴿٢٧﴾‏ ارْجِعِی إِلَىٰ رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً ‎﴿٢٨﴾‏ فَادْخُلِی فِی عِبَادِی ‎﴿٢٩﴾‏ وَادْخُلِی جَنَّتِی ‎﴿الفجر: ٣٠﴾‏

‫سید حسن نصرالله شهید شد/ حزب الله لبنان بیانیه داد | پایگاه خبری جماران‬‎

‫مشرق نیوز - شهید سید حسن نصرالله به روایت تصویر‬‎

‫منابع امنیتی مقاومت: سید حسن نصرالله در سلامت است‬‎

 

۱۴۰۳/۰۸/۲۲

نماهنگ | سرود نصر

اگر همه ی ما کشته شویم،

پس به آتش کشیده شویم،

پس در هوا منتشرمان کنند،

سپس ما را زنده کنند،

و این کار را هزار بار تکرار کنند،

ای فرزند حسین علیه السلام تو را رها نخواهیم کرد

 

رسانه KHAMENEI.IR به مناسبت اربعین شهادت مجاهد بزرگ و خستگی‌ناپذیر جناب حجت‌الاسلام والمسلمین سیدحسن نصرالله، «سرود نصر» را منتشر میکند.

https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif متن و ترجمه این سرود که به زبان عربی و فارسی سروده شده است:
ضوءٌ جلیلٌ تجلّى هیبةً و صدى
شعر نوری فروزان تجلی کرد باشکوه و پرطنین

و وجهُهُ الفاطمیُّ فی الظلامِ بدا
و رخسار فاطمی‌‌اش، در میان تیرگی سر برآورد

تنسابُ سورةُ نصرٍ من مهابتهِ
آیات فتح و پیروزی از عظمت وجودش می‌تراوید

أتى لیبعثَ فی الآفاقِ روحَ فِدا
و به آفاق می‌بُرد، جلوه‌ی جانفشانی را

لک یا مثالَ الجهاد!
ای اسوه جهاد!

ناحَت الأحرار لکن حزبُ‌الله عاد یطلبُ بالثار
آزادگان تو را سوگوارند و حزب‌الله خونخواهی تو را بپاخاسته است


سروِ شهید ای سیدِ والامقام
از ما به تو ای کشته‌ی میدان سلام

وقت است قلب عشق طوفانی شود
خونت شروع فتح پایانی شود

لک یا مثالَ الجهاد!
ای اسوه جهاد!

ناحَت الأحرار لکن حزبُ‌الله عاد یطلبُ بالثار
آزادگان تو را سوگوارند و حزب‌الله خونخواهی تو را بپاخاسته است


یا فقدَ نصرِ اللهِ، یومُ الأمةِ
آه از غم تو ای نصرالله،  که عروجت روز غمی است بزرگ

الکبرى، وحزنُ قوافلِ الشهداءِ
برای امت، و حزنی سنگین برای قافله های شهدا

حسنُ الذی حَسُنَ الجهادُ بصوتِهِ
سیدحسن، همو که صدای رسای جهادش  هنوز به گوش می‌رسد

المنسابِ مثلَ الضوءِ فی الأرجاءِ
و جاری است، چون نوری تا افق‌های دور

حسنُ الذی لبنانُ لم یعثرْ علی
سیدحسن، همو که لبنان

شبَهٍ لهُ بسلالةِ الأبناءِ
چون او را در نسلش نیافته است

حَسَنُ الذی عن غزَّةٍ لم یتَّخِذْ
سیدحسن، همو که برای غزه ساکت ننشست

سدًّا، وظلَّ شعارَ کلِّ فدائی
و نامش شعار همه فداییان شد.

لک یا مثالَ الجهاد!
ای اسوه جهاد!

 

ناحَت الأحرار لکن حزبُ‌الله عاد یطلبُ بالثار
آزادگان تو را سوگوارند و حزب‌الله خونخواهی تو را بپاخاسته است

برچسب‌ها: حزب الله لبنان؛ شهید سید حسن نصرالله؛

https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=58307

  • ۰۳/۰۸/۲۴
  • سید حمید بنی هاشمی

نظرات (۱۵)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

الم ‎﴿١﴾‏ ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ ۛ فِیهِ ۛ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ ‎﴿٢﴾‏ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ ‎﴿٣﴾‏

 

بعضی وقتها یحتمل شما می نویسید، و بنظر اینطور هم می رسد کانه رودی از آب زلال هم که در جریان می افتد یا اقل کم اینطور هم دوست دارید حساب کتاب کنید. و اما بعضی وقتها هم یحتمل می نویسید و آنگاه حالا چطور هم می شود که حتی هوش مصنوعی است یا چیست که کل ماجرا را هم پاک می کند؟ و الله اعلم!!! مسئله ی ایمان و اعتماد بنفس بسیجی اینجا است که آیا مشکل از شما است؟ هوش مصنوعی است؟ یا حتی نه سلطان آمریکا و سلطان اروپا و بلکه فرمانده ی جنود السماوات و الارض هم هست که چنین می کند و ...؟ بالاخره، عرض بنده ی حقیر این است که سلمان فارسی و سلمان طبرسی و سلمان دیلمی و سلمان محمدی و محمد سلمان و ایروین یالوم و هاری کریشناها و شیعه و سنی و مردم پاراچناران و دهلی نو و حتی صهیونیستها هم اگر می فهمیدند که بسیج چیست، مثل امام خمینی رحمت الله علیه که فرمودند ای کاش من هم یک بسیجی بودم، همینها هم همه و همه دلشان می خواست همین را بفرمایند که ای کاش من هم یک بسیجی بودم! این مسئله که انسان یک پیری را داشته باشد که بتواند از او درسها بیاموزد آنچنان که امام علی امیر المومنین علیه السلام به معاویه هم می نویسد، خیلی نکته ی مهمی است. ولی خوب، این یحتمل برای همه در همه وقت نیز مقدور نباشد! بنده خوابم نمی برد اگر این چیزی را که می خواستم بنویسم و پاک هم شد را نمی نوشتم. حالا یحتمل بعدها هم بنویسمش و .... ولی شاید هم دیگر اینجا ننویسم! مسئله این است که آن تفکر خود باوری و خدا باوری است که می تواند دوگانه ها و دو قطبیهای کاذبی را که انسان را از بندگی خدا خارج می کند را بزداید و حماسه ی هندسه ی خورشید انقلاب را هم بهتر بشناسد و حتی روانپریشیها را هم درست درمان کند و .... لا اله الا الله اللهم صل علی محمد و آل محمد و تقبل شفاعته وارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ ‎﴿القصص: ٥﴾‏

 

 

۱۴۰۳/۰۸/۳۰

نماهنگ | عند ربهم یرزقون

https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=58379

 

7 و من کتاب له علیه السلام إلیه أیضا

از نامه‌هاى امام علیه السلام است‌

که آن را نیز براى معاویه مرقوم داشته است. [1]

نامه در یک نگاه‌

همان‌گونه که در بیان مدرک نامه گفته شد این نامه پاسخ نامه‌اى است که معاویه براى حضرت در اواخر جنگ صفین نوشت؛ نامه‌اى که بسیار جسورانه و بى‌ادبانه بود و به نکات مختلفى در آن اشاره کرده بود که مهمترین آن به رسمیت نشناختن بیعت امام علیه السلام بود به بهانه اینکه اهل شام این بیعت را نپذیرفتند. امام علیه السلام در این نامه در جواب او پاسخ دندان‌شکنى مى‌دهد. [2]


[1]. سند نامه:

از جمله کسانى که این نامه را قبل از سید رضى در کتب خود نقل کرده‌اند ابن اعثم کوفى در کتاب الفتوح و مبرد در کامل و نصر بن مزاحم در کتاب صفین است. آنها نامه فوق را با تفاوت کمى نقل کرده‌اند و این نامه در واقع نامه‌اى است که امام علیه السلام در پاسخ نامه (زشت و شیطنت آمیز و منافقانه) معاویه در اثناى جنگ صفین، بلکه در اواخر آن جنگ مرقوم داشت. (مصادر نهج‌البلاغه، ج 3، ص 211)

[2]. نامه معاویه در پایان این بحث خواهد آمد.

 

أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ أَتَتْنِی مِنْکَ مَوْعِظَةٌ مُوَصَّلَةٌ، وَ رِسَالَةٌ مُحَبَّرَةٌ، نَمَّقْتَهَا بِضَلَالِکَ، وَ أَمْضَیْتَهَا بِسُوءِ رَأْیِکَ، وَ کِتَابُ امْرِئٍ لَیْسَ لَهُ بَصَرٌ یَهْدِیهِ، وَ لَا قَائِدٌ یُرْشِدُهُ، قَدْ دَعَاهُ الْهَوَى‌ فَأَجَابَهُ، وَ قَادَهُ الضَّلَالُ فَاتَّبَعَهُ، فَهَجَرَ لَاغِطاً، وَ ضَلَّ خَابِطاً.

وَ مِنْهُ: لِأَنَّهَا بَیْعَةٌ وَاحِدَةٌ لَا یُثَنَّى‌ فِیهَا النَّظَرُ، وَ لَا یُسْتَأْنَفُ فِیهَا الْخِیَارُ.

الْخَارِجُ مِنْهَا طَاعِنٌ، وَ الْمُرَوِّی فِیهَا مُدَاهِنٌ.

ترجمه‌

اما بعد (از حمد و ثناى الهى) نامه‌اى از سوى تو به من رسید، نامه‌اى با اندرزهاى نامربوط و سخنان رنگارنگ که با گمراهى خویش آن را تزیین کرده و با سوء رأیت امضا نموده بودى، این نامه از کسى است که نه چشم بصیرت دارد تا هدایتش کند و نه رهبرى آگاه که ارشادش نماید (به همین دلیل) هوا و هوس او را به سوى خود دعوت نموده و او این دعوت را اجابت کرده، گمراهى، رهبر او شده و او از آن پیروى نموده، به همین دلیل بسیار هذیان مى‌گوید و در گمراهى سرگردان است.

بخش دیگرى از این نامه: بیعت خلافت یک بار بیشتر نبوده و نیست نه تجدید نظر در آن راه دارد نه اختیار فسخ، بنابراین آن کس که از بیعت خارج شود (بر آراى مهاجران و انصار) طعنه زده و به مخالفت برخاسته (و آن را بى‌اعتبار شمرده) و آن کس که درباره آن تردید به خود راه دهد منافق است.

 

شرح و تفسیر موعظه گمراهان‌

از آنجا که معاویه در نامه خود به اصطلاح امام علیه السلام را موعظه به تقوا و پرهیزکارى کرده و به بعضى از آیات قرآن متوسل شده آیه‌ «وَ لَقَدْ أُوحِىَ إِلَیْکَ وَ إِلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرین» [1] آیه‌اى که هیچ ارتباطى حتى به ادعاهاى باطل او نداشته، امام علیه السلام در آغاز این نامه مى‌فرماید:

«اما بعد (از حمد و ثناى الهى) نامه‌اى از سوى تو به من رسید، نامه‌اى با اندرزهاى نامربوط و سخنان رنگارنگ که با گمراهى خویش آنرا تزیین کرده و با سوء رأیت امضا نموده بودى»؛ (أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ أَتَتْنِی مِنْکَ مَوْعِظَةٌ مُوَصَّلَةٌ [2]، وَ رِسَالَةٌ مُحَبَّرَةٌ [3]، نَمَّقْتَهَا [4] بِضَلَالِکَ، وَ أَمْضَیْتَهَا [5] بِسُوءِ رَأْیِکَ).

تعبیر به (موصله) اشاره به ناهمگون بودن نامه معاویه است که تمسک به بعضى از آیاتى کرده که هیچ ارتباطى به مقصود او نداشته و از یک سو امام علیه السلام را به شقّ عصاى مسلمین؛ یعنى ایجاد اختلاف متهم مى‌کند در حالى که کلمات او مصداق بارز ایجاد اختلاف است.

و تعبیر به (رسالة محبّرة) (با توجّه به اینکه محبّرة به معناى تزیین شده است) اشاره به این است که معاویه سعى کرده است به هر وسیله‌اى که ممکن است نامه خود را حق به جانب معرفى کند گاه از روز قیامت و عذاب الهى سخن مى‌گوید،


[1]. زمر، آیه 65.

[2]. «موصّلة» به معناى امور پراکنده و نامربوطى است که از اینجا و آنجا جمع مى‌کنند، از ریشه وصل به معناى پیوند گرفته شده است.

[3]. «محبّرة» به معناى تزیین شده از ریشه «حبر» بر وزن «ابر» به معناى زینت کردن گرفته شده و «حبر» بر وزن «حفظ» به معناى زیبایى است.

[4]. «نمّق» از ماده «تنمیق» به معنى تزیین است ولى ثلاثى آن «نمق» بر وزن «نقد» به معنى کتابت آمده است و هنگامى که به باب تفعیل مى‌رود معناى تزیین را مى‌رساند.

[5]. «امضیت» از ریشه «امضاء» به معناى ارسال و اجرا و نافذ کردن چیزى است و از آنجا که امضا اسناد و قراردادها نوعى انفاذ آن است، این واژه در آنجا نیز به کار مى‌رود.

 

گاه مصالح مسلمین را مطرح مى‌کند و گاه آیات قرآن را سپر قرار مى‌دهد.

تعبیر به (نمّقتها بضلالک) اشاره به این است که تعبیرات ظاهراً زیباى نامه شبیه تعبیراتى است که منافقان گمراه هنگام عذرخواهى در مقابل پیغمبر به کار مى‌بردند جمله (امضیتها بسوء رأیک) یا به معناى این است که امضا کردن چنین نامه‌اى جز از انسان کج فکر و نادان صورت نمى‌گیرد و یا اگر امضا را به معناى ارسال بگیریم، مفهومش این است که فکر نادرست تو به تو اجازه داد که چنین نامه زشت و جسورانه‌اى را براى امام علیه السلام و پیشواى مسلمانان بفرستى.

امام علیه السلام در ادامه سخن، محتواى نامه معاویه و شخصیت او را در عباراتى کوتاه و پر معنا روشن مى‌سازد و مى‌فرماید: «این نامه از کسى است که نه چشم بصیرت دارد تا هدایتش کند و نه رهبرى آگاه که ارشادش نماید (به همین دلیل) هوا و هوس او را به سوى خود دعوت نموده و او این دعوت را اجابت کرده و گمراهى، رهبر او شده و او از آن پیروى نموده به همین دلیل بسیار هذیان مى‌گوید و در گمراهى سرگردان است»؛ (وَ کِتَابُ امْرِئٍ لَیْسَ لَهُ بَصَرٌ یَهْدِیهِ، وَ لَا قَائِدٌ یُرْشِدُهُ، قَدْ دَعَاهُ الْهَوَى‌ فَأَجَابَهُ، وَ قَادَهُ الضَّلَالُ فَاتَّبَعَهُ، فَهَجَرَ [1] لَاغِطاً [2]، وَ ضَلَّ خَابِطاً). [3]

قابل توجّه اینکه امام علیه السلام در این سه جمله از امور دوگانه‌اى استفاده کرده است که به صورت لازم و ملزوم با یکدیگر در ارتباط است؛ در جمله اوّل مى‌فرماید:

«نه چشم بصیرت دارد و نه راهنما» در جمله دوم که نتیجه آن است مى‌فرماید:

«به جاى چشم بصیرت، هواى نفس او را به سوى خود دعوت مى‌کند و به جاى راهنماى آگاه، ضلالت و گمراهى قائد اوست» و در جمله سوم که نتیجه جمله دوم است مى‌فرماید: «او پیوسته هذیان و سخنان بیهوده مى‌گوید و به سبب‌


[1]. «هجر» از ریشه «هجر» بر وزن «زجر» به معناى هذیان گویى است.

[2]. «لاغط» از ریشه «لغط» بر وزن «وقت» به معناى جار و جنجال به راه انداختن است.

[3]. «خابط» از ریشه «خبط» بر وزن «وقت» به معناى سرگردان بودن و بى هدف گام برداشتن است.

 

راهنمایان گمراه، در گمراهى سرگردان است». و به راستى چنین است، زیرا نور هدایت یا باید از درون بتابد یا از برون بوسیله رهبران الهى. در غیر این صورت تاریکى درون و گمراهى برون که به وسیله مشاوران بى‌ایمان و ناآگاه حاصل مى‌شود، انسان را به سوى پرتگاه مى‌برد؛ نه سخنانش نظم منطقى دارد و نه در اعمالش برنامه عاقلانه‌اى دیده مى‌شود.

سپس امام علیه السلام به پاسخ یکى از اشتباهات بزرگ معاویه که در نامه خود ذکر کرده است مى‌پردازد او در نامه خود چنین نوشته بود که بیعت امام علیه السلام صحیح نبوده زیرا مردم شام آنرا نپذیرفته‌اند امام علیه السلام مى‌فرماید: «بیعت خلافت یک بار بیشتر نیست نه تجدید نظر در آن راه دارد نه اختیار فسخ، بنابراین آنکس که از بیعت خارج شود (بر آراى مهاجران و انصار) طعنه زده و به مخالفت برخاسته (و آن را بى‌اعتبار شمرده) و آن کس که درباره آن تردید به خود راه دهد منافق است»؛ (لِأَنَّهَا بَیْعَةٌ وَاحِدَةٌ لَا یُثَنَّى‌ فِیهَا النَّظَرُ [1]، وَ لَا یُسْتَأْنَفُ فِیهَا الْخِیَارُ. الْخَارِجُ مِنْهَا طَاعِنٌ، وَالْمُرَوِّی‌ [2] فِیهَا مُدَاهِنٌ). [3]

در واقع امام علیه السلام به یکى از مسلمات نزد معاویه در مسأله خلافت استدلال مى‌کند؛ زیرا او معتقد بود که خلافت خلفاى پیشین که بر اساس آراى مهاجرین و انصار بوده رسمیّت داشته است و کسانى که از مدینه دور بوده‌اند مى‌بایست به آراى مهاجرین و انصار احترام بگذارند و آن را بپذیرند. سنّت خلفاى پیشین چنین بوده است. امام علیه السلام مى‌فرماید: چگونه درباره خلفاى پیشین رأى مهاجرین و انصار و به اصطلاح اهل حل و عقد را مى‌پذیرى؛ اما نسبت به بیعت من که‌


[1]. «النظر» در اینجا به معناى تأمل کردن است؛ یعنى بیعت بعد از انجامش قابل تأمل و تجدید نظر نیست (این در صورتى است که نظر با (فى) متعدى بشود).

[2]. «مروّى» به معناى کسى است که درباره چیزى شک و تردید دارد و فکر و اندیشه مى‌کند؛ از ریشه «ترویه» که گاه به معناى سیراب کردن و گاه به معناى مطالعه کردن درباره چیزى آمده است.

[3]. «مداهن» به معناى چاپلوس و منافق.

 

بسیار گسترده‌تر و وسیع‌تر از آنان بوده است تردید به خود راه مى‌دهى و عدم تسلیم اهل شام را مطرح مى‌کنى این نشانه یکى از دو چیز است: یا روش پیشینیان خود را باطل مى‌شمرى و یا همچون منافقان گاه چیزى را مى‌پذیرى و گاه همانند آن را انکار مى‌کنى.

اگر واقعاً براى پذیرش حکومت امام علیه السلام مسلمانان، اتفاق آراى تمام بخش‌هاى کشور اسلام لازم باشد، باید حکومت خلفاى پیشین را باطل بدانى و حکومت تو هم که از آنان گرفته شده باطل خواهد بود.

امام علیه السلام در جمله «لِأَنَّهَا بَیْعَةٌ وَاحِدَةٌ ...» به یک واقعیّت مسلّم آن زمان اشاره مى‌کند که بیعت همچون یک بیع لازم بدون هیچ حق خیار بود؛ نه تکرار در آن راه مى‌یافته و نه خیار فسخ؛ یعنى یک بار و براى همیشه.

نکته نامه معاویه به امیر مؤمنان امام على علیه السلام‌

با توجّه به اینکه نامه امام علیه السلام در اینجا ناظر به پاسخ گفتن به نامه معاویه است، ناگزیر باید متن نامه او را که در کتب تاریخ نقل شده است در اینجا بیاوریم، هر چند بسیار جسورانه و بى‌ادبانه است و قبلا از خوانندگان عزیز و مخصوصاً از پیشگاه امیر مؤمنان على علیه السلام پوزش مى‌طلبیم متن نامه چنین است:

«مِنْ عَبْدِاللَّهِ مُعَاوِیَةَ بْنِ أَبِی سُفْیَانَ إِلَى عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ‌

أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى یَقُولُ فِی مُحْکَمِ کِتَابِهِ‌ «وَ لَقَدْ أُوحِىَ إِلَیْکَ وَ إِلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ» إِنِّی أُحَذِّرُکَ اللَّهَ أَنْ تُحْبِطَ عَمَلَکَ وَ سَابِقَتَکَ بِشَقِّ عَصَا هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ تَفْرِیقِ جَمَاعَتِهَا فَاتَّقِ اللَّهَ وَ اذْکُرْ مَوْقِفَ الْقِیَامَةِ وَ اقْلَعْ عَمَّا أَسْرَفْتَ فِیهِ مِنَ الْخَوْضِ فِی دِمَاءِ الْمُسْلِمِینَ وَ إِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ یَقُولُ: «لَوْ تَمَالَأَ أَهْلُ صَنْعَاءَ وَ عَدَنٍ عَلَى قَتْلِ رَجُلٍ وَاحِدٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ لَأَکَبَّهُمُ‌

 

اللَّهُ عَلَى مَنَاخِرِهِمْ فِی النَّارِ» فَکَیْفَ یَکُونُ حَالُ مَنْ قَتَلَ أَعْلَامَ الْمُسْلِمِینَ سَادَاتِ الْمُهَاجِرِینَ بَلْهَ مَا طَحَنَتْ رَحَى حَرْبِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرْآنِ وَ ذَوِی الْعِبَادَةِ وَ الْإِیمَانِ مِنْ شَیْخٍ کَبِیرٍ وَ شَابٍّ غَرِیرٍ کُلُّهُمْ بِاللَّهِ تَعَالَى مُؤْمِنٌ وَ لَهُ مُخْلِصٌ بِرَسُولِهِ مُقِرٌّ عَارِفٌ فَإِنْ کُنْتَ أَبَا حَسَنٍ إِنَّمَا تُحَارِبُ عَلَى الْإِمْرَةِ وَ الْخِلَافَةِ فَلَعَمْرِی لَوْ صَحَّتْ خِلَافَتُکَ لَکُنْتَ قَرِیباً مِنْ أَنْ تُعْذَرَ فِی حَرْبِ الْمُسْلِمِینَ وَ لَکِنَّهَا ما تَصِحَّ لَکَ أَنَّى بِصِحَّتِهَا وَ أَهْلُ الشَّامِ لَمْ یَدْخُلُوا فِیهَا فَقَدْ وَ اللَّهِ أَکَلَتْهُمُ الْحَرْبُ فَلَمْ یَبْقَ مِنْهُمْ إِلَّا کَالثَّمَدِ فِی قَرَارَةِ الْغَدِیرِ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعَان؛ [1] از سوى عبداللَّه معاویة بن ابى سفیان به على بن ابى‌طالب؛ اما بعد: خداوند متعال در کتاب محکمش مى‌گوید: «به یقین به تو و پیامبرانى که پیش از تو بودند وحى شده است که اگر مشرک شوى عملت باطل مى‌شود و از زیانکاران خواهى بود» من تو را بر حذر مى‌دارم از اینکه اعمال خود را حبط و نابود کنى و سابقه خود را به سبب ایجاد تفرقه در این امّت بر باد دهى.

از خدا بپرهیز و روز قیامت را به یاد آور و از ریختن خون مسلمین دست بردار.

من از رسول خدا شنیدم که فرمود: اگر تمام اهل صنعا و عدن دست به دست هم دهند و یک نفر از مسلمین را به قتل برسانند خداوند همه آنها را به صورت در آتش دوزخ خواهد افکند، پس چگونه خواهد بود حال کسى که بزرگان اسلام و سران مهاجرین را به قتل برساند. این آسیاب جنگ را که به راه انداخته‌اى و اهل قرآن و صاحبان عبادت و ایمان را از پیرمرد تا جوانان نوخواسته؛ کسانى که همه به خداوند متعال ایمان دارند و مخلصند و نسبت به رسولش اقرار دارند و عارفند، از بین مى‌برد، رها ساز. اگر تو اى ابوالحسن به خاطر این جنگ مى‌کنى که امیر و خلیفه مسلمین هستى به جانم سوگند اگر خلافت تو صحیح بود ممکن بود این عذر در جنگ با مسلمین از تو پذیرفته شود؛ ولى خلافت تو


[1]. مصادر نهج‌البلاغه، ج 3، ص 211 و ابن ابى الحدید نیز این نامه را با کمى تفاوت در ج 14، ص 42 نقل کرده است.

 

صحیح نیست. چگونه ممکن است صحیح باشد در حالى که اهل شام در آن داخل نشدند و با تو بیعت نکردند. به خدا سوگند جنگ آنها را خورده و چیزى از آنها باقى نمانده جز به مانند ته مانده آبى که در آبگیر باقى مى‌ماند. واللَّه المستعان».

این نامه که از جهتى موذیانه و از جهتى احمقانه است به خوبى بیانگر سوء رأى معاویه است، زیرا اولا او به آیه حبط اعمال بر اثر شرک توسل مى‌جوید در حالى که مطلقا سخنى از شرک در میان نیامده و شق عصاى مسلمین و تفرقه در میان آنها به فرض که صحیح باشد، ربطى به شرک ندارد این همان چیزى است که امام علیه السلام عنوان «موعظه موصله» به آن داده و نوعى پراکنده‌گویى و سخنان نامربوط شمرده است.

ثانیاً: امام علیه السلام در پاسخ نامه که مرحوم رضى بخش‌هایى از آن را نیاورده، مى‌فرماید: تو مرا امر به تقوا کردى و من امیدوارم که اهل تقوا باشم و اما به خدا پناه مى‌برم که از کسانى باشم که وقتى به آنها امر به تقوا مى‌شود تعصب و دنیاپرستى او را به گناه مى‌کشاند (و تو از آنها هستى).

ثالثاً: در پاسخ به مسأله حبط اعمال و سابقه در اسلام مى‌فرماید: من اگر بر او خروج کرده بودم جا داشت مرا بر حذر دارى؛ ولى من مى‌بینم خداوند متعال مى‌فرماید: « «فَقَاتِلُوا الَّتِى تَبْغِى حَتَّى‌ تَفِى‌ءَ إِلَى‌ أَمْرِ اللَّهِ»؛ با گروه متجاوز پیکار کنید تا به فرمان خدا باز گردد». تو درست نگاه کن ببین اهل بغى، گروه ماست یا تو؟ به یقین اهل بغى گروهى است که تو در آنى، زیرا بیعت من در مدینه که مهاجران و انصار آن را پذیرفتند، براى تو که در شام بودى الزام‌آور بود، همان گونه که بیعت عثمان در مدینه براى تو الزام آور شد در حالى که تو از سوى عمر امیر شام بودى و همان گونه که براى برادرت یزید بیعت عمر الزام آور شد در حالى که از سوى ابوبکر امیر شام بود.

 

سپس امام علیه السلام به پاسخ این نکته مى‌پردازد که چه کسى شق عصاى مسلمین کرده است و مى‌فرماید: من باید تو را از این کار نهى کنم، رسول خدا مرا دستور داده است که با اهل بغى پیکار کنم و خطاب به یارانش فرمود: در میان شما کسى است که بر اساس تأویل قرآن پیکار مى‌کند آن گونه که من بر تنزیل قرآن پیکار کردم و در آن هنگام که این سخن را مى‌گفت، پیامبر اشاره به من کرد و من نخستین کسى هستم که فرمان او را اطاعت مى‌کنم.

سپس امام علیه السلام به پاسخ بقیّه نامه مى‌پردازد که مرحوم سیّد رضى در بالا آن را آورد و شرح داده شد.

از آنچه گفته شد صداقت امام علیه السلام و وقاحت و حماقت معاویه کاملًا روشن مى‌شود.

در طول تاریخ افراد طغیانگر نیز به این گونه منطقها متوسل مى‌شدند. قرآن مجید بیان روشنى در داستان موسى و فرعون در این زمینه دارد؛ هنگامى که موسى فرعونیان را دعوت به یگانه پرستى و ترک ظلم و ستم کرد، فرعون گفت:

« «إِنِّى أَخافُ أَنْ یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَنْ یُظْهِرَ فِى الْأَرْضِ الْفَسادَ»؛ زیرا من مى‌ترسم که آیین شما را دگرگون سازد، و یا در این زمین فساد برپا کند!». [1] در حالى که مفسد واقعى خود فرعون بود که حتّى کودکان بى‌گناه را مى‌کشت و شکم زنان باردار را مى‌درید.

در اینجا با پاسخ یک سؤال بحث را پایان مى‌دهیم و آن اینکه معاویه با آنکه مى‌دانست محتواى نامه‌اش دروغ است، و اوست که شق عصاى مسلمین کرده و اجماع بر بیعت را به هم زده و راه بى‌تقوایى و سرکشى را پیش گرفته و اگر اعمال صالحى در گذشته داشته با جنگ افروزى خود آنرا بر باد داده، و او و دوستانش در خون عثمان شریک بوده‌اند نه على علیه السلام، پس چرا قیافه حق به جانب به خود


[1]. غافر، آیه 26.

 

مى‌گیرد و این همه در نامه خود دروغ مى‌نویسد؟

پاسخ همه این سؤالات این است: معاویه این نامه را در حقیقت براى على علیه السلام ننوشت، بلکه براى مردم شام و اغفال آنها نوشت او مى‌خواست به آنها بگوید ببینید من چه انسان صلح‌طلبى هستم و فریاد صلح برآورده‌ام؛ ولى على گوش به سخنان من نمى‌دهد و در واقع این کار هم شبیه بلند کردن قرآنها بر سر نیزه بود.

او و یارانش به یقین نمى‌خواستند قرآن داور باشد، بلکه مى‌خواستند از یکسو مردم شام را فریب دهند و از سوى دیگر در میان لشکر على علیه السلام ایجاد تفرقه و نفاق کنند.

پیام امام امیر المومنین، جلد 9، ص 87- 97

https://lib.eshia.ir/27571/9/89

 

نگاهی به رمان «خار و میخک» نوشته شهید یحیی سنوار

شهیدی که با قلب و قلمش مبارزه کرد

فاطمه قاسم‌آبادی

زمانی‌که فهمیدم شهید یحیی سنوار، رُمانی در زندان رژیم صهیونیستی به نام «خار و میخک» نوشته است، خیلی تعجب کردم.اینکه شهید چطور در محیط زندان و با مشکلات فراوان، این کتاب را نوشته، کاری سخت و غیر ممکن به نظر می‌رسد اما اینکه با وجود فشارها و آزارهای صهیونیست‌ها، ناامید نشده و در نهایت به کمک دوستانش کتاب را از زندان خارج کرده، بیشتر شبیه معجزه است. 

شهید در ابتدای داستان، در مقدمه به خوانندگان در مورد حقایق کتاب می‌گوید: «این داستانِ شخص من نیست، داستانِ یک شخص خاص هم نیست، اما همه اتفاقات آن، مو به مو واقعی است»

از نظر ادبی 

زمانی که هنوز کتاب ترجمه نشده بود، عده‌ای گفتند نباید از این رمان انتظار یک شاهکار ادبی را داشت. 

صرف نظر از اینکه همیشه تعداد بسیار اندکی از آثار نویسندگان یک مملکت می‌تواند در جایگاه شاهکار قرار بگیرد و گاهی هم اصلا چنین جایگاهی تصرف نمی‌شود باید گفت، معمولا آثار ادبی در حالت قابل قبول و یک‌بار مصرف، شبیه یک پازل هستند که با داستانی شسته رفته، تهش مخاطب را به نتیجه دلخواه نویسنده هدایت می‌کنند... از طرف دیگر در عالی‌ترین درجه که عنوان شاهکار را از آن خود می‌کند، کتاب مورد نظر می‌تواند با مهارت نویسنده و رعایت اصول داستان نویسی‌، خواننده را به سمت خودآگاهی ببرد و دقیقا اینجاست که باعث می‌شود تا مدت‌ها یک کتاب، ذهن کسی که آن را خوانده، درگیر کند و یک‌بار مصرف نباشد.... 

ولی در مورد کتابی مانند «خار و میخک» قضیه فرق دارد، رمان تنها شامل شروع خوب، کشش داستانی، ساختار سه پرده‌ای و بقیه اصول و تکنیک‌های داستان نویسی نیست، بلکه این داستان، مانند دری مخفی، خوانندگان خود را به دنیای دیگری می‌برد که در موازات همین دنیای فعلی‌شان در جریان است و حقایق بلایی که سر مردم فلسطین آمد را از دریچه چشم خود آن مردم نشان می‌دهد.

خانواده‌ای در زندان غزه

داستان کتاب «خار و میخک» با ورود به خانواده‌ای اهلِ اردوگاه غزه، شروع می‌شود. دو برادر توسط سربازان دستگیر شده‌اند و سرنوشت‌شان معلوم نیست....

پدرِ «احمد» شخصیت اصلی و دانای کل ماجرا، بچه‌های زیادی دارد و برادرش که دو پسر دارد، از همان ابتدای داستان محو می‌شوند... خانواده مجبور است با وجود این فقدان بزرگ و پدربزرگی بیمار، به کمک مادری سرسخت، به زندگی ادامه بدهد و مبارزه برای زندگی کردن، در کنار جنگیدن برای آزادی ادامه دارد....

شخصیت‌ها در رمان، به شدت واقعی به نظر می‌رسند، شخصیت مادر و تک‌تک بچه‌ها با تفکرات و نگاهشان به زندگی، کاملا برای مخاطب شرقی قابل درک است. به خاطر همین هم جاهای مختلفی از داستان انگار مرز بین کتاب و دنیای خواننده محو می‌شود و دو دنیا، یکی می‌شود....

مثلا وقتی فاطمه خواهر احمد، در اولین فرصتی که پیدا می‌کند کارت غذای مجانی احمد را که به خاطر ضعف و لاغری‌اش به او داده بودند، پاره می‌کند، تا ننگ نگاه ترحم‌آمیز روی خانواده‌شان نباشد، مخاطب با وجود عصبانیت از دست او، درکش می‌کند.

یا در جایی دیگر، زمانی که بچه‌ها به خاطر باران به شدت سردشان است و معلم برای اینکه حواس بچه‌ها را از سردی هوا پرت کند، بحث غذای مورد علاقه‌شان را پیش می‌کشد تا با سرگرم کردن ذهن بچه‌ها، سرما را از بین ببرد....

یا مثلا در قسمتی دیگر، وقتی شخصیت حسن پسرعموی احمد که سال‌ها قبل از اردوگاه فرار کرده بود، با ادعای «یکی از آن‌ها شدن» و گرفتن زن یهودی، به اردوگاه بر می‌گردد تا با پول و وضعیتش در تلاویو به بقیه فخرفروشی کند، خوانندگان همراه این خانواده از رفتار متکبرانه و نوکیسه حسن حرص می‌خورند و از او نفرت پیدا می‌کنند.

در تمام این لحظات، خوانندگان با داستان یکی می‌شوند و مانند عضوی از این خانواده، گاه غصه می‌خورند و گاهی هم عصبانی می‌شوند و خون‌شان به جوش می‌آید.

اهمیت تاریخ و ترجمه

کتاب خار و میخک، داستان یک خانواده فلسطینی در دل تاریخ مبارزات این مردم است.

البته همین مسئله تاریخ و پرداختن به سیر مبارزات در گذر زمان، گاهی ممکن است برای خوانندگان، طولانی به نظر برسد ولی با توجه به اینکه این کتاب قرار است، دید وسیع‌تر و جزئی نگرتری نسبت به اتفاقات فلسطین و مبارزات مردمش به بقیه بدهد، کاملا منطقی است که سبک نوشتن به این صورت باشد و خیلی اصول متداول داستان نویسی و پرداختن به شخصیت‌ها، در خار و میخک، در درجه اول مهم نباشد.

با توجه به نیاز به دقت در ترجمه برای چنین کتابی، ترجمه خار و میخک به دست توانای دکتر کریم شنی، برگ برنده دیگری است که خواندن این کتاب را برای مخاطبین فارسی زبان دلچسب 

می‌کند.

دکتر شنی، با دقت روی ترجمه کلمات و با اهمیت دادن به پانویس‌ها، ترجمه‌ای قابل فهم و روان ارائه کرده است.

داستانی به وسعت زمان

معمولا نویسنده‌های حرفه ای، قدرت پردازش بالا و نگاه تیزبینی دارند، به خاطر همین هم آن‌ها نیازی ندارند لزوما در یک موقعیت باشند تا بتوانند آن را به بهترین شکل، تبدیل به داستان کنند. 

شهید سنوار اما از جمله نویسندگانی است که داستانش را صرفا از روی خوب دیدن و خوب شنیدن ننوشته است. 

او قلب و قلمش را در خار و میخک یکی کرده و داستانی نوشته است که لحظه به لحظه‌اش را زندگی کرده است. 

کتاب بعد از فراز و نشیب‌های بسیار زیاد، مانند یک پیشگویی، با شهادت شخصیت مبارز داستان و ملاقاتش با پیامبر خاتم(ص) تمام می‌شود، درست مانند پایان زندگی نویسنده اش....

یحیی سنوار در انتهای کتاب اضافه می‌کند:

«این رمان در سلول‌های زندان بئرسبع به پایان رسید و با فصل سی‌ام کامل شد؛ اما تراژدی نویسنده و همراهانش در سیاه چال‌های زندان رژیم اشغالگر همچنان ادامه دارد....»

بعد از دیدن سرنوشت شهید سنوار و خواندن خار و میخک، اگر از من بپرسند با چطور کتابی طرف بوده‌ام، مطمئن جواب می‌دهم:

« این کتاب، داستانی است به وسعت زمان و تا جایی که قلم می‌تواند، گویای حقیقت است.»

https://kayhan.ir/fa/news/300286

 

گاهی اوقات شما دارید یک جمله ای را به فارسی یا عربی یا حتی فرمولی ریاضی را مطالعه می کنید، این مسئله ی مهمی است که آیا مثلاً ایکس مورد بحث که نماینده ی یک طیفی از اعداد است؛ آیا این طیف یک حد بالایی هم دارد یا اینکه الی بینهایت هم را شامل می شود؟! می فرمایند ماکسول در معادلات الکترومغناطیسم در مورد طیفهای الکترومغناطیسی این را فهمید که مسئله همین است که طیفها تا بینهایت ادامه هم دارند و مثلاً شامل پرتو ایکس هم می شوند که آن روزها خیلی نمی دانستند که چیست چرا که مادام کوری هنوز آنرا هم نیافته بوده و ....

حالا شما وقتی این متن زیر را به فارسی هم می خوانید، یحتمل بدتر هم نفهمید که بالاخره نون العظمة به چه معنا است؟

قوله تعالى : « إِنَّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً » کلام واقع موقع الامتنان ، وتأکید الجملة بإن ونسبة الفتح إلى نون العظمة وتوصیفه بالمبین کل ذلک للاعتناء بشأن الفتح الذی یمتن به.

والمراد بهذا الفتح على ما تؤیده قرائن الکلام هو ما رزق الله نبیه صلى‌الله‌علیه‌وآله من الفتح فی صلح الحدیبیة.

المیزان ...

https://lib.eshia.ir/12016/18/252

 

(إِنَّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً) این جمله در زمینه منت نهادن قرار دارد. و اگر مطلب را با کلمه ان و نسبت دادن فتح به نون عظمت (نا) و توصیف آن به کلمه مبین تاکید کرده، براى این است که نسبت به این فتح عنایتى داشته که با آن منت گذارده....

ترجمه المیزان، جلد 18، ص 378

https://lib.eshia.ir/50081/18/378

 

بنده در کتابی که از ترجمه المیزان دارم، این مسئله ی عظمت نون را اینطور آورده است، می فرماید:

این جمله در زمینه ی منت نهادن قرار دارد، و اگر مطلب را با کلمه (ان) و نسبت دادن فتح به (نون) عظمت (ما)، و توصیف آن بکلمه (مبین) تاکید کرده، برای این بوده که نسبت باین فتح عنایتی داشته، که با آن منت گذارده.

ترجمه المیزان، علامه سید محمد حسین طباطبایی، ترجمه استاد سید محمد باقر موسوی همدانی، جلد 18، ص 401

 عرض بنده ی حقیر این است که یحتمل وقتی شما دارید برای اول بار متن فارسی را در کتاب و نه در اینترنت می خوانید، بفرمائید که کدام عظمت ما؟ و نگو این "ما" بمعنای همان "ما"ی فارسی است مثل اینکه: ما رفتیم خانه؛ و نه "ما" که حرفی از حروف عربی است! ولی خوب یحتمل همینطوری که بخوانید و پیش بروید، این مسئله در صفحات بعدی برایتان بهتر هم روشن شود و ... (و دیگر اجازه دهید عین متن کتاب که این حقیر دارم را نیاورم که خیلی هم فرق ندارد):

 

و اما اینکه چرا این سنت را در آیه اول با تعبیر نا ما ادا کرد، و فرمود: ما براى تو فتح کردیم ، براى این بود که تعبیر به ما که به عظمت اشعار دارد، با ذکر فتح مناسب‌تر است و این نکته عینا در آیه‌(إِنَّا أَرْسَلْناکَ شاهِداً ...) نیز جریان دارد.

https://lib.eshia.ir/50081/18/385

 

و دقت بفرمائید که این را می بینید که در نسخه ی اینترنتی هم درستش کرده اند و بجای "ما" همان "نا" عربی به معنای ما فارسی را هم آورده اند و ...! و حالا یحتمل بعضی اشکال هم فرمایند که تو از کجا هم می گویی که این را درستش هم کرده اند و ضمیر متصل "نا" عربی بهتر از ضمیر "ما" فارسی هم هست و ...؟ هنوز که گیج ویجی سرتان نرفته است؟ خوب و آخر دعوانا، الحمد لله رب العالمین. البته این هم هست که چون در عربی و همینطور فارسی حروف بی صدا را معمولاً فقط می نویسیم و از نوشتن حروف باصدا که بصورت حرکتهایی روی حروف بی صدا ظاهر می شوند خودداری می کنیم، همین هم هست که حضرت علامه حتی الف نا را هم حذف کرده و فقط نون را متذکر می شوند و ....  و لذا عرض بنده ی حقیر این است که زبانها و ترجمه های آ«ها می توانند خیلی پیچیدگیهای عجیب و غریبی از یک زبان به زبانی دیگر هم ایجاد کنند که اصلا غیر قابل توصیف هم می شوند. حالا مثلاً حساب کنید که کیهانشناسی، cosmology و نظریه ی گالوا که بر حسب مبتدعش اواریست گالوا Evariste Galois هم نامگذاری شده است، و مثلثات trigonometry، الکترومغناطیسم، الکترودینامیک، ترمودینامیک، و هایدرودینامیک و همولوژی، کوهمولوژی و .... اینها مثلاً هر کدام مملو از حساب و کتابهای خود هم هستند و ....

البته، یک وقتهایی هم هست که شما دارید در یک مبحثی که به زبان خارجی و بلکه به زبان ریاضی فیزیکی هم مثلاً بحث می کنید، همان را به ترجمه ی زبان فارسی هم می فرمائید، و خیلی هم دقیق نمی شوید که آیا دارید به زبان ریاضی فیزیک حکمت متعالیه نظریه های حمیدی مجیدی فقهی هم مسئله و حل مسئله را عنوان می فرمائید؛ یا آیا اینکه وقتی در فارسی سلیس هم آنرا یک بنده خدایی که آنرا می شنود، در ذهنش چه تداعی هم می شود. مثلاً یحتمل به کسی که لغت و معنای پروتئین را در فارسی هم نشنیده باشد، یحتمل بفرمائید زیاد هم پروتئین بخور چرا که کمبودش را هم داری؛ یحتمل مثل اینکه مثلاً بفرمائید ان شاء الله همه ی خانمها با چادر مشکی هم در اجتماع ظاهر شوند و مسئله حجاب اینجوری هم کلاً حل شود، آنگاه یکی هم بفرماید: چه پر رو؟! حرفت دهانت را هم لطفاً بفهم! پروتئین دیگر یعنی چه؛ خودتی، خودتی، خودتی ...؟!!! مثل این است که برای مثلاً استاد محاسبات عددی ات در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، خلیج شرقی (Cal state, East Bay) در مشق شب ات بنویسی s.t. for: such that یحتمل اشکال هم کند که این یعنی چه؟ منظورت همان ساچ دَت است دیگر؟! می خواهد بنده خدا مطمئن هم شود دیگر!

اتفاقاً یک حرفی هم بوده است که سلمان مازندرانی کمابیش بچه بودیم هم می فرمودند که حرف متینی هم هست. یک بنده خدایی دیوانه شده بود، این را بردندش نزد یک آینه بینی؛ و او هم توانست مسئله اش را حل کند و در آینه بتواند ببیند که مسئله اش چیست. حالا کاری هم نداریم، ولی بعضی وقتها در بعضیها مسئله این هم هست که آن آینه ی روحشان آنقدر هم صیقل خورده است کانه روح او آینه ای شده است از وجود مبارک ذات اقدس اله، آنچنان که لقب روح الله ای حضرت مسیح علی نبینا علیه السلام را هم داریم! و لذا می فرمایند همین که حضرت مسیح را هم کسی می دید و مشاهده می کرد، به یاد خدا می افتاد! نکته اینجا این است که بالاخره این درست هم هست که شاگرد وقتی می خواهد از حالات خلاء بسمت الفهای بینهایت آیات اللهی مراتب و درجات متعالیه از یک الف به الفی بالاتر هم ارتقاء یابد، بالاخره لازم هم هست که الی ما شاء الله حتی خود را به سلاحهای لازمه ی زمانه اش هم مسلح کند. ولی به هر تقدیر هم آیا واقعاً هم اینطور نیست که اویی که به الفهای بینهایت آیات اللهی مراتب و درجات متعالیه هم ارتقاء یافته است، آینه ی دلش را طوری هم توانسته است صیقلی دهد که آن شاگردی که هنوز در درجات پائین تر هم هست؛ هنوز به آن درجات نرسیده است و لذا باید هم صبر پیشه کند تا بلکه آن درجات را هم بتواند طی کند. مشکل عرفانهایی که در ریاضی فیزیک حکمت متعالیه نظریه های حمیدی مجیدی فقهی هم حتی گیر می کنند و نمی توانند به اجتهاد و حتی حضرات آیات عظام مراجع تقلید و حضرت ولی فقیه مد ظلهم العالی و امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم نزدیک شوند یا بدان سمت حتی میل هم کنند، این است که آیا چقدر هم می توانند به فلسفه و عرفان و حکمت الهی نیز نزدیک شوند و در میان اینکه بابا اصلا خدای شما هم ایراد دارد و شماها همه وهمه هم کمونیست اید از یک سو و از سوی دیگر هم در طیفهای اسرافی سرمایه داریهای استکباری نیز گیر کرده اند و در نوسانات هستند و .... خوب، این دیگر می خواهید خدا و پیغمبر و ائمه ی اطهار و امام زمان عجل الله فرجه الشریف و عرفان و حکمت الهی هم بشناسد یا اینکه روزی هزار بار هم یحتمل دینش را بفروشد و در قعر سیاه چاله های جهنمی هم غرق شود؛ همین را می پسندد و حق را هم بجانب خود لعنت شده اش از جانب خدا هم باز حساب می کند و حتی امام علی امیر المومنین صلوات الله و سلامه علیه را هم باطل می پندارد و می داند و با وقاحت رسانه ای اش هم می کند و ... لا اله الا الله اللهم صل علی محمد و آل محمد و تقبل شفاعته وارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و الذابین عنه و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه و المستشهدین بین یدیه

72399444237266631415

أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَأْتِکُم مَّثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِن قَبْلِکُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّىٰ یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَىٰ نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ ‎﴿البقرة: ٢١٤﴾‏

وَقَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنفِقُ کَیْفَ یَشَاءُ وَلَیَزِیدَنَّ کَثِیرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ طُغْیَانًا وَکُفْرًا وَأَلْقَیْنَا بَیْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَىٰ یَوْمِ الْقِیَامَةِ کُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسَادًا وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ ‎﴿المائدة: ٦٤﴾‏

 

قَالَ یَا قَوْمِ أَرَهْطِی أَعَزُّ عَلَیْکُم مِّنَ اللَّهِ وَاتَّخَذْتُمُوهُ وَرَاءَکُمْ ظِهْرِیًّا إِنَّ رَبِّی بِمَا تَعْمَلُونَ مُحِیطٌ ‎﴿هود: ٩٢﴾‏

مَّا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَکَ مِن سَیِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِکَ وَأَرْسَلْنَاکَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَکَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِیدًا ‎﴿النساء: ٧٩﴾‏

لَّـٰکِنِ اللَّهُ یَشْهَدُ بِمَا أَنزَلَ إِلَیْکَ أَنزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَالْمَلَائِکَةُ یَشْهَدُونَ وَکَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِیدًا ‎﴿النساء: ١٦٦﴾‏

هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَکَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِیدًا ‎﴿الفتح: ٢٨﴾‏

سوره مبارکه طه آیه ۴۶
قالَ لا تَخافا ۖ إِنَّنی مَعَکُما أَسمَعُ وَأَرىٰ﴿۴۶﴾
فرمود: «نترسید! من با شما هستم؛ (همه چیز را) می‌شنوم و می‌بینم!

https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?sid=20&npt=7&aya=46

 

«یا مَن لا یَخفىٰ عَلَیهِ اَنباءُ المُتَظَلِّمین»

 

شرحی بر دعای چهاردهم صحیفه‌ی سجّادیّه بر اساس سوره‌ی مبارکه‌ی فتح و آیات قرآن کریمسلاحی اختصاصی در دست جبهه حق

 دعای چهاردهم صحیفه‌ی سجّادیّه دعای امام سجّاد علیه‌السلام هنگام مواجهه با ظلم ستمگران و درخواست نصرت الهی در برابر ظالمان است. حضرت آیت‌اللّه خامنه‌ای، در توصیه‌ی اخیر خود به مردم ستمدیده‌ی لبنان و غزّه، بر خواندن دعای چهاردهم صحیفه‌ی سجّادیّه، سوره‌ی مبارکه‌ی فتح و دعای توسّل تأکید فرمودند. به همین مناسبت، رسانه‌ی KHAMENEI.IR معارف عمیق دعای چهاردهم صحیفه‌ی سجّادیّه را بر اساس آیات سوره‌ی مبارکه‌ی فتح و دیگر آیات قرآن کریم، شرح داده است.

 خدا؛ شاهد ظلم ظالمان
امیدبخش‌ترین گزاره‌ی این دعا این است که «خدا از همه‌ی اخبار ستمگران و ستمدید‌گان آگاه است.» امام می‌فرماید: «یا مَن لا یَخفىٰ عَلَیهِ اَنباءُ المُتَظَلِّمین»؛ خبرهای دادخواهان و آهِ سوزانِ آن‌ها بر خدا پوشیده نمی‌مانَد. نیز، برای آگاهی از سرگذشت آنان، به گواهی و شهادت کسی نیاز ندارد، زیرا خود همه‌ی حوادث را می‌بیند. قرآن کریم، شهادت خداوند را برای پاداش مؤمنان و عذاب کافران کافی می‌داند: «وَ کَفىٰ بِاللَّهِ شَهیدا»؛ در جای دیگر نیز برخلاف یهودیان که با تعبیر «یَدُ اللَّهِ مَغلولَة» خداوند را دست‌بسته می‌دانند، قرآن کریم به‌صراحت می‌فرماید به همه‌ی رفتارهای کافران و ستمگران احاطه دارد ــ «وَ اللَّهُ بِما یَعمَلونَ مُحیط» ــ و همه‌ی کارهای انسان‌ها را می‌بیند.

 خدا؛ یاور ستمدیدگان
امام سجّاد در فراز دیگر این دعا می‌فرمایند: «وَ یا مَن قَرُبَت نُصرَتُهُ مِنَ المَظلومین»؛ ای کسی که یاری‌اش به ستمدیدگان نزدیک است. این باور امام برگرفته از وعده‌ی صادق الهی به تمام مظلومان جهان است، آنگاه که پیامبر و یاران ایشان چنان به محنت‌ها و سختی‌ها گرفتار شده بودند که می گویند «مَتىٰ نَصرُ اللَّه» و خداوند در یک پاسخ قطعی می‌فرماید: «اَلا اِنَّ نَصرَ اللَّهِ قَریب»؛ هان! به‌یقین، یارى خدا نزدیک است. امام در ادامه‌ی دعا می‌فرماید: «ای آنکه امدادش از ستمگران دور است»؛ این بیان حضرت همان تعبیر خداوند در قرآن کریم است که فرمود: «وَ اللَّهُ لا یَهدِی القَومَ الظَّالِمین»؛ خدا ستمکاران را هدایت نمی‌کند. در مقابل، در سوره‌ی مبارکه‌ی فتح، می‌فرماید که هدف از پیروزی بزرگ فتح مکّه این است که پیامبر را به راهی راست هدایت کند، راهى راست که به گسترش دین و حاکمیّت اسلام مى‌انجامد: «اِنّا فَتَحنا لَکَ فَتحًا مُبینًا ... وَ یَهدِیَکَ صِراطًا مُستَقیما». اساساً، قانون الهی این است که «یُخزِهِم وَ یَنصُرکُم عَلَیهِم»؛ دشمنان را خوار می‌سازد و مؤمنان را پیروز می‌گرداند.

 نقشه‌های نقش‌بر‌آب
امام در فراز دیگری به خدا عرض می‌کند: «خُذ ظالِمی وَ عَدُوّی عَن ظُلمی بِقُوَّتِک»؛ معبودا! با قدرت و نیروی خودت، ستمکار و دشمنم را از ستم به من بازدار، تیغ ستمش را کُند گردان، او را به چیزهای دیگری مشغول کن و از هر دشمنی‌ای که در سر دارد ناتوانش گردان. این درخواست امام از خداوند متعال بر اساس وعده‌ای راستین است که خداوند در قرآن می‌فرماید: «لَن یَضُرُّوا اللَّهَ شَیئًا وَ سَیُحبِطُ اَعمالَهُم»؛ دشمنان هرگز اندک‌زیانى به خدا نمى‌رسانند و به‌زودى خدا کارهایشان را که براى از بین بردن اساس دین سامان داده‌اند، تباه و بى‌اثر خواهد کرد.

 انتقام، تا فرونشستن خشم
یکی دیگر از خواسته‌های امام در این دعا انتقام از دشمنان است: «اَعدِنی عَلَیهِ عَدوى حاضِرَة». بر اساس بیان امام، اثر انتقام باید به گونه‌ای باشد که شدّت خشم و کینه از دشمنان را بهبود داده و دادِ دلِ مظلومان به‌تمامی گرفته شود. اساساً، خداوند انتقام‌گیرنده است: «اِنّا مِنَ المُجرِمینَ مُنتَقِمون». خداوند دلیل انتقام دشمنان را این می‌داند که یاری مؤمنان را بر خود واجب کرده است: «کانَ حَقًّا عَلَینا نَصرُ المُؤمِنین».

 مصیبت‌های ناچیز و آسان
امام سجّاد، در برابر ستم‌های دیگران، از خداوند درخواست پاداش می‌کند. ایشان دو پاداش «بخشش» و «رحمت الهی» را به عنوان عوض ستم‌های ظالمان، از خداوند طلب می‌کند؛ چرا که برخورداری از این دو پاداش، ناخوشایندی‌ها را ناچیز و مصیبت‌ها را آسان می‌سازد: «فَکُلُّ مَکروهٍ جَلَلٌ دونَ سَخَطِکَ وَ کُلُّ مَرزِئَةٍ سَواءٌ مَعَ مَوجِدَتِک». امّا کسانی که مبتلای به خشم و غضب الهی هستند، مشکلات بر آن‌ها گران و مصیبت‌ها سخت می‌گردد. رمز آسان شدن مصیبت‌ها و سختی‌ها همراه بودن خدا با مؤمنان است. اگر موسیٰ در برابر بزرگ‌ترین ستمگر دورانش ــ فرعون ــ تاب مبارزه دارد، به خاطر این است که خداوند به او و برادرش فرمود: «ایاا»؛ من همراه شما هستم و همه چیز را می‌شنوم و می‌بینم.

 نه ستم‌پذیری، نه ستمگری
امام در فراز دیگری از این دعا به یکی از مهم‌ترین اصول دین اسلام تصریح می‌فرماید: «اَللَّهُمَّ فَکَما کَرَّهتَ اِلَیَّ اَن اُظلَمَ فَقِنی مِن اَن اَظلِم»؛ خدایا! همان‌گونه که پذیرش ظلم را زشت می‌دانی، من را از ستمگری نیز نگاه دار. این اصل مهم به‌صراحت در قرآن کریم نیز ذکر شده است: «لا تَظلِمونَ وَ لا تُظلَمون»؛ نه ستم مى‌ورزید و نه بر شما ستم مى‌رود.

 یاری نخواستن از حاکمان طاغوت
امام در ادامه‌ی دعا هشدار می‌دهد که مؤمنان نباید برای تغییر شرایط به غیر خدا شکایت کنند، نباید از هیچ حاکمی جز خدا یاری بخواهند: «اَللَّهُمَّ لا اَشکو اِلىٰ اَحَدٍ سِواکَ وَ لا اَستَعینُ بِحاکِمٍ غَیرِک». قرآن کریم نیز به‌صراحت مؤمنان را از مراجعه به حاکمان طاغوت نهی می‌کند و دستور می‌دهد مؤمنان به حاکمان طاغوتی کفر بورزند: «یُریدونَ اَن یَتَحاکَموا اِلَى الطّاغوتِ وَ قَد اُمِروا اَن یَکفُروا بِه». به طور کلّی، اصل اساسی در قرآن کریم «کفر به طاغوت و ایمان به خدا» است: «فَمَن یَکفُر بِالطّاغوتِ وَ یُؤمِن بِاللَّهِ فَقَدِ استَمسَکَ بِالعُروَةِ الوُثقىٰ». امام سجّاد می‌فرماید: خدایا! حاشا که با وجود تو چنین کنیم؛ خدایا! خودت دعایمان را اجابت کن و شرایط سختی را که ستمگران به وجود آورده‌اند تغییر ده.

 تسلیم در برابر مقدّرات الهی
در فرازهای پایانی دعای چهاردهم صحیفه‌ی سجّادیّه، امام به مقام «رضا» و «تسلیم» می‌پردازند: «وَفِّقنی لِقَبولِ ما قَضَیتَ لی وَ عَلَیَّ وَ رَضِّنی بِما اَخَذتَ لی وَ مِنّی»؛ خدایا! مرا به پذیرش آنچه در مبارزه با ستمگران به سود و زیانم مقدّر فرموده‌ای توفیق ده، و به آنچه برای من از دیگری گرفته‌ای و پیروزم ساختی و نیز از من برای دیگری گرفته‌ای و او پیروز شده است خشنودم ساز. مقام «رضا» بالاترین مقام سالکان الی‌اللّه است و ایمان به مقدّرات الهی و تسلیم در برابر خواسته‌های خداوند نیز قدرت مظلوم را در مبارزه با ستمگران دوچندان می کند، چرا که به پیروزی‌ها مغرور نمی‌شود و از شکست‌های ظاهری سرخورده و ناامید نمی‌گردد.خداوند در سوره‌ی مبارکه‌ی فتح از گروهی از مؤمنان یاد می‌کند که خدا از آنان راضی است، لذا در آنان آرامش و اطمینان قلب پدید آورد و دیرى نمى‌گذرد که فتح خیبر را به آنان پاداش خواهد داد: «لَقَد رَضِیَ اللَّهُ عَنِ المُؤمِنینَ ... فَاَنزَلَ السَّکینَةَ عَلَیهِم وَ اَثابَهُم فَتحًا قَریبا».

 به تصویر کشیدن شکست دشمنان
امام سجّاد در آخرین فراز دعای چهاردهم صحیفه‌ی سجّادیّه از خدا درخواست می‌کند تا پاداش وعده‌داده‌شده به مظلومان و مجازات دشمنان و ستمگران را در دل مؤمنان به تصویر بکشد و مجسّم کند: «وَ صَوِّر فی قَلبی مِثالَ مَا ادَّخَرتَ لی مِن ثَوابِکَ وَ اَعدَدتَ لِخَصمی مِن جَزائِکَ وَ عِقابِک». این درخواست حضرت به هدف اطمینان قلب مؤمنان در تحقّق وعده‌های الهی برای پیروزی نهایی مؤمنان و شکست خفّت‌بار دشمنان است؛ همان‌گونه که حضرت ابراهیم، به هدف اطمینان قلب، از خداوند درخواستِ به تصویر کشیدن و تجسّم زنده شدن مردگان را کرد: «وَ لٰکِن لِیَطمَئِنَّ قَلبی».

در نهایت، امام سجّاد با درخواست استجابت ــ «آمینَ رَبَّ العالَمینَ اِنَّکَ‌ ذُو الفَضلِ العَظیمِ وَ اَنتَ‌ عَلىٰ کُلِّ شَی‌ءٍ قَدیر» ــ دعای چهاردهم صحیفه‌ی سجّادیّه را به پایان می‌رسانند.

https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=58390

 

6 و من کتاب له علیه السلام إلى معاویة

از نامه‌هاى امام علیه السلام است‌

که به معاویه نگاشته‌ [1]

نامه در یک نگاه‌

امام علیه السلام طىّ این نامه در واقع در چند چیز با معاویه اتمام حجت مى‌کند:

نخست اینکه مسأله بیعت او همانند بیعت مردم با خلفاى پیشین بود (بلکه از جهاتى برتر) بنابراین هیچ کس نمى‌تواند به مخالفت با آن برخیزد و باید همه با آن هماهنگ باشند.

دیگر اینکه کسانى که از حوزه بیعت دور بوده‌اند چون به آنها خبر مى‌رسد که مهاجرین و انصار با کسى بیعت کرده‌اند، در نتیجه آنها نیز باید بپذیرند، همان گونه که سابقا هم چنین بوده است.

دیگر اینکه اگر کسى بخواهد از این بیعت خارج شود باید او را باز گردانند و اگر سرکشى و مقاومت کند مسلمانان مى‌توانند با او به جنگ برخیزند.

دیگر اینکه قتل عثمان را بهانه‌اى براى سرپیچى از بیعت قرار دادن بسیار نادرست و بى‌معناست، چرا که امام علیه السلام کمترین دخالت در قتل عثمان نداشته است.

و در پایان- مطابق آنچه در کتاب تمام نهج‌البلاغه است- از معاویه دعوت مى‌کند که با جریر بن عبداللَّه که نماینده آن حضرت بود بیعت کند و آتش‌ها را خاموش سازد.

إِنَّهُ بَایَعَنِی الْقَوْمُ الَّذِینَ بَایَعُوا أَبَا بَکْرٍ وَ عُمَرَ وَ عُثْمَانَ عَلَى‌ مَا بَایَعُوهُمْ عَلَیْهِ، فَلَمْ یَکُنْ لِلشَّاهِدِ أَنْ یَخْتَارَ، وَ لَا لِلْغَائِبِ أَنْ یَرُدَّ، وَ إِنَّمَا الشُّورَى‌ لِلْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ، فَإِنِ اجْتَمَعُوا عَلَى‌ رَجُلٍ وَ سَمَّوْهُ إِمَاماً کَانَ ذلِکَ للَّهِ رِضًا، فَإِنْ خَرَجَ عَنْ أَمْرِهِمْ خَارِجٌ بِطَعْنٍ أَوْ بِدْعَةٍ رَدُّوهُ إِلَى‌ مَا خَرَجَ مِنْهُ، فَإِنْ أَبَى‌ قَاتَلُوهُ عَلَى اتِّبَاعِهِ غَیْرَ سَبِیلِ الْمُؤْمِنِینَ، وَ وَلَّاهُ اللَّهُ مَا تَوَلَّى‌. وَ لَعَمْرِی، یَا مُعَاوِیَةُ، لَئِنْ نَظَرْتَ بِعَقْلِکَ دُونَ هَوَاکَ لَتَجِدَنِّی أَبْرَأَ النَّاسِ مِنْ دَمِ عُثْمَانَ، وَ لَتَعْلَمَنَّ أَنِّی کُنْتُ فِی عُزْلَةٍ عَنْهُ إِلَّا أَنْ تَتَجَنَّى‌؛ فَتَجَنَّ مَا بَدَا لَکَ! وَ السَّلَامُ.

ترجمه‌

(بیعتى که مردم در مدینه با من کردند، براى تو که در شام بودى الزام آور است، زیرا) همان کسانى که با ابوبکر و عمر و عثمان بیعت کردند با همان شرایط با من بیعت نمودند، بنابراین نه حاضران اختیار فسخ یا مخالفت با آن را دارند و نه کسى که غایب بوده حق رد کردن آن را دارد. شورى تنها از آنِ مهاجران و انصار است، هر گاه همگى کسى را برگزیدند و امامش نامیدند، خداوند از او راضى و خوشنود است؛ بنابراین اگر کسى از فرمان آنها با بدگویى یا بدعتى خارج گردد، مسلمانان او را به جاى خود باز مى‌گردانند، و اگر امتناع ورزد، با او پیکار مى‌کنند، چرا که از غیر مسیر مؤمنان تبعیت کرده و خدا او را در بیراهه رها مى‌سازد. اى معاویه! به جانم سوگند اگر با نگاه عقل بنگرى نه با چشم هوا و هوس، مرا از همه مبرّاتر از خون عثمان مى‌یابى و خواهى دانست من به کلى از آن برکنار بودم مگر اینکه در مقام تهمت برآیى و چنین نسبت ناروایى را به من بدهى. اگر چنین است هر تهمتى مى‌خواهى بزن و السلام.

پیام امام امیر المومنین، جلد 9، ص 77- 85 

https://lib.eshia.ir/27571/9/79

 

روایت دکتر لاریجانی مشاور رهبر انقلاب از سفر اخیر به سوریه و لبنان«با روحیه‌ای که در رزمندگان حزب‌الله دیدم، مطمئناً پیروز می‌شوند»

 آقای دکتر علی لاریجانی مشاور رهبر معظم انقلاب اسلامی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام هفته گذشته با سفر به سوریه و لبنان، پیامی را از سوی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، به آقایان بشار اسد رئیس‌جمهوری سوریه و نبیه‌بری رئیس مجلس لبنان ابلاغ کرد. این سفر بازخوردهای زیادی به نفع جبهه مقاومت در رسانه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی داشت و مورد تحلیل و ارزیابی‌های مختلفی قرار گرفت.
به همین مناسبت، رسانه KHAMENEI.IR در گفت‌وگویی اختصاصی با آقای دکتر لاریجانی به تحلیل و بررسی زمینه‌ها و رخدادها و دریافت‌های میدانی وی از این سفر و آثار سیاسی، بین‌المللی و میدانی آن در شرایط ویژه منطقه‌، پرداخته است.
متن و فیلم این گفت‌وگو که روز چهارشنبه ۳۰ آبان صورت گرفت، به شرح زیر منتشر میشود.

...

 آقای دکتر دشمن سعی دارد روی یک انگاره‌ای خیلی تأکید کند، آن هم تحلیلی ارائه میدهد مبنی بر تضعیف اهرمها و بازوهای قدرت جمهوری اسلامی ایران در منطقه و دائماً میخواهد به روش‌های مختلف این را تأکید کند که این اهرمها روز به روز دارند ضعیف‌تر می‌شوند. تحلیل شما از این موضوع چیست؟ چه قدر این موضوع واقعیت دارد، شمایی که در میدان بودید و آنجا را ملاحظه کردید؟
آقای دکتر علی لاریجانی: قبول دارم که این القا را می‌کنند. یعنی به میزان زیادی این القا را هم در کشورهای غربی کردند، هم در کشورهای عربی. شاید همین مسائل باعث شده که کشورهای غربی فکر کردند مثلاً الان شرایط ایران تضعیف شده، پس یک فشاری هم ما از نظر قطعنامه علیه ایران بیاوریم. من این قطعنامه‌ای که الان در آژانس کشورهای غربی دارند دنبال میکنند، یادم می‌آید که شبیه به همان کاری بود که بعد از جنگ ۳۳ روزه، اینها انجام دادند. آن موقع آقای کیسینجر گفته بود الان که این بحران منطقه به وجود آمده، خب یک قطعنامه علیه ایران بدهیم. حالا بحران در لبنان است، اینها سر مسئله‌ی هسته‌ای ما، گفتند ما قطعنامه میخواهیم بدهیم که به محض اینکه وضع در جنگ ۳۳ روزه عوض شد و در واقع رژیم صهیونیستی فهمید دیگر نمیتواند جلو برود در این قضیه، خب رفتند دنبال آتش‌بس و همان موقع یک مرتبه گفتند یک قطعنامه داریم میدهیم علیه ایران. آن موقع من یادم است آقای سولانا زنگ زد به من و گفت که من خیلی متأسفم، چون خرابکارها کار خودشان را کردند. یعنی یک تلقی اشتباهی برایشان پیش آمد. خب حالا ببینید مثلاً از آن موقع که اینها قطعنامه دادند برای جلوگیری از تکنولوژی هسته‌ای، جلوگیری شد؟ یعنی ایران ضعیف شد از آن موقع تا به حال؟ خودشان دارند می‌بینند. الان هم یک اشتباه مشابهی دارند میکنند.

بنابراین من قبول دارم یک همچنین تلقی‌ای ایجاد شده. ولی این تلقی چرا اشتباه است؟ ببینید من حالا در مورد حزب‌الله برایتان شرح دادم. اینها رهبری این سازمان را زدند، معاونش را زدند، بعضی از عناصر مهم صدر اینها را زدند، سه هزار نفر از کادرشان را به هر حال مجروح کردند. یعنی الان وارد کار نمی‌توانند بشوند. پس کادر جدید باید می‌آمد. الان که صحنه را نگاه می‌کنیم، می‌بینیم یک نسل جوان‌تری آمده سر کار و این خصوصیت این جوانها این است که بسیار معتقدند و شجاعند، جسورند. حالا شاید کلمه‌ی جسور یک قدری خوب نباشد ولی این خصوصیت درواقع ابتکارآمیز در شجاعت را دارند و هم‌قسم هم شدند پای لبنان بایستند. خب به همین دلیل اینها مجبور شدند بمانند در کارشان و خیلی خسارت دارند میدهند؛ تا آن جایی که من اطلاع دارم حدود به اندازه‌ی یک لشکر تلفات دادند اسراییلی‌ها در این قضیه. خب این یک نتیجه‌ی کار شد که بازوی چه را زدند؟ کجا زدند؟ ما احتیاج به بازو نداریم. اینها میگویند نیروهای مقاومت؛ نیروی مقاومت یعنی چه؟ یعنی نیروهایی که در منطقه هستند از رفتار خشن و ارباب‌گونه‌ی اینها به عصیان رسیدند. این است. شما در عراق، ‌نیروی مقاومتی وجود نداشته، اینها آمدند آنجا گفتند عراق را میخواهیم ایالت خودمان کنیم، رفتار خشونت‌آمیز با مردم داشتند. مردم عصیان کردند، نیروی مقاومت تهیه کردند. البته ما از هرگونه رفتار خشن نسبت به مسلمانها معترضیم به آنها. یا در یمن، حوثی‌ها بودند ولی نیروی مقاومت به این صورت نبود؛ چرا بوجود آمد؟ ما بوجود آوردیم؟ نه؛ بوجود آوردند خودشان. با دست خودشان بوجود آوردند .عربستان آمد مدام کوبید آنجا را. اینها دیدند راهی جز مقاومت ندارند. بنابراین شدند نیروی مقاومت یمن. همین‌طور در فلسطین. اینها از بین نمی‌روند. ببینید؛ مثلاً در غزّه؛ وقتی ۵۰ هزار نفر آدم را آنجا کشتید هر جوانی احساس میکند یا برادرش یا خواهرش یا پدرش یا مادرش را کشتید. این آرام نمی‌نشیند. خودتان را جای او بگذارید. یا مسلمان فلسطینی که احساس میکند زمینش را غصب کردند و ریختند سرش مرتب، نمیتوانند زندگی کنند، خواهر و برادرش را هم کشتند این چه حالی دارد از نظر روانی؟ این تا آخر عمرش تا این کینه‌ی خودش را خالی نکند، ول نمیکند. میگویند آقای سنوار خیلی آدم تندی است. چه کسی تندش کرده؟ من نمیگویم تند است. میگویم اینکه اینها نقل میکنند میگویند تند است. خب چه کسی تندش کرده؟ شما ۲۵ سال زندانش کرده‌اید، شده سنوار. حالا شما هزاران سنوار درست کردید خودتان، با دست خودتان. این بازوها تقویت شد. اگر اسم بازو میگذارم، ایران که کاری نکرد. ایران فقط گفت شما این کارهایتان غلط است، نباید انجام بدهید. حتماً ما موضعمان موضع گرایش حق‌طلبانه است. ما که یک کشوری نیستیم که نگاه کنیم افراد بروند و موضع خنثی داشته باشیم. ولی این خود شما هستید که دارد اینها را تقویت میکند با دست خود. لذا من درست عکس این فکر میکنم؛ ببینید در کوتاه مدت ضربه زدند، درست است، ما نمیتوانیم نفی کنیم. به هرحال آواره کردند مردم غزّه را ولی ماجرا تمام شده نیست. شما می‌بینید این در آینده چه میشود. یعنی وقتی شما این ضربه را به اینها زدید هزارها آدم و جوان را مصمم کردید که علیه شما بشورند و تمام نمیشود.

...

 با توجه به اینکه شما در ماجرای جنگ ۳۳ روزه دبیر شورای امنیت ملی بودید و درگیر پرونده‌ی لبنان؛ در موقع آن اتفاقات مراوداتی داشتید قطعاً، بعداً هم همین‌جور. بنظر شما در جریان مقاومت از ۲۰۰۶ تا الان چه تغییر و تحوّل واضح و شاخصی رخ داده است؟
آقای دکتر علی لاریجانی: عرض شود که دو موضوع هست؛ یکی اینکه این حادثه‌ی جنگ ۳۳ روزه با حادثه‌ی فعلی چقدر مشابهت دارد و چگونه اداره شده. یکی اینکه در این فاصله شرایط منطقه چه تغییراتی کرده.

در جنگ ۳۳ روزه، تقریباً شبیه به همین وضع پیش آمد منتها با یک تغییراتی؛ ‌اولین موضوع این بود که اینها در هجوم اولیه شبیه امروز بود. یعنی تقریباً دو هفته‌ای یا یک دوازده روز، ۱۲-۱۳ روز اول شتاب اسراییل بسیار زیاد بود و کشت‌وکشتار زیاد و از نظر زمین هم جلو آمده بودند بیشتر از حالا. و در این فاصله هر بحثی راجع به توقف جنگ بود آمریکایی‌ها مخالفت میکردند و من یادم هست آن موقع یک کنفرانسی در رم تشکیل شد آنجا نخست‌وزیر ایتالیا و دیگران پیشنهاد آتش‌بس دادند. آن موقع وزیر خارجه‌ی آلمان یک خانمی بود او سفت مخالفت کرد گفت الان وقت این حرفها نیست. این گذشت و اینها فکر میکردند پیروزند و کار حزب‌الله تمام شد. بعد دوازده سیزده روز که گذشت، تغییر کرد شرایط. بعد از این شرایط خودشان به دست و پا افتادند برای آتش‌بس، قطعنامه آماده شد. قبل آن هرچه قطعنامه بود رد میکردند. تعدادی از این وزرای خارجه‌ی منطقه که نقش دلال را دارند برای آنها، مرتب تماس میگرفتند که این مسئله را سریع‌تر شما حمایت کنید، حل کنید. خودشان افتادند به دست و پا. این نزول و صعود آن موقع هم بود، الان هم هست. یکی این نکته است.

نکته‌ی دیگری که دارای تفاوت هست. البته آن موقع آقای حسن نصرالله بود، شهید سلیمانی بود، اینها خیلی روحیه‌بخش بودند. خب الان اینها نیستند. اما اینها جایگزین کردند. مثل اینکه این جبهه نیاز به یک شهادتهای بزرگ داشت تا این نیروهای جوان هم‌قسم شوند و پای صیانت از لبنان بایستند. یعنی به جای اینکه این موضوع، سایش برای اینها ایجاد کند و فرسایش روحی پیدا کنند، این تبدیل شد به یک انرژی جدید در روحیه‌ی اینها. و اینها پای کارشان ایستادند. درست است یک فقدانهایی دارند ولی این انرژی را خدا به اینها داده، یعنی واقعاً از این نیرو خیلی کار برمی‌آید.

نکته‌ی بعدی این است که توانمندی حزب‌الله قابل مقایسه با قبل نیست؛ در جنگ ۳۳ روزه اینها این مقدار تجربه‌ی عملیاتی نداشتند و خیلی الان تجربه‌ پیدا کردند و همچنین امکانات زیاد. اینها هنوز از تجهیزات مهمشان استفاده نکرده‌اند و اگر استفاده بکنند به نظر من صحنه خیلی تغییر میکند. و شاید اینها فهمیدند که یک مقدار علاقمندند زودتر آتش‌بس بشود. من فکر میکنم صحنه تغییرات و مشابهاتش اینطوری است فعلاً.

منتها از نظر مسئله‌ی نسبتش با ما؛ من مثالی زدم که غربی‌ها یک تلقّی داشتند که چون این ظرفیت ماند و اینها به قول شما بازوی ایرانند، پس یک جای دیگر باید به اینها لطمه بزنیم و آن قطعنامه دادن است.

اصلاً شما مطلب را از نظر منطقی نگاه بکنید؛ خب شما یک دعوایی در منطقه دارید، موضوعش هم موضوع دیگری است؛ چرا برای هسته‌ای دارید قطعنامه میدهید؟ چون آنجا آقای کیسینجر گفته بود الان یک قطعنامه بدهید. پس معلوم است که تلقّی‌تان این بوده، اینجا شما مشکلی پیدا کردید یک جای دیگری باید تلافی دربیاورید. من تحرکی که الان کشورهای اروپایی دارند ایجاد میکنند برای قطعنامه در آژانس را از این سنخ می‌بینم .درواقع دنبال یک رفتار نیشگونانه نسبت به ایران هستند که ما چون در آنجا مثلاً موفق نشدیم به شما ضربه بزنیم یک جای دیگر به شما ضربه میزنیم .منتها یک اشتباهی دارند میکنند؛ ببینید وقتی فرض کنیم ما همان روش گذشته را ادامه میدهیم در قبل که شما قطعنامه صادر کردید برای ایران مزاحمت ایجاد کردید از نظر اقتصادی، ولی ایران توانست خودش را یک قدری باز بیابد. از نظر هسته‌ای شما پیش بردید یا ایران قوی‌تر شد؟ تکنولوژی‌های جدید هسته‌ای پیدا کرد و الان غنی‌سازی‌اش را برده بالای ۶۰ درصد. پس شما موفق نبودید. بله؛ یک خسارت اقتصادی به ما زدید ولی آن کاری که میخواستید که این نبود؛ کاری که میخواستید این بود که ایران را از نظر هسته‌ای جلوگیری کنید .بعد هم نتیجه‌اش این بود که بعد از یک مدتی آمدید گفتید بیایید تفاهم کنیم. تفاهم کردیم باز دوباره آمریکایی‌ها خلف وعده کردند. خب الان در موقعیت مختلفی هستیم. به‌هرحال ما غنی‌سازی را گسترش دادیم و غنی‌ُسازی را بردیم بالای ۶۰ درصد. شما با تجربه‌ای که برای منصرف کردن ایران دارید و دیدید که نمیشود، پس دو تا راه بیشتر پیش رویتان ندارید؛ یکی برگردید به همان برجامی که تصویب شده -خب ایران همیشه به شما گفته بیایید برگردید اشتباهتان را حل کنید البته خسارتهای ما را هم باید یکجوری تأمین کنید-؛ یک راه دیگرش هم این است که خیلی خب، قبول ندارید؟ -چون شنیدم دولت جدید ایالات متحده گفته «ما آن برجام را اصلاً قبول نداریم چون ایرانی‌ها سر ما را کلاه گذاشتند!»- آن وحی منزل نیست، خب بیایید سر موضوع جدید: شما میگویید «ایران هسته‌ای را ما قبول داریم. به سمت بمب نرود عیب ندارد!»؛ ما غنی‌سازی در این حد داریم، خب بیایید توافق کنید -که ایران یک شروطی دارد برای این امر با توجه به تجربه‌ی گذشته- ما به سمت بمب نمی‌رویم، شما هم شروط ما را بپذیرید. توافق بعدی بکنید. بنابراین ما توصیه نمیکنیم شما رفتار غلط قبلی‌تان را دنبال کنید. ولی به‌هرحال این هم یک راه‌حل است. بیایید از این راه‌حل استفاده کنید.

https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=58383

 

یک مسئله ای که در توحید ناب محمد علوی داریم و مدام هم مثل جاده ای است که در حال ساختمان و تعمیر است و استمرار دارد این است که فرض بفرمایید در حماسه ی هندسه  ی خورشید انقلاب، کیست که دارد با چه کسی مماشات و مدارا می کند؟ آیا هندسه ی زمین است که دارد از خورشید هم تاثیر می پذیرد یا بالاخره هندسه ی خورشید هم از زمین تاثیرپذیر است؟ و اینها به چه صورت هم هست؟ مثلاً امواج گرانشی اینجا چطور به کار هم گرفته می شوند؟ یک وقت هست که بحث راجع به مماشات با مقام معظم رهبری مد ظله العالی است، ولی یک وقت هست که مسئله مماشات با حماسه ی هندسه ی خورشید انقلابی است که خورشید و زمین و منظومه ی شمسی و کهکشانها و حتی کیهانشناسی هم از او سرچشمه می گیرد؛ یعنی توحید ناب محمدی علوی، و آیا مقام معظم رهبری مد ظله العالی هم که باشد می توانند بفرمایند که ما با کمتر از توحید مماشات می کنیم چرا که مثلاً عنکبوته هم بدتر از این بنده ی حقیر یک وقت خدای ناکرده ناراحت نشود که نکند ساختمانی که در زیرزمینش هم لانه کرده بخاطر خراب شدن خانه ی تارعنکبوتی اش فرو خواهد هم ریخت یا خیر. خوب، شما با او چطور هم می خواهید مماشات کنید؟ یا او است که باید با شما هم مماشات کند؟ مثالش همین بندگی خدای توحیدی است که امیر المومنین امام علی ابن ابیطالب علیه السلام را دیشب استاد نهج البلاغه نیز راجعش می فرمودند که این معاویه است که در نامه 6 امام علیه السلام نشان داد که باید با امامی که شورا و مردم و بلکه در حقیقت خدا هم او را انتخاب کرده است مماشات کند، و نه اینکه امام مجبور باشد با معاویه مماشات کند؛ و در صورتی که امام حداکثر مماشات را هم با او نشان داد یا خیر؟! این معاویه هم بود که طغیان کرد و نه امام علی امیر المومنین صلوات الله و سلامه علیه؛ اینکه اظهر من الشمس است. دیر شد، دیر شد، بنده ی حقیر بدوم بروم نماز. لا اله الا الله اللهم صل علی محمد و آل محمد و تقبل شفاعته وارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و الذابین عنه و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه والمستشهدین بین یدیه

فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِکَ وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ۗ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مُتَقَلَّبَکُمْ وَمَثْوَاکُمْ ‎﴿محمد: ١٩﴾‏

لِّیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِکَ وَمَا تَأَخَّرَ وَیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَیَهْدِیَکَ صِرَاطًا مُّسْتَقِیمًا ‎﴿الفتح: ٢﴾‏

 

دو سخنرانی حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی مد ظله العالی راجع به آیه ی مبارکه ی 2 سوره فتح در تفسیر آیات 1 الی 7 را درآدرسهای ذیل می توانید بیابید. و علاره بر آن هم می توانید جستجوهای مربوط به "یدالله فوق ایدیهم" را در کتاب پیام امام امیر المومنین علیه السلام حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرای مد ظله العالی در ذیل همین آدرسها در 4 جای کتاب پیام امام امیر المومنین نیز بیابید. و البته جلسات 4 و 5 سوره فتح هم از جمله به "ید الله فوق ایدیهم. می پردازد.

این مسئله که بخشوده شدن گناه چه ربطی هم می تواند به صلح حدیبیه و فتح مکه هم داشته باشد، یحتمل بعضی اشکال هم بفرمایند که مثل مسئله ی شهادت شیهد آیت الله سید حسن نصر الله یا حتی شهادت سردار سلیمانی هم نیست؛ و بلکه به هم ربطی هم ندارند! ولی وقتی در جلسه ی اول و دوم می بینیم که مسئله را به آیه ی مبارکه سوره حشر هم ارتباط می فرمایند که:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مِن دِیَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ ۚ مَا ظَنَنتُمْ أَن یَخْرُجُوا ۖ وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا ۖ وَقَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ ۚ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُم بِأَیْدِیهِمْ وَأَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ ‎﴿الحشر: ٢﴾

یحتمل مسئله بهتر هم روشن شود. ایشان حتی مسئله را به پیروزی انقلاب اسلامی هم ربط می دهند و تشبیه می فرمایند که امروزش هم مسئله همان است. و مسئله چیست؟ مسئله از لحاظ ریاضی فیزیک حکمت متعالیه نظریه های حمیدی مجیدی فقهی این است که آیا وقتی شاگردانی که به عنوان شاگردان و استادانی که در حال زانوی تلمذ زدن نزد ائمه ی مستضعفین هم تشریف دارند، آیا چقدر این شاگرد از حالات خلاء بسمت الفهای بینهایت آیات اللهی مراتب و درجات متعالیه پیشرفته و میل هم کرده است که حتی به اجتهاد هم رسیده است و بلکه حضرات آیات عظام مراجع تقلید و حضرت ولی ققیه مد ظلهم العالی و امام زمان عجل الله فرجه الشریف را هم  متوجه می شود که بحق است و حتی حاضر هم هست در راهش مثل یاران امام حسین علیه السلام شهادت هم دهد؟ یا اینکه خیر؛ هنور بدتر از یزیدیها و بلکه اهل کتاب درکفرش گیر کرده است و گناهان خودش را هم گناهان خودش نمی داند و بلکه امام زمان عجل الله فرجه الشریف را هم به حساب نمی آورد و حتی همه ی گناهان را هم می خواهد بر سر خود پیغمبر هنوز خالی کند و از او می داند و .... یعنی آن اسفار اربعه ای که بین حق و باطل هم قرار است سفرهایی را بین خلق و حق هم طی طریق کند تا جایی که فتوحات مکیه را نیز جهانی نماید و لذا همه ی عالم را هم فتح کند، آیا شاگرد و حتی اساتیدشان و ائمه ی مستضعفین بر علیه استکبار جهانی هم تا کجاها و چه زمانهایی هم توانسته اند در الفهای بینهایت آیات اللهی مراتب و درجات متعالیه را درجات و مراتبش را تکمیل هم بفرمایند و قلوب زمینی را هم آسمانی کرده و بلکه قلوب آسمانی را هم به قلوب زمینی الی  ما شاء الله حتی با نظریه های ایالات متحده چند جهانی استکان نلبکیهای ... ربع و نیم و تمام و ... چرخشی قلوب زمینی و آسمانی هم نزدیک و نزدیکتر کنند و اجازه ندهند قلوب مومنین هم مثل قلوب کافرین سنگدل شوند، و بلکه حتی قلوب کافرین و مشرکین و منافقین را نیز به راه راست هدایت کنند و ....

قُلْ هَـٰذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَىٰ بَصِیرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِی وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ ‎﴿یوسف: ١٠٨﴾‏

رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ کَثِیرًا مِّنَ النَّاسِ فَمَن تَبِعَنِی فَإِنَّهُ مِنِّی وَمَنْ عَصَانِی فَإِنَّکَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ‎﴿ابراهیم: ٣٦﴾‏

یَا أَبَتِ إِنِّی قَدْ جَاءَنِی مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ یَأْتِکَ فَاتَّبِعْنِی أَهْدِکَ صِرَاطًا سَوِیًّا ‎﴿مریم: ٤٣﴾‏

البته این نکته را هم همیشه باید در نظر هم داشت که اطلبوا العلم من المهد الی اللحد، و اطلبوا العلم ولو فی الصین، و بلکه الحکمة ضالة المومن فخذ الحکمة ولو من اهل النفاق. و از جمله هم آخرین مقالات فیزیک انرژی بالا hep را هم یادتان نرود:

https://arxiv.org/abs/2411.13605

https://arxiv.org/abs/2411.13633

https://arxiv.org/abs/2411.13636

https://arxiv.org/abs/2411.13639

https://arxiv.org/abs/2411.13645

https://arxiv.org/abs/2411.13646

https://arxiv.org/abs/2411.13652

https://arxiv.org/abs/2411.13824

https://arxiv.org/abs/2411.13928

https://arxiv.org/abs/2411.13984

https://arxiv.org/abs/2411.14146

https://arxiv.org/abs/2411.14194

https://arxiv.org/abs/2411.14200

...

البته همانطوری که مستحضرید، آرش عربی اردهالی با هاری کریشنا هم مقاله ای (نهمین مقاله ی بالا) در مورد شارژ توپولوژیک ریزحالات BPS  در AdS_3/CFT_2 هم دارند؛ عرض بنده ی حقیر در این موارد این است که یحتمل اگر خیلی هم در این مسائل ریز شویم، آنگاه یحتمل هیچگاه هم نتوانیم به مسائل درشتتری که مربوط به چادر مشکی به عنوان بهترین حجاب مثلاً در جامعة الزهراء هم حتی از طرقی مثل سعی و تلاش و حتی خطا در مسئله ی

P versus NP و حتی همراه حالات BPS با جبرهای BMS ای که بتوان هم در سایتهای گفتگو مثل اینستاگرام و تلگرام و واتزآپ و امثالهم پیدا کرد و آنگاه حتی آیا چقدر هم تنزل کرد به سلمان رشتی و مازندرانی و بلکه یافتن خوانندگان و کنسرتهای آمریکایی و غیر آمریکایی در مکه توسط محمد بن سلمان و .... حجاب چادر مشکی کجا و اینها هم کجا؟ اسلام در آمریکا هم یک چیز است و اما کنسرت آمریکایی حتی غیر اسلامی در مکه نیز چه چیز شیطانی دیگری است! أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ ‎﴿یس: ٦٠﴾‏

آن وقت یحتمل بعضی مصرند حتی نه از طرق مدلهای اگنوستیک اشکال هم کنند که خدای جمهوری اسلامی هم هست که مشکل دارد و برای همین هم هست که حجابها رعایت نمی شوند و جوانان ازدواج نمی کنند و هماهنگیها با آنالیز هارمونیک و آنالیز فوریه طیفی و سینوسی کوسینوسی مثلثاتی و هندسه ی ناجابجایی و نظریه ی ریسمان و حتی ابرتقارن ناشی از برنامه هندسی لنگلندز و نظریه های گالوا و کوهمولوژیهای آنها و کیهانشناسی و ... هم هستند که همه و همه نیز مشکل دارند و ...! بابا توحید اسلام ناب محمدی و علم النفس و روانشناسی متناظر آن را هم دریاب حتی قبل از اینکه بخواهیم امام زمان عجل الله فرجه الشریف را هم دریابیم و ....! یحتمل همین روزها باید یک ایمیلی هم به اروینگ یالوم زده شود و او را به اسلام هم دعوت کرد! لا اله الا الله اللهم صل علی محمد و آل محمد و تقبل شفاعته وارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و الذابین عنه و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه و الممتثلین لاوامره

 

۱۴۰۳/۰۸/۳۰

دیدار جمعی از اعضای جامعة الزهراء با رهبر انقلاب

رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر امروز در دیدار جمعی از مدیران، اساتید و طلاب جامعةالزهرا(س)، این مجموعه اثرگذار را از پدیده‌های بی‌نظیر برآمده از انقلاب اسلامی و موجب افزایش سطح معلومات دینی و اثرگذاری زنان دانستند و با اشاره به ضرورت تحول و روزآمدی حوزه‌های علمیه همپای تحولات جامعه، گفتند: حوزه های علمیه باید برای مسائل مهم جامعه از جمله مسائل اقتصادی، حکمرانی و خانواده نظر داشته باشد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار، تشکیل جامعة‌الزهرا(س) را مرهون ابتکار امام بزرگوار خواندند و گفتند: نفس تشکیل مجموعه‌ای با مأموریت ارتقاء معرفت و آگاهی دینی جمع زیادی از زنان و دختران کشور، بسیار ارزشمند است چرا که تا قبل از آن، زنان در تاریخ کشور از چنین امکانی برخوردار نبوده‌اند.

ایشان با اشاره به صدمات فراوان ناشی از گسترش فرهنگ غربی به جامعه زنان در دوره رضاخانی  از جمله عوارض ناشی از سطح پایین معلومات دینی زنان و نبود مجموعه مختص ارتقاء معرفت دینی آنان، افزودند: امروز جامعةالزهرا(س) متکفل این مأموریت مهم است بنابراین هر چه  بتوانید دانشجویان بیشتری جذب کنید و معلومات دینی آنها را بالاتر ببرید، کاری ارزشمند است.

رهبر انقلاب، لازمه حرکت به سمت تمدن اسلامی را گسترش معارف اصیل دینی در میان عموم مردم خواندند و با توجه به این ضرورت، گفتند: تبلیغ و تبیین معارف اسلامی و احیاء دین، مأموریت مهم دیگر جامعةالزهرا(س) است که باید برای اثرگذاری تربیتی و پیش‌بُرد معنوی زنان که نیمی از جامعه هستند، هدفگذاری و برنامه‌ریزی انجام شود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تحول را امری طبیعی و قهری در عالَم خواندند و گفتند: چنانچه زمام تحول به دست افراد عاقل و متدیّن باشد جامعه و بشریت اعتلاء پیدا می‌کند اما بدون آن، تحول رو به گمراهی و انحطاط می‌رود همچنانکه امروز در جوامع غربی، منکرات عقلی به معروف تبدیل شده است.

ایشان حوزه‌های علمیه را نیز همچون سایر مجموعه‌ها نیازمند تحول دانستند و افزودند: حوزه علمیه برای مردم و تبلیغ و پیش‌بُرد دین و ایجاد حاکمیت دینی است که با توجه به در حال تحول بودن جامعه، حوزه علمیه هم باید برای انجام صحیح وظایف خود روزآمد شود.

رهبر انقلاب، به‌روزرسانی کتاب‌ها و شیوه‌های درسی در حوزه‌های علمیه و ورود به مسائل مورد نیاز جامعه از جمله مسائل پولی و مالی، حکمرانی، خانواده و مسائل جدید همچون رمز ارزها را از جمله الزامات تحول در حوزه علمیه خواندند و افزودند: مخالفت با تحول حوزه علمیه، مخالفت با پیشرفت دین در کشور است البته کسانی باید تحول را ایجاد کنند که صلاحیت آن را داشته باشند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، با اشاره به لزوم حضور زنان دارای سطح بالای معارف دینی در رسانه‌ها و اجتماعات بین‌المللی و نقش جامعةالزهرا(س) در این خصوص، افزودند: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، زنان فاضل پرشماری در جامعه حضور دارند که باید برای بیان مسائل مرتبط با زن و خانواده در رسانه‌ها آماده شوند و همچنین باید بتوانند در مجامع بزرگ جهانی و اسلامی با استناد به آیات و روایات و نهج‌البلاغه، مطالب عالی دینی را بیان کنند که این کار هم در پیشرفت و شناساندن کشور در دنیا و هم در ایجاد امت اسلامی تأثیرگذار خواهد بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، برنامه‌ریزی برای تهذیب و پیشرفت روحی و معنوی زنان در جامعةالزهرا(س) را در کنار آموزش‌های علمی ضروری دانستند و گفتند: بانوی برخوردار از اخلاق اسلامی و تهذیب نفس می‌تواند نسل آینده را متحول و تربیت کند.
در ابتدای این دیدار، خانم برقعی مدیر جامعةالزهرا(س) گزارشی از فعالیت‌ها و برنامه‌های این مجموعه بیان کرد.

https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=58374 

 

جلسه 1، تفسیر سوره فتح:

https://javadi.esra.ir/fa/w/%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8

%B1-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87-

%D9%81%D8%AA%D8%AD-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-

01-1395/03/01-?

redirect=%2F%25D8%25A2%25D8%25B1%25D8%25B4%25DB%258

C%25D9%2588-

%25D8%25AF%25D8%25B1%25D9%2588%25D8%25B3-

%25D8%25AA%25D9%2581%25D8%25B3%25DB%258C%25D8%25B

1%2F-%2Fcategories%2F384945#_ftnref31

جلسه 2، تفسیر سوره فتح:

https://javadi.esra.ir/fa/w/%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8

%B1-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87-

%D9%81%D8%AA%D8%AD-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-

02-1395/03/03-?

redirect=%2F%25D8%25A2%25D8%25B1%25D8%25B4%25DB%258

C%25D9%2588-

%25D8%25AF%25D8%25B1%25D9%2588%25D8%25B3-

%25D8%25AA%25D9%2581%25D8%25B3%25DB%258C%25D8%25B

1%2F-%2Fcategories%2F384945#_ftnref23

جلسه 4، تفسیر سوره فتح:

https://javadi.esra.ir/fa/w/%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8

%B1-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87-

%D9%81%D8%AA%D8%AD-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-

04-1395/03/05-?

redirect=%2F%25D8%25A2%25D8%25B1%25D8%25B4%25DB%258

C%25D9%2588-

%25D8%25AF%25D8%25B1%25D9%2588%25D8%25B3-

%25D8%25AA%25D9%2581%25D8%25B3%25DB%258C%25D8%25B

1%2F-%2Fcategories%2F384945

جلسه 5، تفسیر سوره فتح:

https://javadi.esra.ir/fa/w/%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8

%B1-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87-

%D9%81%D8%AA%D8%AD-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-

05-1395/03/08-?

redirect=%2F%25D8%25A2%25D8%25B1%25D8%25B4%25DB%258

C%25D9%2588-

%25D8%25AF%25D8%25B1%25D9%2588%25D8%25B3-

%25D8%25AA%25D9%2581%25D8%25B3%25DB%258C%25D8%25B

1%2F-%2Fcategories%2F384945

عبارات: "ید الله فوق ایدیهم" در کتاب پیام امام امیر المومنین

https://lib.eshia.ir/27571/1/167

https://lib.eshia.ir/27571/3/571

https://lib.eshia.ir/27571/4/61

https://lib.eshia.ir/27571/6/490

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

یس ‎﴿١﴾‏ وَالْقُرْآنِ الْحَکِیمِ ‎﴿٢﴾‏ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ ‎﴿٣﴾‏ عَلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ ‎﴿٤﴾‏ تَنزِیلَ الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ ‎﴿٥﴾‏ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أُنذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ ‎﴿٦﴾‏ لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَىٰ أَکْثَرِهِمْ فَهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ ‎﴿٧﴾‏ إِنَّا جَعَلْنَا فِی أَعْنَاقِهِمْ أَغْلَالًا فَهِیَ إِلَى الْأَذْقَانِ فَهُم مُّقْمَحُونَ ‎﴿٨﴾‏ وَجَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لَا یُبْصِرُونَ ‎﴿٩﴾‏ وَسَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ ‎﴿١٠﴾‏ إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکْرَ وَخَشِیَ الرَّحْمَٰنَ بِالْغَیْبِ ۖ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ کَرِیمٍ ‎﴿١١﴾‏ إِنَّا نَحْنُ نُحْیِی الْمَوْتَىٰ وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ ۚ وَکُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُّبِینٍ ‎﴿١٢﴾‏

...

 ۞ أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ ۖ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ ‎﴿٦٠﴾

 

 

۱۴۰۳/۰۸/۳۰

فرازی از سخنان رهبر انقلاب مد ظله العالی در دیدار جمعی از اعضای جامعة الزهراء

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، برنامه‌ریزی برای تهذیب و پیشرفت روحی و معنوی زنان در جامعةالزهرا(س) را در کنار آموزش‌های علمی ضروری دانستند و گفتند: بانوی برخوردار از اخلاق اسلامی و تهذیب نفس می‌تواند نسل آینده را متحول و تربیت کند.

https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=58374

 

روایت دکتر لاریجانی مشاور رهبر انقلاب از سفر اخیر به سوریه و لبنان«با روحیه‌ای که در رزمندگان حزب‌الله دیدم، مطمئناً پیروز می‌شوند»

 یک مسئله‌ای در سفر شما، توسط رسانه‌های صهیونی و وابسته‌ی به آنها و دیگران مطرح شد، این بود که وقتی وارد خاک لبنان شدید، آنجا شما و تیم همراهتان مورد تفتیش و بازرسی جدی قرار گرفتید. در مورد این موضوع هم می‌خواستم توضیح بدهید که آیا این صحت داشت یا خیر؟
آقای دکتر علی لاریجانی: به نظرم از این شوخیهای مبتذل در این سفر بعضاً کردند که مثلاً ما در سوریه که بودیم، برای اینکه موضوع را عوض کنند و فضا را تغییر بدهند، یک منطقه‌ی نزدیک محل گفتگوی ما را بمباران کردند. یا مثلاً در لبنان قبل از آمدنِ ما، نزدیک فرودگاه را زدند. ولی خب حالا چه پیامی میخواستند اینها بدهند در این قضیه؟ گفتند ما پیاممان را دادیم. خب چه پیامی؟ شما میخواستید بگویید ما در آسمان لبنان قدرت داریم که یک جایی را بزنیم، خب این را از قبل هم میدانستیم میتوانید بزنید، ولی شما کارتان را میکردید، ما هم کار خودمان را داشتیم میکردیم. تأثیری روی ما هم نداشت. چه پیامی داشت!؟ این [موضوعی که اشاره کردید] هم از آن دروغهای عجیب و غریب است، یعنی اصلاً از بیخ خلاف است؛ ما از هواپیما که پیاده شدیم، سفیر ما پای هواپیما بود و بعضی از نمایندگان مجلس آنجا، از حزب‌الله و دیگران آنجا بودند. ماشین آنجا بود، سوار ماشین شدیم و آمدیم. یعنی اصلاً ما وارد سالن نشدیم که کسی ما را ببیند. چون دیر هم شده بود برای ملاقات، یک قدری ترافیک هم بود، از همانجا، از پای هواپیما آمدیم.

...

من در این سفر روحیه‌هایی را مشاهده کردم که اینها استواری‌شان مثل استواری روز عاشورا بود؛ یعنی اینها این جور بودند که ما در احادیث و روایات می‌خوانیم که [در عاشورا] چه جوری می‌جنگیدند و چه جور آدمهایی بودند که پای آرمانهایشان ایستادند... افرادی بودند با روحیه‌ی بسیار قوی و شاداب. روحیه داشتن در جنگ خیلی مهم است. امیدوار به آینده هستند. برای من اطمینان بخش بود که اینها پیروزند. یعنی این روحیه و این صلابت در کار و این شجاعت در عمل، این‌ها را پیروز میکند.

https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=58383

 

اتفاقاً بنده ی حقیر تا بیایم از خواب  بیدار شوم و آیه ی مبارکه ی آخر سوره کهف را هم شبش یادم رفته بود بخوانم، دیگر دیر شد و از نماز جمعه جا ماندم ولی شنیدم که خطیب محترم نیز می فرمودند مواظب باشید خواب نمانیدها! البته خوابهای ما هم که خواب نیست و بلکه توصیه هم می شود که مومن بخوابد چرا که حتی در خواب هم مومنین عبادت خدا می فرمایند! البته گاهی اوقات هم یک ابهاماتی را برای بعضیها داریم که آیا این کیست که دارد شوخی می کند و بلکه آیا خود خدا هم شوخی می تواند کند؟! مثلاً لغت اگنوستیک (agnostic) به معنای منکر وجود خدا است که اتفاقاً گوگل یک عرفان هم بدان اضافه می کند که: عرفان منکر وجود خدا؛ یعنی عرض بنده ی حقیر این است که منکر وجود خدا هم دیگر عرفان دارد؟!!! ولی در مقاله ای هم در مورد هوش مصنوعی انسان محور (یا با مرکزیت انسانی)  در ساینس دایرکت این فصل دوم با چکیده زیر را هم ارائه می دهد که:

Abstract

Interpretable machine learning has become a hot topic as the complexity and capacity of machine learning models grow. However, these big and complex models, often referred to as black box models because their essence is difficult to understand, still boast high performance that cannot be given up. Model-agnostic methods are an approach to understand the predictive response of a black box model, instead of the response from the original dataset. This chapter first categorizes model-agnostic methods in two ways. They are first categorized by the goal of understanding such as analyzing marginal effect, measuring contribution of each feature, and finding a surrogate model. Then, they are categorized into global or local area of interest. This chapter discusses the focus and strategy in each of six domains. Representative outputs in six domains are demonstrated through a lab session using the statistical software R with the sophisticated package iml.

https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/B9780323856485000086

 

نکته ای که در مورد مدلهای اگنوستیک هوش مصنوعی هم باید توجه داشت این است که اصلا چرا هوش مصنوعی؟ برای اینکه با یک سیستم خیلی بزرگی طرفیم که محاسباتش علی القاعده از عهده ی یک انسان و بلکه انسانها هم خارج است. و لذا مشکلی که در مدلهای اگنویستیک هم می توان با آن مواجه شد، این است که یحتمل دارید سوال یک میلیون دلاری P versus NP را هم سعی و تلاش می کنید که حل کنید و بلکه حتی در راستای امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم دارید تلاش می فرمائید، و آنگاه یک وقت هم دیدید که وارد مدلهایی هم شدید که با رحم اجاره ای (surrogate) هم دارند مسئله را بررسی کرده و بلکه از بررسی مسائل محلی و جهانی امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم اصلا وارد عرفانهایی کاذب از نوع اگنوستیک و منکر وجود خدا هم شدید. یک مدل قضایا یحتمل همین است که آیا کلیه هایتان درست هم دارند کار می کنند؟ برای این مسئله یحتمل منطق فازی که گویا مبتدعش هم لطفی زاده است خوب کار کند.

https://arxiv.org/abs/2411.08805

البته بنده ی حقیر وقتی در برکلی بودم، ایشان را درست نمی شناختم و فقط در این حد بود که می دیدم دو تا ماشین حساب را مثل دو تا شش لول به کمرش می بندد و راهی دفترش در هال اوانز که دانشکده ریاضیات هم همانجا بود، می شود. یک روز ایشان را همان حول و حوشها که دیدم گفتم سوالی دارم و مشورتی از او خواستم. گفت خوب بیا دفترم. بعد از سلام و احوالپرسی، پرسیدم فارسی عرضم را خدمتتان عرض کنم یا انگلیسی. فرمودند همان انگلیسی بهتر است. عرض کردم که وقتی در برکلی بودم، کمی دلتنگ ایران شدم و بقول معروف هٌم سیک شدم و بالاخره در دانشگاه ایالاتی کالیفرنیا در آنروز هیوارد، که حالا معروف شده به خلیج شرقی دارم درسم را تمام می کنم و خوب است برگردم برکلی؟ چیزی زیادی هم نفرمودند و فقط در این حد فرمودند که همان بهتر بروی جاهای دیگری و ....

اتفاقاً این را داشتم هفته ی پیش خدمت خدام نماز جمعه همینطوری که از نماز جمعه هم برمی گشتیم می گفتم که دیروز متوجه شدم خانم دکتر مریم علی اکبرپور در رایس هم از شاگردان رونیت روبینفلد است و بلکه حتی فرصت مطالعاتی پست-دکترایی هم در انستیتو سایمونز در برکلی داشته است.

و لذا در مورد کارکرد آماری کلیه ها نمی دانم چطور هم هست که ما با بعضی از این خدامهای نماز جمعه شوخی هم داریم یا چیست که در مورد مشماها هم بحث می کنیم. که بالاخره آیا مشماهایت را هم پا کرده ای یا خیر. نکته ی آماری مسئله این است که اگر خیلی هم مطمئن و با یقین وارد و خارج از نماز جمعه شدی و اما یک مرتبه و یه هویی کلیه هایت بهت فشار هم آورد، دیگر آنجا انتظار هم نداشته باش که وقتی داری می دوی سمت دست شویی، آنگاه نمازگزاران بنده خدا خیلی هم با سلام و صلوات همه چیز را برگزار کرده و حتی جا مهر و جانمازهایشان را هم از ترس نجس شدن جمع نکنند که حضرت عالی خیلی هم مایلید تشریف ببرید خلاء چون کلیه هایتان را محاسبه کرده اید که آیا چقدر درست دارند کار می کنند یا خیر! ولی عرض بنده ی حقیر این است که یحتمل خیلی جاها حتی این خود خدا هم هست که دارد با شما شوخی می کند چرا که متوجه مسئله هم طرف نیست که من عرف نفسه عرف ربه. آنکسی که خودش یا همان روانش را هم شناخت، خودش را هم می تواند بشناسد. حالا شما هی بفرمائید که بابا توت هم زیادتر بخور، نانت را هم بگو کنجدی بدهند، زیتون و روغن زیتون هم حتی المقدور زیاد بخور و .... و حالا اگر سیر هم خوردی، خیلی با همه سلام و صلوات نکن الا اینکه ماسک هم بزنی یحتمل برای خودت هم حتی خوب باشد و ....

 وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ ۚ أُولَٰئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ‎﴿١٩﴾

و لذا یکی از مواردی که مربوط هم هست به اینکه من عرف نفسه عرف ربه هم همینجا است که بابا مواظب هم باش که در کدام مکان و زمانی هم واقع هستی و از جمله هم آیا کلیه هایت هم بطور اتفاقی و آماری آیا چقدر هم دارند کار می کنند یا بلکه دیگر از کار هم افتاده اند چرا که استکان نلبکیهای چای و سوپ و همبرگر و چلو کباب و آبگوش و دیزی و ... را هم ول نمی کنی، هر چقدر هم که اینها فریاد می زنند که بابا دست از سر ما بردار! و بنابراین همین هم می شود که بنظرت می رسد که نخیر، اصلا این بنده خدای عزیز یعنی همین شهید بزرگوار سید حسن نصر الله، آیاتی از آیات اللهی هم آیا واقعاً خودش بوده است که اینطور هم شهیدش کردند بنده خدا را؟ یا آیا اینها همه قسمتی از فیلمی هم بوده است که وسطهایش کجاها هم سانسور شده یا حتی مشاهده کنند هم خوابش برده و آنگاه متوجه هم نشده که خودش بوده یا بدلش هم بوده است که داشته بدلکاری هم می کرده است و ...؟ عرض بنده ی حقیر این است که شهید سید حسن نصرالله کاری کرد که دیگر احتیاجی هم نیست که امثال نواب صفوی را دیگر احتیاج داشته باشیم؛ چرا که شهید سید حسن نصرالله نشان داد که به تنهایی خود یک امت است و امتی هم هست که تا روز قیامت هم زنده است. حالا آخوندهای معلق زده هم داریم، خوب داشته باشیم! حالا حوزه و دانشگاه هم قات زده اند و بلکه قاطیغوریایی کردن توپولوژیک استکان نلبکیهای ایالات متحده چند جهانی را بطرق ابرتقارنی ... ربع و نیم و تمام و ... چرخشی قلوب زمینی و آسمانی هم گم کرده اند و بلکه سفت سفت به زمین هم چسبیده اند و ولش هم نمی کنند؛ نکنند! شهید آیت الله سید حسن نصر الله قدس سره الشریف برای همیشه آسمانی شد. خدایش را شناخت و رفت به خدایش پیوست و دیگر گیر هوش مصنوعی و مدلهای اگنوستیک آن هم گرفتاری برایش درست نمی کنند و .... ولی خودمانیم یک شوخی دن کیشوتی هم همین است که جایزه ی یک میلیون دلاری حل حدس تابع زتای ریمان و مسئله ی P versus NP را هم دارد کی می دهد و لابد بعضی انتظار هم دارند برای ظهور امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم که مسئله اش را آیات عظام مراجع تقلید و حضرت ولی فقیه و بلکه اعضای محترم مجلس خبرگان با خبرگی تمام هم حل کردند، و حتی مسئله ای ساده تر مثل پوشش حجاب چادر مشکی فاطمی و زینبی را هم که همه و همه حل کردند؛ انگاه گروه مسئله ی P versus NP هم یقیناً و مطمئناً جایزه ی یک میلیون دلاری را می آورد تقدیم می کند به حلال یعنی حل کننده ی مسئله متناظر ریاضی فیزیکی حکمت متعالیه نظریه های حمیدی مجیدی فقهی آن و .... یحتمل خود دن کیشوت هم این وسطها یک جورهایی کلیه هایش خفتش بگیرد که بالاخره آخرش هم ما نفهمیدیم که اصلا یعنی چه P versus NP. یعنی شاعر خیلی قشنگ هم مسئله را عنوان فرموده اند که

گفته بودم چو بیایی، غم دل با تو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی!

البته وجه دیگرش آیه ی ذیل است که به خود پیغمبر هم می فرمودند که ما شهادت هم می دهیم که تو رسول خدایی هستی، ولی خدا خودش هم که می داند که پیغمبرش کیست و خوب منافقین دروغ هم می گویند دیگر و .... 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

إِذَا جَاءَکَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَکَاذِبُونَ ‎﴿١﴾‏ 

لا اله الا الله اللهم صل علی محمد و آل محمد و تقبل شفاعته وارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ ‎﴿آل عمران: ١٦٩﴾‏

الَّذِینَ یَتَرَبَّصُونَ بِکُمْ فَإِن کَانَ لَکُمْ فَتْحٌ مِّنَ اللَّهِ قَالُوا أَلَمْ نَکُن مَّعَکُمْ وَإِن کَانَ لِلْکَافِرِینَ نَصِیبٌ قَالُوا أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَیْکُمْ وَنَمْنَعْکُم مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ فَاللَّهُ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَلَن یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا ‎﴿النساء: ١٤١﴾‏

 

 

۱۴۰۳/۰۸/۳۰

نماهنگ | عند ربهم یرزقون

همزمان با ۳۰ آبان، روز «قهرمان ملّی» و سالگرد پیروزی جبهه مقاومت و پایان سیطره‌ی داعش، «رویداد ملّی قهرمان» و هفدهمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت همراه با انتشار تقریظ‌های حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای بر سه کتاب مربوط به شهدای جبهه مقاومت با عناوین «هواتو دارم»، «مجید بربری» و «بیست سال و سه روز» از سوی مؤسسه‌ی پژوهشی-فرهنگی انقلاب اسلامی برگزار شد.
به همین مناسبت رسانه KHAMENEI.IR برای نخستین‌بار لحظاتی از دیدار خانواده شهدای مدافع حرم سیّدمصطفی موسوی، مجید قربانخانی و مرتضی عبداللهی با رهبر انقلاب را منتشر می‌کند.

https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=58379

 

بنده دنبال مسئله ی P vs NP می گشتم، که یک جورهایی هم به این مقالات رسیدم که مربوط به یادگیری agnostic است!

https://arxiv.org/abs/2204.07196

https://arxiv.org/abs/2411.08805

https://arxiv.org/abs/2202.03906

اینکه آیا مسئله ی پیچیدگی غیبت و بلکه ظهور امام زمان عجل الله فرجه الشریف و ارتباط آن با از آسمان پائین آمدن حضرت عیسی علی نبینا علیه السلام P است یا NP است. یحتمل وقتی ارتباط یک شخص را با امام زمانش در نظر می گیریم، یک مسئله است که آیا چقدر هم P است، ولی وقتی ارتباط اشخاص مختلف و بلکه همه ی اشخاص را با حضرتش در نظر یگیریم هم، یک مرتبه مسئله فرقها دارد که آیا چقدر هم در NP است. و صد البته ظهور و غیاب آن حضرت هم می تواند بر حسب اینکه در چه وضعیتی واقع شده ایم، خیلی مسائل را حل کند؛ خصوصاً اگر نه در غیبت که در زمان ظهور آن حضرت هم واقع شده باشیم و ...! ولی هنوز این مسئله باقی می ماند که آیا کیست که قرار هم هست مسئله را حل کرده یا اثبات هم کند. یعنی اگر امام مسئله را حلش کرد، معنایش آیا این است که ماموم هم می تواند آنرا حل کند و حتی برعکس!

مثلاً اگر خلیفه ای مسئله و مشکل هم داشت که اهل بیت اش را راضی کند که بچه جان چادرت را سر کن دیگر، آنگاه آیا معنایش هم این است که دیگر هیچ کس دیگری هم نمی تواند این کار را کند؟ یا اینکه یحتمل هم همه وهمه نیز بتوانند درست چادرشان را سر کنند، ولی حالا خلیفه هم این لیاقت را ندارد که اهل بیت اش را به راه هم بیاورد و .... و اما یک وقتها هم یحتمل خلطی رخ می دهد که این مسائل را با ظهور و غیبت امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم آیا چقدر اشتباه می کنیم؟! یا مثلاً این را در نظر بگیرید که آیا گناه پیغمبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم هم آنطور که اشاره شده است در آیه ی مبارکه ی 2 سوره فتح هم چیست:

‏ لِّیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِکَ وَمَا تَأَخَّرَ وَیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَیَهْدِیَکَ صِرَاطًا مُّسْتَقِیمًا ‎﴿الفتح: ٢﴾‏

مثلاً این مسئله را هم در نظر بگیرید که بنده داشتم دیشب سعی می کردم ببینم می توانم در موبایلم ایران اینترنشنال و بی بی سی را هم بطور زنده ببینم؟ یک مرتبه نمی دانم چطور شد که فیلترها شکست و تصاویر زنده آمدند و پگاه بنی هاشمی و مراد ویسی هم یه هو شروع کردند به بحثهای عجیب و غریب اپوزیسیونی و آزانس هسته ای و .... حالا یحتمل بعضی هم خدا را شکر می کنند که همان بهتر که ما اصلا اینها را فیلتر شده داریم، هر چند که حتی سایت خامنه ای دات آی آر هم یک جورهایی نمی دانم چرا در موبایلم فیلتر است و حتی به چه کسی هم در این مورد باید شکایت کرد و ...! یک حالت شوخی ای هم گویا دارد. و اما همین مسئله که بالاخره توحید هم کدام است در زمانهای مختلف نیز از چه نوع درهمتنیدیگیها و پیچیدگیهایی برخوردار است و با امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم چطور آیا اوج می گیرد و ...؟ لا اله الا الله اللهم صل علی محمد و آل محمد و تقبل شفاعته و ارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و الذابین عنه و المسارعین علیه فی قضاء حوائجه

https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=58383

https://irane-hamdel.khamenei.ir/

لِّیُدْخِلَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَیُکَفِّرَ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَکَانَ ذَٰلِکَ عِندَ اللَّهِ فَوْزًا عَظِیمًا ‎﴿الفتح: ٥﴾‏

قوله تعالى : « لِیُدْخِلَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ » إلى

آخر الآیة ، تعلیل آخر لقوله : « أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ » على المعنى کما أن قوله : « لِیَزْدادُوا إِیماناً » تعلیل له بحسب اللفظ کأنه قیل : خص المؤمنین بإنزال السکینة وحرم على غیرهم ذلک لیزداد إیمان هؤلاء مع إیمانهم وحقیقة ذلک أن یدخل هؤلاء الجنة ویعذب أولئک فیکون قوله : « لیدخل » بدلا أو عطف بیان من قوله. « لِیَزْدادُوا » إلخ.

وفی متعلق لام « لِیُدْخِلَ » إلخ ، أقوال أخر کالقول بتعلقها بقوله : « فَتَحْنا » أو قوله : « لِیَزْدادُوا » أو بجمیع ما تقدم إلى غیر ذلک مما لا جدوى لإیراده.

وضم المؤمنات إلى المؤمنین فی الآیة لدفع توهم اختصاص الجنة وتکفیر السیئات بالذکور لوقوع الآیة فی سیاق الکلام فی الجهاد ، والجهاد والفتح واقعان على أیدیهم فصرح باسم المؤمنات لدفع التوهم کما قیل.

وضمیر « خالِدِینَ » و « یُکَفِّرَ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ » للمؤمنین والمؤمنات جمیعا على التغلیب.

وقوله : « وَکانَ ذلِکَ عِنْدَ اللهِ فَوْزاً عَظِیماً » بیان لکون ذلک سعادة حقیقیة لا ریب فیها لکونه عند الله کذلک وهو یقول الحق.

https://lib.eshia.ir/12016/18/262

(لِیُدْخِلَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ...) این آیه تعلیلى دیگر براى انزال سکینت در قلوب مؤمنین است، البته تعلیلى است به حسب معنا، هم چنان که جمله‌(لِیَزْدادُوا إِیماناً) تعلیلى است به حسب لفظ، گویا فرموده:

اگر مؤمنین را اختصاص داد به سکینت و دیگران را از آن محروم کرد، براى این بود که ایمان آنان اضافه شود. و حقیقت این اضافه شدن این است که آنان را داخل بهشت و کفار را داخل دوزخ کند. پس جمله لیدخل یا بدل از جمله لیزدادوا ... است، و یا عطف بیان آن.

و در اینکه متعلق لام در لیدخل چیست؟ مفسرین اقوال دیگرى دارند، مثل اینکه متعلق باشد به جمله فتحنا [1] یا جمله یزدادوا [2] یا به همه مطالب قبل‌[3] و از این قبیل اقوالى که فایده‌اى در نقل آنها نیست.

و اگر مؤمنات را در آیه، ضمیمه مؤمنین کرد براى این است که کسى توهم نکند بهشت و تکفیر گناهان مختص مردان است، چون آیه در سیاق سخن از جهاد است، و جهاد و فتح بدست مردان انجام مى‌شود، و به طورى که گفته‌اند: در چنین مقامى اگر کلمه مؤمنات را نمى‌آورد، جاى آن توهم مى‌بود.

و ضمیر در خالدین و در(یُکَفِّرَ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ) هم به مؤمنین برمى‌گردد و هم به مؤمنات و اگر تنها ضمیر مذکر آورد به خاطر تغلیب است.

و جمله‌(وَ کانَ ذلِکَ عِنْدَ اللَّهِ فَوْزاً عَظِیماً) بیان این معنا است که دخول در چنین حیاتى سعادت حقیقى است، و شکى هم در آن نیست، چون نزد خدا هم سعادت حقیقى است و او جز حق نمى‌گوید.

https://lib.eshia.ir/50081/18/393

 

لَّیْسَ عَلَى الْأَعْمَىٰ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِیضِ حَرَجٌ وَمَن یُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ یُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَن یَتَوَلَّ یُعَذِّبْهُ عَذَابًا أَلِیمًا ‎﴿الفتح: ١٧﴾‏

قوله تعالى : « لَیْسَ عَلَى الْأَعْمى حَرَجٌ وَلا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلا عَلَى الْمَرِیضِ حَرَجٌ » رفع للحکم بوجوب الجهاد عن ذوی العاهة الذین یشق علیهم الجهاد برفع لازمه وهو الحرج.

ثم تمم الآیة أیضا بإعادة نظیر ذیل الآیة السابقة فقال : « وَمَنْ یُطِعِ اللهَ وَرَسُولَهُ یُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَمَنْ یَتَوَلَّ یُعَذِّبْهُ عَذاباً أَلِیماً ».

https://lib.eshia.ir/12016/18/282

(لَیْسَ عَلَى الْأَعْمى‌ حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْمَرِیضِ حَرَجٌ) در این آیه حکم جهاد را از معلولین که جهاد برایشان طاقت‌فرساست به لسان رفع لازمه‌اش برمى‌دارد، یعنى نمى‌فرماید اینها حکم جهاد ندارند، بلکه مى‌فرماید لازمه آن را که حرج است ندارند.

آن گاه در اینجا نیز مانند آیه قبلى کلام را با وعده و وعید خاتمه مى‌دهد. در وعده‌اش مى‌فرماید: و هر کس خدا و رسول او را اطاعت کند خدا در بهشتى داخلش مى‌سازد که نهرها از دامنه آن جارى است. و در وعیدش مى‌فرماید و هر کس روى بگرداند خدا به عذابى دردناک معذبش مى‌کند.

https://lib.eshia.ir/50081/18/421

 

۱۴۰۳/۰۸/۳۰

دیدار جمعی از اعضای جامعة الزهراء

دیدار اعضای جامعةالزهراء سلام‌الله‌علیها -حوزه علمیه خواهران قم- ظهر امروز (چهارشنبه) با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند.

https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=58376

 

مور در دقیقه ی 43:52 و 44:34 مسائلی را راجع به براون-داگلاس-فیلمور و اپراتورهای فشرده و کراندار در آنالیز تابعی و جبرهایی که از کسر گروه های اتومورفیسم آنها ایجاد می شوند و ارتباط پیچیدگی اینها با حدس پیوستگی، می گوید که حالا بنده ی حقیر هم نمی توانم کپی پیستش کنم چرا که سایت مجله کوانتتا این کار را بلوکه کرده و اجازه اش را هم نمی دهد. ولی نکته اینجا است که این نوع کارها با C* algebras شروع خوراکها و ارتزاقهایی است برای هندسه ی ناجابجایی و حتی مدل استاندارد ذرات فیزیک و ...! 

https://www.quantamagazine.org/how-can-some-infinities-be-bigger-than-others-20230419/

ولی نکته ای که در عنوان مصاحبه نهفته است که آیا چطور بینهایتهایی بزرگتر از بینهاتهایی دیگر ممکن است؟ را دقیقاً بنظر برسد که مصاحبه جواب نداد و حتی واردش هم نشد. نکته اینجا این است که قبلاً هم ما گفتیم که آیا مثلاً وقتی شاگرد می خواهد از حالات خلاء بسمت الفهای بینهایت آیات اللهی و اجتهاد و حضرات آیات عظام تقلید و حضرت ولی فقیه و امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم میل کند، آیا لازم است که ترتیب الفها را هم حفظ کند و لذا اول باید از الف_0 و بعد الف_1 و بعد هم بالاخره به الف_2 رسیده و آنگاه حتی یحتمل آیا بتواند طی طریق هم کرده و از جاده هم انحراف پیدا نکند و به الفهای بالاتر هم برسد و .... مثلاً آیا لازم است که شاگرد به سطوحی هم برسد که عمامه گذاشته و حجت الاسلام و المسلمین هم خطاب شود و آنگاه به آیت اللهی و درجات بالاتر و ... هم یحتمل برسد؟! البته اینجا یحتمل حضرات آیات هم غلط نکنم قبول دارند که این در مورد امام زمان عجل الله فرجه الشریف صدق نمی کند و او از همان اولی که بدنیا هم می آید امام زمان عجل الله فرجه الشریف است یا اینکه آیا کی و چه زمانی هم هست که همه و همه متوجه امام زمان بودن آن حضرت می شوند؟ والله اعلم ولی علم او علمی حصولی هم نیست و بلکه بقول معروف علمی لدنی هم هست.

قَالَ إِن سَأَلْتُکَ عَن شَیْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِی قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّی عُذْرًا ‎﴿الکهف: ٧٦﴾‏

معمولاً امام بسبب اینکه امام هم هست، چنین انتظاری هم ندارد که ماموم اش او را زیر سوال و مواخذه هم ببرد الا اینکه سوال معقولی هم باشد! البته در مورد خضر و حضرت موسی علی نبینا هم معلوم است که سوالات از روی تعجب هم هستند که بالاخره بابا چرا داری این کارها را هم می کنی و با این حال کارهای حضرت خضر منطقی هم بنظرش نمی رسند؟! و همین هم باعث جدایی آنها از یکدیگر می شود چرا که می فرماید سوالهای الکی لطفاً نپرس!

و لذا، یک وقت هست که مسئله این است که شما می خواهید مسئله ی پیوستگی را در یک خطی از لحاظ هندسی یا از لحاظ نظریه ی مجموعه ی اعداد حقیقی هم بررسی کنید. خوب مسئله ی خوبی هم هست که آیا دیگر اعداد حقیقی آخرش است و ناشمارایی الف_1 منصوب به آن هم کافی است که پیوستگی را به ما بدهد؟ یا اینکه یحتمل اعداد جبری هم می توانند با اینکه شمارایی آنها از نوع الف_0 هعم هست، همین پیوستگی را به ما بدهند. یا حتی یحتمل آیا می توان هم به الفهای بالاتری رفته و بلکه جبرهای اپراتورهای روی فضاهای هیلبرتی را هم وارد خط کرده و .... یعنی اصل پیوستگی روی خط به کدام آیات اللهی نیز ختم می شود آنچنان که دیگر مرز بین کوچک و بزرگی بینهایتهایی را هم خواهیم داشت که دیگر از این الف کوچکترش هم جایز نیست و از آن بزرگترش هم دیگر کار نمی کند؟

خوب، اینجا دنباله های فیبوناچی و بلکه قطع خرطومیهایش و حتی آنالیز هارمونیک و برنامه لنگلندز و بلکه حدس کاکیا و امثالهم و ربطش به نظریه ریسمان و ابرریسمان نیز اینجا چه می شود. یک نکته ای که اینجا یک حالت تکینگی عظیمی را ایجاد می کند این است که در بیگ بنگ یا مهبانگ هم داریم که کیهانشناسی را از یک انفجار عظیم از یک نقطه هم می گوید آغاز می شود. نکته این است که یحتمل خوب هم باشد که مختصات عالم را از همان نقطه ای که هر شخصی نیز هست شروع کند، ولی آیا این هم عقلایی است که مختصات را از نقطه ی تکینگی انفجار عظیم مهبانگ هم بتوان آغاز کرد، و حالا یحتمل با یه ذره هم این ور و آن ور بودن حول آن؟! و لذا از جمله هم این سوالاتی را داریم که مطرح هم شده اند که آیا چند تا سیاه چاله هم می توان در نوک یک سوزن جا داد؟

مسئله را یحتمل جور دیگری هم می توان بررسی کرد که آیا وقتی خورشید سالهای ابری را هم داریم بررسی می کنیم، آیا همین خورشید هم همان خورشیدی است که حتی در پشت ابرهای حماسی هندسه ی خورشید انقلاب هم مانده است و هم او نیز همان امام زمان عجل الله فرجه الشریف نیز هست یا بلکه مسئله را بلکه باید هم از دیدگاه کمونیستی نیز بررسی کرد چرا که نویسنده محترم هم دارد همین کار را می کند؟ نکته ای که در مورد صمد بهرنگی و علی اشرف درویشیان و جتی جلال آل احمد و ... وجود دارد این است که معلمی حتی اگر افکار کمونیستی هم داشته باشد، باز هم شغل انبیاء است حتی اگر خود او هم بدلیل کمونیست بودنش، این را نداند؛ و چرا که دارد به او علم هم می آموزد. و لذا بعضی پشت کمونیسم هم قایم می شوند برای اینکه حرفشان را هم بزنند؛ یحتمل بیشتر از این هم نه می خواهد ونه می تواند وارد مسائل دینی هم شود. و اما یک وقت هم هست که ابهامی نیز تولید می شود که یحتمل تخصصی که نویسنده هم دارد بقدری است که حتی دینمداران هم باید بروند پای درسش زانو بزنند و از او بیاموزند.

مثلاً فرض بفرمایید که در کتاب افسانه ها و متلهای کردی درویشیان، بنده ی حقیر یادم هست که سالها پیش که کتاب را خریده بودم غلط نکنم شعری دارد راجع به دختران هرسینی! حالا فرض بفرمائید که پسربچه هایی هم هستند که سینیها را داده اید دست اینها که بروند سوپ به همه بدهند و بلکه مجمعه هایی از نان و حتی چای هم قرار است سرو کنند؛ و حالا می خواهد دختران هرسینی هم باشند یا غیر آنها! وَیَطُوفُ عَلَیْهِمْ غِلْمَانٌ لَّهُمْ کَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَّکْنُونٌ ‎﴿الطور: ٢٤﴾‏ و لذا این یک حساب و کتابی هم دارد که هر پسر بچه ای را هم دستش یک سینی و مجمعه ای نمی دهید پر از استکانها و نلبکیها و نان و سوپ و همه ی اینها هم انباشته روی هم که بروید همه را با هم یک جورهایی هم سرو کنید. یحتمل هم می خواهید ترتیبی خاص را رعایت کرده و هر سینی و هر مجمعه ای هم حالا آیا چای را آخر می خواهید سرو کنید یا سوپ را اول در یک سینی یا مجعه همراه با نان یا حتی سوا سوا، نان سوا، و سوپ هم سوا و ....

و لذا به همین ترتیب هم آیا شما می خواهید یک سوپهایی هم داشته باشید که کمونیسم و مستضعفین را نیز در جامعه خوب هم بزنند و تحویل مردم دهند و آنگاه هیچ کس هم متوجه نشود که بالاخره آیا حماسه ی هندسه ی خورشید انقلاب هم همان همان حماسه ی خورشید سالهای ابری است یا داستان سالهای دور از خانه هم آنچنان که خورشید را هم حول زمین سرگردان چطور همچون ساربان سرگردان یافته اند یا اینکه حتی مرکزیت خورشید را هم در منظومه ی شمسی را نیز حاشا کنند و ...، یحتمل ابهامات از اینجاها هم شروع شده باشند و ....! و لذا شما اگر ندانید هم که الفهای بینهایت آیات اللهی مراتب و درجات متعالیه برای شاگردی که سعی هم دارد که از حالات خلاء بسمت حتی امام زمان عجل الله فرجه الشریف و یاری او نیز الی ما شاء الله در ایالات متحده چند جهانی استکان نلبکیهای توپولوژیک ابرتقارنی ... ربع و نیم و تمام و ...  چرخشی قلوب زمینی و آسمانی هم پیشروی و ارتقاء یابد و الفهایش را هم درست نداند، یحتمل حتی کار را اجازه هم ندهد که به ولایت فقیه مد ظله العالی هم ختم شود و حماسه ی هندسی خورشید انقلاب هم تحقق یابد و همانجاها بین آیت الله کاشانی و مصدق هم مشکلات دست بگریبان همه و همه شده و بلکه انواع درهمتنیدگیهای گوناگون هم رخ دهند چرا که نه فقط مسائل شناخت شکل طبلها از نوع طیفهایی که از آنها بیرون می آید را آیا چقدر هم تشخیص داده می شوند و ....

البته یحتمل این مسئله را هم بعضی مطرح کرده و اشکال هم کنند که حالا آیا حتی اگر امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم تشریف فرما شوند در وسط این همه مشکلات وقت دارند به زن و بچه های خود هم بفرمایند که آقایان خانمها همه و همه ی دختران و زنها بهتر هم هست که چادر مشکی سر کنند و آنها هم همین کار را کنند و مسئله هم حل است. یعنی عرض بنده این است که صهیونی ها هم وسط کار موش نکشند و میمون بازی راه نیاندازند، امثال شمر و ابن زیاد و ابن مرجانه و عمر ابن سعد و یزید و یزیدیهای زمانه نیز شروع می کنند به دشمنیهای خود که حالا نمونه هایش را هم می بینیم دیگر که آیا ما چقدر هم اصلا از جامعة الزهرا صلوات الله و سلامه علیها واقعاً نیز می فهمیم که یعنی چه؟ 

آدرس سایت جامعة الزهرا: https://jz.ac.ir/

لا اله الا الله اللهم صل علی محمد و آل محمد و تقبل شفاعته وارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و الذابین عنه والمسارعین الیه فی قضاء حوائجه و المستشهدین بین یدیه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُّبِینًا ‎﴿١﴾‏ لِّیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِکَ وَمَا تَأَخَّرَ وَیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَیَهْدِیَکَ صِرَاطًا مُّسْتَقِیمًا ‎﴿٢﴾‏ وَیَنصُرَکَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِیزًا ‎﴿٣﴾‏ هُوَ الَّذِی أَنزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدَادُوا إِیمَانًا مَّعَ إِیمَانِهِمْ ۗ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا ‎﴿٤﴾‏ لِّیُدْخِلَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَیُکَفِّرَ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ ۚ وَکَانَ ذَٰلِکَ عِندَ اللَّهِ فَوْزًا عَظِیمًا ‎﴿٥﴾‏ وَیُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِکِینَ وَالْمُشْرِکَاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ ۚ عَلَیْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ ۖ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ ۖ وَسَاءَتْ مَصِیرًا ‎﴿٦﴾‏ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَکَانَ اللَّهُ عَزِیزًا حَکِیمًا ‎﴿٧﴾‏ إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِیرًا ‎﴿٨﴾‏ لِّتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُ وَتُسَبِّحُوهُ بُکْرَةً وَأَصِیلًا ‎﴿٩﴾‏ إِنَّ الَّذِینَ یُبَایِعُونَکَ إِنَّمَا یُبَایِعُونَ اللَّهَ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ ۚ فَمَن نَّکَثَ فَإِنَّمَا یَنکُثُ عَلَىٰ نَفْسِهِ ۖ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِمَا عَاهَدَ عَلَیْهُ اللَّهَ فَسَیُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیمًا ‎﴿١٠﴾‏ سَیَقُولُ لَکَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ شَغَلَتْنَا أَمْوَالُنَا وَأَهْلُونَا فَاسْتَغْفِرْ لَنَا ۚ یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِم مَّا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ ۚ قُلْ فَمَن یَمْلِکُ لَکُم مِّنَ اللَّهِ شَیْئًا إِنْ أَرَادَ بِکُمْ ضَرًّا أَوْ أَرَادَ بِکُمْ نَفْعًا ۚ بَلْ کَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا ‎﴿١١﴾‏ بَلْ ظَنَنتُمْ أَن لَّن یَنقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَىٰ أَهْلِیهِمْ أَبَدًا وَزُیِّنَ ذَٰلِکَ فِی قُلُوبِکُمْ وَظَنَنتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَکُنتُمْ قَوْمًا بُورًا ‎﴿١٢﴾‏ وَمَن لَّمْ یُؤْمِن بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ سَعِیرًا ‎﴿١٣﴾‏ وَلِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ یَغْفِرُ لِمَن یَشَاءُ وَیُعَذِّبُ مَن یَشَاءُ ۚ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا ‎﴿١٤﴾‏ سَیَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انطَلَقْتُمْ إِلَىٰ مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْکُمْ ۖ یُرِیدُونَ أَن یُبَدِّلُوا کَلَامَ اللَّهِ ۚ قُل لَّن تَتَّبِعُونَا کَذَٰلِکُمْ قَالَ اللَّهُ مِن قَبْلُ ۖ فَسَیَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنَا ۚ بَلْ کَانُوا لَا یَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِیلًا ‎﴿١٥﴾‏ قُل لِّلْمُخَلَّفِینَ مِنَ الْأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلَىٰ قَوْمٍ أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ تُقَاتِلُونَهُمْ أَوْ یُسْلِمُونَ ۖ فَإِن تُطِیعُوا یُؤْتِکُمُ اللَّهُ أَجْرًا حَسَنًا ۖ وَإِن تَتَوَلَّوْا کَمَا تَوَلَّیْتُم مِّن قَبْلُ یُعَذِّبْکُمْ عَذَابًا أَلِیمًا ‎﴿١٦﴾‏ لَّیْسَ عَلَى الْأَعْمَىٰ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِیضِ حَرَجٌ ۗ وَمَن یُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ یُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ۖ وَمَن یَتَوَلَّ یُعَذِّبْهُ عَذَابًا أَلِیمًا ‎﴿١٧﴾‏ ۞ لَّقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِیبًا ‎﴿١٨﴾‏ وَمَغَانِمَ کَثِیرَةً یَأْخُذُونَهَا ۗ وَکَانَ اللَّهُ عَزِیزًا حَکِیمًا ‎﴿١٩﴾‏ وَعَدَکُمُ اللَّهُ مَغَانِمَ کَثِیرَةً تَأْخُذُونَهَا فَعَجَّلَ لَکُمْ هَٰذِهِ وَکَفَّ أَیْدِیَ النَّاسِ عَنکُمْ وَلِتَکُونَ آیَةً لِّلْمُؤْمِنِینَ وَیَهْدِیَکُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِیمًا ‎﴿٢٠﴾‏ وَأُخْرَىٰ لَمْ تَقْدِرُوا عَلَیْهَا قَدْ أَحَاطَ اللَّهُ بِهَا ۚ وَکَانَ اللَّهُ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرًا ‎﴿٢١﴾‏ وَلَوْ قَاتَلَکُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا یَجِدُونَ وَلِیًّا وَلَا نَصِیرًا ‎﴿٢٢﴾‏ سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلُ ۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِیلًا ‎﴿٢٣﴾‏ وَهُوَ الَّذِی کَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ عَنْهُم بِبَطْنِ مَکَّةَ مِن بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَکُمْ عَلَیْهِمْ ۚ وَکَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرًا ‎﴿٢٤﴾‏ هُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا وَصَدُّوکُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَالْهَدْیَ مَعْکُوفًا أَن یَبْلُغَ مَحِلَّهُ ۚ وَلَوْلَا رِجَالٌ مُّؤْمِنُونَ وَنِسَاءٌ مُّؤْمِنَاتٌ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطَئُوهُمْ فَتُصِیبَکُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌ بِغَیْرِ عِلْمٍ ۖ لِّیُدْخِلَ اللَّهُ فِی رَحْمَتِهِ مَن یَشَاءُ ۚ لَوْ تَزَیَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا ‎﴿٢٥﴾‏ إِذْ جَعَلَ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْحَمِیَّةَ حَمِیَّةَ الْجَاهِلِیَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَأَلْزَمَهُمْ کَلِمَةَ التَّقْوَىٰ وَکَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا ۚ وَکَانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمًا ‎﴿٢٦﴾‏ لَّقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْیَا بِالْحَقِّ ۖ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِن شَاءَ اللَّهُ آمِنِینَ مُحَلِّقِینَ رُءُوسَکُمْ وَمُقَصِّرِینَ لَا تَخَافُونَ ۖ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَٰلِکَ فَتْحًا قَرِیبًا ‎﴿٢٧﴾‏ هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ ۚ وَکَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِیدًا ‎﴿٢٨﴾‏ مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ ۖ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا ۖ سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ۚ ذَٰلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ ۚ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ ۗ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا ‎﴿٢٩﴾‏

 

(14) وَ کانَ مِن دعائِه علیه‌السلام اِذَا اعْتُدِىَ عَلَیْهِ‌ اوْ رَأى‌ مِنَ الظّالِمینَ ما لایُحِبُ‌
« هرگاه ستمى به او مى‌رسید »


یا مَنْ لایَخْفى‌ عَلَیْهِ اَنْبآءُ الْمُتَظَلِّمینَ، وَیا مَنْ لایَحْتاجُ فى
اى آن که اخبار شکوه‌کنندگان بر تو مخفى نیست، اى آن که سرگذشت ستمدیدگان

قَصَصِهِمْ اِلى‌ شَهاداتِ الشّاهِدینَ، وَ یا مَنْ قَرُبَتْ نُصْرَتُهُ
نزد تو نیازى به شهادت شاهدان ندارد، اى آن که دوران رسیدن یارى تو

مِنَ الْمَظْلُومینَ، وَ یا مَنْ بَعُدَ عَوْنُهُ عَنِ الظّالِمینَ، قَدْ عَلِمْتَ
به ستمدیدگان نزدیک است، اى آن که مددکاریت از ستمگران دور است، اى

یا اِلهى، ما نالَنى مِنْ فُلانِ بْنِ فُلانٍ مِمّا حَظَرْتَ، وَانْتَهَکَهُ مِنّى
خداى من، تو مى‌دانى از فلانى فرزند فلانى به من آن رسیده که از آن نهى نموده‌اى، و پرده حرمتم را که

مِمّا حَجَزْتَ عَلَیْهِ، بَطَراً فى نِعْمَتِکَ عِنْدَهُ، وَاغْتِراراً بِنَکیرِکَ
بر او ممنوع ساخته بودى دریده، او از باب طغیان در نعمتت، و بى‌اعتنایى به عقابت بر من

عَلَیْهِ. اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى‌ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ خُذْ ظالِمى وَ عَدُوّى
تاخته، بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست، و ستم‌کننده بر من و دشمنم را

عَنْ ظُلْمى بِقُوَّتِکَ، وَ افْلُلْ حَدَّهُ عَنّى بِقُدْرَتِکَ، وَاجْعَلْ
با قوّت خود از ستم بر من بازدار، و با قدرت خود تندى و بُرّایى او را بر من بشکن، و او را به

 

لَهُ شُغْلاً فیما یَلیهِ، وَ عَجْزاً عَمّا یُناویهِ. اَللَّهُمَّ وَ صَلِّ
خودش مشغول دار، و در برابر آن که با او به دشمنى برمى‌خیزد ناتوان ساز. بارخدایا بر محمد و آلش

عَلى‌ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَلاتُسَوِّغْ لَهُ ظُلْمى، وَ اَحْسِنْ عَلَیْهِ
درود فرست، و ستمکار را رخصت ستم بر من مده، و مرا در برابرش نیکو

عَوْنى، وَاعْصِمْنى مِنْ مِثْلِ اَفْعالِهِ، وَلاتَجْعَلْنى فى مِثْلِ
یارى کن، و مرا از ارتکاب نظیر کارهاى او حفظ کن، و در حالتى مانند حالت او قرار

حالِهِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‌ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاَعْدِنى عَلَیْهِ عَدْوى
مده. بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست، و مرا در برابر دشمنم نصرتى بیدرنگ

‌ حاضِرَةً تَکُونُ مِنْ غَیْظى بِهِ شِفآءً، وَ مِنْ حَنَقى عَلَیْهِ
عنایت کن، تا طوفان خشمم نسبت به او فرو نشیند، و داد دلم را از او

وَفآءً. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‌ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ عَوِّضْنى مِنْ
بگیرد. بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست، و عفو و بخششت را در برابر ستم او به من

ظُلْمِهِ لى عَفْوَکَ، وَ اَبْدِلْنى بِسُوءِ صَنیعِهِ بى رَحْمَتَکَ،
عطا کن، و بجاى سوء رفتار او با من رحمتت را پاداشم قرار ده،

فَکُلُّ مَکْرُوهٍ جَلَلٌ دُونَ سَخَطِکَ، وَ کُلُّ مَرْزِئَةٍ سَوآءٌ مَعَ
زیرا هر ناخوشایندى در برابر ترس از قهر تو ناچیز است، و هر مصیبتى پیش خشم

مَوْجِدَتِکَ. اَللَّهُمَّ فَکَما کَرَّهْتَ اِلَىَّ اَنْ اُظْلَمَ فَقِنى مِنْ اَنْ
تو آسان. بارالها همان‌طور که ستم‌کِشى را در نظرم ناخوشایند ساختى مرا نیز از

 

اَظْلِمَ. اَللَّهُمَّ لا اَشْکُو اِلى‌ اَحَدٍ سِواکَ، وَلا اَسْتَعینُ بِحاکِمٍ
ستمکارى حفظ فرما. بارالها به احدى غیر تو شکایت نکنم، و از هیچ حاکمى جز تو یارى

غَیْرِکَ، حاشاکَ، فَصَلِّ عَلى‌ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ صِلْ دُعآئى
نمى‌جویم، حاشا که چنین کنم، پس بر محمد و آلش درود فرست، و دعایم را به

بِالاِْجابَةِ، وَاقْرِنْ شِکایَتى بِالتَّغْییرِ. اَللَّهُمَّ لاتَفْتِنّى بِالْقُنُوطِ
اجابت برسان، و شکایتم را به تغییر وضع کنونى مقرون ساز. بارخدایا مرا به ناامیدى از عدل خود

مِنْ اِنْصافِکَ، وَلاتَفْتِنْهُ بِالْاَمْنِ مِنْ اِنْکارِکَ، فَیُصِرَّ عَلى
آزمایش مکن، و دشمن را به ایمنى از کیفرت امتحان منماى، تا بر ستم بر من

‌ ظُلْمى، وَ یُحاضِرَنى بِحَقّى، وَ عَرِّفْهُ عَمّا قَلیلٍ ما اَوْعَدْتَ
اصرار ورزد، و بر حقّم مستولى شود، و به‌همین زودى اورا به‌آنچه ستمکاران را بدان آن تهدید نموده‌اى

الظّالِمینَ، وَ عَرِّفْنى ما وَعَدْتَ مِنْ‌اِجابَةِ الْمُضْطَرّینَ. اَللَّهُمَّ
آشنا کن، و مرا به اجابتى که به بیچارگان وعده داده‌اى آگاهى ده، بارالها

صَلِّ عَلى‌ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ وَفِّقْنى لِقَبُولِ ما قَضَیْتَ‌لى‌وَعَلَىَّ،
بر محمد و آلش درود فرست، و مرا به پذیرفتن هر سود و زیانى که درباره‌ام مقدّر کرده‌اى موفق کن،

وَ رَضِّنى بِما اَخَذْتَ لى وَ مِنّى، وَ اهْدِنى لِلَّتى هِىَ اَقْوَمُ،
و مرا به آنچه از دیگرى براى من و از من براى دیگرى مى‌ستانى خشنودى ده، و به راست‌ترین راهم رهنمون شو،

وَاسْتَعْمِلْنى بِما هُوَاَسْلَمُ. اَللَّهُمَّ وَاِنْ کانَتِ‌الْخِیَرَةُ لى عِنْدَکَ
و به سالم‌ترین کار بگمار. بارالها اگر خیر مرا در آن بدانى که

 

فى تَاْخیرِ الْاَخْذِ - لى، وَ تَرْکِ الْاِنْتِقامِ مِمَّنْ ظَلَمَنى اِلى‌ یَوْمِ
گرفتن حقّم به تأخیر افتد، و انتقام از کسى که بر من ظلم روا داشته تا روز روشن شدن حق از باطل

الْفَصْلِ وَ مَجْمَعِ الْخَصْمِ، فَصَلِّ عَلى‌ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اَیِّدْنى
و جایگاه فراهم آمدن مدعیان (یعنى روز محشر) متروک ماند، پس بر محمد و آلش درود فرست،

مِنْکَ بِنِیَّةٍ صادِقَةٍ وَ صَبْرٍ دآئِمٍ، وَ اَعِذْنى مِنْ سُوءِ الرَّغْبَةِ
و مرا از جانب خود به نیت صادقانه و صبر همیشگى یارى فرما، و از رغبت ناشایسته

وَ هَلَعِ اَهْلِ الْحِرْصِ، وَ صَوِّرْ فى قَلْبى مِثالَ مَا ادَّخَرْتَ لى
و آزمندى اهل حرص پناه ده، و نقشى از ثوابى که براى من ذخیره

مِنْ ثَوابِکَ، وَ اَعْدَدْتَ لِخَصْمى مِنْ جَزآئِکَ وَ عِقابِکَ،
نموده‌اى، و جزاء و عقابى که براى دشمنم آماده کرده‌اى در دلم مصوّر فرما،

وَاجْعَلْ ذلِکَ سَبَباً لِقَناعَتى بِما قَضَیْتَ، وَ ثِقَتى بِما
و آن را وسیله‌اى براى خرسندى من به قضایت، و اطمینانم به آنچه به جهت من

تَخَیَّرْتَ، امینَ رَبَّ الْعالَمینَ، اِنَّکَ ذُوالْفَضْلِ الْعَظیمِ،
اختیار کرده‌اى قرار ده، اى پروردگار جهانیان دعایم را مستجاب کن، زیرا که تو صاحب فضل عظیمى،

وَ اَنْتَ عَلى‌ کُلِّ شَىْ‌ءٍ قَدیرٌ.
و بر هر کارى توانائى.

صحیفه سجادیه، ترجمه استاد حسین انصاریان، ص 85- 88

https://lib.eshia.ir/10261/1/85

 

دوم دعاى توسل

علامه مجلسى رحمة الله علیه فرموده که: در بعضى از کتب معتبره نقل کرده‌اند از محمد بن بابویه که این دعاى توسل را از ائمه روایت کرده است و گفته است که در هیچ امرى نخواندم مگر آنکه اثر اجابت را بزودى یافتم این است دعا

اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ وَ أَتَوَجَّهُ إِلَیْکَ بِنَبِیِّکَ نَبِیِّ اَلرَّحْمَةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ یَا أَبَا اَلْقَاسِمِ یَا رَسُولَ اَللَّهِ یَا إِمَامَ اَلرَّحْمَةِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلاَنَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اِسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اَللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اَللَّهِ اِشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اَللَّهِ یَا أَبَا اَلْحَسَنِ یَا أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ یَا عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ یَا حُجَّةَ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلاَنَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اِسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اَللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اَللَّهِ اِشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اَللَّهِ یَا فَاطِمَةُ اَلزَّهْرَاءُ یَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ یَا قُرَّةَ عَیْنِ اَلرَّسُولِ یَا سَیِّدَتَنَا وَ مَوْلاَتَنَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اِسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکِ إِلَى اَللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکِ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهَةً عِنْدَ اَللَّهِ اِشْفَعِی لَنَا عِنْدَ اَللَّهِ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ یَا حَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ أَیُّهَا اَلْمُجْتَبَى یَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ یَا حُجَّةَ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلاَنَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اِسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اَللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اَللَّهِ اِشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اَللَّهِ یَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ یَا حُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ أَیُّهَا اَلشَّهِیدُ یَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ یَا حُجَّةَ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ

یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلاَنَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اِسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اَللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اَللَّهِ اِشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اَللَّهِ یَا أَبَا اَلْحَسَنِ یَا عَلِیَّ بْنَ اَلْحُسَیْنِ یَا زَیْنَ اَلْعَابِدِینَ یَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ یَا حُجَّةَ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلاَنَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اِسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اَللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اَللَّهِ اِشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اَللَّهِ یَا أَبَا جَعْفَرٍ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ أَیُّهَا اَلْبَاقِرُ یَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ یَا حُجَّةَ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلاَنَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اِسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اَللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اَللَّهِ اِشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اَللَّهِ یَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ یَا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ أَیُّهَا اَلصَّادِقُ یَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ یَا حُجَّةَ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلاَنَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اِسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اَللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اَللَّهِ اِشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اَللَّهِ یَا أَبَا اَلْحَسَنِ یَا مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ أَیُّهَا اَلْکَاظِمُ یَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ یَا حُجَّةَ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلاَنَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اِسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اَللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اَللَّهِ اِشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اَللَّهِ یَا أَبَا اَلْحَسَنِ یَا عَلِیَّ بْنَ مُوسَى أَیُّهَا اَلرِّضَا یَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ یَا حُجَّةَ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلاَنَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اِسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اَللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اَللَّهِ اِشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اَللَّهِ یَا أَبَا جَعْفَرٍ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ أَیُّهَا اَلتَّقِیُّ اَلْجَوَادُ یَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ یَا حُجَّةَ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلاَنَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اِسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اَللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اَللَّهِ اِشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اَللَّهِ یَا أَبَا اَلْحَسَنِ یَا عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ أَیُّهَا اَلْهَادِی اَلنَّقِیُّ یَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ یَا حُجَّةَ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلاَنَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اِسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اَللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اَللَّهِ اِشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اَللَّهِ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ یَا حَسَنَ

بْنَ عَلِیٍّ أَیُّهَا اَلزَّکِیُّ اَلْعَسْکَرِیُّ یَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ یَا حُجَّةَ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلاَنَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اِسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اَللَّهِ و قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اَللَّهِ اِشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اَللَّهِ یَا وَصِیَّ اَلْحَسَنِ وَ اَلْخَلَفَ اَلْحُجَّةَ أَیُّهَا اَلْقَائِمُ اَلْمُنْتَظَرُ اَلْمَهْدِیُّ یَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ یَا حُجَّةَ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلاَنَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اِسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَى اَللَّهِ و قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اَللَّهِ اِشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اَللَّهِ 99 پس حاجات خود را بطلبد که برآورده مى‌شود إن شاء الله تعالى و در روایت دیگر وارد شده که بعد از این بگوید

یَا سَادَتِی وَ مَوَالِیَّ إِنِّی تَوَجَّهْتُ بِکُمْ أَئِمَّتِی وَ عُدَّتِی لِیَوْمِ فَقْرِی وَ حَاجَتِی إِلَى اَللَّهِ وَ تَوَسَّلْتُ بِکُمْ إِلَى اَللَّهِ وَ اِسْتَشْفَعْتُ بِکُمْ إِلَى اَللَّهِ فَاشْفَعُوا لِی عِنْدَ اَللَّهِ وَ اِسْتَنْقِذُونِی مِنْ ذُنُوبِی عِنْدَ اَللَّهِ فَإِنَّکُمْ وَسِیلَتِی إِلَى اَللَّهِ وَ بِحُبِّکُمْ وَ بِقُرْبِکُمْ أَرْجُو نَجَاةً مِنَ اَللَّهِ فَکُونُوا عِنْدَ اَللَّهِ رَجَائِی یَا سَادَتِی یَا أَوْلِیَاءَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ وَ لَعَنَ اَللَّهُ أَعْدَاءَ اَللَّهِ ظَالِمِیهِمْ مِنَ اَلْأَوَّلِینَ وَ اَلْآخِرِینَ آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ

 

 

۱۴۰۳/۰۸/۲۹

حجّت‌الاسلام حاج‌علی‌اکبری خبر داد:آیات فتح و دعای نصر؛ توصیه رهبر انقلاب برای پیروزی جبهه مقاومت

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی، خواندن سوره فتح، دعای چهاردهم صحیفه سجادیه و دعای توسل را برای موفقیت جبهه مقاومت توصیه کردند.

 همزمان با پیروزی‌های اخیر جبهه‌ی مقاومت و ناکامی دشمن در دستیابی به اهداف خود، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به درخواست راهنمایی برای خواندن برخی ادعیه جهت کسب فتح نهایی برای این جبهه‌ و دفع شر رژیم صهیونی، خواندن «سوره فتح»، «دعای چهاردهم صحیفه سجادیه» و «دعای توسل» را توصیه کردند. این خبر را حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدجواد حاج علی‌اکبری، شامگاه دوشنبه ۱۴۰۳/۰۸/۲۸ در جوار مزار مطهر شهیدسپهبد حاج قاسم سلیمانی در جمع برخی از جوانان بیان کرد که رسانه KHAMENEI.IR متن و فیلم سخنان وی را به شرح زیر منتشر میکند.

 بسم الله الرّحمن الرّحیم
خدا را شکر، هیچ وقت جبهه‌ی اسلام و جبهه‌ی مقاومت در این حد موفّق، سربلند و فاتح و پیروز نبوده؛ الحمدلله. هیچ وقت هم جبهه‌ی کفر و استکبار جهانی، آمریکای جهان‌خوار و این سگ هار او، رژیم صهیونیستی، این‌قدر خوار و ذلیل و رسوا نبوده‌اند. الحمد لله ربّ العالمین که خون مطهّر شهدا و شهدای بزرگمان، حاج قاسم عزیزمان، شهدای جبهه‌ی مقاومت، سیّدحسن نصرالله، اسماعیل هنیّه، یحییٰ سنوار، اینها همه دارد بشارت می‌دهد برای پیروزی‌های بزرگ‌تر؛ ان‌شاءالله.

سؤالی مطرح شده بود که می‌خواستند نظر مبارک رهبر عزیزمان را بدانند که در یک چنین شرایطی، برای فتوحات بزرگ‌تر در جبهه‌ی مقاومت، در سراسر منطقه‌ی مقاومت، مخصوصاً در منطقه‌ی فلسطین و غزّه و لبنان، چه دعایی بکنیم بهتر است؛ این سؤالی بود که مطرح شده بود. بنده پرس‌وجو کردم و فهمیدم نظر مبارک رهبر عزیزمان این است که:
از قرآن کریم، سوره‌ی مبارکه‌ی فتح را بخوانند که در آن، بشارت‌های بزرگی هست؛ از فتوحات، از گشایش‌های بزرگ، از نصرت الهی، در سوره‌ی مبارکه‌ی فتح هست.

از ادعیه نیز فرموده‌اند دعای چهاردهم صحیفه‌ی مبارکه‌ی سجّادیّه را بخوانند که این دعای چهاردهم هم باز دعای درخواست نصر از خدای متعال است در برابر ظلم‌های سنگینی که دارد اتّفاق می‌افتد. البتّه یک قسمتی در این دعا هست که اسم برده می‌شود ــ آنجا که می‌فرماید «فلان ابن فلان» ــ و به جای آن اسم، ان‌شاءالله شما که این دعا را می‌خوانید، اسم صهیونیست‌ها و آمریکا و مانند این‌ها را باید ببرید. این دعا بسیار دعای عالی و خوش‌مضمونی است که در واقع داریم از شرّ ظالمان پناه می‌بریم به خدای متعال و از خدایی که وعده داده مظلومین را نصرت بکند، این توقّع را در این دعا داریم.

همچنین، فرموده‌اند دعای توسّل خوانده شود؛ آنجایی که ما باید در پیشگاه خدای متعال، نام نورانی اهل‌بیت (علیهم السّلام) را ببریم و از ارواح مطهّرشان مدد بخواهیم و ان‌شاءالله به برکت نام آن‌ها و به برکت وجود مقدّسشان و حقیقتشان و نورانیّتشان، خداوند تبارک و تعالیٰ گشایش و نصرت و فتح و پیروزی را بیش از این برای امّت و برای جبهه‌ی مقاومت پیش خواهد آورد، به لطفش و به کرمش.

ما از این جایگاه مقدّس و در کنار مزار شهید بزرگ و عالی‌قدر جبهه‌ی مقاومت، جهان‌مرد حاج قاسم سلیمانی عزیزمان، پاسخ رهبر عزیزتر از جانمان را به این سؤالی که مطرح کرده بودند تقدیم کردیم؛ ان‌شاءالله که منشأ خیر و برکت باشد. همیشه در کنار اقدام، در کنار عملیّات، در کنار فعّالیّت، دعا پیش‌برنده است. پناه بردن به قرآن و حقیقت وحی، به نورانیّت قرآن کریم و توسّل به اهل‌بیت (علیهم السّلام)، ان‌شاءالله مثل همیشه کارها را هموار می‌کند و گشایش‌های بزرگ و فتوحات بزرگی را در پی خواهد داشت.

والسّلام علیکم و رحمة ‌الله

سوره مبارکه فتح | دعای چهاردهم صحیفه سجادیه | دعای توسل

برچسب‌ها: توسل؛ صحیفه سجادیه؛ فلسطین؛ قرآن؛ لبنان؛ جبهه مقاومت؛

https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=58343

نماهنگ | مثل لوتی‌های قدیمی

رسانه KHAMENEI.IR به مناسبت انتشار تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «مجید بربری» روایت نویسنده کتاب و پدر شهید مدافع حرم مجید قربانخانی از تحول او را در نماهنگ «مثل لوتی‌های قدیمی» منتشر میکند.

 همزمان با ۳۰ آبان، روز «قهرمان ملّی» و سالگرد پیروزی جبهه مقاومت و پایان سیطره‌ی داعش، مؤسسه‌ی پژوهشی-فرهنگی انقلاب اسلامی، «رویداد ملّی قهرمان» و هفدهمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت را همراه با انتشار تقریظ‌های حضرت آیت‌الله العظمی‌خامنه‌ای بر سه کتاب مربوط به شهدای جبهه مقاومت با عناوین «هواتو دارم»، «مجید بربری» و «بیست سال و سه روز» برگزار خواهد کرد.

https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=58359

 

نماهنگ | یکی از بچه‌های مسجد

رسانه KHAMENEI.IR به مناسبت انتشار تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «هواتو دارم» روایت نویسنده و راوی کتاب «هواتو دارم» از زندگی شهید مدافع حرم مرتضی عبداللهی را در نماهنگ «یکی از بچه‌های مسجد» منتشر میکند.

 همزمان با ۳۰ آبان، روز «قهرمان ملّی» و سالگرد پیروزی جبهه مقاومت و پایان سیطره‌ی داعش، مؤسسه‌ی پژوهشی-فرهنگی انقلاب اسلامی، «رویداد ملّی قهرمان» و هفدهمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت را همراه با انتشار تقریظ‌های حضرت آیت‌الله العظمی‌خامنه‌ای بر سه کتاب مربوط به شهدای جبهه مقاومت با عناوین «هواتو دارم»، «مجید بربری» و «بیست سال و سه روز» برگزار خواهد کرد.

https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=58340

 

بنده پریشبها داشتم اخبار تلویزیون را می دیدم، در عین حال هم نگاهی به سایت جان دابلیو ادیسون (John W. Addison) در برکلی انداختم. بعد دیدم که آریان ناظم زاده (Arian Nadjimzadeh) از UCLA در برکلی یک سخنرانی دارد راجع به حدس کاکیا (Kakeya conjecture)

Analysis and PDE SeminarArian Nadjimzadah (UCLA)

Leave a reply

The APDE seminar on Monday, 11/18, will be given by Arian Nadjimzadah (UCLA) in-person in Evans 740, and will also be broadcasted online via Zoom from 4:10pm to 5:00pm PST. To participate, please email Federico Pasqualotto (fpasqualotto@berkeley.edu) or Mengxuan Yang (mxyang@math.berkeley.edu).

Title: Improved bounds for intermediate curved Kakeya sets in R^3.

Abstract: A central problem in harmonic analysis is to understand the L^p bounds of oscillatory integral operators. Bourgain showed that if many wavepackets can be arranged to cluster tightly in space, then the operator has poor L^p bounds. The classical Kakeya Conjecture says that this clustering cannot happen for the extension operator for the paraboloid. At the other extreme, there are operators for which the full length of the wavepackets can cluster near a surface.

In this talk we discuss the intermediate case, where the wavepackets through a small ball can cluster near a surface. Most operators exhibit this behavior. For a large class of such operators, we show improved bounds for the corresponding curved Kakeya problems.

The main tools are Wolff’s hairbrush argument, the multilinear Kakeya inequality of Bennett-Carbery-Tao, and a variant of Wolff’s circular maximal function theorem due to Pramanik-Yang-Zahl. The geometric conditions we will call “coniness’’ and “twistiness’’ play a central role.

This entry was posted in Uncategorized on November 15, 2024 by mxyang.

 

بنده یادم رفت مقاله ای از ژان پیر سر هم در نظر قبل بگویم، و لذا این هم آخرین مقاله ی او در آرشیو کرنل است:

https://arxiv.org/abs/2401.12738

ولی از کار ناظم زاده بنده فکر کردم که نکند بتوان حدس کاکیا را به برنامه هندسی لنگلندز هم ربطش داد چرا که آنالیز هارمونیک هم در مبحث برنامه لنگلندز بکار می آید:

https://arxiv.org/search/?query=harmonic+langlands&searchtype=all&source=header

ولی متاسفانه حداقل آرشیو کرنل چیزی در این مورد ندارد که بتوان کاکیا و لنگلندز را با هم نیز جستجو کرد!

ولی در گوگل که جستجو می کردم، در مجله ی کوانتا گویا این دو لغت در مقاله ای  گویا آمده است که البته بنده لنگلندز اش را نیافتم! ولی از اینجا رسیدم به یک پادکست مصاحله ای چالب با جاستین مور (Justion moore) توسط استیون استروگتز (Steven Strogatz) که هر دو هم از دانشگاه کرنل هستند. مثلاً اشاره ای هم به پارادوکس باناخ- تارسکی می کند. بنده فقط گوش می دادم ولی نگو ترانسکریپت مصاحبه را هم اینجا ارائه می دهند:

https://www.quantamagazine.org/how-can-some-infinities-be-bigger-than-others-20230419/

بنظر بنده رسید که مسائل جالبی را جاستین مور راجع به حدس پیوستگی مطرح می کند که آیا در کدام مدلها مثلاً می توان پیوستگی را ثابت کرد و کجاها نمی شود و .... فرض بفرمائید شما همین دنباله ی فیبوناچی را هم داشته باشید. آیا این یک حد بالایی هم دارد که بتوان گفت در تقابلهای ایالات متحده چند جهانی استکان نلبکیهای توپولوژیک ... و ربع و نیم و تمام و ... چرخشی قلوب زمینی و آسمانی، آیا خرطومیهای فیبوناچی را هم می توان قطع کرده (truncations) و بلکه بتوان به هندسه هایی اقلیدسی محلی یا حتی جهانی تخت از حتی هندسه هایی غیر اقلیدسی جهانی هم دست یافت آنچنان که حدس پیوستگی نیز آیا کجاها صادق است و کجاها در کدام مدلهایی هم صدق نمی کنند. و لذا فرض بفرمایید که آنچنان که حافظ هم می فرماید 

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است، 

با دوستان مروت با دشمنان مدارا

مسئله این است که آیا شاگرد در کدام حالات خلاء حتی برای جبرهایی از اتومورفیسمهایی یا همومورفیسمهایی از کدام اپراتورهایی از فضاهای هیلبرت هم می توان  وقتی این بیت شعر صدق نمی کند، آنگاه شاگرد سعی هم کند که در الفهای بینهایت آیات اللهی مراتب و درجات متعالیه و اجتهاد و  حضرات آیات مراجع تقلید و حضرت ولی فقیه مد ظله العالی و امام زمان عجل الله فرجه الشریف نیز به حالاتی ماورای حالات خلائی که این بیت صدق می کند هم برسد و حتی سعی هم کند به حالاتی هم برسد که کلاً برای همه ی ایالات متحده چند جهانی استکان نلبکیهای توپولوژیک ... ربع و نیم و تمام و ... چرخشی قلوب زمینی و آسمانی هم همه و همه حسینی و بلکه در جاده اصلی امام زمانی و نه در مسیرهای انحرافی هم واقع شوند آنچنان که در دعای حضرت آدم علیه السلام هم آمده است که

الهی یا حمید بحق محمد

یا عالی بحق علی

یا فاطر بحق فاطمة

یا محسن بحق الحسن

یا قدیم الاحسان بحق الحسین

اللهم بحق حجتک المهدی علیه السلام

بقیه ی بحث بماند برای بعد .... لا اله الا الله اللهم صل علی محمد و آل محمد و تقبل شفاعته وارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و الذابین عنه و المستشهدین بین یدیه

وَإِذْ قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یَأْتِی مِن بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ ۖ فَلَمَّا جَاءَهُم بِالْبَیِّنَاتِ قَالُوا هَٰذَا سِحْرٌ مُّبِینٌ ‎﴿الصف: ٦﴾‏

 

۱۴۰۳/۰۸/۲۷

روایتی به مناسبت دیدار سفیر جانباز ایران در لبنان با رهبر انقلابآقای دیپلمات در وسط میدان

محمدصادق علیزاده

 «چشم راستم نیمه می‌بیند و امید است که بهتر شود؛ چشم چپ هم خوب است و التهاباتی دارد.» اینها را مجتبیٰ امانی -سفیر ایران در لبنان که در حادثه‌ی پیجرها مجروح شده و چند وقتی بود که دوران نقاهت را طی می‌کرد- به آقا می‌گوید، در ظهر میانه‌ی پاییز تهران. شعله‌ی جنگ که بالا می‌گیرد، تازه مشخّص می‌شود چه کسی اهل میدان است و چه کسی نیست؛ دیپلمات و رزمنده و پیر و جوان و مرد و زن هم ندارد.

ممکن است پسربچّه‌ی تازه‌پوست‌ترکانده‌ای باشد که هنوز بالغ هم نشده امّا در بزنگاه، وسط میدان است و زخم‌چشیده؛ درست مانند آن پسرک سیزده چهارده ساله‌ی لبنانی حادثه‌ی پیجرها که وقتی متوجّه رفتار غیر‌عادی پیجر در دست دختردایی دوساله‌اش شده بود، او را بغل گرفته تا انفجار دست و انگشت او را زخم بزند و آسیبی به دختر معصوم نرسد. این مرحله از نبرد، دیگر این خط‌وربط‌ها حالی‌اش نیست؛ فقط مردها را مشخّص می‌کند.

قصّه‌ی آقای سفیر و دیپلمات ایرانی هم همین است. مأمور و دیپلمات عالی‌رتبه‌ی وزارت امور خارجه‌ی جمهوری اسلامی که در اوج فشار دشمن صهیونی در کنار رزمندگان ماند و ماند و ماند تا آنکه بالاخره زخم صهیون بر تن او هم به یادگاری بنشیند.

آقای امانی، اوّلین نفر نیست و آخرینش هم نخواهد بود. نشان به آن نشان که چندی قبل، وقتی به ملاقات جانبازان لبنانی مقاومت در یکی از بیمارستان‌های تهران رفتیم که برای مداوا به ایران اعزام شده بودند، یکی دیگر از همین قبیله را آنجا دیدیم؛ معتکف در تخت بیمارستان. زخم‌خورده‌ی حادثه‌ی حمله‌ی دشمن به کنسولگری ایران در دمشق بود که با وجود گذشت چند ماه از آن حادثه، هنوز داشت دوران نقاهت را پشت سر می‌گذاشت. دکتر حسین امیرعبداللّهیان که پیگیر درمانش بود، شهید شده بود؛ امّا او هنوز بر تخت بیمارستان، دوران درمان را طی می‌کرد. حالا هم مجتبیٰ امانی، سفیر و نماینده‌ی دیگری از وزارت خارجه‌ی جمهوری اسلامی ایران.

حادثه که بالا بگیرد، دیگر خط‌وربط سیاسی و این دولت و آن دولت مهم نیست؛ در میدان بودن مهم است. خط‌وربط سیاسی که جای خود؛ حتّی جنسیّت و زن یا مرد بودن، پیر یا جوان بودن و فارس یا عرب بودن هم اهمّیّتی ندارد. نشان به آن نشان که همه‌ی جانبازان بستری در آن بیمارستان تهران، از زهرای چندساله تا محمّد شصت‌واندی‌ساله، جرم همگی‌شان ماندن در میدان بود؛ جرم همگی‌شان این بود که از عربده‌ی صهیون نهراسیده بودند و میدان را خالی نکرده بودند.

مرد و زن این میدان همین رزمنده‌ها و زخم‌چشیده‌ها و زن‌ها و مردها و دیپلمات‌ها و غیردیپلمات‌هایی هستند که برای ماندن در میدان از همه چیز گذشته‌اند و منّتی هم بر سَر کسی ندارند؛ فرقی هم نمی‌کند که ایرانی باشند یا غزاوی یا لبنانی یا اهل هر نقطه‌ی دیگر از جهانی که امروز علیه نسل‌کشی انسان به دست جانیان صهیون به فریاد آمده‌اند. مرز این جماعت، عشق است و هر جا او باشد آنجا هم خاک آنها است که اصلاً در همین مرحله است که دیپلماسی و میدان یکی می‌شوند و نمی‌شود تفکیکشان کرد.

https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=58334

 

این دو صفحه از جواهر الکلام را در پاورقی نظر قبل از چهل حدیث امام خمینی قدس سره در باب ریا هم ذکر شده:

على کل حال ، بل قد یعسر عدم القصد إلیها مع التنبه ، ولأنه إذا وجد المکلف ماءین حارا وباردا جاز له اختیار البارد فی الهواء الحار والحار فی البارد ، بل أفرط بعض متأخری المتأخرین فی تأییده بأنه لا دلیل هنا یدل على أزید من اشتراط القربة فی الجملة سواء استقلت أو لا ، والجمیع کما ترى ، لمنع عدم المنافاة فی الأول ، إذ المراد بالإخلاص انما هو قصد الفعل بعنوان الطاعة والامتثال خاصة لا غیر ، وما ذکره من المثال فیه ـ مع احتمال کونه لیس مما نحن فیه باعتبار تعدد ما قصد به لکون الإحرام باللفظ والاعلام بالجهر أو لأنه من الضمائم الراجحة ولها حکم آخر تسمعه إن شاء الله ـ انه لا یصلح لأن یکون دلیلا للمسألة وعدم اقتضاء الحصول کون الفعل له فی الثانی ، وإلا لصح فی الریاء ، ودعوى عسر عدم القصد إلیها ممنوعة إذا أرید بالقصد الأصلی ، ولا یثمر إن أرید غیره ، ومثال الماءین لیس مما نحن فیه ، بل هو من المرجحات لأفراد الواجب المخیر الخارجة عنه بعد کون الداعی إلى الفعل انما هو الله ، وذلک غیر قادح من غیر فرق بین کون المرجح مباحا أو مستحبا أو غیرهما ، ولا ینبغی أن یصغى لما سمعت من الإفراط المتقدم بعد قضاء الکتاب والسنة والإجماع باعتبار الإخلاص فی العبادة ، بل قد یدعى توقف صدق الامتثال علیه ، ومن الممکن تنزیل إطلاق المصنف وغیره الصحة على الصورتین السابقتین ، کما أنه یمکن تنزیل إطلاق الفساد على الصورتین الأخیرتین فیرتفع الخلاف من البین.

وأما إذا کانت الضمیمة ریاء فلا ثواب علیها إجماعا ، وغیر مجزیة على المشهور ، بل لا أعلم فیه خلافا سوى ما عساه یظهر من المرتضى رحمه‌الله فی الانتصار من القول بالاجزاء وإن کان لا ثواب علیها ، وربما مال الیه بعض متأخری المتأخرین ، وفی جامع المقاصد انه لو ضم الریاء بطل قولا واحدا ، ویحکى عن المرتضى رحمه‌الله خلاف ذلک ، ولیس بشی‌ء ، قلت وبالأولى یعرف النزاع منه فیما تقدم.

جواهر الکلام، شیخ محمد حسن نجفی جواهری، جلد 2، ص 96 

https://lib.eshia.ir/10088/2/96

 

وکذا تبطل لو نوى بشی‌ء من أفعال الصلاة الریاء أو غیر الصلاة بلا خلاف أجده ، بل قیل : إنه قطع به المتأخرون فی الأول لکنهم أطلقوا ، قلت : ومقتضاه حینئذ عدم الفرق فی البعض بین الأقوال والأفعال وبین الواجبة والمندوبة والقلیلة والکثیرة مع نیة القربة وعدمها إن قلنا بتصور اجتماعهما ، قال فی کشف اللثام : « تبطل لو نوى الریاء مع القربة أو لا معها ، للنهی المقتضی للفساد » لکن فی المحکی عن نهایة الأحکام « تبطل بالریاء سواء کان ذلک البعض فعلا واجبا أو ذکرا مندوبا أو فعلا مندوبا بشرط الکثرة » وعن فوائد الشرائع « تبطل إذا کان ذلک البعض واجبا أو مندوبا قولیا غیر دعاء وذکر ، ولو کان مندوبا فعلیا لم تبطل إلا مع الکثرة » إلا أنه لم نتحققه ، وعن البیان « لو نوى بالندب الریاء فالإبطال قوی مع کونه کلاما أو فعلا کثیرا » وفی الذکرى « لو نوى ببعضها الریاء ولو کان بالذکر المندوب بطلت ـ إلى أن قال ـ : ولو نوى بالزیادة على الواجب من الأفعال الوجوب أو الریاء أو غیر الصلاة فإنه یلتحق بالفعل الخارج عن الصلاة فیبطل إن کثر ، وإلا فلا » ونحوه فی التذکرة ، وظاهر هؤلاء جمیعا عدم بطلان الصلاة بالریاء فی بعض الأحوال إلا إذا قارنه مبطل آخر من تخلل الفعل الکثیر ونحوه.

وقد یقال : إن المتجه مقتضى الإطلاق الذی عرفت ، لما فیه من التشریع بقصد جزئیة ما قصد فیه الریاء ، بناء على البطلان بمثل ذلک قل أو کثر قولا کان أو فعلا واجبا کان أو مندوبا ، لقوله علیه‌السلام [١] : « من زاد فی صلاته » ونحوه ، ولأن الصلاة عمل واحد قد اعتبر فیه الإخلاص ، والریاء ولو ببعضه مناف للإخلاص به ، قال الصادق علیه‌السلام فی خبر ابن مسکان [٢] فی قول الله [٣] ( حَنِیفاً

مُسْلِماً )‌ : « خالصا مخلصا لا یشوبه شی‌ء » وقال (ع) أیضا فی خبر علی بن سالم [١] : « قال الله عز وجل : أنا خیر شریک ، من أشرک معی غیری فی عمل لم أقبله إلا ما کان خالصا لی » وقال (ع) أیضا فی خبر عمر بن یزید [٢] فی حدیث : « کل عمل تعمله لله فلیکن نقیا من الدنس » وقال (ع) أیضا فی خبر جراح المدائنی [٣] فی قول الله عز وجل [٤] ( فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَلا یُشْرِکْ ) إلى آخره : « الرجل یعمل شیئا من الثواب لا یطلب به وجه الله انما یطلب تزکیة الناس یشتهی أن یسمع به الناس فهذا الذی أشرک بعبادة ربه أحدا‌. وقال الباقر علیه‌السلام فی خبر زرارة وحمران [٥] : « لو أن عبدا عمل عملا یطلب به وجه الله والدار الآخرة وأدخل فیه رضا أحد من الناس کان مشرکا ، وقال : من عمل للناس کان ثوابه على الناس ، یا زرارة کل ریاء شرک » إلى غیر ذلک مما دل على اعتبار الإخلاص فی العبادة ، خصوصا من الریاء الذی هو شرک ، ولعل الریاء ببعض العمل ینافی الإخلاص بالعمل الذی هو عبارة عن مجموع الأفعال ، نحو قولک ضربت زیدا مع وقوع الضرب على بعضه ، کما أنه یمکن تحقق الإشراک بذلک ، إذ هو أعم من إیقاع الفعل لله ولغیره ومن إیقاع بعضه لله والآخر لغیره ، وإن کان الذی ینساق إلى الذهن الأول ، ولکن مرتبة الربوبیة لا تقبل الاشتراکین.

جواهر الکلام، جلد 9، ص 187- 188

https://lib.eshia.ir/10088/9/188

 

یک بحثی که در مورد اتحاد عاقل معقول الی ما شاء الله می تواند واقع شود اینجا است که معقولات مورد بحث فرض بفرمائید فقهی است یا فلسفی و در ابواب حکمت الهی است. در مورد همین صفحات مثلاً آیا شما چقدر می توانید تعقل و تفکر کنید و در معانی آنها جستجو کرده و بلکه به کتاب و سنت و وسائل الشیعه و الکشف اللثام و امثالهم نیز مراجعه بفرمائید و دوباره حتی برگردید به حدیث ریا در اربعین حدیث امام خمینی و .... معقول و منقول مورد بحث در این زمینه آیا نهایتی هم دارید یا اینکه یحتمل شاگرد به به الفهای بنیهایت آیات اللهی مراتب ودرجات متعالیه و اجتهاد و حضرات آیات عظام مراجع تقلید و حضرت ولی فقیه و امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم می تواند سوق و میل دهد و معقولاتش را هم به کمال برساند.

یک وجه دیگر معقولات همین علوم مربوط به نفس و روان و روانکاوی و روانشناسی وروانپزشکی است. مثلاً حساب هم بفرمائید که آیا نویسنده ای که کتابهایی هم نوشته است: انسان خردمند، انسان خداگونه آیا او هم احتیاج دارد که مورد روانکاوی روانشناس معروفی که حالا می خواهد هم یهودی باشد یا حتی غیر یهودی هم قرار گیرد؟ از معقولات و حتی یحتمل منقولات هم نوشته است دیگر. حالا آیا توحید ناب محمدی علوی را هم بکار برده است یا خیر؟! اینها را که تا نخوانید نمی توانید تشخیص دهید دارد چه می گوید. یحتمل دارد از خلافت و خلیفة الله ای هم می گوید ولی همان قدری هم که خودش بلد است دارد بازگو می کند. همین قدر بلد است! حالا یحتمل حتی بعضی اینجا اشکال هم باز کنند که خوب حالا مگر آیات شیطانی هم چه گفته است که باید نویسنده اش هم مهدور الدم شود. در این مورد، مسئله این است که یک مجتهدی مثل امام خمینی قدس سره الشریف هم فتوا داده اند که نویسنده ی کتاب مهدور الدم است، و حالا می خواهد شما کتاب را هم خوانده اید و راجع به آن هم فکر و تعقل کرده اید یا خیر. مسئله اینجا این است که آیا مدعی خلیفة اللهی هم از این نوع است که خدا را هم قبول دارد، یا حتی ادعای آدمیت هم دارد می کند و بدون این فرض که حتی خدا یا واجب الوجود را هم باور داشته باشد و بلکه همان آدم را خود انسان خدا گونه هم فرض بگیرد و ...؟ وانکاوی مسئله اینجا است که آیا این انسان خدا گونه ی مورد بحث هم می تواند همه ی معقولاتش را درست تنظیم کند طوری که بتواند حتی بندگی اش در برابر خدا را هم ثابت کند، یا اینکه خود را هم خود واجب الوجود فرض کرده است و نه ممکن الوجودی از بینهایت ممکن الوجودهایی در عالم طبیعت و در معقولات و منقولات و توهمات و تخیلات و ...؟ یعنی اینجا یک خلطی رخ نمی دهد بین اینکه ممکن الوجودی که حتی خود انسانی خداگونه هم باشد، خود را خدای واجب الوجود هم فرض کند و بلکه آنگاه مدعی هم شود که من که ادعای فرعونی هم نکرده ام و فقط انسانی خداگونه هم هستم که فرض بفرمایید فهمیده ام که دیگر اصلا خدا و پیغمبران و پیغمبر اکرم خاتم النبیین محمد مصطفی صل الله علیه و آله و سلم و ائمه ی اطهار و امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم همه و همه نعوذ بالله یعنی کشک! یعنی این بابا فکر نمی کنید احتیاجی به روانکاوی هم داشته باشد؟ البته یحتمل بعضی روانکاوهای کمونیست یحتمل هم بتوانند او را تایید کنند که حتی دارد راست هم می گوید؛ بنده نمی دانم! ولی در تخیلات و منقولات و حتی معقولات هم می گنجد که یحتمل چنین روانشناسان و روانکاوانی هم باشند که بتوانند چنین مدعی آدمیتی را هم تائید کنند که مثلاً خوب حالا فشار رویش زیاد هم بوده و لهذا دچار بعضی روانپریشیها هم شده است که من بدلم از طرق روانشناسیها و روانکاویهای کمونیستی و مارکسیستی هم مسئله اش را حل کنم. چه عرض شود؟

عرض بنده ی حقیر این است که این معقولات و منقولات را به هر تقدیر در دنیای امروزی هم داریم، ولی آیا انسان وقتی دارد در مسیر جاده ی اصلی دین هم راه می رود و حرکت می کند، چه موقعی هم آیا وارد انحرافاتی شده است و چه موقعی هم در معقولات و منقولات حتی روانکاوی خود و دیگران هم باید تجدید نظر کند که آیا انحرافات روانی آنها را حتی به عنوان یک روانشناس و روانکاو هم به آنها گوشزد کند یا اینکه حتی خود هم به انحرافات کشیده نشود همینطوری که حتی دارد جهاد تبیین و بلکه جهاد فی سبیل الله هم می کند و حالا دارد به سفرهایی مثل حج و عمره و کربلا و عتبات عالیات و مشهد مقدس و  قدس شریف هم زیارتی و سیاحتی حتی حول عالم نیز می گردد. بالاخره فرقهایی هم هست که آیا چراغ هدایت بسمت خلافت و ولایت را هم دارد در نظر می گیرد و کارهایش را سر و سامان هم می دهد یا اینکه خیر؛ خیلی هم در مخیله اش نمی گنجد که آیات انفسی و آفاقی موجود در مبحث امامت هم کدام اند؟ حالا باید هم خدا و پیغمبر را هم بشناسد تا بتواند هر چه بیشتر هم وارد تعقلات و معقولات و منقولات انسان 250 ساله و امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم شود و به اسرار تفاسیر و احادیث و فقه و اصول فقه و بلکه اصول دین هم الی ما شاء الله بخواهد پی ببرد. اقل کم در قدم اول باید هم محب اهل بیت عصمت و طهارت هم گردد تا بتواند از شیعیان آن حضرت هم واقع شده باشد یا خیر؟ حافظ چه می فرماید؟

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

با دوستان مروت با دشمنان مدارا

خوب بله، ولی اگر وارد احتجاجاتی هم شدیم که دشمن تصمیم گرفت با بمبهای دو تنی هم تشریف فرما شوند سراغ شما، آیا باز هم می فرمائید که حالا روانکاوی اش هم مشکل دارد و بهتر است روانکاو بهتری را هم برایش بیابیم تا دفعه ی بعد بمبهای بجای یک و یک تنی، بمبهای دو تنی و سه تنی و پنج تنی و ... اینها را هم به سر ما نریزد؟ یحتمل دنباله ی فیبناچی را هم در این میان تشخیص داده اید دیگر؟ و لهذا این مقالات را هم فعلاً بنگیرید:

https://arxiv.org/abs/2411.09383

https://arxiv.org/abs/2411.08916

https://arxiv.org/abs/2411.05052

https://arxiv.org/abs/2411.04465

https://arxiv.org/abs/2410.23458

https://arxiv.org/abs/2410.23383

بعضی یحتمل اینجا اشکال بفرمایند که آیا تو وسط بمبهای چند تنی فیبوناچی بر سر همه و همه هم یحتمل فکر ایالات متحده چند جهانی استکان نلبکیهای توپولوژیک ابرتقارنی (و بلکه ابرریسمانی حتی حوری کریستینا ترازی) و حتی نیز ترازی/ناترازی/همترازی ابرریسمانی ... ربع و نیم و تمام و ... چرخشی قلوب زمینی و آسمانی هم تشریف دارید؛ و بلکه حتی به معقولات و منقولات روانکاوی دشمن هم داری می پردازی که آیا اگر حساب کتاب هم کرد که برود با یک چیزی دیگر هم بزند توی سر استادی و بکشدش هم، آنگاه تکلیف چیست؟ و آنگاه حتی اشکال هم بفرمایند که بابا اول چند تا فیبوناچی بزن توی سر دشمن مملو از جرثومه های فساد بلکه آدم هم شود و آنگاه از این حساب کتابهای روانکاوی و دیگر بمبهای فیبوناچی و ... اینها هم بکن! اشکال است دیگر، در معقولات و منقولات بی حد و حساب هم الی ما شاء الله یحتمل حضرات اشکال هم بفرمایند و باید هم جوابشان را داد و حالا هر چقدر هم که دنباله های فیبوناچی از همه نوع را هم محاسبات دارند. می فرماید قریب 2200 مقاله وارده هم در آرشیو کرنل می توانید در بابا فیبوناچی حتی بیابید. مقالات اخیر زان پیر سر هم حالا هیچی: 

حتی آرشیو هم گیر کرد و نمی گذارد کارت را بکنی و ...! ولی یحتمل هم بتوانید وارد مباحث ریسمانی فیبوناچی و بلکه هندسه ی ناجابجایی آن هم شوید و ... آرشیو هم درست شد؛ اینترنت قطع شده بود:

https://arxiv.org/abs/1905.09960

https://arxiv.org/abs/1811.02593

https://arxiv.org/abs/1504.02421

string theory Fibonacci:

https://arxiv.org/search/?query=string+theory+fibonacci&searchtype=all&source=header

به هر حال، مسئله این است که از جاده ی اصلی هم به گفته ی امیر المومنین علی ابن ابیطالب صلوات الله و سلامه علیه حتی در متن و حاشیه ی نظرات هم خارج نشده و بلکه خواننده ی محترم به انحرافات هم کشیده نشود. مثلاً این کتاب هم می تواند برای کودکان آموزنده باشد: بزرگ شدن در سپیدان زینب ایمان طلب. یحتمل مسئله از این نوع هم تشخیص داده شود که مسائل و قضایای ریسمانهای فیبوناچی در ایالات متحده چند جهانی استکان نلبکیهای توپولوژیک ... ربع و نیم و تمام و ... قلوب زمینی و آسمانی، آیا جاده ای اصلی و حتی دو طرفه هم هست یا اینکه صرفاً یک طرفه هم می باشد؛ و مثلاً صرفاً سیر صعودی هم دارد یا اینکه سیر نزولی هم دارد و ...؟! و آنگاه روانکاوی این ریسمانها هم از چه نوع است؟!

361 إِذَا کَانَتْ لَکَ إِلَى اللَّهِ، سُبْحَانَهُ، حَاجَةٌ فَابْدَأْ بِمَسْأَلَةِ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِهِ صلى الله علیه و آله، ثُمَّ سَلْ حَاجَتَکَ؛ فَإِنَّ اللَّهَ أَکْرَمُ مِنْ أَنْ یُسْأَلَ حَاجَتَیْنِ، فَیَقْضِیَ إِحْدَاهُمَا وَیَمْنَعَ الْأُخْرَى.

امام علیه السلام فرمود:

هرگاه حاجتى به درگاه حق داشتى، نخست با صلوات بر پیامبر صلى الله علیه و آله شروع کن، سپس حاجت خود را بخواه زیرا خداوند، کریم‌تر از آن است که دو حاجت از او بخواهند، یکى را قبول و دیگرى را رد کند. [1]

https://lib.eshia.ir/27571/15/17

لا اله الا الله اللهم صل علی محمد وآل محمد و تقبل شفاعته وارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و الذابین عنه و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه

33294543210987654321

فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَـٰکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَـٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ وَلِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ‎﴿الأنفال: ١٧﴾‏

وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَمَسَاکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَکْبَرُ ذَٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ‎﴿التوبة: ٧٢﴾‏

جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَهَا وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّیَّاتِهِمْ وَالْمَلَائِکَةُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِم مِّن کُلِّ بَابٍ ‎﴿الرعد: ٢٣﴾‏

جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَهَا تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُمْ فِیهَا مَا یَشَاءُونَ کَذَٰلِکَ یَجْزِی اللَّهُ الْمُتَّقِینَ ‎﴿النحل: ٣١﴾‏

أُولَـٰئِکَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ یُحَلَّوْنَ فِیهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَیَلْبَسُونَ ثِیَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّکِئِینَ فِیهَا عَلَى الْأَرَائِکِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا ‎﴿الکهف: ٣١﴾‏

جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدَ الرَّحْمَـٰنُ عِبَادَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّهُ کَانَ وَعْدُهُ مَأْتِیًّا ‎﴿مریم: ٦١﴾‏

جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَذَٰلِکَ جَزَاءُ مَن تَزَکَّىٰ ‎﴿طه: ٧٦﴾‏

جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَهَا یُحَلَّوْنَ فِیهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِیهَا حَرِیرٌ ‎﴿فاطر: ٣٣﴾‏

جَنَّاتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الْأَبْوَابُ ‎﴿ص: ٥٠﴾‏

رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدتَّهُمْ وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّیَّاتِهِمْ إِنَّکَ أَنتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ‎﴿غافر: ٨﴾‏

یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَیُدْخِلْکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَسَاکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَٰلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ‎﴿الصف: ١٢﴾‏

جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا رَّضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَٰلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ ‎﴿البینة: ٨﴾‏

 یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ‎﴿٢٧﴾‏ ارْجِعِی إِلَىٰ رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً ‎﴿٢٨﴾‏ فَادْخُلِی فِی عِبَادِی ‎﴿٢٩﴾‏ وَادْخُلِی جَنَّتِی ‎﴿الفجر: ٣٠﴾‏

 

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اِسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ اِسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ مُسْتَکِیناً لَکَ مُتَضَرِّعاً إِلَیْکَ رَاجِیاً لِمَا لَدَیْکَ ثَوَابِی وَ تَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَ تَخْبُرُ حَاجَتِی وَ تَعْرِفُ ضَمِیرِی وَ لاَ یَخْفَى عَلَیْکَ أَمْرُ مُنْقَلَبِی وَ مَثْوَایَ وَ مَا أُرِیدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِی وَ أَتَفَوَّهَ بِهِ مِنْ طَلِبَتِی وَ أَرْجُوهُ لِعَاقِبَتِی وَ قَدْ جَرَتْ مَقَادِیرُکَ عَلَیَّ یَا سَیِّدِی فِیمَا یَکُونُ مِنِّی إِلَى آخِرِ عُمْرِی مِنْ سَرِیرَتِی وَ عَلاَنِیَتِی وَ بِیَدِکَ لاَ بِیَدِ غَیْرِکَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی إِلَهِی إِنْ حَرَمْتَنِی فَمَنْ ذَا اَلَّذِی یَرْزُقُنِی وَ إِنْ خَذَلْتَنِی فَمَنْ ذَا اَلَّذِی یَنْصُرُنِی إِلَهِی أَعُوذُ بِکَ مِنْ غَضَبِکَ وَ حُلُولِ سَخَطِکَ إِلَهِی إِنْ کُنْتُ غَیْرَ مُسْتَأْهِلٍ لِرَحْمَتِکَ فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَیَّ بِفَضْلِ سَعَتِکَ إِلَهِی کَأَنِّی بِنَفْسِی وَاقِفَةٌ بَیْنَ یَدَیْکَ وَ قَدْ أَظَلَّهَا حُسْنُ تَوَکُّلِی عَلَیْکَ فَقُلْتَ [فَفَعَلْتَ] مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَنِی بِعَفْوِکَ إِلَهِی إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَى مِنْکَ بِذَلِکَ وَ إِنْ کَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِی وَ لَمْ یُدْنِنِی [یَدْنُ] مِنْکَ عَمَلِی فَقَدْ جَعَلْتُ اَلْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَیْکَ وَسِیلَتِی إِلَهِی قَدْ جُرْتُ عَلَى نَفْسِی فِی اَلنَّظَرِ لَهَا فَلَهَا اَلْوَیْلُ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَهَا إِلَهِی لَمْ یَزَلْ بِرُّکَ عَلَیَّ أَیَّامَ حَیَاتِی فَلاَ تَقْطَعْ بِرَّکَ عَنِّی فِی مَمَاتِی إِلَهِی کَیْفَ آیَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِکَ لِی بَعْدَ مَمَاتِی وَ أَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِی [تُولِنِی] إِلاَّ اَلْجَمِیلَ فِی حَیَاتِی إِلَهِی تَوَلَّ مِنْ أَمْرِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ عُدْ عَلَیَّ بِفَضْلِکَ عَلَى مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ إِلَهِی قَدْ سَتَرْتَ عَلَیَّ ذُنُوباً فِی اَلدُّنْیَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَى سَتْرِهَا عَلَیَّ مِنْکَ فِی اَلْأُخْرَى [إِلَهِی قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَیَّ] إِذْ لَمْ تُظْهِرْهَا لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِکَ اَلصَّالِحِینَ فَلاَ تَفْضَحْنِی یَوْمَ اَلْقِیَامَةِ عَلَى رُءُوسِ اَلْأَشْهَادِ إِلَهِی جُودُکَ بَسَطَ أَمَلِی وَ عَفْوُکَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِی إِلَهِی فَسُرَّنِی بِلِقَائِکَ یَوْمَ تَقْضِی فِیهِ بَیْنَ عِبَادِکَ إِلَهِی اِعْتِذَارِی إِلَیْکَ اِعْتِذَارُ مَنْ لَمْ یَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرِی یَا أَکْرَمَ مَنِ اِعْتَذَرَ إِلَیْهِ اَلْمُسِیئُونَ إِلَهِی لاَ تَرُدَّ حَاجَتِی وَ لاَ تُخَیِّبْ طَمَعِی وَ لاَ تَقْطَعْ مِنْکَ رَجَائِی وَ أَمَلِی إِلَهِی لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِی لَمْ تَهْدِنِی وَ لَوْ أَرَدْتَ فَضِیحَتِی لَمْ تُعَافِنِی إِلَهِی مَا أَظُنُّکَ تَرُدُّنِی فِی حَاجَةٍ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِی فِی طَلَبِهَا مِنْکَ إِلَهِی فَلَکَ اَلْحَمْدُ أَبَداً أَبَداً دَائِماً سَرْمَداً یَزِیدُ وَ لاَ یَبِیدُ کَمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى إِلَهِی إِنْ أَخَذْتَنِی بِجُرْمِی أَخَذْتُکَ بِعَفْوِکَ وَ إِنْ أَخَذْتَنِی بِذُنُوبِی أَخَذْتُکَ بِمَغْفِرَتِکَ

وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی اَلنَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّکَ إِلَهِی إِنْ کَانَ صَغُرَ فِی جَنْبِ طَاعَتِکَ عَمَلِی فَقَدْ کَبُرَ فِی جَنْبِ رَجَائِکَ أَمَلِی إِلَهِی کَیْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِکَ بِالْخَیْبَةِ مَحْرُوماً وَ قَدْ کَانَ حُسْنُ ظَنِّی بِجُودِکَ أَنْ تَقْلِبَنِی بِالنَّجَاةِ مَرْحُوماً إِلَهِی وَ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِی فِی شِرَّةِ اَلسَّهْوِ عَنْکَ وَ أَبْلَیْتُ شَبَابِی فِی سَکْرَةِ اَلتَّبَاعُدِ مِنْکَ إِلَهِی فَلَمْ أَسْتَیْقِظْ أَیَّامَ اِغْتِرَارِی بِکَ وَ رُکُونِی إِلَى سَبِیلِ سَخَطِکَ إِلَهِی وَ أَنَا عَبْدُکَ وَ اِبْنُ عَبْدِکَ قَائِمٌ بَیْنَ یَدَیْکَ مُتَوَسِّلٌ بِکَرَمِکَ إِلَیْکَ إِلَهِی أَنَا عَبْدٌ أَتَنَصَّلُ إِلَیْکَ مِمَّا کُنْتُ أُوَاجِهُکَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اِسْتِحْیَائِی مِنْ نَظَرِکَ وَ أَطْلُبُ اَلْعَفْوَ مِنْکَ إِذِ اَلْعَفْوُ نَعْتٌ لِکَرَمِکَ إِلَهِی لَمْ یَکُنْ لِی حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِکَ إِلاَّ فِی وَقْتٍ أَیْقَظْتَنِی لِمَحَبَّتِکَ وَ کَمَا أَرَدْتَ أَنْ أَکُونَ کُنْتُ فَشَکَرْتُکَ بِإِدْخَالِی فِی کَرَمِکَ وَ لِتَطْهِیرِ قَلْبِی مِنْ أَوْسَاخِ اَلْغَفْلَةِ عَنْکَ إِلَهِی اُنْظُرْ إِلَیَّ نَظَرَ مَنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَکَ وَ اِسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِکَ فَأَطَاعَکَ یَا قَرِیباً لاَ یَبْعُدُ عَنِ اَلْمُغْتَرِّ بِهِ وَ یَا جَوَاداً لاَ یَبْخَلُ عَمَّنْ رَجَا ثَوَابَهُ إِلَهِی هَبْ لِی قَلْباً یُدْنِیهِ مِنْکَ شَوْقُهُ وَ لِسَاناً یُرْفَعُ إِلَیْکَ صِدْقُهُ وَ نَظَراً یُقَرِّبُهُ مِنْکَ حَقُّهُ إِلَهِی إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِکَ غَیْرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لاَذَ بِکَ غَیْرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ أَقْبَلْتَ عَلَیْهِ غَیْرُ مَمْلُوکٍ [مَمْلُولٍ] إِلَهِی إِنَّ مَنِ اِنْتَهَجَ بِکَ لَمُسْتَنِیرٌ وَ إِنَّ مَنِ اِعْتَصَمَ بِکَ لَمُسْتَجِیرٌ وَ قَدْ لُذْتُ بِکَ یَا إِلَهِی فَلاَ تُخَیِّبْ ظَنِّی مِنْ رَحْمَتِکَ وَ لاَ تَحْجُبْنِی عَنْ رَأْفَتِکَ إِلَهِی أَقِمْنِی فِی أَهْلِ وَلاَیَتِکَ مُقَامَ مَنْ رَجَا اَلزِّیَادَةَ مِنْ مَحَبَّتِکَ إِلَهِی وَ أَلْهِمْنِی وَلَهاً بِذِکْرِکَ إِلَى ذِکْرِکَ وَ هِمَّتِی فِی رَوْحِ نَجَاحِ أَسْمَائِکَ وَ مَحَلِّ قُدْسِکَ إِلَهِی بِکَ عَلَیْکَ إِلاَّ أَلْحَقْتَنِی بِمَحَلِّ أَهْلِ طَاعَتِکَ وَ اَلْمَثْوَى اَلصَّالِحِ مِنْ مَرْضَاتِکَ فَإِنِّی لاَ أَقْدِرُ لِنَفْسِی دَفْعاً وَ لاَ أَمْلِکُ لَهَا نَفْعاً إِلَهِی أَنَا عَبْدُکَ اَلضَّعِیفُ اَلْمُذْنِبُ وَ مَمْلُوکُکَ اَلْمُنِیبُ [اَلْمَعِیبُ] فَلاَ تَجْعَلْنِی مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَکَ وَ حَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِکَ إِلَهِی هَبْ لِی کَمَالَ اَلاِنْقِطَاعِ إِلَیْکَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا

بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْکَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ اَلْقُلُوبِ حُجُبَ اَلنُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ اَلْعَظَمَةِ وَ تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِکَ إِلَهِی وَ اِجْعَلْنِی مِمَّنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَکَ وَ لاَحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلاَلِکَ فَنَاجَیْتَهُ سِرّاً وَ عَمِلَ لَکَ جَهْراً إِلَهِی لَمْ أُسَلِّطْ عَلَى حُسْنِ ظَنِّی قُنُوطَ اَلْإِیَاسِ وَ لاَ اِنْقَطَعَ رَجَائِی مِنْ جَمِیلِ کَرَمِکَ إِلَهِی إِنْ کَانَتِ اَلْخَطَایَا قَدْ أَسْقَطَتْنِی لَدَیْکَ فَاصْفَحْ عَنِّی بِحُسْنِ تَوَکُّلِی عَلَیْکَ إِلَهِی إِنْ حَطَّتْنِی اَلذُّنُوبُ مِنْ مَکَارِمِ لُطْفِکَ فَقَدْ نَبَّهَنِی اَلْیَقِینُ إِلَى کَرَمِ عَطْفِکَ إِلَهِی إِنْ أَنَامَتْنِی اَلْغَفْلَةُ عَنِ اَلاِسْتِعْدَادِ لِلِقَائِکَ فَقَدْ نَبَّهَتْنِی اَلْمَعْرِفَةُ بِکَرَمِ آلاَئِکَ إِلَهِی إِنْ دَعَانِی إِلَى اَلنَّارِ عَظِیمُ عِقَابِکَ فَقَدْ دَعَانِی إِلَى اَلْجَنَّةِ جَزِیلُ ثَوَابِکَ إِلَهِی فَلَکَ أَسْأَلُ وَ إِلَیْکَ أَبْتَهِلُ وَ أَرْغَبُ وَ أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَنِی مِمَّنْ یُدِیمُ ذِکْرَکَ وَ لاَ یَنْقُضُ عَهْدَکَ وَ لاَ یَغْفُلُ عَنْ شُکْرِکَ وَ لاَ یَسْتَخِفُّ بِأَمْرِکَ إِلَهِی وَ أَلْحِقْنِی بِنُورِ عِزِّکَ اَلْأَبْهَجِ فَأَکُونَ لَکَ عَارِفاً وَ عَنْ سِوَاکَ مُنْحَرِفاً وَ مِنْکَ خَائِفاً مُرَاقِباً یَا ذَا اَلْجَلاٰلِ وَ اَلْإِکْرٰامِ وَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَ آلِهِ اَلطَّاهِرِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً کَثِیراً و این از مناجاتهاى جلیل القدر ائمة علیهم السلام است و بر مضامین عالیه مشتمل است و در هر وقت که حضور قلبى باشد خواندن آن مناسب است

 

مناجات حضرت امیر المؤمنین علیه السلام

:

اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ اَلْأَمَانَ یَوْمَ لاٰ یَنْفَعُ مٰالٌ وَ لاٰ بَنُونَ إِلاّٰ مَنْ أَتَى اَللّٰهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ وَ أَسْأَلُکَ اَلْأَمَانَ یَوْمَ یَعَضُّ اَلظّٰالِمُ عَلىٰ یَدَیْهِ یَقُولُ یٰا لَیْتَنِی اِتَّخَذْتُ مَعَ اَلرَّسُولِ سَبِیلاً وَ أَسْأَلُکَ اَلْأَمَانَ یَوْمَ یُعْرَفُ اَلْمُجْرِمُونَ بِسِیمٰاهُمْ فَیُؤْخَذُ بِالنَّوٰاصِی وَ اَلْأَقْدٰامِ وَ أَسْأَلُکَ اَلْأَمَانَ یَوْمَ لاٰ یَجْزِی وٰالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لاٰ مَوْلُودٌ هُوَ جٰازٍ عَنْ وٰالِدِهِ شَیْئاً إِنَّ وَعْدَ اَللّٰهِ حَقٌّ وَ أَسْأَلُکَ اَلْأَمَانَ یَوْمَ لاٰ یَنْفَعُ اَلظّٰالِمِینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اَللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ اَلدّٰارِ وَ أَسْأَلُکَ اَلْأَمَانَ یَوْمَ لاٰ تَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَیْئاً وَ اَلْأَمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلّٰهِ وَ أَسْأَلُکَ اَلْأَمَانَ یَوْمَ یَفِرُّ اَلْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ وَ صٰاحِبَتِهِ وَ بَنِیهِ لِکُلِّ اِمْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ وَ أَسْأَلُکَ اَلْأَمَانَ یَوْمَ یَوَدُّ اَلْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدِی مِنْ عَذٰابِ یَوْمِئِذٍ بِبَنِیهِ وَ صٰاحِبَتِهِ وَ أَخِیهِ وَ فَصِیلَتِهِ اَلَّتِی تُؤْوِیهِ وَ مَنْ فِی اَلْأَرْضِ جَمِیعاً ثُمَّ یُنْجِیهِ کَلاّٰ إِنَّهٰا لَظىٰ نَزّٰاعَةً لِلشَّوىٰ مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ اَلْمَوْلَى وَ أَنَا اَلْعَبْدُ وَ هَلْ یَرْحَمُ اَلْعَبْدَ إِلاَّ اَلْمَوْلَى مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ اَلْمَالِکُ وَ أَنَا اَلْمَمْلُوکُ وَ هَلْ یَرْحَمُ اَلْمَمْلُوکَ إِلاَّ اَلْمَالِکُ مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ اَلْعَزِیزُ وَ أَنَا اَلذَّلِیلُ وَ هَلْ یَرْحَمُ اَلذَّلِیلَ إِلاَّ اَلْعَزِیزُ مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ اَلْخَالِقُ وَ أَنَا اَلْمَخْلُوقُ وَ هَلْ یَرْحَمُ اَلْمَخْلُوقَ إِلاَّ اَلْخَالِقُ مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ اَلْعَظِیمُ وَ أَنَا اَلْحَقِیرُ وَ هَلْ یَرْحَمُ اَلْحَقِیرَ إِلاَّ اَلْعَظِیمُ مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ اَلْقَوِیُّ وَ أَنَا اَلضَّعِیفُ وَ هَلْ یَرْحَمُ اَلضَّعِیفَ إِلاَّ اَلْقَوِیُّ مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ اَلْغَنِیُّ وَ أَنَا اَلْفَقِیرُ وَ هَلْ یَرْحَمُ اَلْفَقِیرَ إِلاَّ اَلْغَنِیُّ مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ اَلْمُعْطِی وَ أَنَا اَلسَّائِلُ وَ هَلْ یَرْحَمُ اَلسَّائِلَ إِلاَّ اَلْمُعْطِی مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ اَلْحَیُّ وَ أَنَا اَلْمَیِّتُ وَ هَلْ یَرْحَمُ اَلْمَیِّتَ إِلاَّ اَلْحَیُّ مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ اَلْبَاقِی وَ أَنَا اَلْفَانِی وَ هَلْ یَرْحَمُ اَلْفَانِیَ إِلاَّ اَلْبَاقِی مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ اَلدَّائِمُ وَ أَنَا اَلزَّائِلُ وَ هَلْ یَرْحَمُ اَلزَّائِلَ إِلاَّ اَلدَّائِمُ مَوْلاَیَ

یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ اَلرَّازِقُ وَ أَنَا اَلْمَرْزُوقُ وَ هَلْ یَرْحَمُ اَلْمَرْزُوقَ إِلاَّ اَلرَّازِقُ مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ اَلْجَوَادُ وَ أَنَا اَلْبَخِیلُ وَ هَلْ یَرْحَمُ اَلْبَخِیلَ إِلاَّ اَلْجَوَادُ مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ اَلْمُعَافِی وَ أَنَا اَلْمُبْتَلَى وَ هَلْ یَرْحَمُ اَلْمُبْتَلَى إِلاَّ اَلْمُعَافِی مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ اَلْکَبِیرُ وَ أَنَا اَلصَّغِیرُ وَ هَلْ یَرْحَمُ اَلصَّغِیرَ إِلاَّ اَلْکَبِیرُ مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ اَلْهَادِی وَ أَنَا اَلضَّالُّ وَ هَلْ یَرْحَمُ اَلضَّالَّ إِلاَّ اَلْهَادِی مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ اَلرَّحْمَنُ وَ أَنَا اَلْمَرْحُومُ وَ هَلْ یَرْحَمُ اَلْمَرْحُومَ إِلاَّ اَلرَّحْمَنُ مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ اَلسُّلْطَانُ وَ أَنَا اَلْمُمْتَحَنُ وَ هَلْ یَرْحَمُ اَلْمُمْتَحَنَ إِلاَّ اَلسُّلْطَانُ مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ اَلدَّلِیلُ وَ أَنَا اَلْمُتَحَیِّرُ وَ هَلْ یَرْحَمُ اَلْمُتَحَیِّرَ إِلاَّ اَلدَّلِیلُ مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ اَلْغَفُورُ وَ أَنَا اَلْمُذْنِبُ وَ هَلْ یَرْحَمُ اَلْمُذْنِبَ إِلاَّ اَلْغَفُورُ مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ اَلْغَالِبُ وَ أَنَا اَلْمَغْلُوبُ وَ هَلْ یَرْحَمُ اَلْمَغْلُوبَ إِلاَّ اَلْغَالِبُ مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ اَلرَّبُّ وَ أَنَا اَلْمَرْبُوبُ وَ هَلْ یَرْحَمُ اَلْمَرْبُوبَ إِلاَّ اَلرَّبُّ مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ اَلْمُتَکَبِّرُ وَ أَنَا اَلْخَاشِعُ وَ هَلْ یَرْحَمُ اَلْخَاشِعَ إِلاَّ اَلْمُتَکَبِّرُ مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ اِرْحَمْنِی بِرَحْمَتِکَ وَ اِرْضَ عَنِّی بِجُودِکَ وَ کَرَمِکَ وَ فَضْلِکَ یَا ذَا اَلْجُودِ وَ اَلْإِحْسَانِ وَ اَلطَّوْلِ وَ اَلاِمْتِنَانِ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ اَلرَّاحِمِینَ مؤلف گوید که سید بن طاوس بعد از این مناجات دعایى طولانى از آن حضرت نقل کرده مسمى به دعاى امان مقام را گنجایش ذکر آن نیست و مى‌خوانى نیز در این مقام شریف دعایى را که در مسجد زید ذکر مى‌کنیم إِنْ شٰاءَ اَللّٰهُ [135]و بدان که ما در هدیه الزائرین اشاره کردیم به اختلاف در محرابى که محل ضربت خوردن امیر المؤمنین علیه السلام است که آیا همین محراب معروف است یا آن محراب متروک و گفتیم که نهایت احتیاط در آن است که اعمال محراب را در هر دو جا بکنند یا گاهى در معروف و گاهى در متروک

 

۳۰ آبان، «رویداد ملّی قهرمان» و هفدهمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومتتقریظ رهبر انقلاب بر سه کتاب «هواتو دارم»، «مجید بربری» و «بیست سال و سه روز» منتشر می‌شود

 

همزمان با ۳۰ آبان، روز «قهرمان ملّی» و سالگرد پیروزی جبهه مقاومت و پایان سیطره‌ی داعش، مؤسسه‌ی پژوهشی-فرهنگی انقلاب اسلامی، «رویداد ملّی قهرمان» و هفدهمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت را همراه با انتشار تقریظ‌های حضرت آیت‌الله العظمی‌خامنه‌ای بر سه کتاب مربوط به شهدای جبهه مقاومت با عناوین «هواتو دارم»، «مجید بربری» و «بیست سال و سه روز» برگزار خواهد کرد.

 

«هواتو دارم» روایت زندگی شهید مدافع حرم مرتضی عبداللهی است که در ۳۰۴ صفحه به قلم محمدرسول ملاحسنی نوشته و توسط انتشارات شهید کاظمی چاپ و منتشر شده است.

«مجید بربری» روایتگر زندگی شهید مجید قربان­خانی است که به حُرّ مدافعان حرم شهرت یافته و در ۱۵۲ صفحه به قلم خانم کبری خدابخش دهقی نوشته و توسط نشر دارخوین چاپ و منتشر شده است.

«بیست سال و سه روز» زندگی شهید مدافع حرم سیدمصطفی موسوی را روایت می‌کند که در ۲۱۶ صفحه به قلم خانم سمانه خاکبازان نوشته و توسط انتشارات روایت فتح چاپ و منتشر شده است.

این مراسم روز چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۳ با حضور خانواده‌های معظّم شهدا، نخبگان و اندیشمندان، فعالان فرهنگی و هنرمندان در فرهنگسرای بهمن تهران برگزار و بصورت زنده از رسانه KHAMENEI.IR و شبکه‌های سیما پخش خواهد شد.

همزمان با این رویداد فرهنگی، مراسم‌هایی در ۳۰ استان کشور به صورت متّصل برگزار می‌گردد که در آن‌ها از کتاب‌های مرتبط با قهرمانان جبهه مقاومت تقدیر خواهد شد.

پیش از این نیز دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب اسلامی در هفته دفاع مقدس خبر از انتشار تقریظهای رهبر انقلاب بر شش کتاب ادبیات مقاومت داده بود که این سه کتاب نیز از جمله آنهاست.

https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=58293

 

گفت‌وگوی کیهان با زینب طهرانی‌مقدم

شهید حاج حسن طهرانی مقدم پدر موشکی ایران و کمانگیر آسمانی

بنده زینب طهرانی مقدم، 38ساله نخستین فرزند شهید طهرانی مقدم هستم. از کودکی‌ام همیشه نبودن‌های پدرم در ذهنم است. یادم می‌آید که کلاس اول بودم که نامه‌ای برای ایشان نوشتم. در آن نوشته بودم تو هیچ‌وقت نیستی! نیستی! بعد از جنگ هم ایشان تازه بومی‌سازی موشک را شروع کردند. یعنی ما آن زمان دیگر موشک گرفته بودیم و موشک داشتیم و خیلی‌ها بعد از جنگ معتقد بودند که دیگر جنگ تمام شده و حالا وقت کارهای دیگری است. ما باید از این تجهیزات فاصله بگیریم و کارهای دیگر انجام دهیم. اما آن چیزی که مهم بود، این بود ‌که پدرم همیشه می‌گفت: 

«ما هنوز هم به آن نقطۀ اصلی نرسیدیم. چرا؟ چون هنوز به خودکفایی در صنعت موشکی نرسیده‌ایم. از این صنعت زمانی خیالمان راحت می‌شود که به خودکفایی برسیم‌. هر زمان بومی شد، آن وقت ما عزت داریم، اما اگر بومی نشد هزاران موشک هم داشته باشیم، چون اجازه‌ و دستورالعمل آن را نداریم، اختیاری از خود هم نداریم. می‌توانند به ما اجازه‌ استفاده را بدهند و یا ندهند. ما هنوز به آن عزت نرسیدیم.» برای همین ایشان سالیان سال، بعد از جنگ به کشورهای مختلفی می‌رفتند، رایزنی می‌کردند، علوم فناوری، هوافضا را آموزش می‌دیدند و آموزش می‌دادند تا این‌که حدوداً یک‌دهه بعد از جنگ توانستند موشک‌هایی بسازند که علاوه‌بر این‌که بومی شده‌اند، بتواند آن اهدافی که از موشک مدنظر است را تأمین کند. 

زندگی‌مان در هیجان و خوشی بود

...

دیدار با مقام معظم رهبری

ما چندبار به دیدار حضرت آقا رفتیم‌. نخستین روز تشییع بود که ایشان آمدند. حضرت آقا گفتند: «من مصیبت زده‌ام، من عزادارم.» بعد یک بار دیگر به منزلمان تشریف آوردند حتی به اطرافیانشان گفته بودند: «من یکی از یاران خوبم را از دست دادم.»

به منزلمان آمدند و نزدیک حالا یک ساعت داشتند از پدر صحبت می‌کردند؛ این‌طوری نبود ما شروع کنیم به حرف زدن و تعریف کنیم، ایشان برای ما تعریف می‌کردند. دو جا بود که چشمانشان خیلی پر از اشک شد که من احساس کردم حالا دیگر اشک‌هایشان سرازیر شود. یک دفعه مادر بزرگم ‌گفتند: «من از درون دارم می‌سوزم.» با این سخن متوجه شدیم حضرت آقا خیلی تحت تأثیر قرار گرفتند. یک ‌بار هم که خواهر پنج ساله‌ام را دیدند، آن زمان خیلی تحت تأثیر قرار گرفتند. بعد از آن هم همیشه سراغ مادربزرگم را می‌گرفتند؛ یک وقت ما را دعوت می‌کردند؛ همیشه ذکر خیر پدرم را داشتند. 

حس غرور یا دلتنگی 

ما حس غرور و دل‌تنگی داریم. خودشان به خواب یکی از دوستان آمده بود و گفته بودند: «با من حرف بزنید. تصویر من را جلویتان بگذارید حرف بزنید با من، من می‌شنوم؛ من هستم.» بارها و بارها در خواب من آمدند. گفتند: «کاری دارید، حرف بزنید من که هستم.» ببینید این کار کتاب درست شد، همین کار در مورد کتاب مرد ابدی درست شدگفت: «ببین این کار ردیف شد؟! من داشتم انجام می‌دادم.»

سخن دختر با پدر

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم- چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی. فکر می‌کردم وقتی بیایی ببینمت خیلی حرف دارم. همین معنا کافی است. ما در واقع به دستورات دینی‌مان اعتقاد داریم و این‌که حضرت آقا مدظله‌العالی و دیدن خود حضرت آقا مدظله‌العالی، ان‌‌شاء‌الله زمان ظهور امام عصر (عج) و حضرت مسیح ان‌شاءلله آن اتفاق می‌افتد و این دیدار حاصل می‌شود؛ ما امید و انتظار آن روز را داریم.

https://kayhan.ir/fa/news/299791

 

یک نکته ای که در تزکیه ی نفس نهفته است این است که شاگرد برای اینکه از حالات خلاء بسمت الفهای بینهایت آیات اللهی مراتب و درجات متعالیه و اجتهاد و حضرات آیات عظام مراجع تقلید و حضرت ولی فقیه مد ظلهم العالی و امام زمان عجل الله فرجه الشریف الی ما شاء الله میل کند و حتی وارد جهاد تبیین و جهاد فی سبیل الله در مباحث ایالات متحده چند جهانی استکان نلبکیهای توپولوژیک ابرتقارنی ... ربع و نیم و تمام و ... چرخشی قلوب زمینی و آسمانی هم شود، این نکته هم هست. این نکته است که شاگرد توجه هم کند که بشری که مملو از جرثومه های فسادی مثل وبا و طاعون و کرونا و انواع دیگر مرضهای واگیردار و غیر واگیری و مقاربتی و جنگ و خونریزی، حالا باید هم دریابد که این او است که خلیفة الله و صاحب ولایت را هم باید دریابد و خدایش را هم الی ما شاء الله یاری کند و حضرت ولایت فقیه مد ظله العالی و امام زمان عجل الله فرجه الشریف را هم دریابد.

و لذا تحریر الوسیله را هم بخوان و چهل حدیث را هم بخوان و جنود عقل و جهل را هم بخوان و مصباح الهدایة الی الخلافة و الولایة را هم بخوان و شرح فصوص الحکم و بلکه شرح قیصری آن را هم بخوان و حکمت متعالیه و فقه و اصول را هم که حتماً بخوان. مسئله اینجا این است که حالا در این میان حتی استکان نلبکیهای توپولوژیک ابرتقارنی را هم یحتمل بخواهیم دریابیم، و لذا یحتمل بعضی اشکال هم کنند که ابرتقارنهای پیمانه ای یانگ- میلز ای اینستنتانی هم اینجا می تواند چقدر به شما کمک کند وقتی از یک مبحث به مبحث دیگری رفته و همه ی مسائل را هم داریم با هم از لحاظات فقه و اصول فقه آیا چقدر حل و بحث هم می کنیم. مسئله ی کثرة مباحث هم نباید شاگرد را خسته کرده و بلکه از خود بیخود هم کند که آیا چرا عاقل و معقول هم با هم اتحاد نمی یابند مخصوصاً اینکه بنده ی عاقل سعی هم داشته باشد که از راه بندگی اش نیز به معقولاتی برسد که آیا او را الی ما شاء الله هم می تواند قربتاً الی الله به خدا نزدیک هم کند؟

و لذا، شاگرد یک چیزهایی را که جزو معقولات هم هست که بصورت ذراتی هم نورانی یا مادی یا حتی ظلمانی نزد او تجلی می کنند را آیا کدامها را هم باید از خود دفع کند و کدامها را هم باید بخود جلب کند و از یک اینستنتان به اینستنتانی دیگر هم بشتابد و مباحث خود را حتی در حکمت متعالیه نظریه های حمیدی مجیدی فقهی نیز تنظیم بفرماید آنچنان دچار جرثومه های فساد باتلاقی هم نشده و حتی دیگران را هم در این راه کمک کرده و بلکه همچون حاجی و کربلایی و عتبات عالیات مشهدی و طریق القدس شریف و ... بسیاری هم سفرهای زیارتی و حتی سیاحتی هم رفته و بتواند که خود را الی ما شاء الله تزکیه و تطهیر هم کند و به خدا و پیغمبرانش و خاتم النبیین محمد مصطفی صل الله علیه و آله و سلم و ائمه ی اطهار و امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم بپیوندد یا اقل کم به آن سو هم میل کند و ....

خوب، حالا با اینها را در نظر داشتن شاگرد آنگاه سعی هم شود که تفسیر ایاک نعبد وایاک نستعین را هم در نظر داشته باشد؛ و لذا ببینیم حدیث ریا هم در چهل حدیث امام چقدر می تواند به ما کمک کند. آیا کاری که می کنیم را برای مردم می کنیم یا برای خدا:

حدیث دوم [ریا]

الحدیث الثانى: بالسَّنَدِ المُتَّصِلِ إلى مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ، عَنْ عَلیِّ بْنِ إبْراهِیمَ، عَنْ أبیه، عَنْ [ابن أبی عمیر، عن‌] أَبِی المَغْرا، عَنْ یَزیدَ بْن خَلیفَةَ، قالَ: قالَ أَبو عَبْدِاللَّه علیه السلام:

«کل ریاء شرک، إنه من عمل للناس کان ثوابه على الناس، ومن عمل لله کان ثوابه على الله» [1].

ترجمه: «به سند مذکور، یزید بن خلیفه از حضرت صادق- علیه السلام- نقل مى‌کند که فرمود:" هر ریایى شرک است. همانا کسى که کار کند براى مردم، مى‌باشد ثواب او بر مردم؛ و کسى که عمل کند براى خدا، مى‌باشد ثواب او بر خدا"».

در معنى ریا و درجات آن‌

شرح: بدان‌که «ریا» عبارت از نشان دادن و وانمود کردن چیزى از اعمال حسنه یا خصال پسندیده یا عقاید حقّه است به مردم، براى منزلت پیدا کردن در قلوب آنها و اشتهار پیدا کردن پیش آنها به خوبى و صحّت و امانت و دیانت، بدون قصد صحیح الهى. و آن تحقّق پیدا مى‌کند در چند مقام:

مقام اوّل‌: و آن داراى دو درجه است: اوّل آن‌که اظهار عقاید حقّه و معارف الهیه کند براى این‌که اشتهار به دیانت پیدا کند و منزلت در قلوب پیدا نماید. مثل این‌که بگوید: من کسى را جز خدا مؤثّر در وجود نمى‌دانم. یا این‌که: من به غیر خدا توکّل به کسى ندارم.

یا بالکنایة و اشاره خود را معرفى کند به عقاید حقّه. و این‌طور دوم رایج‌تر است. مثلًا صحبت توکّل یا رضاى به قضاى الهى پیش آمد مى‌کند، شخص مرائى با یک آه یا یک سر تکان دادن خود را در سلک آن جمعیت محسوب مى‌دارد.

درجه دوم آن‌که عقاید باطله را از خود دور کند و نفس خود را از آن تزکیه کند به قصد جاه و منزلت در قلوب، چه به صراحت لهجه باشد یا به اشاره و کنایه.

مقام دوم‌: و در آن نیز دو مرتبه است: یکى آن‌که اظهار خصال حمیده و ملکات فاضله نماید.

و یکى تبرّى از مقابلات آنها نماید و تزکیه نفس کند بدان غرض که معلوم شد.

مقام سوم‌: که ریاى معروف پیش فقها- رضوان‌اللَّه علیهم- است، داراى همین دو درجه است: یکى آن‌که اتیان به عمل و عبادت شرعى کند یا اتیان به راجحات عقلى نماید به قصد ارائه به مردم و جلب قلوب؛ چه آن‌که ذات عمل را به قصد ریا کند، یا کیفیت، یا شرط، یا جزء آن را، به‌طورى که در کتب فقهیه متعرّض‌اند [1].

دیگر آن‌که ترک عملى کند به همان مقصود. و ما در این اوراق شرح بعضى از مفاسد هر یک از این سه مقام را بیان مى‌کنیم، و آنچه به نظر مى‌رسد از براى علاج آن، اشاره مى‌نماییم به طریق اختصار.

مقام اوّل ریا در عقاید

] در آن چند فصل است:

فصل: ریا در عقاید بدترین نوع ریا

] بدان‌که ریا در اصول عقاید و معارف الهیه از جمیع اقسام ریاها سخت‌تر و عاقبتش از همه بدتر و ظلمتش از تمام ریاها بیشتر و بالاتر است. صاحب این ریا اگر در واقع‌


[1] ر. ک: جواهر الکلام، ج 2، ص 96، و ج 9، ص 187؛ العروة الوثقى، ج 1، ص 432، و ج 2، ص 441؛ تحریر الوسیلة، ج 1، ص 34 و 169.

 

معتقد به آن امرى که ارائه مى‌دهد نباشد، از جمله منافقین است که مخلّد در نار و هلاک ابدى از براى اوست، و عذابش اشدّ عذاب‌هاست. و اگر معتقد باشد ولى براى این‌که در قلوب مردم رتبه و منزلت پیدا کند اظهار مى‌کند، این شخص گرچه منافق نیست ولى این ریا باعث مى‌شود که نور ایمان از قلب او برود، و ظلمت کفر به جاى آن در قلب وارد شود؛ زیرا که این شخص گرچه در اوّل امر مشرک است به شرک خفى، زیرا که معارف الهیه و عقاید حقّه را که خالص باید باشد از براى خدا- و صاحب آن، ذات مقدّس حضرت حق است- به مردم تحویل داده و غیر را در آن شرکت داده و شیطان را در آن متصرّف نموده و این عمل قلبى از براى خدا نبوده- ما در یکى از فصول‌ [1] بیان مى‌کنیم که ایمان از اعمال قلبیه است نه مجرّد علم؛ کما این‌که در این حدیث شریف مى‌فرماید:

«هر ریایى شرک است»- ولیکن این فجیعه موبقه و این سریره مظلمه و این ملکه خبیثه بالاخره کار انسان را منجر مى‌کند به این‌که خانه قلب مختصّ به غیر خدا شود، و کم‌کم ظلمت این رذیله اسباب مى‌شود که انسان بى‌ایمان از دنیا برود؛ و این ایمان خیالى که دارد صورت بى‌معنا و جسد بى‌روح و پوست بى‌مغزى است و مورد قبول خداى تعالى نشود. کما این‌که اشاره به این فرموده در حدیثى که در کافى شریف از على بن سالم نقل مى‌کند: قال: سَمِعْتُ أَبا عَبْدِاللَّهِ- علیه السلام- یقولُ:

«قال الله عز و جل: أنا خیر شریک، من أشرک معی غیری فی عمل عمله، لم أقبله إلاما کان لی خالصا» [2]

. یعنى راوى گفت:

«شنیدم حضرت صادق- علیه السلام- مى‌فرمود: خداى تعالى گفت:" من بهترین شریک هستم." کسى که با من شریک قرار دهد غیر مرا در کارى که کرده است، قبول نکنم او را مگر آن‌که براى من خالص باشد».

و معلوم است اعمال قلبیه در صورت خالص نبودن مورد توجه حق تعالى واقع نشود، و او را نپذیرد و به شریک دیگر واگذار فرماید، که آن شخصى است که براى نشان دادن به او عمل مى‌شود، پس اعمال قلبیه مختص به آن شخص مى‌شود، و از حد ....


[1] مراد فصل بعدى «در بیان آن که علم غیر از ایمان است» مى‌باشد.

[2] الکافی، ج 2، ص 295، «کتاب الإیمان و الکفر»، «باب الریاء»، حدیث 9.

موسوعة چهل حدیث امام خمینی، جلد 1، ص 39- 41

https://lib.eshia.ir/11149/1/41

 

البته اینجا یک مسئله ی ریا و شرک را دارید که آیا در حکمت متعالیه نظریه های حمیدی مجیدی فقهی هم چقدر می توانید اینستنتانهایی ابرتقارنی در مدل استاندارد ذرات فیزیک هم که دیگران مورد بحث قرار می دهند را نیز قاطیغوریایی کرده و حسابان آنها را در انواع مباحث مثل هندسه ی جبری و هندسه ی ناجابجایی و نظریه ی ریسمان و ... نیز تجزیه و تحلیل فرمائید. نکته اینجا است که مثلاً در این مباحث یا در مباحث تجریدی و انتزاعی دیگر نیز آیا چقدر هم بهشت و جهنم مسئله را شاگرد درست دریافته است آنچنان که آیا صرفاً برای بهشت عدن است که دارد تلاش هم می کند یا برای دخول بهشتی که می فرماید فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی یا آیا همین بهشت هم همان بهشت است و .... یحتمل بعضی اشکال هم کنند که مسئله ریا اینجا هم می شود که شما زمینی هم داشته باشید که آیا چقدر هم بشود آنرا تبدیل به باغی نیز کرد و آنرا لم یزرع هم رهایش کرده باشید و بلکه حتی به حکمت متعالیه نظریه های حمیدی مجیدی فقهی خود هم الی ما شاء الله پرداخته به این امید که در آینده بلکه کل زمین را هم بتوانید بهشت اش کنید. و حتی بهشت و جهنم را هم که آیا چقدر سوپی از آنرا هم زده و بصورت التقاطی هم تحویلتان شده است را نیز بهشتیها را از جهنمیها جدا کرده و خود نیز به بهشتیها ملحق شوید و حتی توحید و نبوت و معاد و امامت و عدل اصول دین را هم الی ما شاء الله سعی شود شاگرد دریابد و .... لا اله الا الله اللهم صل علی محمد و آل محمد و تقبل شفاعته وارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و الذابین عنه و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه و الممتثلین لاوامره و المستشهدین بین یدیه

مثلاً حتی مقالات اینستنتانی ادوارد ویتن را هم یحتمل شاگرد بخواهد به همین منوالها نیز حساب و کتاب کند و ....

https://arxiv.org/abs/2407.20964

ولی این هم هست که آیا مسئله ای از اینستنتانها را هم در مقاله ی زیر دارید و بلکه مسئله اش هم در گروه های بازبهنجارش و تخطی اعداد لپتونی اپراتورهای واینبرگ هم چیست؛ به هر حال، آنجایی که مدل استاندارد ذرات فیزیک و از جمله لپتونها همراه چقدر از ابرتقارنهایی هم واقع اند، اینستنتانها هم وارد می شوند:

https://arxiv.org/abs/2411.08011

محاسبات در مثلاً سطوح 2-لوپ ای two-loop level ، دقیقاً با انواع اینستنتانها هم سر و کار دارند. یحتمل کسی حتی بتواند مسئله را با ترازی/ناترازی و حتی همترازی بنگاه داری و بنگاه سازی اقتصادی هم متناظر کند. این مقاله ی مربوطه را هم یحتمل بخواهید ببینید:

https://arxiv.org/abs/1306.4669

661919911333314152718281865938

بقیت الله خیر لکم ان کنتم مومنین ... (هود 86)

 

241 و قال علیه السلام یَوْمُ الْمَظْلُومِ عَلَى الظَّالِمِ أَشَدُّ مِنْ یَوْمِ الظَّالِمِ عَلَى الْمَظْلُومِ.

امام علیه السلام فرمود:

روز انتقام مظلوم از ظالم، شدیدتر از روز ستم کردن ظالم بر مظلوم است. [1]

شرح و تفسیر روز انتقام ظالمان‌

امام علیه السلام در این کلام حکیمانه به ظالمان هشدار مى‌دهد که در انتظار انتقام باشند، مى‌فرماید: «روز انتقام مظلوم از ظالم، شدیدتر از روز ستم کردن ظالم بر مظلوم است»؛

(یَوْمُ الْمَظْلُومِ عَلَى الظَّالِمِ أَشَدُّ مِنْ یَوْمِ الظَّالِمِ عَلَى الْمَظْلُومِ)

. همان‌گونه که در ذکر سند این حکمت آمد، شبیه آن با تفاوتى در حکمت 341 آمده است آن‌جا که مى‌فرماید:

«یَوْمُ الْعَدْلِ عَلَى الظَّالِمِ أَشَدُّ مِنْ یَوْمِ الْجَوْرِ عَلَى الْمَظْلُومِ؛

روز اجراى عدالت بر ستمگر، سخت‌تر است از روز ظلم ستمگر بر مظلوم». جمعى از شارحان نهج‌البلاغه این سخن را اشاره به انتقام الهى در روز قیامت دانسته‌اند. در این صورت شدیدتر بودن روز انتقام مظلوم آشکار است، زیرا مظلوم مثلًا یک بار به دست ظالم کشته یا مجروح مى‌شود ولى کیفر ظالم در روز قیامت مکرر خواهد بود و به آسانى پایان نمى‌یابد.

در حالى که بعضى دیگر آن را اشاره به انتقام‌هاى الهى در دنیا و آخرت، هر دو دانسته‌اند، زیرا تجربه نشان مى‌دهد که گروه زیادى از ظالمان، پیش از گرفتار شدن به مجازات الهى در آخرت، در همین دنیا کیفر شدیدى مى‌بینند. اگر تاریخ را مطالعه کنیم مصداق‌هاى زیادى براى این مطلب دیده مى‌شود. در طول عمر خود نیز بسیارى از ظالمان را دیده‌ایم که به چه روز سیاهى نشستند و گرفتار چه عقوبت‌هاى دردناکى شدند؛ افزون بر رسوایى‌هاى فراوان و اهانت‌هاى شدید که‌

دامان آن‌ها را گرفت.

در قرآن مجید نیز بارها به این حقیقت اشاره شده که بسیارى از ظالمان در همین دنیا نیز گرفتار کیفرهاى شدیدى مى‌شوند؛ از جمله در آیه 102 سوره «هود» مى‌خوانیم: «وَکَذَلِکَ أَخْذُ رَبِّکَ إِذَا أَخَذَ الْقُرَى‌ وَهِىَ ظَالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِیمٌ شَدِیدٌ»؛ و این چنین است مجازات پروردگار تو، هنگامى که شهرها و آبادى‌هاى ظالم را مجازات مى‌کند! (آرى،) مجازات او، دردناک و شدید است!». در آیه 45 سوره «حج» نیز آمده است: «فَکَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ أَهْلَکْنَاهَا وَهِىَ ظَالِمَةٌ فَهِىَ خَاوِیَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُّعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَّشِیدٍ»؛ چه بسیار شهرها و آبادى‌هایى که آن‌ها را نابود و هلاک کردیم در حالى که (مردمش) ستمگر بودند، به‌گونه‌اى که بر سقف‌هاى خود فروریخت! (نخست سقف‌ها ویران گشت؛ و بعد دیوارها بر روى سقف‌ها!) و چه بسیار چاه پرآب که بى‌صاحب ماند؛ و چه بسیار قصرهاى محکم و مرتفع!».

در روایات اسلامى و نیز در نهج‌البلاغه‌ کراراً به این مطلب اشاره شده است.

امام امیرمؤمنان على علیه السلام در عهدنامه مشهور خود به مالک اشتر مى‌فرماید:

«وَلَیْسَ شَیْ‌ءٌ أَدْعَى إِلَى تَغْیِیرِ نِعْمَةِ اللَّهِ وَتَعْجِیلِ نِقْمَتِهِ مِنْ إِقَامَةٍ عَلَى ظُلْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ دَعْوَةَ الْمُضْطَهَدِینَ وَهُوَ لِلظَّالِمِینَ بِالْمِرْصَادِ؛

(بدان) هیچ چیز در تغییر نعمت‌هاى خداوند و تعجیل انتقام و کیفر او از اصرار بر ظلم و ستم سریع‌تر نیست، زیرا خداوند دعاى مظلومان را مى‌شنود و در کمین ستم‌کاران است».

در حدیث دیگرى که در غررالحکم‌ از آن حضرت نقل شده آمده است:

«الظُّلْمُ فِى الدُّنیا بَوارٌ وَفِی الْآخِرَةِ دَمارٌ؛

ظلم در دنیا مایه نابودى و در آخرت موجب هلاکت است». [1]

در حدیث دیگرى در همان کتاب آمده است:

«الظُّلْمُ یَزِلُّ الْقَدَمَ وَیَسْلُبُ النّعَمَ‌

وَیُهْلِکُ الْأُمَمَ؛

ظلم موجب لغزش و سلب نعمت و سبب هلاکت امت‌هاست». [1]

در کتاب‌ «کافى» از امام صادق علیه السلام آمده است که دو نفر درباره دعوایى که در میان آن‌ها بود خدمت حضرت رسیدند. هنگامى که امام علیه السلام سخن آن‌ها را شنید فرمود:

«أَمَا إِنَّهُ مَا ظَفِرَ أَحَدٌ بِخَیْرٍ مِنْ ظَفَرٍ بِالظُّلْمِ؛

بدانید کسى که با ظلم پیروز شود هرگز به خیرى دست نیافته است». سپس افزود:

«أَمَا إِنَّ الْمَظْلُومَ یَأْخُذُ مِنْ دِینِ الظَّالِمِ أَکْثَرَ مِمَّا یَأْخُذُ الظَّالِمُ مِنْ مَالِ الْمَظْلُومِ؛

بدانید مظلوم از دین ظالم بیش از آنچه ظالم از مال مظلوم مى‌گیرد خواهد گرفت». و در ذیل حدیث آمده است که آن دو بعد از شنیدن سخنان امام علیه السلام پیش از آن‌که از جاى برخیزند با یکدیگر صلح کردند». [2]

این سخن را با حدیثى از رسول خدا صلى الله علیه و آله پایان مى‌دهیم آن‌جا که فرمود:

«بَیْنَ الْعَبْدِ وَالْجَنَّةِ سَبْعُ عِقابٍ أهْوَنُهَا الْمَوْتُ. قالَ أنَس: قُلْتُ: یا رَسُولُ اللَّهِ! ما أصْعَبُها؟

قالَ: الْوُقُوفُ بَیْنَ یَدَىِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ إذا تَعَلَّقَ الْمَظْلُومُونَ بِالظّالِمِینَ؛

در میان بهشت و انسان هفت گردنه مخوف است که ساده‌ترین آن‌ها مرگ است. انس (از اصحاب رسول اللَّه صلى الله علیه و آله) مى‌گوید: عرض کردم اى رسول خدا! سخت‌ترین آن‌ها کدام است؟ فرمود: حضور در پیشگاه خداوند متعال در زمانى که مظلومان دامن ظالمان را مى‌گیرند». [3]

مرحوم علامه شوشترى در شرح نهج‌البلاغه‌ خود داستان عبرت‌انگیزى نقل مى‌کند و مى‌گوید: «معروف است شخصى به نام «بکبوش»، وزیر «جلال الدوله آل بویه» بود و کارهاى او را به تدریج قبضه کرد. روزى «بکبوش» مردى از اشراف بصره را آزار بسیار داد و او را همچون مرده رها کرد. مدتى بعد با گروهى‌

عظیم سواره عبور مى‌کرد. همان مرد مظلوم او را دید، گفت: خداوند داور میان من و تو باشد. من تو را با تیرهاى شبانه هدف قرار مى‌دهم. «بکبوش» دستور داد او را آن‌قدر زدند که همچون مرده به روى زمین افتاد و به او گفت: این تیرهاى روز است که به تو اصابت کرد. سه روز بیشتر نگذشت که «جلال الدوله» دستور داد «بکبوش» را بگیرند و او را در اتاقى روى حصیرى نشاندند و کسى را مأمور کرد که مرتباً به او اهانت کند. فراش‌ها براى نظافت وارد اتاق شدند و حصیر را از زیر پاى او کشیدند، نامه‌اى زیر آن یافتند و آن را به «ابن الهدهد» که رئیس فراشان بود، دادند. او گفت: چه کسى این نامه را در آن‌جا انداخته است؟ گفتند:

نه احدى در آن حجره وارد و نه از آن خارج شده است. نامه را خواندند دیدند این دو شعر در آن است:

سِهامُ اللَّیْلِ لا تُخْطِى‌ءُ وَلکِنْ‌، لَها أمَدٌ وَلِلْأَمَدِ انْقِضاءٌ

أَتَهْزَأُ بِالدُّعاءِ وَتَزْدَریهِ‌، تَأَمَّلْ فیکَ ما صَنَعَ الدُّعاءُ

تیرهاى شبانه هرگز خطا نمى‌کند ولى- زمانى دارد و آن زمان به هر حال مى‌گذرد.

آیا دعاى شبانه را مسخره مى‌کنى و بر آن عیب مى‌نهى؟- حال ببین دعا با تو چه خواهد کرد.

این خبر به گوش «جلال الدوله» به‌طور مشروح رسید. دستور داد فراشان آن‌قدر بر دهانش کوبیدند که دندان‌هایش فرو ریخت و سپس انواع شکنجه‌ها را به او دادند تا هلاک شد. [1]

یکى از بزرگان و اولیاء اللَّه «سعید بن جبیر»، یاور امام سجّاد علیه السلام و مؤمن خالص متوکّل بر خدا و کسى است که به مرگ لبخند زده است. مأموران حجّاج بن یوسف ثقفى، سعید بن جبیر را به نزد این سنگدل و جنایت‌کار بى‌رقیب‌

تاریخ مى‌آورند. حجّاج چون نمى‌تواند در سخن بر او چیره شود، دستور مى‌دهد رو به قبله سرش را از بدن جدا کنند. حاضران مى‌بینند که سعید در نهایت خونسردى رو به قبله این آیه شریفه را تلاوت مى‌کند: «إِنِّى وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذِى فَطَرَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِیفاً وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ»؛ من روى خود را به سوى کسى کردم که آسمان‌ها و زمین را آفرید. من در ایمان خود خالصم و از مشرکان نیستم». [1]

حجّاج به قصد توهین به سعید فرمان داده بود او را همچون حیوانى رو به قبله گردن زنند. وقتى مى‌بیند قرائت آن آیه براى سعید عزّت و سعادتى ایجاد کرده است، بار دیگر دستور مى‌دهد که پشت به قبله او را بکشند. این بار آواى ملکوتى این آیه شریفه از حلقوم سعید بلند مى‌شود که: «وَللَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِیمٌ»؛ مشرق و مغرب از آن خداست! به هر سو رو کنید- حتّى پشت به قبله- خدا آن‌جاست! خداوند بى‌نیاز و داناست». [2]

حجّاج خشمگینانه و شکست‌خورده دستور مى‌دهد سرش را بر روى زمین از تنش جدا کنند و سعید که مرگ را به بازى گرفته بود، با آرامش خاطرى بى‌نظیر این کلام خدا را زمزمه مى‌کند که: «مِنْهَا خَلَقْنَاکُمْ وَفِیهَا نُعِیدُکُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُکُمْ تَارَةً أُخْرَى»؛ ما شما را از زمین آفریدیم و به آن بازمى‌گردانیم و بار دیگر (در قیامت) شما را از آن بیرون مى‌آوریم. [3]

حجّاج بى‌اختیار فریاد مى‌زند: «گردنش را بزنید و ما را از شرّ او راحت کنید».

سعید در آخرین لحظه عمرش با خدایش سخن گفت و از او خواست:

«اللّهُمَ لَا تُسَلّطُهُ عَلى أحَدٍ بَعْدى؛

پروردگارا! پس از من، حجّاج را بر هیچ‌کس مسلّط

مفرما». و لحظه‌اى بعد به دیدار پروردگارش نایل آمد. نفرین سعید مستجاب شد و گریبان حجّاج را گرفت تا جایى که بدنش سرد مى‌شد و همواره مى‌لرزید، آن‌قدر احساس سرما مى‌کرد که دست‌هایش را داخل آتش قرار مى‌داد؛ ولى باز هم مى‌لرزید! یکى از بزرگان به دیدنش آمد، حجّاج گفت: «برایم دعایى بکن».

آن شخص گفت: «مگر نگفتم این‌قدر جنایت مکن! این نتیجه جنایات توست».

حجّاج گفت: «نمى‌گویم دعا کن تندرست و سالم شوم، بلکه دعا کن بمیرم تا از این وضع نجات یابم». [1]

***

پیام امام امیر المومنین علیه السلام، جلد 14، ص 17- 24

https://lib.eshia.ir/27571/14/17

Showing new listings for Friday, 15 November 2024[1] arXiv:2411.08948 [pdfhtmlother]

Thermal Pseudo-Entropy

Pawel CaputaBowen ChenTadashi TakayanagiTakashi Tsuda

Comments: 43 pages, 23 figures

Subjects: High Energy Physics - Theory (hep-th); Statistical Mechanics (cond-mat.stat-mech); Quantum Physics (quant-ph)

In this work, we develop a generalisation of the thermal entropy to complex inverse temperatures, which we call the thermal pseudo-entropy. We show that this quantity represents the pseudo-entropy of the transition matrix between Thermofield Double states at different times. We have studied its properties in various quantum mechanical setups, Schwarzian theory, Random Matrix Theories, and 2D CFTs, including symmetric orbifolds. Our findings indicate a close relationship between the averaged thermal pseudo-entropy and the spectral form factor, which is instrumental in distinguishing chaotic and integrable models. Moreover, we have observed a logarithmic scaling of this quantity in models with a continuous spectrum, with a universal coefficient that is sensitive to the scaling of the density of states near the edge of the spectrum. Lastly, we found the connection between the real and imaginary parts of the thermal pseudo-entropy through the Kramers-Kronig relations.

[2] arXiv:2411.08961 [pdfhtmlother]

Irreversibility of quantum field theory in de Sitter: the C, F and A theorems

Nicolás AbateGonzalo Torroba

Comments: 7 pages, 2 figures

Subjects: High Energy Physics - Theory (hep-th)

We prove the irreversibility of the renormalization group for quantum field theory in de Sitter space in d=2, 3 and 4 space-time dimensions. The proof is based on strong subadditivity of the entanglement entropy, de Sitter invariance, and the Markov property of conformal field theory.

[3] arXiv:2411.09000 [pdfhtmlother]

Does decoherence violate decoupling?

C.P. BurgessThomas ColasR. HolmanGreg Kaplanek

Comments: 17 pages + appendices, 2 figures

Subjects: High Energy Physics - Theory (hep-th); General Relativity and Quantum Cosmology (gr-qc)

Recent calculations in both flat and de Sitter spacetimes have highlighted a tension between the decoupling of high-energy physics from low-energy degrees of freedom and the expectation that quantum systems decohere due to interactions with unknown environments. In effective field theory (EFT), integrating out heavy fields should lead to Hamiltonian time evolution, which preserves the purity of low-energy states. This is consistent with the fact that we never observe isolated quantum states spontaneously decohering in the vacuum due to unknown high-energy physics. However, when a heavy scalar of mass M is traced out, the resulting purity of a light scalar with mass m typically appears to scale as a power of 1/M (when m≪M), an effect that cannot be captured by a local effective Hamiltonian. We resolve this apparent paradox by showing that the purity depends on the resolution scale of the EFT and how the environment is traced out. We provide a practical method for diagnosing the purity of low-energy states consistent with EFT expectations, and briefly discuss some of the implications these observations have for how ultraviolet divergences can appear in decoherence calculations.

[4] arXiv:2411.09006 [pdfhtmlother]

Perturbatively exact supersymmetric partition functions of ABJM theory on Seifert manifolds and holography

Junho Hong

Comments: v1: 35 pages

Subjects: High Energy Physics - Theory (hep-th)

We undertake a comprehensive analysis of the supersymmetric partition function of the U(N)k×U(N)−k ABJM theory on a Seifert manifold, evaluating it to all orders in the 1/N-perturbative expansion up to exponentially suppressed corrections. Through holographic duality, our perturbatively exact result is successfully matched with the regularized on-shell action of a dual Euclidean AdS4-Taub-Bolt background incorporating 4-derivative corrections, and also provides valuable insights into the logarithmic corrections that emerge from the 1-loop calculations in M-theory path integrals. In this process, we revisit the Euclidean AdS4-Taub-Bolt background carefully, elucidating the flat connection in the background graviphoton field. This analysis umambiguously determines the U(1)R holonomy along the Seifert fiber, thereby solidifying the holographic comparison regarding the partition function on a large class of Seifert manifolds.

[5] arXiv:2411.09016 [pdfother]

Classical Observables from Causal Response Functions

Shovon BiswasJulio Parra-Martinez

Comments: 25+3 pages, many figures

Subjects: High Energy Physics - Theory (hep-th); General Relativity and Quantum Cosmology (gr-qc); High Energy Physics - Phenomenology (hep-ph)

We revisit the calculation of classical observables from causal response functions, following up on recent work by Caron-Huot at al. [JHEP 01 (2024) 139]. We derive a formula to compute asymptotic in-in observables from a particular soft limit of five-point amputated response functions. Using such formula, we re-derive the formulas by Kosower, Maybee and O'Connell (KMOC) for the linear impulse and radiated linear momentum of particles undergoing scattering, and we present an unambiguous calculation of the radiated angular momentum at leading order. Then, we explore the consequences of manifestly causal Feynman rules in the calculation of classical observables by employing the causal (Keldysh) basis in the in-in formalism. We compute the linear impulse, radiated waveform and its variance at leading and/or next-to-leading order in the causal basis, and find that all terms singular in the ℏ→0 limit cancel manifestly at the integrand level. We also find that the calculations simplify considerably and classical properties such as factorization of six-point amplitudes are more transparent in the causal basis.

[6] arXiv:2411.09141 [pdfhtmlother]

Finiteness and Uniqueness of Duality Cascades in Three Dimensions for Affine Quivers

Sanefumi MoriyamaKichinosuke Otozawa

Comments: 47 pages, 18 eps figures

Subjects: High Energy Physics - Theory (hep-th); Mathematical Physics (math-ph)

For three-dimensional circular-quiver supersymmetric Chern-Simons theories, the questions, whether duality cascades always terminate and whether the endpoint is unique, were rephrased into the question whether a polytope defined in the parameter space of relative ranks for duality cascades is a parallelotope, filling the space by discrete translations. By regarding circular quivers as affine Dynkin diagrams, we generalize the arguments into other affine quivers. We find that, after rewriting properties into the group-theoretical language, most arguments work in the generalizations. Especially, we find that, instead of the original relation to parallelotopes, the corresponding polytope still fills the parameter space but with some gaps. This indicates that, under certain restrictions, duality cascades still terminate uniquely.

[7] arXiv:2411.09223 [pdfhtmlother]

Cancelling mod-2 anomalies by Green-Schwarz mechanism with Bμν

Shota SaitoYuji Tachikawa

Comments: 31 pages

Subjects: High Energy Physics - Theory (hep-th)

We study if and when mod-2 anomalies can be canceled by the Green-Schwarz mechanism with the introduction of an antisymmetric tensor field Bμν. As explicit examples, we examine SU(2) and more general Sp(n) gauge theories in four and eight dimensions. We find that the mod-2 anomalies of 8d N=1 Sp(n) gauge theory can be canceled, as expected from it having a string theory realization, while the mod-2 Witten anomaly of 4d SU(2) and Sp(n) gauge theory cannot be canceled in this manner.

[8] arXiv:2411.09282 [pdfhtmlother]

Integrable matrix product state of ABJM theory from projecting method

Nan BaiMao-Zhong Shao

Subjects: High Energy Physics - Theory (hep-th)

In this paper we investigate the integrable boundary state in ABJM theory. We find an integrability condition for the two-site integrable matrix product state (MPS) similar to the KT-relation. We also construct a class of non-trivial MPSs from the projected K-matrices.

[9] arXiv:2411.09398 [pdfhtmlother]

On the consistency of Lorentz-Violating Yang-Mills theories: Gauge invariance and non-perturbative effects

Antonio D. Pereira

Comments: 14 pages, no figures

Subjects: High Energy Physics - Theory (hep-th); High Energy Physics - Phenomenology (hep-ph)

Previous investigations on the renormalizability properties of Lorentz-violating Yang-Mills (LVYM) theories in the Landau gauge have pointed out the necessity of the inclusion of a mass-like term for the gauge fields. If one aims at generalizing the theory to a more complicated gauge, such a mass-like term can bring severe issues regarding gauge-dependence of correlation functions of observables. We propose a Lorentz-violating Yang-Mills theory supplemented by a gauge-invariant mass term which generalizes the model in the Landau gauge. We discuss the foundational aspects of the model and highlight how it simplifies in the Landau gauge. Following the recent literature in pure Yang-Mills theories, we remark how the proposed massive extension of LVYM theories can be used as an effective model to access infrared properties within perturbation theory. Finally, we present a BRST-invariant formulation of the so-called Refined Gribov-Zwanziger action in the presence of Lorentz-violating terms in linear covariant gauges and the underlying tree-level gauge-field propagator which is enriched by the non-perturbative information carried by the elimination of Gribov copies.

[10] arXiv:2411.09406 [pdfhtmlother]

Left-Right Relative Entropy

Mostafa Ghasemi

Comments: 6 pages

Subjects: High Energy Physics - Theory (hep-th); Mathematical Physics (math-ph); Quantum Physics (quant-ph)

We introduce the concept of \textit{left-right relative entropy} as a measure of distinguishability within the space of boundary states. We compute the left-right relative entropy for reduced density matrices by tracing over either the right- or left-moving modes, deriving a universal formula for two arbitrary, regularized boundary states in conformal field theories (CFTs) on a circle. Furthermore, we provide a detailed expression of the left-right relative entropy for diagonal CFTs with specific boundary state choices, utilizing the theory's modular S matrix. We also present a general formula for the left-right sandwiched Rényi relative entropy and the left-right quantum fidelity. Through explicit calculations in specific models, including the Ising model, the tricritical Ising model, and the suˆ(2)k~ WZW model, we have made an intriguing finding: zero left-right relative entropy between certain boundary states, despite their apparent differences. Notably, we introduce the concept of the \textit{relative entanglement sector}, representing the set of boundary states with zero left-right relative entropy. Our findings suggest a profound connection between the relative entanglement sector and the underlying symmetry properties of the boundary states, offering the relative entanglement sector transforms as NIM-reps of a global symmetry of the underlying theory.

[11] arXiv:2411.09409 [pdfhtmlother]

Bipartite Relativistic Quantum Information from Effective Field Theory Approach with Implications to Contextual Meanings of Locality and Quantumness

Feng-Li LinSayid Mondal

Comments: 31 pages and 12 figures

Subjects: High Energy Physics - Theory (hep-th); Quantum Physics (quant-ph)

In a recent work \cite{biggs2024comparing}, the effective field theory (EFT) is adopted to consider the quantum decoherence of a near-horizon Unrhu-DeWitt (UDW) charged qubit in a macroscopic cat state. We generalize this EFT approach to study the relativistic quantum information (RQI) of two static UDW-charged qubits with or without a black hole. This EFT is obtained by integrating out a massless mediator field, yielding the direct Coulombic interactions among intrinsic multipole moments of UDW detectors and the induced one on the black hole. The RQI of the quantum state of the mediator field can be probed by the reduced final states of UDW detectors by tracing out the induced internal states of the black hole. From the reduced final state, we find the patterns of entanglement harvesting agree with the ones obtained by the conventional approach based on master theory. However, the more detailed study suggests that the contextual meanings of (non-)locality may or may not be the same in quantum field theory (QFT) and RQI. To explore the contextual meanings of quantumness and locality more, we also calculate quantum discord and locality bound of the Bell-type experiments, with the former characterizing the non-classical correlations and the latter the (non-)locality in the hidden-variable context of RQI. We find that QFT and RQI agree on quantumness based on different physical reasons but may not agree on locality.

[12] arXiv:2411.09427 [pdfhtmlother]

Entanglement Entropy at Large-N

P Talavera

Comments: 15 pages, 1 figure

Subjects: High Energy Physics - Theory (hep-th)

I show that at early times the evaporation process for a stack of ND5-branes at high energy is suppressed in the large-N limit. At much later times, the new saddles in the gravitational action are no longer suppressed at large-N, and evaporation proceeds as usual.

[13] arXiv:2411.09454 [pdfhtmlother]

The Instability of Low-Temperature Black Holes in Gauged N=8 Supergravity

Andrés AnabalónStefano MaurelliMarcelo OyarzoMario Trigiante

Comments: 15 pages + appendices, 1 figure

Subjects: High Energy Physics - Theory (hep-th); General Relativity and Quantum Cosmology (gr-qc)

We consider the static planar black hole solutions in the STU model of the gauged N=8 supergravity in four dimensions. We give a straightforward derivation of the equation of state of the purely electric and purely magnetic solutions with four charges. Then we give a simple proof that the determinant of the Hessian of the energy is always negative below some critical finite temperature for the purely electric solutions. We compute the spinodal line for the usual planar Reissner-Nordström solution in four dimensions. Inspired by the magnetic superalgebra we show that the supersymmetric solutions are metastable if the energy is restricted to satisfy the topological twist condition ab initio and it is shifted to be zero on the BPS solutions.

[14] arXiv:2411.09500 [pdfhtmlother]

Blackish Holes

Souvik BanerjeeSuman DasArnab KunduMichael Sittinger

Comments: 68 pages, multiple figures

Subjects: High Energy Physics - Theory (hep-th); General Relativity and Quantum Cosmology (gr-qc)

Based on previous works, in this article we systematically analyze the implications of the explicit normal modes of a probe scalar sector in a BTZ background with a Dirichlet wall, in an asymptotically AdS-background. This is a Fuzzball-inspired geometric model, at least in an effective sense. We demonstrate explicitly that in the limit when the Dirichlet wall approaches the event horizon, the normal modes condense fast to yield an effective branch cut along the real line in the complex frequency plane. In turn, in this approximation, quasi-normal modes associated to the BTZ black hole emerge and the corresponding two-point function is described by a thermal correlator, associated with the Hawking temperature in the general case and with the right-moving temperature in the extremal limit. We further show, analytically, that the presence of a non-vanishing angular momentum non-perturbatively enhances this condensation. The consequences are manifold: {\it e.g.}~there is an emergent {\it strong thermalization} due to these modes, adding further support to a quantum chaotic nature associated to the spectral form factor. We explicitly demonstrate, by considering a classical collapsing geometry, that the one-loop scalar determinant naturally inherits a Dirichlet boundary condition, as the shell approaches the scale of the event horizon. This provides a plausible dynamical mechanism in the dual CFT through a global quench, that can create an emergent Dirichlet boundary close to the horizon-scale. We offer comments on how this simple model can describe salient features of Fuzzball-geometries, as well as of extremely compact objects. This also provides an explicit realization of how an effective thermal physics emerges from a non-thermal microscopic description, within a semi-classical account of gravity, augmented with an appropriate boundary condition.

[15] arXiv:2411.09548 [pdfhtmlother]

Replica wormhole and AMPS firewall

Amir A. KhodahamiAzizollah Azizi

Comments: 7 pages, 2 figures, published in Physics Letters B

Subjects: High Energy Physics - Theory (hep-th); General Relativity and Quantum Cosmology (gr-qc)

We investigate the potential for generating an AMPS firewall from the replica wormhole topology, which describes the post-Page time spacetime in the evaporation process of a black hole. Our analysis reveals that this topology gives rise to a Dirac delta force experienced by infalling particles at the event horizon, consistent with the AMPS firewall hypothesis. This force, proportional to the particle's total energy squared, is a direct consequence of the inherent Dirac delta in the Ricci scalar of the replica wormhole. We provide a regularization scheme for this force, which is crucial for obtaining physically meaningful results. Notably, our approach suggests that considering the replica wormhole resolves both the information paradox and the AMPS argument regarding the monogamy of entanglement simultaneously, yielding a more coherent framework.

[16] arXiv:2411.09574 [pdfhtmlother]

Islands for black holes in a hybrid quantum state

Yohan PotauxDebajyoti SarkarSergey N. Solodukhin

Subjects: High Energy Physics - Theory (hep-th); General Relativity and Quantum Cosmology (gr-qc)

Following our previous work on hybrid quantum states in the RST model, we study its most interesting solution representing a completely regular spacetime with the structure of causal diamond, containing an apparent horizon and radiation at infinity. Adapting recent computations of radiation entropy in terms of the entropy of entanglement, we find that this entropy follows a Page curve. This confirms our previous result [1], which was obtained by directly calculating the thermodynamic entropy of radiation at infinity. We also investigate the presence of a possible island in these systems, and find that it does not seem to play a role in contributing to the generalized black hole entropy.

[17] arXiv:2411.09616 [pdfhtmlother]

Non-Locality induces Isometry and Factorisation in Holography

Souvik BanerjeeJohanna ErdmengerJonathan Karl

Comments: 12 pages, 6 figures

Subjects: High Energy Physics - Theory (hep-th); General Relativity and Quantum Cosmology (gr-qc); Mathematical Physics (math-ph); Quantum Physics (quant-ph)

In holography, two manifestations of the black hole information paradox are given by the non-isometric nature of the bulk-boundary map and by the factorisation puzzle. By considering time-shifted microstates of the eternal black hole, we demonstrate that both these puzzles may be simultaneously resolved by taking into account non-local quantum corrections that correspond to wormholes arising from state averaging. This is achieved by showing, using a resolvent technique, that the resulting Hilbert space for an eternal black hole in Anti-de Sitter space is finite-dimensional with a discrete energy spectrum. The latter gives rise to a transition to a type I von Neumann algebra.

[18] arXiv:2411.09641 [pdfhtmlother]

Differential Representation for Carrollian Correlators

Shankhadeep ChakraborttySubramanya HegdeArpit Maurya

Comments: 27 pages, 3 figures, 2 tables

Subjects: High Energy Physics - Theory (hep-th)

The differential representation of AdS correlators offers a framework to express exchange Witten diagrams as functions of non-local differential operators applied to contact Witten diagrams. In this paper, we develop the differential representation for scalar Carrollian correlators. We first construct this representation using the recently formulated Carrollian limit of AdS Witten diagrams. We then provide an alternate intrinsic analysis that leverages the properties of the Carrollian bulk-to-boundary propagator. Using the differential representation, we also obtain differential Bern-Carrasco-Johansson (BCJ) relations for Carrollian correlators.

[19] arXiv:2411.09667 [pdfhtmlother]

Chaos in hyperscaling violating Lifshitz theories

Nikesh Lilani

Comments: 14 pages, 6 figures

Subjects: High Energy Physics - Theory (hep-th); General Relativity and Quantum Cosmology (gr-qc); Chaotic Dynamics (nlin.CD); Quantum Physics (quant-ph)

We holographically study quantum chaos in hyperscaling-violating Lifshitz (HVL) theories (with charge). Particularly, we present a detailed computation of the out-of-time ordered correlator (OTOC) via the shockwave analysis in the bulk HVL geometry with a planar horizon topology. We also compute the butterfly velocity (vB) using the entanglement wedge reconstruction and find that the result matches the one obtained from shockwave analysis. Furthermore, we analyze in detail, the behavior of vB with respect to the dynamical critical exponent (z), hyperscaling-violating parameter (θ), charge (Q) and the horizon radius (rh). We interestingly find non-monotonic behavior of vB with respect to z (in the allowed region and for certain (not all) fixed, permissible values of θ, Q and rh) and θ (in the allowed region and for certain (not all) fixed, permissible values of z, Q and rh). Moreover, vB is found to monotonically decrease with an increase in charge (for all permissible, fixed values of z, θ and rh), whereas it is found to monotonically increase with rh (for all fixed, permissible values of z, θ and Q). Unpacking these features can offer some valuable insights into the chaotic nature of HVL theories.

[20] arXiv:2411.09674 [pdfother]

Non-Invertible Symmetries in 6d from Green-Schwarz Automorphisms

Fabio ApruzziSakura Schafer-NamekiAlison Warman

Comments: 40 pages + appendices

Subjects: High Energy Physics - Theory (hep-th); Strongly Correlated Electrons (cond-mat.str-el); Category Theory (math.CT)

We construct non-invertible symmetries in 6d N=(2,0) superconformal field theories that arise from Green-Schwarz (GS) automorphisms, which form abelian or non-abelian groups. Applied to Z2, Z3 and S3 GS automorphisms, gives rise to non-invertible duality, triality and S3-ality defects, respectively, once combined with stacking symmetry protected topological phases (SPTs) and gauging 2-form symmetries. We derive the defects and their fusion rules from two distinct perspectives: from half-space gauging as well as from the Symmetry Topological Field Theory (SymTFT). This is the first concrete construction of symmetry defects in 6d forming a fusion 5-category whose fusions are intrinsically non-invertible and non-abelian.

[21] arXiv:2411.09685 [pdfhtmlother]

The Higher Structure of Symmetries of Axion-Maxwell Theory

Michele Del ZottoMatteo Dell'AcquaElias Riedel Gårding

Comments: 68 pages, 17 figures

Subjects: High Energy Physics - Theory (hep-th); Mathematical Physics (math-ph); Category Theory (math.CT)

Symmetries of quantum field theories are characterized by topological defects/operators organized into a higher category. In this paper we consider the Axion-Maxwell field theory in four dimensions and, building on the construction of its topological defects by Choi, Lam, Shao, Hidaka, Nitta and Yokokura, we discuss field theoretical methods to compute some aspects of the higher structure of such category. In particular, we determine explicitly the generalized F-symbols for the non-invertible electric 1-form symmetry of the theory. Along the way we clarify various aspects of the bottom-up worldvolume approach towards the calculus of defects.

[22] arXiv:2411.09695 [pdfother]

A physical basis for cosmological correlators from cuts

Shounak DeAndrzej Pokraka

Comments: 42+15 pages

Subjects: High Energy Physics - Theory (hep-th); General Relativity and Quantum Cosmology (gr-qc); Mathematical Physics (math-ph); Algebraic Geometry (math.AG)

Significant progress has been made in our understanding of the analytic structure of FRW wavefunction coefficients, facilitated by the development of efficient algorithms to derive the differential equations they satisfy. Moreover, recent findings indicate that the twisted cohomology of the associated hyperplane arrangement defining FRW integrals overestimates the number of integrals required to define differential equations for the wavefunction coefficient. We demonstrate that the associated dual cohomology is automatically organized in a way that is ideal for understanding and exploiting the cut/residue structure of FRW integrals. Utilizing this understanding, we develop a systematic approach to organize compatible sequential residues, which dictates the physical subspace of FRW integrals for any n-site, ℓ-loop graph. In particular, the physical subspace of tree-level FRW wavefunction coefficients is populated by differential forms associated to cuts/residues that factorize the integrand of the wavefunction coefficient into only flat space amplitudes. After demonstrating the validity of our construction using intersection theory, we develop simple graphical rules for cut tubings that enumerate the space of physical cuts and, consequently, differential forms without any calculation.

وَکَذَٰلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنتَ عَلَیْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن یَنقَلِبُ عَلَىٰ عَقِبَیْهِ وَإِن کَانَتْ لَکَبِیرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِینَ هَدَى اللَّهُ وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَکُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِیمٌ ‎﴿البقرة: ١٤٣﴾‏
وَمَن یَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ ۖ وَمَن یُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِیَاءَ مِن دُونِهِ ۖ وَنَحْشُرُهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمْ عُمْیًا وَبُکْمًا وَصُمًّا ۖ مَّأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۖ کُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِیرًا ‎﴿الاسراء: ٩٧﴾‏ 

سَابِقُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا کَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَٰلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ ‎﴿الحدید: ٢١﴾‏

 

بخش سوّم‌

شغل من الجنّة و النّار امامه! ساع سریع نجا، و طالب بطی‌ء رجا، و مقصّر فى النّار هوى. الیمین و الشّمال مضلّة، و الطّریق الوسطى هى الجادّة، علیها باقی الکتاب و آثار النّبوّة، و منها منفذ السّنّة، و الیها مصیر العاقبة. هلک من ادّعى، و خاب من افترى. من ابدى صفحته للحقّ هلک. و کفى بالمرء جهلا الّا یعرف قدره. لا یهلک على التّقوى سنخ اصل، و لا یظمأ علیها زرع قوم. فاستتروا فى بیوتکم، و اصلحوا ذات بینکم، و التّوبة من ورائکم، و لا یحمد حامد الّا ربّه، و لا یلم لائم الّا نفسه.

ترجمه‌

کسى که بهشت و دوزخ در پیش روى او قرار گرفته (و به آن ایمان دارد، از کارهایى که در آنجا سودى نمى‌بخشد برکنار است و مردم در این مسیر سه گروهند:) کسانى که سخت مى‌کوشند و به سرعت پیش مى‌روند، آنها اهل نجاتند و گروهى که به کندى گام بر مى‌دارند، باز امید نجاتى دارند و گروهى مقصّرند، که در آتش دوزخ سقوط مى‌کنند.

انحراف به راست و چپ سبب گمراهى و ضلالت است و راه میانه و مستقیم جادّه وسیع الهى است که قرآن مجید- کتاب جاویدان الهى- و آثار نبوّت بر آن قرار دارد و راه ورود به سنّت پیامبر (ص) از همینجاست و پایان کار به آن منتهى مى‌شود. آن کس که به ناحق ادّعاى (امامت و ولایت) کند هلاک مى‌شود (چه این که هم خودش گمراه است و هم دیگران را به گمراهى مى‌کشاند) و آن کس که با دروغ و افتراء (بر خدا و پیامبر چنین مقامى را طلب کند) محروم مى‌گردد و به جایى نمى‌رسد و آن کس (که با ادّعاهاى‌ 

باطل) به مبارزه با حق برخیزد و در برابر آن قد علم کند هلاک خواهد شد! و در نادانى انسان همین بس که قدر خویش را نشناسد، ریشه درختى که در سرزمین تقوا نشانده شود هرگز نابودى نمى‌پذیرد و بذر و زراعتى که در این سرزمین پاشیده شود، هرگز تشنه نمى‌گردد! در خانه‌هاى خود پنهان شوید (و در دسته‌بندى‌هاى منافقان و نفاق‌افکنان شرکت نجویید)! در اصلاح میان خود بکوشید (و مردم را با هم آشتى دهید و صفوف خود را در مقابل آنها متّحد سازید)! توبه پیش روى شما و در دسترستان است (به آن چنگ زنید و گذشته خود را جبران کنید)، (و در هر حال) هیچ ستایشگرى جز خدا را نباید ستایش کرد و (در گناه و خطا) جز خویش را نباید سرزنش نمود!

پیام امام امیر المومنین علیه السلام، جلد 1، ص 555- 556

https://lib.eshia.ir/27571/1/556

 

۹۴/۱۲/۰۵

فرازی از بیانات رهبری مد ظله العالی در دیدار مردم نجف‌آباد

 الان در این انتخابات، دو قطبی القا میکنند؛ دوقطبی‌های القائی؛ اصلش آنجا است، اینجا هم گاهی تکرار میشود؛ امّا کسانی‌که اطّلاع دارند از تبلیغات بیگانه، گوش میکنند، خبر میشوند، میدانند که این مال آنها است. دوقطبیِ مجلس دولتی و مجلس ضدّ دولتی؛ کأنّه در ایران یک عدّه طرف‌دار مجلس دولتی‌اند، یک عدّه طرف‌دار مجلس ضدّ دولتی‌اند؛ نه، ملّت ایران نه مجلس دولتی میخواهند، نه مجلس ضدّ دولتی میخواهند؛ ملّت ایران مجلسی میخواهند که به وظایف خودش آشنا باشد؛ بداند که چه بر عهده‌ی او است در قانون اساسی؛ متعهّد باشد، متدیّن باشد، شجاع باشد، مرعوب آمریکا نباشد؛ علاقه‌مند واقعی به پیشرفت کشور باشد، پیشرفت کشور را در تربیتِ علمیِ جوانانِ بااستعدادِ این کشور و این ملّت بداند. این‌جور مجلسی را میخواهند؛ مجلسی که درد مردم را بشناسد، درد کشور را بشناسد، درصدد درمان و علاج آن دردها باشد -قانون‌گذاری یعنی این- مردم این‌جور مجلسی را میخواهند. مجلس دولتی و مجلس ضدّ دولتی یعنی چه! اینها دوقطبی‌های کاذب است. شما با یکایک ملّت ایران تماس بگیرید و بگویید آیا شما مجلسی میخواهید که دردهای کشور را، مشکلات کشور را، مشکلات مردم را بشناسد و بخواهد آن را حل کند یا مجلسی که طرف‌دار زید یا عمرو باشد. جواب چیست از طرف مردم؟ معلوم است که مردم آن اوّلی را میخواهند؛ برای مردم این مهم است؛ مجلس متدیّن، مجلس متعهّد، مجلس شجاع، مجلس فریب‌نخور که فریب ترفند دشمن را نخورد؛ مجلسی که به عزّت ملّی و استقلال ملّی اهمّیّت بدهد و عزّت ملّی را پایمال نکند، استقلال ملّی را پایمال نکند؛ بِایستد در مقابل طمع‌ورزی و زیاده‌خواهی استکبار، در مقابل طمع‌ورزی قدرتهایی که دستشان از ایران کوتاه شده و دارند تلاش میکنند که دوباره برگردند و زمام قدرت را در این کشور در دست بگیرند؛ این‌جور مجلسی. مسئله‌ی اقتصاد درون‌زا را ما مطرح کردیم؛ مردم مجلسی میخواهند که برای اقتصاد درون‌زا، به معنای واقعی کلمه وقت‌گذاری کند، ریل‌گذاری کند و دولت موظّف بشود بر اساس این حرکت بکند؛ آنچه مردم میخواهند اینها است.

https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=32414

 

متجدد الکون و الحدوث شیئا فشیئا فلا یوجد منه شی‌ء إلا و ینعدم کالحرکة حیث لا بقاء لها أصلا و أما العقل و کذا النفس بوجهها المرسل الذی یلی العقل فهما باقیان ببقاء الله لأنهما مطموسان تحت طوارق الجبروت و أما جهة النفس المقیدة التی تلی الطبع فهی أیضا داثرة فانیة و من هؤلاء السادات العظام و الآباء الکرام سقراط الحکیم العارف الزاهد من أهل اثنیة- کان قد اقتبس الحکمة من فیثاغورس و ارسلاوس و اقتصر من أصنافها على الإلهیات و الخلقیات- و اشتغل بالزهد و رئاضة النفس و تهذیب الأخلاق و أعرض عن ملاذ الدنیا و اعتزل إلى الجبل و أقام فی غار به و نهى الرؤساء الذین کانوا فی زمانه عن الشرک و عبادة الأوثان فثوروا علیه الغاغة و ألجئوا ملکهم إلى قتله فحبسه الملک و سقاه السم و قصته معروفة.

الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، جلد 5، ص 212- 213

https://lib.eshia.ir/71465/5/213

 

فالعرفاء الکمّل لمّا شهدوا ذلک ذوقا و وجدوا شهودا، وضعوا لما شهدوا اصطلاحات و صنعوا لما وجدوا عبارات، لجلب قلوب المتعلّمین إلى عالم الذکر الحکیم، و تنبیه الغافلین و تیقیظ الراقدین، لکمال رأفتهم بهم و رحمتهم علیهم؛ و إلّا فالمشاهدات العرفانیّة و الذوقیّات الوجدانیّة غیر ممکن الإظهار بالحقیقة؛ و الاصطلاحات و الألفاظ و العبارات للمتعلّمین طریق الصواب، و للکاملین حجاب فی حجاب.

مصباح الهدایة الی خلافة و الولایة، جلد 1، ص 36

https://lib.eshia.ir/11165/1/36

 

یک وقت هست که شما چای را می ریزید توی قوری و آنگاه دم که کشید، چقدر چای از قوری ریخته و با آب جوش کتری اضافه کرده و در استکان نلبکی برای میل کردن می ریزید. یک وقت هم هست که سوپ درست کرده اید و در ظرفش ریخته و برای سرو کردن آماده می فرمایند. و هر کدام را هم در سینیها و مجمعه های خود می چینید و به مردم همه و همه تعارف هم می فرمایند. ولی خوب یک وقت هم هست که ملا صدرا و ابن سینا و خواجه نصیر طوسی و حتی سقراط را هم جمع کرده اید که قرار است ارسطو هم سخنرانی کند و همه و همه می دوند دنبال سالنی که بتوانند بنشینند حرفهای او را هم زنده گوش کنند! البته یک وقت هم هست که وقتی فارابی و ابن سینا و خواجه نصیر طوسی را هم دارید، دیگر دنبال ارسطو نیز یحتمل دیگر نمی روید! ولی خوب، حالا بعضی دنبال کمتر از خدا هم یحتمل بدوند و حتی دنبال این هم نباشند که نفس خود را نیز تهذیب و تنبیه کنند که آیا بالاخره چه اشاراتی است که لازم است که به الفهای بینهایت آیات اللهی مراتب و درجات متعالیه هم شاگرد بتواند از حالات خلاء میل کرده و حتی به اجتهاد و حضرات آیات عظام و حضرت ولی فقیه مد ظلهم العالی و امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم الی ما شاء الله حتی المقدور میل کند. یعنی شما وقتی ولایت را داشته باشید و به خلافت هم برسیم، یک حسابی دارد که وقتی ولایت را هم کنار گذاشته و خلافت را دریابید؛ دیگر یحتمل بعضی اشکال هم کنند که این خلافت مثل خلافت همراه با ولایت هم نخواهد شد و لذا یحتمل کانه بنگاه داری هم داشته باشید ولی بنگاه سازی آنچنانی هم آنطور که باید و شاید در اقتصاد پیش بینی نشده است و بنابراین ناترازیهای مورد بحث ما را صرفاً با همرازی و بلکه ترازیهای ایالات متحده چند جهانی استکان نلبکیهای توپولوژیک ابرتقارنی ... ربع و نیم و تمام و ... چرخشی قلوب زمینی و آسمانی نتوان تجزیه و تحلیلهای درست هم نمود. دلیلش هم یحتمل روشن است که کلاسه کردن ربع چرخشها با نیم چرخشها و امثالهم در قلوب زمینی و آسمانی حالا حالاها کار هم می برند که آیا فرض بفرمائید توابع زتایی که متناظر انتگرالهای سینوسی و بلکه ماتریسهای شانسی هم می شوند، بر حسب کدام تهذیبها و نبیهات و حتی اشارات هم تنظیم می شوند؛ یا آیا واقعاً هم فقط برای اینکه شاگردان از حالات خلاء خارج شوند، همان وضعیت شانسی و تصادفی را هم دارند و .... اینجا بعضی یحتمل اشکال کنند که پس یقین هم کجا رفته است و مسئله اش چطور می شود؟ آیا نمی شود که در الفهای بینهایت آیات اللهی مراتب و درجات متعالیه شاگرد بتواند هم به یقینی قرآنی هم برسد که شک و شبه و شانس و تصادفی هم در کار نباشد و همه ی کارهایش هم از روی یقین و صدق و راستی و درستی هم انجام شوند؟! و لذا بعضی هم اشاره می فرمایند که راهی که شهداء هم می روند از همین نوع است که یقین دارند که راهی که می روند از روی حدس و شبهه هم نیست و حتی ناسخ و منسوخش هم بسمت کمال است که پیش می رود و به واجب الوجود هم می پیوندند؛ حالا یحتمل قد الف اش هم دال شده باشد! و لذا وقتی حجابها را هم با عفت و حیا و شجاعت و یقین به خدا و پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم و ائمه ی اطهار علیهم السلام و امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم حفظ کرد، آنگاه می توانی حتی خدا را هم دریابی دیگر و .... لا اله الا الله اللهم صل علی محمد و آل محمد و تقبل شفاعته و ارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والذابین عنه و السابقین الی ارادته و المستشهدین بین یدیه

عمان سامانی » گنجینة الاسرار »

بخش ۳۳

در بیان تعرض آن شهسوار میدان حقیقت از جهان تجرد بعالم تقید و توجه و تفقد به خواهر خود بر مذاق عارفان گوید:

پس زجان بر خواهر استقبال کرد

تا رخش بوسد، الف را دال کرد

همچو جان خود در آغوشش کشید

این سخن آهسته بر گوشش کشید:

کای عنان گیر من آیا زینبی؟

یا که آه دردمندان در شبی؟

پیش پای شوق زنجیری مکن

راه عشق‌ست این عنانگیری مکن

با تو هستم جان خواهر، همسفر

تو بپا این راه کوبی من بسر

خانه سوزان را تو صاحبخانه باش

با زنان در همرهی مردانه باش

جان خواهر در غمم زاری مکن

با صدا بهرم عزاداری مکن

معجراز سر، پرده از رخ، وامکن

آفتاب و ماه را رسوا مکن

هست بر من ناگوار و ناپسند

از تو زینب گر صدا گردد بلند

هرچه باشد تو علی را دختری

ماده شیرا کی کم از شیر نری؟!

با زبان زینبی شاه آنچه گفت

با حسینی گوش، زینب می شنفت

با حسینی لب هر آنچاو گفت راز

شه بگوش زینبی بشنید باز

گوش عشق، آری زبان خواهد زعشق

فهم عشق آری بیان خواهد ز عشق

با زبان دیگر این آواز نیست

گوش دیگر، محرم این راز نیست

ای سخنگو، لحظه‌یی خاموش باش

ای زبان، از پای تا سر گوش باش

تا ببینم از سر صدق و صواب

شاه را، زینب چه می‌گو‌ید جواب

گفت زینب در جواب آن شاه را:

کای فروزان کرده مهر و ماه را

عشق را، از یک مشیمه ازاده‌ایم

لب به یک پستان غم بنهاده‌ایم

تربیت بوده‌ست بر یک دوشمان

پرورش در جیب یک آغوشمان

تا کنیم این راه را مستانه طی

هر دو از یک جام خوردستیم می

هر دو در انجام طاعت کاملیم

هر یکی امر دگر را حاملیم

تو شهادت جستی ای سبط رسول

من اسیری را به جان کردم قبول

93911319193991131415

کَذَٰلِکَ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِینٍ ‎﴿الدخان: ٥٤﴾‏

مُتَّکِئِینَ عَلَىٰ سُرُرٍ مَّصْفُوفَةٍ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِینٍ ‎﴿الطور: ٢٠﴾‏

حُورٌ مَّقْصُورَاتٌ فِی الْخِیَامِ ‎﴿الرحمن: ٧٢﴾‏

وَحُورٌ عِینٌ ‎﴿الواقعة: ٢٢﴾‏

 

بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ بِسْمِ اَللَّهِ اَلنُّورِ بِسْمِ اَللَّهِ نُورِ اَلنُّورِ بِسْمِ اَللَّهِ نُورٌ عَلَى نُورٍ بِسْمِ اَللَّهِ اَلَّذِی هُوَ مُدَبِّرُ اَلْأُمُورِ بِسْمِ اَللَّهِ اَلَّذِی خَلَقَ اَلنُّورَ مِنَ اَلنُّورِ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ اَلَّذِی خَلَقَ اَلنُّورَ مِنَ اَلنُّورِ وَ أَنْزَلَ اَلنُّورَ عَلَى اَلطُّورِ فِی کِتٰابٍ مَسْطُورٍ فِی رَقٍّ مَنْشُورٍ بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ عَلَى نَبِیٍّ مَحْبُورٍ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ اَلَّذِی هُوَ بِالْعِزِّ مَذْکُورٌ وَ بِالْفَخْرِ مَشْهُورٌ وَ عَلَى اَلسَّرَّاءِ وَ اَلضَّرَّاءِ مَشْکُورٌ وَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَى سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَلطَّاهِرِینَ

 

 

۱۴۰۱/۰۹/۱۷

نماهنگ | وداع با ودیعه پیغمبر (ص)

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «من اشاره‌ای هم بکنم به ایّام شهادتِ دُردانه‌ی اهل‌بیت، فاطمه‌ی زهرا، صدّیقه‌ی طاهره (سلام‌الله‌علیها) که این روزها بنا بر روایت ۷۵ روز، ایّام شهادت آن بزرگوار است. امیرالمؤمنین این روزها با دل شکسته، با سینه‌ی پُر از غم، با عزیزه‌ی خود وداع میکند و ودیعه‌ی گرانبهای پیغمبر را به او برمیگرداند؛ دل امیرالمؤمنین پُر از غم است امّا اراده‌ی او و همّت او مطلقاً کاستی نگرفته است؛ این درس است برای من و شما. گاهی دل از غم مالامال میشود -از این قبیل قضایا در زندگی انسان هست؛ چه زندگی فردی، چه زندگی اجتماعی- امّا عزم و اراده باید راسخ بماند، گام باید محکم برداشته بشود؛ غمهایی هست که کوه‌ها را میشکند، [ولی‌] انسانِ مؤمن را نمیتواند بشکند؛ راه را باید ادامه داد.» ۱۳۹۴/۱۲/۰۵
بخش فقه و معارف رسانه KHAMENEI.IR به مناسبت ایام شهادت حضرت فاطمه‌ی زهرا سلام‌الله علیها -بنا بر روایت ۷۵ روز پس از رحلت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)-، نماهنگ «وداع با ودیعه پیغمبر(ص)» را منتشر میکند.

https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=51479

 

 

۱۳۹۴/۱۲/۰۵

فرازی از بیانات رهبری مد ظله العالی در دیدار مردم نجف‌آباد

 یک نکته‌ی دیگر این است که ما از ادبیّات سیاسی دشمن استفاده نکنیم؛ من این مسئله را، بخصوص به دوستان و برادران محترم خودمان در مشاغل گوناگون سیاسی و دولتی و غیر دولتی و مانند اینها تأکید میکنم؛ از ادبیّات دشمن استفاده نکنید. دشمنان انقلاب از روز اوّل آمدند تعبیر ادبیّات تندرو و میانه‌رو را مطرح کردند؛ فلانی تندرو است، فلان جریان تندرو است، فلان جریان میانه‌رو است. آن روز، از همه تندروتر هم از نظر آنها امام بزرگوار بود؛ امروز هم از همه تندروتر، به نظر آنها این بنده‌ی حقیر هستم. میانه‌رو حرف قشنگی است امّا اسلام این‌جوری حرف نمیزند؛ بفهمیم معارف اسلامی را. اسلام، طرف‌دار میانه و طرف‌دار «وسط» است: وَ کَذلِکَ جَعَلنٰکُم اُمَّةً وَسَطًا.(۳) امّا «وسط» در اسلام چیست؟ در مقابل تندرو است؟ نه، «وسط» در مقابل منحرف است: اَلیَمینُ وَ الشِّمالُ مَضَلَّةٌ وَ الطَّریقُ الوُسطی‌ٰ هِیَ الجادَّة؛(۴) این نهج‌البلاغه است. راه میانه یعنی راه مستقیم، راه جادّه. اگر از این راه مستقیم منحرف شدید -چه به این طرف و چه به آن طرف- این غیر میانه است. پس در مقابل میانه‌رو تندرو نیست؛ در مقابل میانه‌رو منحرف است. آن کسی میانه‌رو نیست که منحرف از راه و منحرف از جادّه است؛ امّا در جادّه، بعضی‌ها تندتر میروند و بعضی‌ها کندتر میروند. تند رفتن در صراط مستقیم چیز بدی نیست؛ سابِقوا اِلی‌ مَغفِرَةٍ مِن رَبِّکُم؛(۵) جلوتر بروید. آنهایی که امروز در بیرون از مرزهای کشور میگویند تندرو، مقصودی دارند و معنایی مورد نظرشان است. دوستان ما و برادران ما در داخل مراقب باشند آنچه مقصود او است تکرار نکنند. آنهایی که میگویند تندرو، منظورشان کسانی است که در راه انقلاب مصمّم‌تر و پایدارترند؛ حزب‌اللّهی‌ها را میگویند تندرو. میانه‌رو [هم‌] کسی است که در مقابل آنها تسلیم باشد. در ادبیّات سیاسی آمریکا و انگلیس و امثال اینها، معنای تندرو و میانه‌رو این است: تندرو کسی است که پایبند انقلاب است، میانه‌رو کسی است که در مقابل خواسته‌های آنها تسلیم است. حالا چه کسی در مقابل آنها تسلیم است؟ خوشبختانه خودشان هم اعتراف دارند و میگویند در ایران میانه‌رو نداریم، همه تندروند. این حرف حرف درستی است؛ در ملّت ایران هیچ‌کس طرف‌دار وابستگی به اینها نیست. گاهی غفلت میشود، لغزش به‌وجود می‌آید و بعضی اشتباه میکنند، امّا قاطبه‌ی ملّت ایران طرف‌دار انقلابند، دنباله‌روِ انقلابند و پافشاری بر انقلاب میکنند؛ آنها به این میگویند تندرو. چرا ما تکرار کنیم حرف آنها را؟ به داعش هم میگویند تندرو؛ داعش تندرو است؟ داعش منحرف است؛ منحرف از اسلام است، منحرف از قرآن است، منحرف از صراط مستقیم است. ما به این معنا تندرو نداریم. توجّه کنند ادبیّاتی که دشمن به کار میبرد و معنای خاصّی را که در نظر دارد ما تکرار نکنیم.
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=32414

 

این آیه ی مبارکه ی 14 سوره انشقاق را هم وقتی شما لغت "حور" را جستجو کنید، به شما می دهد:

إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن یَحُورَ ‎﴿الإنشقاق: ١٤﴾‏

این یحور ربطی به حورٌ عین ندارد و بلکه می فرماید معنایش این است:

و گمان کرد که ابدا (به سوی خدا) باز نخواهد گشت. (الانشقاق: ۱۴) 

یک نکته ای که در انحرافات از صراط مستقیم هست که ردخور هم ندارد این است که خصوصاً راه های انحرافی از نور و نورانیت، از جمله به ایدز و سوزاک و سفلیس و ظلمات و تارکیهای انحرافی از نور و بلکه سیاه چاله های نجومی هم ختم می شوند. 

ولی صراط مستقیم یقیناً به نورٌ علی نور و انحناهایی در نور هم ختم می شوند که حاصلش تجلی خود نورانیت حضرت الحوریة الانسیة، فاطمه ی زهرا صلوات الله و سلامه علیها هم هست؛ این نورانیت از او است که نشات می گیرد و حماسه ی هندسه ی خورشید انقلاب را هم رقم می زند و ..... کیمیایی از این بالاتر دیگر؟! دیر شد، دیر شد، ولی این مقاله ی کیهانشناسی را هم التفات بفرمائید:

https://arxiv.org/abs/2410.23134

لا اله الا الله اللهم صل علی محمد و آل محمد و تقبل شفاعته وارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و الذابین عنه و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه و الممتثلین لاوامره و المستشهدین بین یدیه

3666966663931415...

وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَـٰذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ کَیْلَ بَعِیرٍ ذَٰلِکَ کَیْلٌ یَسِیرٌ ‎﴿٦٥﴾  قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَکُمْ حَتَّىٰ تُؤْتُونِ مَوْثِقًا مِّنَ اللَّهِ لَتَأْتُنَّنِی بِهِ إِلَّا أَن یُحَاطَ بِکُمْ ۖ فَلَمَّا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ اللَّهُ عَلَىٰ مَا نَقُولُ وَکِیلٌ ‎﴿یوسف: ٦٦﴾‏‏

با اندکی تامل در اسامی و القاب حضرات معصومین علیهم السلام متوجه می‌شویم انتخاب این اسم‌ها و القاب کاملا از روی آگاهی و به منظور اهداف خاصی بوده است. در حکومت على (علیه السلام) علاوه بر جنبه معاش مردم، از نظر غذاى روحى و زندگى علمى و معنوى افراد مورد توجه است و اختصاص به مؤمنین هم دارد، زیرا تنها ایشانند که از علوم آن حضرت استفاده مى‏‌کنند.

در شرایطی که خیلی از اسم‌ها بدون در نظر گرفتن هدفی انتخاب می‌گردند با اندکی تامل در اسامی و القاب حضرات معصومین علیهم السلام متوجه می‌شویم انتخاب این اسم‌ها و القاب کاملا از روی آگاهی و به منظور اهداف خاصی بوده است. بعنوان مثال در شرایطی که حکومت و عمّال بنی‌امیه در صدد تخریب وجهه امیرالمومنین (علیه السلام) بودند. می‌بینیم امام سوم هر سه فرزند خود را به این اسم، نامگذاری کردند. با این مقدمه به بیان معنای لقب مخصوص امام اول شیعیان و ریشه انتخاب آن از منظر روایات می‌پردازیم.

در این زمینه چند روایت نقل گردیده است :

1) عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع لِمَ سُمِّیَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ لِأَنَّهُ یَمِیرُهُمْ الْعِلْمَ أَ مَا سَمِعْتَ فِی کِتَابِ اللَّهِ- وَ نَمِیرُ أَهْلَنا.

احمد بن عمر گوید : از موسی بن جعفر (علیه السلام) پرسیدم چرا او را امیرالمؤمنین نامیدند؟

فرمود: براى آنکه خوراک دانش به آنها (مؤمنین) می‌رسانید، فرمود: نشنیدى در قرآن است که (64 سوره یوسف):« «وَ نَمِیرُ أَهْلَنا» یعنی ما خوار و بار براى خاندان خود می‌‏آوریم ». (أصول الکافی / ترجمه مصطفوى، ج‏2، ص: 276)

وفِی رِوَایَةٍ أُخْرَى قَالَ: لِأَنَّ مِیرَةَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْ عِنْدِهِ یَمِیرُهُمُ الْعِلْمَ،
و در روایت دیگر است که فرمود: زیرا خوراک مؤمنین از جانب اوست، او به آنها خوراک دانش می‌دهد. (همان)

مار، یمیر به معنى طعام دادن و آذوقه خوب براى خانواده تهیه کردن است، چنانچه جَلّابان و آذوقه‏ کشان را میّار مى‏‌گویند. (تحفة الأولیاء (ترجمه أصول کافى) ؛ ج‏2 ؛ ص409)
بنابر این کلمه امیر صیغه متکلم وحده از فعل مضارعست که در اثر کثرت استعمال لقب آن حضرت گشته است مانند تابط شرا و ممکن است مقصود از روایت این باشد که حکام و زمامداران دیگر که امیر مردم هستند غذاى جسمى و خواربار و آذوقه معاش آنها را منظم می‌کنند و در دسترس آنها می‌گذارند تا زندگى حیوانى آنها اداره شود ولى در حکومت على (علیه السلام) علاوه بر جنبه معاش مردم، از نظر غذاى روحى و زندگى علمى و معنوى افراد مورد توجه است و اختصاص به مؤمنین هم دارد، زیرا تنها ایشانند که از علوم آن حضرت استفاده مى‏‌کنند. (أصول الکافی / ترجمه مصطفوى، ج‏2، ص: 276)

2) عن جابر، عن أبی جعفر علیه السّلام قال: قلت له: لم سمّی أمیر المؤمنین؟ قال: اللّه سمّاه، و هکذا أنزل فی کتابه: «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ» و أن محمّدا رسولی و أنّ علیّا أمیر المؤمنین.

جابر از امام محمدباقر (علیه السلام) روایت کرده است که گفت : به آن حضرت عرض کردم که : چرا امیرالمؤمنین على بن ابیطالب (علیه السلام) به امیرالمؤمنین مسمى شد؟

فرمود که: «خدا او را امیرالمؤمنین نام کرد، و در کتاب خود همچنین فرو فرستاد: «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ» (172 سوره اعراف) وَ أَنّ مُحُمّداً رَسُولى وَ أَنّ عَلیّاً أمیرُالمُؤمِنینَ. (شرح الکافی، ج‌7، ص: 47‌)

در واقع سوال این روایت این بوده است که این نام‏‌گذارى از مردم بوده یا از جانب خدای متعال؟ یا پرسش او می‌رسانده است که از جانب مردم بوده، لذا امام پاسخ داده که از خدا بوده است. علاوه بر اینکه از خود پاسخ سبب آن هم دانسته می‌‏شود زیرا گذاردن این نام از خدا معنایش این است که از طرف خدا براى سیاست مردم گماشته شده و خلیفه خدا است در زمین، این است سبب نام‏‌گذارى او به امیرالمؤمنین. (مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج‌4، ص: 371‌)

شاید به همین جهت است که پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) ضمن حدیثی فرمودند: سَلِّمُوا عَلَى عَلِیٍ‏ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ. بر علی (علیه السلام) بعنوان امام و رهبر مومنین سلام کنید.

شایان ذکر است با توجه به معنای دوم این لقب، می‌توان سِرّ اینکه این لقب تنها مختص امام اول شیعیان است را نیز فهمید.

http://sharieh.com/news/453

 

اینکه به انسان یک شمش طلا بدهند و بفرمایند شما می توانید با این شمش هر آزمایشی که مایلید انجام دهید و بلکه متوجه هم شوید که آیا می تواند مسیر مستقیم پرتوهای نوری را نیز دچار انحناهایی هر چقدر هم اندک کنند، یحتمل شاگرد بنظرش برسد که این یک شمش طلا کافی نباشد و بلکه لازم است که چند تای دیگری هم برای این کار بدست آورد. و لذا اگر همین شاگرد برود نزد استاد کیمیاگری که به او توصیه هم کند که بهتر است فعلاً قدری از آیات سوره ی طلاق را هم  حفظ کنی و بعد از نمازهایت ذکر کنی؛ یحتمل از آزمایش اش ناامید هم برگردد که بالاخره تکلیف هم چیست؟!

فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَیْ عَدْلٍ مِّنکُمْ وَأَقِیمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ ۚ ذَٰلِکُمْ یُوعَظُ بِهِ مَن کَانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ۚ وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا ‎﴿٢﴾‏ وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا ‎﴿الطلاق: ٣﴾

البته اگر یک قدری خیلی زیاد هم طلا برای مردم غزه و لبنان هم بفرستیم، می تواند به مقاومت اسلامی هم کمک کند.  ولی نکته این است که یحتمل استاد کیمیاگری که شاگرد نزد می رود خیلی هم استاد نباشد و بلکه ادعای استادی و خدا و پیغمبری هندی هم کرده بوده است. و این تا آنجا است که استاد سوار ماشین رولز رویس اش هم می شده و مریدانش هم همه و همه به او در شهری به اسم خودش در اورگان ایالات متحده آمریکا نیز دست تکان می داده اند و تعظیم می کرده اند و ...، ولی همین استاد می فرمایند باعث شیوع بیماری ایدز هم میان همین مریدانش شده بوده است و .... این است که همین مریدانی که هنوز آلوده اش هم نشده بوده اند گفته بوده اند که کیمیا و کیمیاگری هم مال خودت و اصلا ازدواج هم با شما ایدزیها نخواستیم و بلکه پا به فرار هم گذاشته بوده اند و رفته بوده اند دنبال کارهایشان.

ولی یحتمل یکی از شاگردان ریاضی فیزیکی حتی در حکمت متعالیه نظریه های حمیدی مجیدی فقهی نیز هنوز مایل باشد بداند که بالاخره انحرافات پرتوهای نوری خورشیدی از خط مستقیم را توسط فرض بفرمایید شمشهای طلا هم چقدر می تواند باشد. و حالا اگر هم بتواند کیمیاگری هم کند که دیگر چه بهتر که مس را نیز طلا کند و شمشهای طلایش را نیز بتواند حفظ کند  و از این طرق نیز انحرافات نوری شمشی را بتواند بهتر هم بسنجد و حتی به مردم غزه فلسطین و لبنان هم الی ما شاء الله کمک کند و .... 

نکته اینجا این است که یک وقت هست که شما دنبال آیاتی قرآنی و حتی آیاتی در عالم هم می گردید که نشانه هایی از امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم آیا چقدر دارند آنطور که یک وقت هست که شاگرد دارد سعی می کند به الفهای بینهایت آیات اللهی مراتب و درجات متعالیه و اجتهاد و حضرات آیات عظام مراجع تقلید و حضرت ولی فقیه مد ظلهم العالی نیز میل کند و بلکه همین الفهای بینهایت آیات اللهی را نیز به ایالات متحده چند جهانی استکان نلبکیهای توپولوژیک ابرتقارنی ... ربع و نیم و تمام و ... چرخشی قلوب زمینی و آسمانی نیز علمی کاربردی کند. ولی وقتی دستور العمل کارها را هم خیلی بلد نیست، یحتمل نتواند هم حتی امر به معروف و نهی از منکر هم کند که بچه چادرت را چرا درست سرت نکرده ای و ...؟! چرا مثلاً داری ایام فاطمیه هم دف می زنی و آواز هم می خوانی و ...؟ التفات می فرمایید، یحتمل بعضی اشکال هم کنند که تکثر است دیگر؛ همه را که نمی توان به همان راهی که خودت می خواهی بیاوری! ولی مسئله اینجا است که اگر در الفهای بنیهایت آیات اللهی که همه و همه نیز متوجه شدند که آیات الهی قرآن کریم و آیاتی که در علم و معرفت هم نهفته اند بطور آقاقی و انفسی همه و همه نیز به امام زمان عجل الله فرجه الشریف نیز ما را هدایت می کنند، آنگاه آیا باز هم یحتمل همان بچه چادرش را درست سرش نمی کند و بلکه روسری اش را هم یحتمل خدای ناکرده نمی داند چرا همراه دارد یا ندارد و ...؟ خوب، اینجا یک گیری هم هست دیگر که همه و همه مایل هم هستند از یک الفهایی بینهایت به الف بینهایت بعدی هم سعود کنند و حتی الی ما شاء الله هم در حماسه ی هندسه ی خورشید انقلاب نیز پیشرفت کرده و یوم التلاق را نیز با خدای خود دریابند و حتی همگان را نیز در این راه کمک کنند که امام زمان عجل الله فرجه الشریف را در دولت کریمه ی امام زمان عجل الله فرجه الشریف هم یاری کنند. 

و لذا یحتمل بعضی متوجه هم شوند که چرا در نظریه های گرانشی کالوزا-کلاین پنج بعدی هم آیا چقدر بتوان مسئله را ریسمانی اش کرد و چقدر هم نمی شود؟ یا در مسائل نظریه گالوای کیهانی هم آیا چقدر بتوان معادلات جبری بالاتر از درجه ی پنج را توسط هندسه ی ناجابجایی و انگیزه ها هم حلشان کرد همانطوری که نظریه های کالزوا-کلاین را هم چطور می توان تبدیل به نظریه های ام و اف و ریسمان هم  کرد. و لذا مسائل آندوسکوپی در فانکتوریالیتی لینگلندز هندسی و تحلیلی را هم خواهیم داشت که آیا گروه های گالوای مورد بحث ناشی از گروه های لی چقدر هم قابل حل هستند و بلکه چقدر هم نمایشهای اتومورفیک دارند یا ندارند و ....

قسمتی از مسئله این است که درست است که کثرت در توحید هم می توان داشت، ولی موضوع این هم هست که آیا توحید را در محیطی اسلامی و بلکه در محیطی که اسلام ناب محمدی هم پرورانده شده است، داریم؛ یا اینکه خیر، مسئله این است که کثرت توحیدی را باید هم به محیطی که از اسلام و کتاب و دعا هم هیچی نمی دانند و بلکه با آن بیگانه هم هستند تازه فرد مسلمان توحیدی محمدی و علوی و انسان 250 ساله و امام زمانی از فطرت انسانی هم درست و حسابی همانطوری هم که هست معرفی اش هم کند و .... و حالا استکان نلبکیهای توپولوژیک هم اگر داشته باشید که یحتمل بهتر هم بتوانند کمکتان کنند و ... أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافًا کَثِیرًا ‎﴿النساء: ٨٢﴾‏ سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّىٰ یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ ‎﴿فصلت: ٥٣﴾‏ أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا ‎﴿محمد: ٢٤﴾‏ لا اله الا الله اللهم صل علی محمد و آل محمد و تقبل شفاعته وارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والذابین عنه و المستشهدین بین یدیه

https://arxiv.org/abs/2409.07536

https://arxiv.org/abs/2409.04375

https://arxiv.org/abs/2304.10217

https://arxiv.org/abs/2108.13413

https://arxiv.org/abs/1302.3320

https://arxiv.org/abs/2401.12299

https://arxiv.org/abs/2405.16208

https://arxiv.org/abs/1804.03275

https://arxiv.org/abs/2407.20964

https://arxiv.org/abs/2411.06053

https://arxiv.org/abs/2410.18049

https://arxiv.org/abs/2305.19438

https://arxiv.org/abs/2410.00809

https://arxiv.org/abs/2411.05976

https://arxiv.org/abs/2410.24008

https://arxiv.org/abs/2108.05730

https://arxiv.org/abs/2409.18130

https://arxiv.org/abs/2410.19600

https://arxiv.org/abs/1405.4785

https://arxiv.org/abs/2407.14693

https://arxiv.org/abs/2209.09319

https://arxiv.org/abs/2102.06206

https://arxiv.org/abs/1706.08798

https://arxiv.org/abs/1303.5168

https://arxiv.org/abs/2303.16477

https://arxiv.org/abs/1806.11247

https://arxiv.org/abs/1803.08648

أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ ‎﴿٣٩﴾‏ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیَارِهِم بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ ۗ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیرًا ۗ وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ ‎﴿الحج: ٤٠﴾‏

 

۱۴۰۳/۰۸/۲۲

نماهنگ | چرا پیروزی قطعی با جبهه مقاومت است؟

حضرت آیت‌الله خامنه‌‌ای: «آنچه بنده تأکید میکنم، این است که این مجاهدتها که امروز بحمدالله با قوّت و قدرت تداوم دارد ــ هم در لبنان، هم در غزّه و فلسطین ــ قطعاً به دنبال خود پیروزی حق را، پیروزی جبهه‌ی حق را، پیروزی جبهه‌ی مقاومت را به دنبال خواهد داشت... اوّلاً به دلیل وعده‌ی الهی. مصداق کامل این آیه‌ی شریفه، همین حوادث این روزها است: اُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلونَ بِاَنَّهُم ظُلِموا وَ اِنَّ اللَهَ عَلی‌ نَصرِهِم لَقَدیر * اَلَّذینَ اُخرِجوا مِن دِیارِهِم بِغَیرِ حَقٍّ اِلّا اَن یَقولوا رَبُّنَا اللَهُ وَ لَو لا دَفعُ اللَهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَهُدِّمَت صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذکَرُ فیهَا اسمُ اللَهِ کَثیراً؛ کلیسا را میزنند، بیمارستان را میزنند، مسجد را میزنند... این «دفع بعضی از مردم به وسیله‌ی بعضی دیگر» یعنی دفع ظالم به وسیله‌ی مظلوم، دفع غاصب و متجاوز به وسیله‌ی مجاهدتِ مجاهدین فی‌سبیل‌الله، نتیجه‌اش این است: وَ لَیَنصُرَنَّ اللَهُ مَن یَنصُرُه. خب این وعده‌ی الهی است... تردید در این جایز نیست. تردید در وعده‌ی الهی جایز نیست... این، از یک طرف، آیات قرآنی و وعده‌ی الهی است، از یک طرف، تجربه‌ی ما است. حزب‌الله در طول این سالهای متمادی، در این حدود مثلاً نزدیک به چهل سال، سی و چند سال، یک بار رژیم صهیونیستی را از بیروت وادار به عقب‌نشینی کرد، یک بار از صیدا وادار به عقب‌نشینی کرد، یک بار از شهر صور وادار به عقب‌نشینی کرد، یک بار هم بکلّی جنوب لبنان را و شهرها و روستاها و بلندی‌های لبنان را از وجود نحس رژیم صهیونیستی تخلیه کرده؛ یعنی این توانایی حزب‌الله بِمرور همین‌طور دائم افزایش پیدا کرده... عین همین تجربه در مورد مقاومت فلسطین اتّفاق افتاده. آنها هم از سال ۱۳۸۸ تا امروز نُه بار با رژیم صهیونیستی درگیری داشتند که در همه‌ی این نُه بار اینها غلبه پیدا کردند... این مجاهدتها... قطعاً به دنبال خود پیروزی حق را، پیروزی جبهه‌ی حق را، پیروزی جبهه‌ی مقاومت را به دنبال خواهد داشت.» ۱۴۰۳/۰۸/۱۷
رسانه KHAMENEI.IR براساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب، نماهنگ «چرا پیروزی قطعی با جبهه مقاومت است؟» را منتشر میکند.

برچسب‌ها: جبهه مقاومت؛

https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=58304

 

۱۴۰۳/۰۸/۲۲

نماهنگ | دشمنان بشر

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «امروز حقوق بشر آمریکایی که در بوقهای گوناگونی دمیده میشود، دیگر کسی را فریب نمیدهد. این وضعی که امروز در لبنان هست، این وضعی که در غزّه هست، این وضعی که در فلسطین هست، این جنایتی که عوامل رژیم صهیونیستی در این منطقه با کمک آمریکا، با دخالت آمریکا، با شرکت آمریکا دارند انجام میدهند، این دیگر اجازه نداده که حقوق بشرِ ادّعائیِ غلطِ بی‌معنیِ آمریکایی مورد تصدیق و تأیید کسی در دنیا قرار بگیرد... آن کسانی که با این جنایتها مدّعی حقوق بشرند انسانهای بزرگی، ‌چهره‌های نورانی‌ای مثل سیّدحسن نصرالله را، مثل هنیّه را، مثل سلیمانی را، مثل بقیّه‌ی شهدای بزرگ را تروریست میخوانند و مینامند در حالی ‌که باند تروریستی، خودشان هستند، باند جنایت‌کار خودشان هستن.» ۱۴۰۳/۰۸/۱۲
رسانه KHAMENEI.IR براساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب، نماهنگ «دشمنان بشر» را منتشر میکند.

 بیانات رهبر انقلاب که در این فیلم مشاهده میکنید:

«اصلاً اینها طرف‌دار حقوق بشر نیستند؛ اینها اصلاً حقوق بشر بهشان نمی‌آید؛ دشمن بشرند!» ۱۴۰۲/۰۱/۱۶

«بنده عرض میکنم هر کس دیگری [هم‌] درباره‌ی حقوق بشر حرف بزند، آمریکایی‌ها حق ندارند درباره‌ی حقوق بشر حرف بزنند؛ [چون‌] دولت آمریکا بزرگ‌ترین نقض‌کننده‌ی حقوق بشر در دنیا است.» ۱۳۹۲/۱۰/۱۹

https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=58303

 

یک نکته ای در مسئله ی فانکتوریالیتی در برنامه ی لنگلندز هست که برای شاگرد مبتدی یحتمل اتفاق بیافتد که پس فانکتوریالیتی مسئله هم کجا است؟ یعنی فانکتوریالتی علی القاعده باید نگاشتی بین قاطیغوریاهایی هم باشد و لذا باید فانکتوریالیتی هم رخ دهد یا خیر. ولی یحتمل شاگرد مبتدی این قاطیغوریاها را بگوید که پس کو؟! و حالا اندوسکوپی اش که دیگر چای خود دارد و .... یحتمل این را بتوان گفت خطای محاسباتی شاگرد مبتدی. و مثل این است که شاگرد مبتدی بدتر از این حقیر بفرماید که آقا چی چی را هی می فرمائید توحید توحید؟ این همه تکثر است در عالم هستی، و از این میان شما چسبیده اید به توحید؟ این همه تکثر را نمی بینید؟ و دم از توحید هم می زنید؟ حالا تکاثر هم که می فرماید الهاکم التکاثر نیز مسئله ای دیگر است آنچنان که می فرماید انا اعطیناک الکوثر، ولی آیا می شود هم بفرمائید تکثر هم نداریم و همه چیز از توحید هم هست که نشات می گیرد و حتی مظهر خود پسر حسین علیه السلام نیز همان خود شهید سید حسن نصر الله قدس سره الشریف است که حالا شاگردان مبتدی مثل این بنده ی حقیر در غلطهای محاسباتی ام نمی توانند این تکثرها از مظهر توحیدی و نبوی و امامی و بلکه اصول دین را درست و حسابی مشاهده هم کنند و دیگر چه رسد به اینکه شرحش هم بخواهند کنند که اصلا حماسه ی هندسه ی خورشید انقلاب هم چیست؟ و حالا در شرح منظومه هم آمده است که:

ثمّ، شرعنا فی تعلیل کون العلم حضوریّا شهودیّا، لأهل الشّهود بقولنا: إذ کان فصل الشی‌ء من شی‌ء بشی‌ء، و لم یتخلل اللّاشی‌ء الذی هو مباینه بوجه. و الحال، أنّ‌ ما له تکثر قد حصلا، أی شی‌ء کان‌ ففیه ما سواه قد تخلّلا [41]، کتخلل غیر الشّعلات مثلا فیها، فیوجب تکثّرها. أمّا الوجود، فهو حقیقة نوریة وسیعة ما- نافیة له من ثانی [42]

_______________

[41] أی کل شی‌ء تکثر تخلّل الغیر فیه و بعکس النقیض کل شی‌ء لم یتخلل الغیر فیه لم یتکثر و نجعله کبرى لقولنا: «الوجود لم یتخلل الغیر فیه ینتج المطلوب» نعم، له درجات متفاوتة بالتقدم و التأخر و الشدة و الضعف و الغنى و الفقر و نحوها کما مرّ غیر مرّة.

[42] و ذلک لأن الوجود صمد، و التوحید الصمدی توحید قرآنی و من رزق ذلک التوحید یدری أنه لم ینزّل کلمة وجودیة منفصلة عن الواجب تعالى شأنه، بل الکلمات الوجودیة کلّها من شئونه و هو الکل وحده. و قد روى الصدوق- ره- فی باب التوحید و نفی التشبیه من کتاب التوحید بإسناده‌

شرح منظومه حاج ملا هادی سبزواری، حسن زاده آملی، جلد 5، ص 298

https://lib.eshia.ir/71751/5/298

 

... طرز فکر قائلین به اتحاد عاقل و معقول

با طرز فکر قائلین به تعدد عاقل و معقول آشنا شدیم ، اکنون ببینیم طرز فکر طرفداران نظریه اتحاد عاقل و معقول چگونه است . اینان در عین اینکه‌ نفس را حقیقتی صاحب مراتب می‌دانند قائل به تعدد و تکثر بین نفس و قوای نفسانی و صور ادراک شده نیستند . یعنی در عین اینکه یک نوع کثرت‌ تشکیکی برای حقیقت نفس قائل هستند ولی به این نوع کثرت که سه شی‌ء مجزا و مستقل ، یکی بعنوان جوهر و معروض و یکی بعنوان عرض و سومی بعنوان‌ ابزار و وسیله ، وجود داشته باشند قائل نیستند ، بلکه مدعی هستند که : اولا جوهر ذات نفس با قوای نفسانی تباینی ندارد ، یعنی نفس با مجموع‌ قوای نفسانی یکی است و ثانیا نسبت هر قوه به صورت ادراکی مانند نسبت‌ ماده است به صورت ( و نه مانند نسبت معروض به عرض ) . یعنی چنین‌ نیست که نفس یا قوه نفسانی یک امر متحصل تام التحصیل است و عرضی را می‌پذیرد ، بلکه نفس با پذیرفتن هر صورت مدرکه در هر مرتبه از مراتب‌ ادراکی عین آن صورت می‌شود . و یا به عبارت دیگر نفس به آن " صورت " مستکمل می‌شود و یا به عبارت سوم صور مدرکه کمال اولی نفس بشمار می‌روند نه کمال ثانوی آن ، بنابراین ، تشبیهی که قبلا گفته شد که نفس به منزله‌ درختی است و قوای نفسانی به منزله شاخه‌های این درخت است درست نیست و اساسا در اینجا تنه و شاخه‌ای وجود ندارد . تشبیه نزدیکتر به واقع این‌ است که نفس را در مرتبه عقل هیولانی به منزله نطفه‌ای فرض کنیم که مرحله‌ به مرحله متکامل می‌شود با این تفاوت که نفس یک حقیقت تشکیکی و صاحب‌ مراتب است . اکنون که با طرز فکر منکرین و طرفداران اتحاد عاقل و معقول آشنا شدیم‌ نوبت آن است که ببینیم هر یک از این دو گروه چه دلائلی دارند ....

شرح منظومه، شهید مطهری، جلد 1، ص 89

https://lib.eshia.ir/50018/1/89

ولی خوب این مقالات در باب فانکتوریالیتی را هم نگاهی بیاندازیم:

https://arxiv.org/abs/2409.17323

https://arxiv.org/abs/2408.01348

https://arxiv.org/abs/2406.12838

https://arxiv.org/abs/2405.17909

https://arxiv.org/abs/2404.10139

...

لا اله الا الله اللهم صل علی محمد وآل محمد و تقبل شفاعته وارفع درجته اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعونه و الذابین عنه و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه و الممثلین لاومره و المستشهدین بین یدیه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی